لويه جرگه ها در افغانستان

از کتاب: گردآورده های صدیق وقا
23 August 2026
بخش دوم/ به ادامه گذشته...


در اوضاع و احوال کنونی که وطن ما افغانستان نیازمند گذار به قانونیت، عدالت و حاکمیت قانون بوده و مسالۀ شناسائی ملی و بین المللی ما وابسته به احیای قانون اساسی میباشد و طبق رسوم گذشتۀ تأریخی مرجع تصویب قانون کبیر ملی جرگه کبیر ملی پذیرفته شده است. روی این ملحوظ نگاشته خود را با نیاز روز وفق داده و اینک درمعرض خوانش آگاهان و تأریخ پژوهان قرار میدهم.


- لویه جرگه کابل سال ۱۸۶۵ معطوف به حل مسایل خانواده گی امراء

تاریخ سیاسی افغانستان جرگه ها و لویه جرگه های را نیز بخاطر دارد، که در آن منافع عمومی نی، بلکه رویا ها و امیال شخصی امیران و شاهان ارجحیت داشته است، لویه جرگه زمان امیر شیرعلی خان یکی از آنها است، در این جرگه که به منظور استحکام پادشاهی، جلب حمایت مردم و تأمین امنیت در سال ۱۸۶۵ دعوت شده و در کار آن ۲۰۰۰ نفر شرکت داشت، ریاست این جرگه را خود امیر به عهده داشت و تمام اراکین دولت در آن شرکت کرده بودند، در این جرگه امیرشیرعلی خان توانست تا در مورد مخالفتهای برادران خود چون سردار امین خان و سردار محمد شریف خان غور کرده ورای گیری کند که با ایشان چه نوع رفتاری در پیش گیرد، طبق فیصله جرگه امیر بعد از یک اخطار کتبی به کندهار سوقیات نمود، سردار امین خان برادر خود را در میدان جنگ بکشت و کندهار را مطیع ساخت، همچنان این جرگه ولیعهدی شهزاده عبدالله پسر هفت ساله امیر را تصویب نمود.


قابل تذکر است که پروگرامهای اصلاحی سید جمال الدین افغان و امیر شیر علی خان بین سالهای ۱۸۷۸-۱۸۶۲ که از بالا رویدست گرفته شده بود، حاوی یک سلسله تغییرات در عرصه های تعمیم معارف و فرهنگ، ایجاد کتابخانه ها و جراید و غیره بود که با تعرض نظامی و اغوای سیاسی انگلیس و غفلت زمامداران آنوقت درهم پیچید و تاکنون همان طور پیچیده و لاینحل باقی مانده است.


– لویه جرگه اعلام بیطرفی پاسیف افغانستان در جنگ اول جهانی سال ۱۹۱۵

این لویه جرگه که در سال 1915 با شرکت 540 نفر در شهر کابل انعقاد یافت، یکی از لویه جرگه های میباشد که امیر حبیب الله خان با خبط سیاسی بیطرفی محض وپاسیف افغانستان در جنگ عمومی دوّم را از طریق آن اعلام میکند و هیجان عمومی مردم را که عبارت از رهایی کامل از قید استعمار و مبارزه برضد انگلیسها بود را نادیده گرفته و برغم طرفداری سردار نصرالله خان نایب السطنه و شماری از اراکین دولت، پیشنهاد هیأت های سیاسی آلمان، آسترالیا و ترکیه را که خواهان اتحاد نظامی علیه انگلیسها بودند، رد میشود.


به نقل از” افغانستان در مسیر تاریخ” امیر میخواست مذاکرات را با هیأت سیاسی آلمان، اتریش وترکیه طول دهد تا مقاصد خویش را بالای انگلیس از راه مفاهمه بقبولاند، اما نمی خواست علیه انگلیس برای این منظور اعلان جنگ بدهد، در مقابل این همه مساعی امیر حبیب الله خان که به نفع دولت انگلیس دریک مرحله بحرانی تمام شد،دولت انگلیس به امیر وعده داد که دولت انگلیس بعد از ختم جنگ، استقلال سیاسی افغانستان را برسمیت خواهد شناخت، شصت میلیون کلدار حق السکوت خواهد پرداخت وهم سالانه تا دو میلیون و چهارصد هزار کلدار به دولت افغانستان خواهد داد، در حالیکه بعد از ختم جنگ دولت انگلیس یکی از این وعده ها را ایفاء نکرد، تنها بیست میلیون کلدار تا پشاور فرستاد که آنهم همانجا حیف ومیل شد تا امیر بمرد.

این روش امیر در داخل افغانستان تولید تنفر و انزجار عمیقی نمود،مخصوصاً روشنفکران و آزادیخواهان جداً در صدد مخالفت و جبران آن برآمدند.


- لویه جرگه ها بعد از استرداد استقلال افغانستان،ریفورم عصر امانی، دوران نادرشاه و اوایل سلطنت ظاهر شاه

حکومت امانی بعد از تصفیه حساب با دولت انگلیس و اعلام استقلال مشغول اصلاحات داخلی گردید، دولت برای تنظیم امور قوانین و نظامنامه ها را تصویب نمود، شورای دولت که در ترکیب روشنفکرانی چون فیض محمد خان ناصری، سعدالدین خان وکیل و محمود طرزی و دیگران قرار داشتند در ترتیب پروژه های قانون سهم بارز گرفتند، در این عصر که دور آزادی خواهی و روشنگری آغاز میشود،جرگه ها نیز از اهمیت خاص در قانون گذاری برخوردار است، جرگه های کبیر از خود لایحه نظمیه ومقررات وهم تدابیر انعقاد جلسات داشت.


– لویه جرگۀ جلال آباد

پس از پادشاهی امان الله خان و استرداد استقلال افغانستان، نخستین جرگه بزرگ، که مرکب از اعضای شورای دولت و نماینده گان مردم کابل و اطراف آن، ننگرهار، لغمان و کنر بود، در زمستان ۱۹۲۱ در جلال آباد برگزار گردید. شمار اعضای این جرگه به ۸۷۲ نفر می رسید و شخص شاه بر آن نظارت داشت. منظور اصلی این جرگه اصلاحات اجتماعی بود و نظامنامه اساسی را که نخستین قانون اساسی افغانستان به شمار می رود به تصویب رساند. این نظامنامه حاوی الغای برده گی، تحکیم وحدت ملی، تصریح آزادی های فردی، تساوی حقوق اتباع، مالیات متناسب با در آمد و مانند اینها بود.

در همین سال رویداد های دیگری نیز بوقوع پیوست که بر روان لویه جرگه بی تاثیر نبود، معاهده برقراری روابط سیاسی و مناسبات تجارتی میان دولت برتانیه و دولت افغانستان همزمان با رخداد لویه جرگه در ۲۲ نوامبر ۱۹۲۱بود که توسط سر هنری دابس و محمود طرزی در داخل ۱۴ ماده به امضاء رسید، همچنان معاهده مؤدت ودوستی بین افغانستان واتحادجماهیرشوروی سوسیالیستی در ۲۸ فبروری ۱۹۲۱ امضاء شد و هکذا به تاریخ ۱ مارچ ۱۹۲۱معاهده مؤدت و دوستی بین افغانستان و دولت جمهوری ترکیه و به تاریخ ۳ جون همین سال قرار داد تأسیس روابط سیاسی بین افغانستان و ایتالیا عقد گردید. 



– لویه جرگه یا جرگه کبیر پغمان ۱۹۲۲

دنباله جرگه بزرگ جلال آباد بود. ولی بیشتر به مسأله اصلاحات اقتصادی توجه داشت و در تابستان ۱۹۲۲ در شهرک پغمان برگزار شد، در این جرگه که ده روز به درازا کشید، اشتراک کننده گان که تعداد شان به ۱۵۰۴ نفر می رسید، آزادانه ابراز نظر می کردند و گاهی با نظرات شاه مخالفت نشان می دادند. در این جرگه بود که نظامنامه اساسی مورد بحث قرار گرفت و در پایان این جرگه به تایید شاه رسید.

در همین سال بر علاوه سایر کارهای مهم مناسبات سیاسی با فرانسه قایم گردید، و موافقنامۀ به امضاء رسید که به اساس آن امتیاز حفریات آثار باستانی افغانستان به فرانسه سپرده شد و همچنین فرانسوی ها در عرصه فرهنگی و بهداشت افغانستان سهم فعالی اتخاذ و شاگردان افغانی به فرانسه اعزام شدند.




– لویه جرگه یا جرگه بزرگ پغمان ۱۹۲۴

نظامنامه اساسی تصویب شده در جرگه های ۱۹۲۱ و ۱۹۲۲ باعث واکنش های شدید در میان مردم شد و نیرو های مخالف اصلاحات با تحریکات بیگانه در خوست شورشهایی را به راه انداختند، چنانچه در اوایل سال ۱۹۲۴ ملاعبدالله معروف به ملای لنگ به همکاری ملا عبدالرشید موضوع قانون جزاء را که در زمان زعامت امان الله خان طرف تطبیق قرار گرفته بود، بهانه نموده و آنرا خلاف احکام شریعت تلقی کرد و به اغتشاش دست زد، تا بالاخره ۲۵ تن اغتشاشیون بشمول سر کرده های آن دستگیر و از طرف محکمه نظامی در ماه می ۱۹۲۵ محکوم به مرگ شدند، در پرتو چنین اوضاع متشنج دولت ناگزیر شد تا برای تعدیل و تجدید نظر بر نظامنامه اساسی دومین جرگه بزرگ پغمان را برگزار کند، در این جرگه که شمار اعضای آن به ۱۰۰۰ نفر می رسید، شورای دولت که ۱۵۰ نفر عضو داشت به شورای ملی ارتقاء داده شد، عفو مجازات از حقوق شاه شناخته شد، دوره سربازی سه سال تعیین و القاب رسمی و تشریفاتی لغو شد، به نقل از ” افغانستان در مسیر تاریخ” دراین جرگه یک هزار نفر انتخابی ملت و انتصابی شاه در پنج ستون در صحن تیاتر پغمان می نشستند، در ستونهای جناحین وکلای ملت و در ستونهای وسطی نماینده گان انتخابی شورای دولت و مجالس مشوره ولایات جا می گرفتند، تخت شاه روی ستیژ قرار داشت که در یمین او علمای محکمه تمیز و افسران نظامی تا درجۀ غندمشر ( دگرمن) و اعضای انتصابی شورای دولت و کندکمشران ( جگړن های) نظامی و در یسارش قضات محاکم و روسا و مدیران وزارت خانه ها جا داشتند، در جبهه پیشروی تخت شاه چوکی رئیس و دو نفر معاون و یک نفر منشی مجلس گذاشته شده بود، و مقید بود هر ناطقی که از صف صحنه بروی ستیژ می برآمد، باید از جناح راست از پشت میکروفون سخنرانی میکرد، مصوبات در این جرگه با اکثریت به عمل می آمد.

طوری که بیان شد، این جرگه با نظم و دسپلین خاص و به شیوه مجالس کشور های متمدن برگذار شد.



در جرگه های کبیر سالهای( ۱۹۲۸-۱۹۲۴) پغمان و مجالس رسمی مشورتی برج شمالی ارگ و چمن ستور که پیرامون تثبیت شاخصه های سیاست افغان و انگلیس و پروگرامهای اصلاحی شاه که در عصر متمدنانۀ امان الله خان انعقاد یافت، برعلاوه نماینده گان طبقات و اقشار گوناگون اجتماعی شماری از روشنفکران چپ اندیش نیز رسماً حضور و شرکت داشتند، منجمله شادروان میرغلام محمد غبار مورخ و سیاستمدار شهیر کشور به نماینده گی حلقه جوانان افغان، شاد روان عبدالرحمن محمودی و  شادروان غلام محی الدین خان انیس منحیث وکلای مردم فعالانه اشتراک ورزیده و نقش با اهمیتی را بدوش کشیدند، در عصر امانی یک نفر از اینها به حبس سیاسی یا اعدام محکوم نشدند.

عبدالرحمن خان  لودین از اعضای لویه جرگه ۱۳۰۳ پغمان بود که به نوبه خود در خاموش ساختن ملاهایی که اصلاحات امانی را نمی‌خواستند بپذیرند شجاعانه استدلال می‌کرد و نظراتش را بیان می‌داشت:

«حضرات علما را نباید که در هر چیز و هر کار ناخنزنی کنند و به کارهای که در آن خدا حکومت و ملت را مختار نموده است، نبایستی مداخله را روادار شوند. این سخن بدان میماند که حکومت بیک مقام سرک پخته را بردن خواهش دارد، درآنموقع بگویند که از علما پرسیده شود و یا به کدام جای نهر میکند، باید بی اجازه ملا نکند....» («رویداد لویه جرگه دارالسلطنه»، ۱۳۰۳، صفحه ۲۸۵ و ۲۸۶)


- لویه جرگه یا جرگه بزرگ کابل ۱۹۳۰

یکی از جرگه های دیگر که پس از سقوط امان الله خان وروی کار آمدن نادرشاه بخاطر فریب واغوای مردم و کشیدن نقاب مصنوعی برچهره و ماهیت رژیم استبدادی نادر انعقاد یافت، همانا لویه جرگه ۳۰۱ نفری و فرمایشی کابل بود که در آن ۲۰۹ نفر مامور رسمی و افسران نظامی بشمول ۱۸ تن دیپلوماتهای خارجی بحیث مستمع مشاهد لویه جرگه اشتراک نمودند، جرگه با سخنرانی نادر شاه در قصر ستور وزارت خارجه آغاز شد، امّا ریاست آن را برادر وی محمد هاشم خان بعهده داشت،به نقل از جلد دوم ” افغانستان در مسیر تاریخ” شاه قبل از افتتاح مجلس نماینده گان جرگه را به دعوتهای رسمی مشغول ساخت و تحت تلقین نگهداشت و آنگاه به همۀ آنان چپن و دستاری بخشید، و مجلس را رسماً بگشاد، غبار به ادامه مینویسد : ” منظور ازین جرگه دو چیز بود؛ یکی ابطال آن تصاویب مترقی که در جرگۀ انتخابی سال ۱۳۰۷ شمسی برابر (۱۹۲۸) در پغمان، شکل قانونی بخود گرفته بود، از قبیل: الغای القاب و لباس رسمی مامورین، تعیین دارایی هنگام دخول در خدمت دولت و از مصارف شخصی خود حساب دادن، قانون استخدام، تجدید اختیارات قضات و حکام، تأسیس ادارۀ تفتیش عمومی، تعیین جزاء بر اساس قانون مدونه قبلی و تعیین جزای نقدی، تشکیل محاکم عصری و مدنی، آزادی مطبوعات و انتقاد، الغای نکاح صغیره و تعیین سن ازدواج، آزادی رفع حجاب زن، شرط داشتن شهادتنامه برای ملاها، تبدیلی علامت بیرق، تأسیس شورای ملی ۱۵۰ نفری با سواد و امثالهم” که همه و همه جنبه های دموکراتیک ریفرم های اصلاح طلبانۀ امان الله خان شاه ترقی پسند افغانستان را در برمیگرفت، اما اینها خارچشم زمامدار مستبد و خودکامه را تشکیل میداد و از نگاه رژیم مطلقه مردود پنداشته میشد، همان است که مصوبات قانونی جرگۀ پغمان ابطال شد، موضوعاتی از قبیل لایحه انتخابات شورای ملی، تعداد و شیوه انتخاب وکلای مجالس شورای ولایات، رنگ بیرق، استرداد دارایی های امان الله خان و تصویب دو باره نشان ها و القاب رسمی و تشریفاتی مورد بحث قرار گرفته نام نظامنامه اساسی نیز با تجدیدنظرهایی به اصول نامه اساسی تغییر یافت و فراتر از آن با ادعا های میان تهی امان الله خان ” خاین ملت و دزد دارایی افغانستان” خطاب شد و ثروت گویا دست داشته او واپس خواسته شد، اما امان الله خان چون خلاف ادعای زمامدار تازه از مال و منال با خود در ایتالیا متاعی نداشت و سنگینی بار معشیت خانواده را احساس کرد طی نامه خصوصی ای از شاه ولیخان وزیر مختار لندن خواست تا از ثروت و عین المال شخصی اش در کابل و همچنان جایداد ملکه ثریا چیزی به ایشان برسد تا از دشواری روزگار نجات یابند، چون داستان عین المال امان الله خان و برخورد غیر منصفانه نادرشاه و نامه هایی که دراین باره رد و بدل شده است، خارج از مبحث کنونی میباشد از تداوم آن منصرف میشویم، مقصد آن است که نادر شاه با استفاده از جرگه فئودالی مذکور تا که توانست امان الله خان را بکوفت وبا بهره گیری از سهوها و شتابزده گی های امان الله خان قشر روشنفکر و وطنپرست را نیز سرکوب و آنان را بنام ” امانیستها” شناسایی و تحت عنوان” خاین دین، دولت و ملت” در زندان ها افگند و به پایه دار تحویل نمود، روی همین ملحوظ است که دوره نادرشاه در تاریخ معاصر افغانستان بنام دور ترور و اختناق و تسلط ارتجاع محسوب میشود.


– لویه جرگه یا جرگه بزرگ کابل ۱۹۰۴۱

با کشته شدن نادرشاه و رویکار آمدن ظاهر شاه در ماهیت رژیم تغییر فاحشی رونما نگردید، زیرا از یکطرف اداره حکومت “از سه برادر” به” دو عمو یا دو برادر” تبدیل یافت و از جانبی هم زیر عنوان انتقامگیری از قاتلین نادرشاه ” کشتار دسته جمعی” و” مطلقیت و استبداد” ادامه یافت. با این همه در بحبوحه جنگ دوم جهانی که افغانستان در ۱۷ اگست ۱۹۴۰  رسماً بیطرفی خود را اعلام داشت و اتباع جرمنی در افغانستان به مشاغل خویش باقی ماندند، انگلیسها میخواستند تا اتباع جرمنی از افغانستان خارج شوند، این مقابله اسباب برخی تشنجات داخلی را فراهم ساخت، حکومت نمیتوانست مسئولیت این عمل را بدوش کشد، پس در ۵ نوامبر سال ۱۹۴۱ لویه جرگه دعوت شد، این نخستین جرگه ای بود که پس از ترور نادر خان و پادشاهی پسرش محمد ظاهر شاه بر گزار شد، این جرگه در مکتب حبیبیه با سخنرانی محمد ظاهر شاه انعقاد یافت و دو روز ادامه داشت.

این جرگه بیطرفی افغانستان در جنگ عمومی دوم را اعلام نمود و طبق یادداشت های دولتین شوروی و انگلیس در اکتوبر ۱۹۴۱ اتباع و کارشناسان جرمنی را با تضمین مصونیت شان با امن از افغانستان خارج ساخت، هرچند بعد از جنگ سفارت جرمنی در کابل مسدود شد و دم و دستگاه جاسوسی انگلیس در داخل دولت وسعت یافت، اما خاطرۀ مصئون نگهداشتن وبا امن انتقال دادن اتباع آلمانی برای سالیان متمادی سنگپایه مناسبات دوستی و تفاهم نیک میان جرمنی و افغانستان قرار گرفت، که ثمره نیک لویه جرگه ۱۹۴۱ میباشد، پدر مرحومم میرزا عبدالغفارخان وفا، یکتن از اراکین وزارت امورخارجه وقت افغانستان در زمره سایر مامورین و منسوبین دولت یکتن از شرکت کننده های این جرگه تاریخی بودند، ایشان بارها رویداد این جرگه را که چگونه مملو از بحث های داغ به جانبداری از آلمان ودر ضدیت به آن در حمایت از شوروی ها و انگلیسها صورت میگرفت برایم بازگو و قصه نموده بود، ایشان میگفتند که در بیرون تالار جرگه بعضی ها در حمایت از پیشروی های آلمان اظهار خوشی و شعف میکردند و برخی ها هم از مقاومت و پیشرفت روسها در جبهه جنگ استقبال مینمودند، بالاخره روحیه مهمان نوازی و پناه دادن به اتباع یک کشوری که در جنگ است باعث شد تا افغانستان در این جرگه با درایت سیاسی بتواند هم اعتماد روس و انگلیس را جلب کند وهم با حفظ بیطرفی در جنگ اتباع کشور آلمان را خارج سازد.


– لویه جرگه یا جرگه بزرگ کابل ۱۹۵۵

قدر مسلم آن است، هنگامی که در سال ۱۹۴۷ جرگه قبایل سرحدی استقلال خویش را در برابر پاکستان اعلام داشتند و نماینده گان خود را به کابل اعزام داشتند و از قیام مسلح خویش علیه پاکستان استمداد جستند، حکومت افغانستان کوشید ایشان را از اقدامات مسلحانه در مقابل پاکستان منصرف گردانیده و منتظر نتائیج مذاکرات دوستانه و اقدامات صلح جویانه سازد، این همه باعث شد، تا پاکستان مهلت یابد در ۱۹۴۸ خان عبدالغفار خان را محبوس کند، یکسال بعد تر در ۱۹۴۹ دهات پشتونستان وهم مغلگی پکتیا را بمبارد کند، و با استفاده از قوه نظامی جنبش آزادیخواهی پشتونها و بلوچها را سرکوب نماید، قضیه پشتونستان و خط دیورند که تاکنون راه حل سیاسی خود را نیافته از زمره مسایل داغ سیاسی میان افغانستان و پاکستان میباشد، از نگاه آگاهان این مساله باید در یک لویه جرگۀ اختصاصی و تاریخی یا بشیوه مدرنتر آن طی یک ریفراندم ( همه پرسی) حل و فصل شود،امّا مطلب مهم در این میان، جاری نگهداشتن همکاری و روابط متقابلاً مفید منطقه یی و روابط تراتزیتی و تجاری بین پاکستان و افغانستان با استفاده از تجربه تاریخی اروپای آزاد میباشد که زمامداران ما از چند دهه بدینسو بدان کمتر توجه نموده اند، این قضیه مبحث بزرگ سیاسی بوده که از بحث مسایل جرگه و لویه جرگه مجزا و خارج است، پس آنرا میگذاریم به بررسی های دیگر؛

جرگه ۳۷۱ نفری نوامبر سال ۱۹۵۵ کابل هنگام صدارت محمد داوود خان به دنبال تحولات منطقه ئی و بوجود آمدن کشور جدید پاکستان بر گزار شد، ریاست آن را محمد گل خان مومند به عهده داشت، موضوع آن مسأله پشتونستان بود و ۵ روز به درازا کشید، قابل تذکر است که در فبروری همین سال بیرق سفارت پاکستان در کابل و بیرق قونسلگری این کشور در جلال آباد توسط مظاهره کننده گان پائین کشیده شد و متعاقب آن در افغانستان امر سفربری و آماده باش صادر گردید، همچنان درمارچ سال ۱۹۵۵ بود که سردار محمد داوود خان طی یک بیانیه رادیویی پاکستان را نسبت به تصمیمش در مورد تشکیل یونت غربی به شدت نکوهش کرده واین اقدام پاکستان را سبب غصب حقوق پشتونهای آنطرف سرحد خوانده و همدردی حکومت و مردم افغانستان را در مورد این سرزمین ها و مردم آن ابراز داشت.

برعلاوه چنین وضعیت وخیم سیاسی میان افغانستان و پاکستان، در همین سال رویداد های دیگری هم بوقوع پیوست که مضمون لویه جرگه را غنا بخشید، چنانچه در ۱۸ اپریل ۱۹۵۵ اولین کنفرانس بین المللی با اشتراک کشور های غیرمنسلک در شهر باندوک اندونیزیا دائر و هیأت افغانی تحت ریاست سردار محمد نعیم وزیر امور خارجه وقت در آن شرکت وبر موقف عدم انسلاک افغانستان تأکید بعمل آمد، در 29 اپریل 1955 جمال عبدالناصر رئیسجمهور مصر از کابل دیدار نمود.

خلاصه اینکه به دنبال جرگه ۱۹۵۵ کابل بود که افغانستان روابط تنگاتنگی را با شوروی پیش گرفت و این آغاز مناسبات نیک حسن همجواری افغانستان با شوروی ها بود.

قبل برین نیز در سال ۱۹۵۳ با اعزام هیأت کلتوری افغانستان تحت ریاست داکتر محمد انس رئیس پوهنتون کابل به ماسکو نخستین گامهای مناسبات فرهنگی دو کشور پایه گذاری شد،همچنان در سال ۱۹۵۴ قرار داد اعمار دو سیلو بین تخنواکسپورت روسیه و وزارت مالیه وقت افغانستان( دکتبار سفیر شوروی در کابل وعبدالملک خان وزیر مالیه) امضاء شده بود، در همین سال ۱۹۵۵ که لویه جرگه انعقاد یافت .

یکماه بعداز همین لویه جرگه بود که در ۱۵ دسامبر ۱۹۵۵ مسافرت سه روزۀ خروسچف صدر هیأت رییسه حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی به همرایی بولگانین صدراعظم این کشور به افغانستان شروع شد، طی این مسافرت اتحاد شوروی مبلغ یکصد ملیون دالر قرضه به افغانستان داده، موافقه همکاری وعدم تعرض را که درسال ۱۹۳۱ بین دو کشور عقد شده بود تأیید و تمدید نمود،علاوه برآن هردو طرف طی یک اعلامیه مشترک سیاست های خارجی دولتین خود را در موارد مختلف بین المللی بشمول حمایت شوروی از افغانستان در موضوع پشتونستان ابلاغ کردند، همچنان شورای ملی دور نهم نیز بر موافقنامه ها بین افغانستان و اتحاد شوروی صحه گذاشت.

 ادامه دارد...