ترکیب زبانی نفوس افغانستان
خلاصه:
این مقاله که قبلا در کتاب "تأریخ مستند افغانستان" جلد اول منتشر شده بر محوریت داده های «سروی دموگرافی و صحی سال ۲۰۱۵ (AfDHS)» و نقش تأریخی زبان دری استوار است. در جامعه علمی، برخی از استدلالهای این مقاله توسط پژوهشهای ژنتیکی و تأریخی تائید و برخی دیگر با دیدگاه های متفاوتی روبرو شده اند. در ادامه، منابع و دیدگاه های علمی مرتبط با ادعاهای مطرح شده در این مقاله ارائه میگردد:
۱. منشأ ژنتیکی و زبانی هزاره ها و اوزبیکها
تائید (شباهت ژنتیکی): مطالعات ژنتیکی مدرن، از جمله تحقیق منتشر شده در مجله علمی PLOS ONE (۲۰۱۲)، ادعای مقاله مبنی بر تفاوت ساختار ژنتیکی هزاره ها و اوزبیکها از پشتونها و تاجیکها را تائید میکند. این تحقیقات نشان میدهند که هزاره ها و اوزبیکها دارای قرابت ژنتیکی بالائی با نفوس آسیای مرکزی و شرقی (ترک تبار و مغول تبار) استند.
تائید (تغییر زبانی): منابع علمی متعددی تائید میکنند که تفاوت زبانی میان هزاره ها (که به دری صحبت میکنند) و اوزبیکها (که به ترکی صحبت میکنند) یک پدیده فرهنگی متاخر است. شواهد نشان میدهد که هزاره ها ریشه در گروه های ترک-مغول دارند که در جریان فتوحات قرن ۱۳ تا ۱۵ تقویم مشترک با جمعیتهای بومی آمیخته شده و به تدریج زبان دری را پذیرفته اند.
دیدگاه متفاوت: برخی محققان مانند دوکتور سید عسکر موسوی، ریشه هزاره ها را قدیمی تر از حملات مغول دانسته و آنها را به ساکنان ترک آسیای مرکزی نسبت میدهند که پیش از اسلام در این مناطق ساکن بوده اند.
۲. نقش زبان دری به عنوان «زبان میانجی» (Lingua Franca)
تائید علمی: اجماع گسترده ای در منابع تأریخی و زبانشناسی وجود دارد که زبان دری برای قرنها زبان اداری، ادبی و میانجی در منطقه بوده است. دایره المعارف ایرانیکا و ویکی پدیا تائید میکنند که حتی فاتحان ترک تبار نیز از دری به عنوان زبان دربار و اداره استفاده میکردند.
تائید (تغییر زبان پشتونها): ادعای مقاله در مورد تغییر زبان لایه هائی از پشتونها (به ویژه در کابل پس از دوران تیمورشاه) به زبان دری، در منابع تأریخی و تحلیلهای زبانشناسی سیاسی تائید شده است. شهرنشینی و تمرکز امور اداری در کابل باعث شد تا بسیاری از قبایل پشتون در محیطهای شهری، زبان دری را به عنوان زبان اول خود برگزینند.
۳. اعتبار داده های احصائیوی (AfDHS 2015)
تائید روش شناسی: «سروی دموگرافی و صحی افغانستان (AfDHS)» که توسط وزارت صحت عامه و با حمایت USAID انجام شد، به عنوان یکی از سیستماتیک ترین و معتبرترین بررسیهای آماری در غیاب سرشماری عمومی نفوس شناخته میشود. این سروی با نمونه گیری از بیش از ۲۴,۰۰۰ خانوار در تمامی ۳۴ ولایت انجام شده است.
نقد علمی: برخی از پژوهشگران در حوزۀ «سیاست گذاری زبان»، منتقد استفاده از آمارهای زبانی به عنوان تنها معرف ترکیب قومی استند. آنها استدلال میکنند که به دلیل عدم وجود ارقام زبانی از سرشماری رسمی نفوس از سال ۱۹۷۹ به این سو، هرگونه تخمین در مورد تناسپ زبانی و قومی با حاشیۀ خطا همراه است و نباید تنها بر اساس یک سروی مقطعی (مانند ۲۰۱۵) قضاوت نهائی کرد. اما این سروی با سمپل بسیار بالا اجرا شد که نتایج آنرا اعتبار میبخشد.
نتیجه گیری: ادعاهای علمی این مقاله پیرامون «تغییر زبان در پیوند با حفظ هویت ژنتیکی» توسط علم ژنتیک مدرن پشتیبانی میشود، اما در بخش "تخمینهای دقیق فیصدی نفوس"، به دلیل نبود ارقام تازهٔ سرشماری رسمی، در میان پژوهشگران علوم اجتماعی بحث و تفاوت نظر وجود دارد.
توزیع جغرافیائی و قومی زبان های افغانستان
توزیع جغرافیائی و قومی زبان های مروج در افغانستان یک پدیده مغلق بوده است. زبانهای پشتو و دری وابسته به گروه زبان های هندو آریائی است. در حالیکه ساختمان ژنتیکی اقوام هزاره و اوزبیک را باهم ارتباط می دهد اما این دو قوم از لحاظ زبانی به دو گروه جداگانه مربوط می شوند. زبان مردم هزاره مانند پشتون ها و تاجیک ها وابسته به گروه زبان های هندو آریائی است در حالی که زبان اوزبیک ها مربوط به فامیل زبان های ترکی می باشد. طوری معلوم می شود که زبان اوزبیکی مروج در افغانستان وارث مستقیم یک زبان ترکی منقرض شده ایست که در قرن پانزده هم تقویم مشترک ایجاد شده بود. این در حالی است که جدائی ارتباطات ژنتیکی میان هزاره ها و اوزبیک ها قبل از این زمان به وقوع پیوسته است. این امر نشان می دهد که اختلافات زبانی میان اقوام افغانستان معرف بروز تغییرات فرهنگی در زمان های متاخر باشند.
طوری که می بینیم نتایج این مطالعات با آنچه از تأریخ این سرزمین ها می دانیم مطابقت دارد. بطور مثال با حمله مغول ها و استیلای طولانی آن ها و بازمانده گان تیموری شان در ماوراءالنهر، خراسان، سیستان، اراکوزیا، فارس، تخارستان، زابلستان، کابلستان و غیره سرزمین ها تغییرات بزرگ فرهنگی و جمعیتی در این سرزمین ها بوقوع پیوست و تعداد کثیری از مردمان اقوام مهاجم در این مناطق مسکن گزین شدند که از لحاظ ژنتیکی با مردمان محل متفاوت بودند. این مهاجرین در مناطق مرکزی کشور در نتیجه اقامت طولانی و آمیزش با مردم محل زبان های اصلی خود را از دست داده زبان های محلی را پذیرفتند. با آمدن صفوی ها؛ قزلباش ها و فارس ها هم در این مناطق مسکون شده مذهب شیعه را بین مردم محل شایع کردند.
زبان محاوره معرف قوم نیست
در مورد احصائیه های زبانی افغانستان باید دقت بیشتر بخرچ داد چون احصائیه های زبان در افغانستان ممثل ترکیب قومی نفوس نیستند. باید توجه داشت که بعد از اسلام در حاکمیت دولتهای طاهری، صفاری، سامانی، غزنوی، غوری، سلجوقی، خوازمشاهی، مغولی، تیموری، صفوی، هوتکی، افشاری و درانی در این سرزمینها زبان دری به مثابه زبان رسمی خط و کتابت اداری و نظامی و زبان تعلیمی مدارس طرف استفاده قرار گرفت. در زمان این سلسله ها تقسیم وظایف زبانی بوجود آمد. زبان ترکی به مثابه زبان عسکری و اردو، زبان عربی به حیث زبان دین، فلسفه و علم و زبان فارسی/دری به عنوان زبان دربار، ادارهٔ دولت و خط و کتابت پذیرفته شد که تا سالهای اول قرن بیستم در منطقه مراعات میگردید. بسیاری از شعرا و دانشمندان به زبان فارسی/دری یا عربی کتاب مینوشتند با وجودیکه خودشان ترک و یا پشتون بودند از مثالهای عمدهٔ آن مولانا جلال الدین محمد بلخی (رومی) است که پدرش ازوابستگان نزدیک دربار خوارزمشاهیان ترکتبار بود اما تمام آثار او بزبان فارسی/دری نوشته شده است هم چنانکه احمدشاه ابدالی بزبان فارسی/دری شعر میسرود.
از این جهت زبان فارسی/دری زبان مشترک تفاهم اقوام مختلفه منطقه را در این سرزمینها تشکیل داده بالای ترکیب زبانی نفوس تأثیرعظیمی بجا گذاشته است. بطور مثال بعد از انتقال پایتخت افغانستان از قندهار به کابل در عصر تیمورشاه، و در نتیجه مهاجرت تعداد کثیر سدوزائیها و بارکزائیها و سائر قبائل پشتون از قندهار به کابل که عمدتآ یک شهر دری زبان بود، بعد از چندین نسل با توجه به ازدواجهای مختلط، زبان خط و کتابت اداری و زبان تعلیم و تربیه در مکاتب و مدارس سدوزائیها و بارکزائیها زبان اصلی پشتو را از دست داده دری زبان شدند. به همین ترتیب در اثر انتقال نفوس ناقلین به صفحات شمال و غرب کشور بسیاری پشتو زبانان بعد از چند نسل زبان پشتو را به عنوان زبان محاورهٔ خانوار از دست دادند.
احصائیه های زبانی
خوشبختانه در مورد ترکیب زبانی نفوس کشور معلومات احصائیوی دست اول موجود است. در سرشماری سال ۱۳۵۸ زبان تکلم خانوار از مردم پرسیده شد. با آنکه ارقام حاصله از این سؤال نشر نشد اما این معلومات در اداره مرکزی احصائیه موجود است. زبانهای عمدهٔ نفوس افغانستان عبارت اند از: دری، پشتو، ازبکی، ترکمنی، بلوچ، پشه یی و نورستانی. از جمله دو زبان دری و پشتو به حیث زبانهای ملی در قانون اساسی سال 2004م مسجل شده اند. همانند احصائیه های قومیت، احصائیه های رسمی زبان نیز در افغانستان موجود نیستند. با آنکه در سرشماری سال 1979م از مردم در مورد زبان محاوره در خانوار سؤال گردید اما نتایج آن هرگز جمع بندی و منتشر نشدند.
آخرین ارقام معتبر در مورد ترکیب زبانی نفوس کشور در نتایج سروی دموگرافی و صحی منتشرهٔ سال 2015 وزارت صحت عامه و ادارهٔ انکشافی ایالات متحدهٔ امریکا ( USAID) انعکاس یافته اند.
این ارقام که در جریان فهرست برداری خانوارهای دهاتی در سالهای ۱۳۸۱-۱۳۸۴ (2002-2005م) جمع آوری گردیده بودند صرف مربوط نفوس دهاتی کشور است به تفصیل هر ولایت در جدول 1 انعکاس یافته اند. مطابق این جدول در دهات افغانستان 48.7 فیصد بزبان پشتو، 38.1 فیصد دری، 7.2 فیصد ازبکی، 1.8 فیصد ترکمنی، 1.3 فیصد پشه یی، 0.7 فیصد نورستانی، 0.5 فیصد بلوچی، و 0.8 فیصد به سائر زبانها محاوره میکنند. معلومات در مورد بقیه 0.8 فیصد موجود نیست. این معلومات نشان میدهد که در دهات افغانستان کمی بیشتر از ۹ میلیون نفر بزبان پشتو صحبت میکنند، کمی بیشتر از 7 میلیون نفر بزبان دری، 1.3 میلیون نفر بزبان ازبکی، ۳۲۹ هزار نفر بزبان ترکمنی، ۹۷ هزار نفر بزبان بلوچی، ۲۴۹ هزار نفر بزبان پشهء، 127 هزار نفر بزبان نورستانی، و 153 هزار نفر به سایر زبانها صحبت میکنند. 146 هزار نفر در این مورد معلومات نداده بودند. باید توجه داشت که زبان هزاره گی در جدول ۱ شامل زبان دری میباشد.

یادداشتها در مورد جدول۱:
۱ در نفوس کاپیسا 20% زبان پشه یی شامل است که زیر سائر و نامعلوم جمع شده اند.
۲ در نفوس پکتیکا 10% نامعلوم است.
۳ در نفوس ولایت لغمان 30% زبان پشه یی شامل است که زیر سائر و نامعلوم جمع شده اند.
۴ در نفوس ولایت نیمروز بیش از 60% زبان بلوچی شامل است که زیر سائر و نامعلوم جمع شده اند.
۵ در نفوس ولایت نورستان بیش از 90% زبان نورستانی شامل است که زیر سائر و نامعلوم جمع شده اند.
۶ در نفوس ولایت زابل 15% نامعلوم است.
تخمین مجموع نفوس به تفکیک زبان
اما هرگاه ما با استفاده از توزیع نفوس دهاتی افغانستان به تفکیک زبان محاره خواسته باشیم به تخمین تمام نفوس کشور به تفکیک زبان نایل شویم لازم است دو فرضیه را در نظر بگیریم:
اول- ترکیب نفوس شهر کابل را معکوس حالت دهاتی ولایت کابل فرض نمائیم زیرا در شهر کابل، بر خلاف ولسؤالیهای کابل، دری زبانان به مراتب بیشتر از پشتو زبانان زنده گی میکنند.
دوم- نفوس کوچی افغانستان عمدتآ همه پشتو زبان استند.
با توجه به این دو فرضیه تخمین توزیع نفوس افغانستان به تفکیک زبان در سال ۱۴۰۳ هجری شمسی مطابق ۲۰۲۴ تقویم مشترک در جدول ۲ منعکس گردیده است.

طوریکه در بالا گفته شد، معلومات در مورد زبانهای محاورۀخانوارها را نباید معرف اقوام کشور دانست. در طول صدها سال جابجائی اقوام و خانوارهای کشور در مناطق مختلفه دور از محل سکونت تأریخی قومی آنها افراد و خانوارهای مربوط به اقوام مختلف زبانهای معمول منطقه جدید زنده گی خود را به حیث زبان معمول محاوره فامیلی قبول کرده وحتی یکتعداد زبانهای اصلی قومی خودرا فراموش کرده اند. در این زمره میتوان از هزاره های افغانستان نام برد که امروزبه زبان دری البته با لهجۀمشخص هزاره گی حرف میزنند، از اقوام نورزائی، ابدالی در هرات یاد کرد که بزبان دری صحبت میکنند، از اقوام بارکزائی، محمدزائی، سدوزائی وغیره در کابل یاد کرد که بزبان دری تکلم میکنند. همچنین هزاران خانوار از اقوام پشتون ننگرهار، لغمان، کنرها، نورستان، پکتیا، پکتیکا، لوگر، وردک و غیره در شهر کابل زنده گی میکنند که امروز نظر به ازدواجهای میان قومی در منازل خود بزبان معول شهر کابل که دری است مکالمه میکنند.
چارت هژدهم ترکیب زبانی نفوس مسکون افغانستان را به تفکیک ولایات بروی نقشهٔ افغانستان نشان میدهد.