څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

فیـض مـحمد کاتب هـزاره


شـانزدهم جدی/ سال ۱۳۹۹برابر است با هـشتادو یک و مین سالروز درگـذشت فیـض مـحمد کاتب هـزاره، مورخ مـشهـور افغانسـتان و مولف کتاب "سراج التواریخ"، که در سال ۱۳۰۹ خورشیدی در کابل چشم از جهان فروبست.

فیض محمد فرزند محمد وکیل از طایفه محمد خواجه هزاره بود و در روستای زرد سنگ از توابع غزنی در ۱۶ رمضان ۱۲۷۹ قمری به دنیا آمد.

به دنبال جنگ سخت قومی وفرقه یی که درآن محل روی داد وبه ویـرانی سکونـتگاه هـای هـزاره ها منجر شد ، بازماندگان طایفـه محـمد خـواجه و دیگر اقـوام هـزاره به "ناهور" غزنی کوچیدند. پدر کاتب در ناهور وکالت و ریاسـت طایفه مـحمد خواجه را بر عهده داشت.

مـلا فیـض مـحمد تحصـیلات مـقدماتی را در زادگاهـش و در مکتب‌خانه‌ هـای سنـتی به انجـام رساند و سپس بـرای ادامه تحصـیل به کندهار، لاهور، کابل و نجـف رفت و آمـوزش های متداول روزگار، مانند حکمت، لغـت، نجـوم، حـساب و الجـبر را آمـوخت و زبانهای پشتو، عربی، اردو و انگلیسی را هـم به اندازه نیاز فراگرفت.

از استـادان او در کـابل مـلا محـمد سـرور اسحـق‌زی بـود که کاتب "تحریر اقلیدس" و "خلاصه الحساب" و "شرح چغمنی" را نزد وی فرا گرفت.

کاتب خوشنویس:

میـرزا فیض محمد کاتب از همان دوران کـودکی خط خوشی داشت و آنگونه که در دانشنامه ادب فارسی و برخی دیگر از منابع آمده است، استادی اش در خوشنویسی و نویسندگی و پیشنـهاد ملا مـحمد سـرور اسحـق‌زی مـوجب شـد تا در دوره امیر عبدالرحمـن خان و دوره پسرش امیر حبیب الله خان به سمت"منشی دربار" گماشته شود وکارنوشتن نامه ها و فرمان های دولتی رابه او بسپارند واز همین رو بودکه به نام "کاتب" آوازه یافت.

در دانشنامه تاکید شده است که کاتب در خوشنویسی "بسیار استـاد" بـوده اسـت، ولی "حسـین نایل" بر این باور است که: "کاتـب خـط نستـعلیق را خوب می نوشـت و می توان صفت خوشـنویس را بر او اطـلاق کـرد، اما نـمی تـوان او را در هـنر خوشنویسی استاد نامید".

منشی دربار:

طبـق گفته حسیـن نایل، بعد از این تاریـخ، کاتـب پـیوسته با حبیب الله خان در تماس بوده و به هدایت او کار می کرد و از هیمن جهت به کاتب شهرت پیدا کرد که در نـتیجه تـخلص او شـد. خـود کاتب در سـراج التـواریخ در این مـورد نوشـته است: "...جـناب نواب شـهزاده سپـهر و سـاده پیشم خواند و نیکم بنواخت و مامور نقـل کتب و کتابتم فـرمود..." با توجه به شناختی که امیـر حبیـب‌الله خان از علم و دانش کاتب به ویژه در زمینه تاریخ‌نگاری پیدا کرده بود، به او اجازه داد که کتابی در تاریخ افـغانستان از روزگار به قدرت رسیـدن احمد شـاه درانی تا زمـان خود امیر حبـیب الله بنـگارد و برای این کار همه بایگانی های دولتی، اسناد و مدارک دست اول، نامه ها و فرمان ها گزارش های روزانه و سایر نوشته های موجود را در اختیار کاتب گذاشت.

کاتب در زندان:

بیشتر صاحب نظران بر این باورند که کاتب علیرغم پیوندش با دربار شـاهی، اندیـشه هـای آزادی خـواهـانه ای داشت و از جنبشهای پیشروافغانستان مانندجنبش مشروطیت پشتیبانی میکرد،آنگونه که"عبدالحی حبیبی"درکتاب"جنبش مشروطیت درافغانستان"روایت کرده است"فیض محمدکاتب نویسنده و ادیب روشنفکر وازجمله مشروطه خواهان اول بودکه حقیقتا نویسنده پرکار و مورخ عالمی بود" و به همین سبب در زمان سـرکوب جـنبش مشروطیت اول او نیـز هـمراه با دیگر سران جنبش به دست امیر حبیب الله به زندان افتاد.

با تـوجه بـه شـناخـت امـیر حبـیـب الله از کاتـب که از زمان شاهزادگی او را می شناخت، بعـد از مـدت کوتاهی کاتب از زندان رها شد.

کاتب در کتاب 'کرسی نشینان کابل` :

بعد از مرگ امیر حبیب الله پسرش امان الله خان به قدرت رسید و آنگونه که "مـهدی فـرخ"، سفـیر وقت دولـت پهـلوی ایران در افغانستان در کتـاب "کرسی نشـینان کابل" نوشـته است، "مقامات حکومتی تلاش داشـتند تا از نفـوذ کاتب در دستگاه حکومتی به خـاطر شیعـه و هـزاره بودن جلوگیـری نمایند."

"در (زمان) سلطنت امان الله خـان و وزارت مـحمد نادر خان، (کاتب) به مدعی العمومی تعیین گردید و به واسطه مخالفت وزرا که ( کاتب) قزلباش (یعنی شـیعه) است، مـانع از تـصدی مشارالیه شدندوکاتب بعد از (این)به وکالت هزاره ها منتخب گردید.عبدالعزیزخان وزیر داخله وجمعی دیگر به شاه مراجعه کردندکه اگر این شخص به شورا برود،کسی حاضر نمی شود".

در ادامه کتاب"کرسی نشینان کابل" از روابط کاتب با سفارت ایران سخن رفته است: "(کاتب) از بدو تأسیس سفارت ایران با نهایت صمیـمیت و جدیـت خـدمات قابل تـوجه به سـفارت کـرده است. از خـیالات و نیـات مـحـرمـانـۀ مـتصدیان فعـلی افغانستان هر قدر که مطلع شود - سفارت را مطلع می‌نماید. برای مهاجرت به ایران وجلب بربری های افغانستان به ایران و جلوگیری از نیات سوء مأمورین افغانستان در خراسان – حاضر و از روی عقیدۀ مـذهبی برای هـر فـداکاری و زحـمتی حاضر است."

در مـورد راسـت و دروغ بـودن مـحـتوای این کتاب که بـرای اولین بار در سال ۱۳۷۰ خــورشـیدی در تـهـران مـنـتـشر شـد ، علی‌رغم تلاش نگارنده به نتیجه مشخصی نرسید و فقط در برخی از نوشتـه ها در مـوافـقت و مخالفت با محتـوای کتاب آن‌هم فقط در مورد فیض کاتب بعضی ها از روی احـساسات که بیشتر توجه به مسایل قومی و مذهبی داشت بحث هایی را مطرح کرده بودند که فاقد وجاهت علمی بود.

ولی حـتی اگـر محتـوای کتـاب صـحت هم داشته باشد، باید توجه داشـت که آن چه که از شـرح حال سایر دولت مردان افغانستان در کتاب کرسی نشینان کابل بر می آید این است که ستایش ها و نکوهش ها بر اساس دیـپلوماسی و منافـع سیاسی دولت پهـلوی در آن روزگار بوده و برای پی بردن به این موضوع باید شرح حال تمام دولتمردان افغانستان را که دراین کتاب آمده است،مطالعه کرد.طبق روایت فرخ، بسیاری از رجال دولتی و سرداران محمدزایی در آن دوران با سفارت ایران رابـطه داشـته انـد و حـتی برخی از شهزادگان و وزرای دولت امان الله خان، آنگونه که در کتاب روایت شده است، با سفارت ایران رابطه خصوصی داشته اند.

درشرح حال شاهزاده محمد کبیر برادرامان الله خان، شهزاده امین الله پسر امیر عبدالرحمن خان، محمد یعقوب خان وزیر دربار امان الله خان، محمود خان پسر خاله و از اعضای دفتر امان الله خان و بسیاری دیگر از درباریان آمده است که همه گی با سفارت ایران روابط خصوصی داشته اند.

تالیف و تدریس:

کاتـب در زمـان امان الله خان عـلاوه بـر تدریـس در مکتـب حبیـبیه به تالیـف کتـب درسی هـم اشتغال داشت و در این دوره گـویـا عضو هیاتی عـلـمی، بـا عضـویت کسـانِ مانـنـد عـبدالـواسیع کنـدهـاری و بدری بیگ بوده است.

طبق برخی از نوشته ها، از جمله دانـشنامه ادب دری ، کاتـب در لوی جرگه پغمان حضـور داشـت و خـواسـتار به رسـمـیت شناختن مذهب تشیع در کنار مذهب تسنن شد که با مخالفت بـرخی از روحانـیان مـتـعصـب سنی روبرو شد و این امر به ضرب و شتم او انجامید.

سفر به هزاره جات_:

بعد از ترک امان الله خان، حبیب الله کلکانی معروف به "بچه سقا"به قدرت رسیدکه در حکومت چند ماهه خود با مقاومت مردم هزاره، که طرفدار امان الله خان بودنـد، رو بـرو گـردید.
در سال ۱۳۰۸ خورشیـدی، کـلکانی هـیـاتی از رجـال هـزاره به سرپرستی فیض محمد کاتب به هزاره جات فرستاد تا مـردم هزاره را برای صلح با حکومت ترغیـب کـنـد. کاتب اگر چه در ظاهر از حکومت سقاوطرفداری میکرد،مگر درمجالس مخفی هزاره ها،آنها رابه مقاومت علیه حبیب الله و به نفع امان الله خان ترغیب می نمود.

پـس از باز گشت کاتب ازهـزاره جات، جاسـوسان حکـومـت، کاتب را متهم کردند که مردم را به پایداری و عدم سازش بر انگیخته است و حبیب الله کلکانی بعد از در یافت این اخبار کاتب رادستگیرومورد ضرب و شتم فروان قرار داد که برخی بر این باورند که کاتب براثر همین ضرب و شتم از دنیا رفت.

ضرب و شتم و درگذشت کاتب:

طبـق نوشـته غلام مـحمـد غبار در کتاب افغانستان در مـسیر تاریـخ: "مردم دعـوت هیـئت را رد و خـود شان را زنده از راه وردک به کابل رجعت دادند. درنتیجه هـمین رفت وآمد هیات بود که بچه سقاو بر میـرزا فیض محمد خان نویـسنده سراج التواریخ مشتبه گردید و او را چوب بسیار زد، ومیرزا مریض شد و بعدها به ایران رفت و بعداز معالجه بر گشت و بمُـرد؟؟

به نقل قول ازنوشته، رضوی :"ذملا پس از واقعه لت و کوب (ضرب و شتم)، بسیار ناتوان ویک مشت استخوان شده بود. روز ها در دکان (مغازه) میـر اکبـر آقا می نشـست و در کـمال احترام انگشت نما بود. مرزا در سال اول پادشاهی نادر شـاه نیـت زیارت امـام هـشتم را کـرد و از راه کـویـتـه بـلوچستان عـازم ایـران شد... از سفـر زیارت مرزا و برگشتنش از مشـهد معلوم می شود که وفات او هم ازاثر مضروب شدن نبوده و خدا دانا تر است."

کاتب در ۱۶ جدی سال ۱۳۰۹ خورشیدی در "بالا جوی" منطقه چـنداول کـابـل به خـاک سپـرده شـد. او سه بار از دواج کرد. همسر اول آن از قره باغ بود که از وی صاحب پسـری به نام عبدالصمد و یک دختر گردید، همسر دوم او دختر میرزا خان بابا از کابل بود. (همسر سومی آن نامعلوم میباشد)

دقیق نویس :

ملا فیض محمد کاتب آثار پر شماری نوشته است که برخی مـنـتـشر و بـرخـی تا اکـنـون تـوفـیـق چاپ نـیـافـتـه اسـت.

کاتـب را می تـوان یکی از پـرکار ترین و دقیـق‌تـرین تـاریـخ‌
نویـسان افغانسـتان دانست که تا کـنون نیـز کـسی به پای او نـرسیـده است و حـجم تالیـفات کاتب به بیش از شش هـزار صفـحه و آثار کتابت شده او به بیش از ده هزار صفـحه بالغ می گردد.

و سراج التـواریخ را امـیر حبیب الله خان شخـصاً سانسور کرده است.

سراج التواریخ مهم‌ ترین اثر تالیفی فیض محمد کاتب می باشد که طبق نوشته اکثر صاحب‌ نظران مستندترین کتاب تاریـخی افـغانسـتان است که تا کنـون منـتشـر شـده است.

عبـدالحی حبیبی مورخ مشهـور افغانسـتان در کتاب جنـبش مشروطیت بر این نظر است که "سـراج التـواریخ که از کار
های ایام پُخته گی و تجـربه هـای زندگانی او است، نخستین کتاب ضـبط وقایع دولتی افغانستان شـمرده می شود و برای مورخان دیگری که آثار خود را مطابق به موازین جدید تاریخ نویسی می نوسنـد، بهترین مـنبع معـلومات به شمار می آید." سراج التواریخ در چهار جلد نوشته شده است و در جلد اول وقایع سالهای حاکمیت خاندان مـحمدزایی و جلد دوم تاریخ حاکمیت دوست محمد خان تا سقوط محمد یعـقوب خان را در بر دارد که در زمـان حاکمـیت امیر حبـیب الله در کابل به چاپ رسیده است.

جلد سوم سراج التواریخ مربوط به وقایع زمان تسلط امـیر عـبدالرحمن خان است که مـهمترین و بزرگـتریـن بخـش این کـتاب است که در ۸۶۲ صفـحه به قـطـع بزرگ و حـروف ریز نوشته شده و در سال ۱۳۳۳ قمری به چاپ رسید، ولی امـیر حبیب الله خان حکم به توقیف آن داد و فقط چند نسخه از آن در اختیار عموم قرار گرفت.

جلد چـهارم سراج التـواریخ که مـربوط به وقایع حکـمروایی امیر حبیب الله خان می شود هرگز توفیق چاپ پیدا نکرد و سال گذشته دولت افـغانـستان یک نسـخه از این کتاب را به قیمت ۲۵ هزار دالر از یک کتابخانه خصوصی خریداری نمود و در آرشیف ملی بایگانی کرد.

طبق اسناد و شواهد موجود، جلد چهارم سراج التواریخ نیز همزمان با جلد سوم آن نوشته شده است و شرح بسیاری از رویداد هـای مـندرج در جلد سوم به جلد چهارم ارجاع داده شده است.

ازآگاهی فروش سراج التواریخ هم که در شماره ۲۱سال پنجم نشـریه سـراج الاخـبار در ۱۱ سرطان ۱۲۹۵ به چاپ رسیـده به خـوبی مـشـخص اسـت که حتی جلد چـهـارم این کـتاب هـم در هـمـان زمـان امـیـر حبـیب الله به زیـر چـاپ رفـتـه است.

در آگاهی آمده است: "چون کتاب مستـطاب سـراج التـواریخ چهار جلد می باشد که اگر در یک وقایه شیرازه می شد حجم کـتاب مـوجود کـلان می شد. لهـذا اعلیحضرت هـمایونی والا امـر نمودند که جلد اول و دوم در یک شـیرازه و جلد سـوم و چهارم آن که هنوز در زیر طبع می باشد پس از آنکه از طـبع بر آمد مقوا کرده شده و انشاالله اعلان فروش آن نشر کرده خواهد شد."

تحفة الحبیب:

"تحـفه الحبـیب" نام یکی دیگر از آثار کاتب است که در سه جلد نوشـته شده و به حـوادث تاریـخی مـربوط به پاشاهان قبل از حبیب الله خان پرداخته که تا کنون چاپ نشده است.

حکمای متقدمین:

"تاریخ حکمای متقدمین" این کتاب را کاتب هنگامی نوشته است که از امر تاریخ نگاری به صورت رسمی فراغت داشته و چنانکه از نام کتاب پیدا است به حیات حکمای قدیم می پردازد. این اثـر در سال ۱۳۰۲ شمسی از روی خـط مؤلف در مطبعه معارف در ۱۸۹ صفحه به چاپ رسید.

کاتب علاوه بر آثاره متعددی که نوشته در بررسی و تصحیح و تالیـف کتاب هـای درسی هـم نقـش داشـته است و مقالات زیادی از او در نشـریه "سـراج الخـبار"، "آیـنه عرفان" و "حی علی الفلاح" به چاپ رسیده است.

دیگر آثار تالیفی:

فیضی از فـیوضات، چاپ نشده تذکره الانقلاب، چاپ نشده سراج التواریخ- بخش دوم از جلد سوم، چاپ نه شـده امان الانشا، چاپ نشده امان التواریخ، چاپ نه شده تاریخ عصر امانی، در دسترس نیست فقرات شرعیه، در دسترس نیست وقـایع دارالسـلطنـه، هـزاره جـات و تـُرکستان زمـامـداری و سیاست کشـورداری (در مـجله حـبل الله چـاپ شـده است)

آثار تحریر شده به خط میرزا فیض محمد کاتب :

دیوان شهاب ترشیزی در بیان شهاب فیوزهای ضربدار تحفه الحبـیـب (در ۳ جـلد) سـراج التـواریـخ ( در ۳ جـلد ) سـراج التـواریـخ به خـط عـادی مـولف امـان التواریخ، جلد ۱،۳،۴،۷ تاریـخ حکمای متـقدم (از روی خط مولف چاپ شده) تذکرة الانقلاب فیـضی از فـیـوضات یاداشت های وقایـع مخـتلف افغانسـتان زمامداری و سیاست کشـورداری (در مـجـله حبل الله چاپ شده است)




منابع:

۱- سراج التواریخ، فیض محمد کاتب، کابل ۱۳۳۳هجری قمری

۲- سراج الاخبار، سال پنجم، شماره ۲۱ یازدهم، سرطان ۱۲۹۵ خورشیدی، کابل

۳- آینه عرفان، (نشریه وزارت مـعـارف افغانسـتان در دوران امان الله خان)؛ ۱۳۰۳ خورشیدی، کابل.

۴- افغانـسـتان در مـسیـر تاریـخ، غلام محمد غبار، جلد اول.

۵- دانشنامه ادب فارسی در افغانستان، حسن انوشه، ۱۳۸۷ خورشیدی، تهران.

۶- پـژوهـشی در سراج التـواریخ و ملا فیـض مـحـمد کاتب، حسین نایل، سراج، سال ششم شماره ۱۶ و ۱۷، مرکز فرهنگی نویسندگان افغانستان، قم، ایران.

۷- به یاد فیـض محمد کاتـب پیش آهنگ تاریخ نویسی در افغانستان معاصر، داکـتر سید علی رضوی غـزنوی، سراج؛ شــمـاره ۱۲، سـال ســوم، ۱۳۷۶ خــورشـیـدی، قُــم، ایـران.

۸- شیوه تاریخ نگاری و تاریخ سازی در افغانستان و جهان، بصیر احمد دولت آبادی، سراج، سال ششم، شماره ۱۸، سال ۱۳۷۸ خورشیدی

۹- چند سخن پیرامون سراج التواریخ و امان التواریخ، سید قاسم رشتیا، سراج، شماره ۱۲، سال ۱۳۷۶.

۱۰- یادی از محقق شهیر کشور فیض محمد کاتب هزاره، سر محقق عبدالصابر جنبش، خط سوم، شماره ۸ و ۹، سال ۱۳۸۵ خورشیدی، مشهد.

۱۱- فیض محمد کاتب و روش تاریخ نویسی، میر حسین شاه، تعاون، شـماره چـهار، سال هشتم، ۱۳۷۹ خورشیدی، پاکـستان.

۱۲- کرسی نشـینـان کابل ( احـوال دولت مردان افغانستان در روزگار امـیـر امـان الله خـان )، سیـد مـهدی فـرخ، به کوشش محـمد آصف فـکرت، سال ۱۳۷۰، موسـسه پژوهش و مطالعات فرهنگی، تهران.
( قابل ذکرمیدانم که فرخ نام کسی بود که در عصر امانی الی سقاوی سفیر ایران در افغانسـتان بودو جریان زخمی شدن وی را در وقت هجوم بطرف ارگ و انتقال بمـوقـع و تـداوی حبیـب الله بچه سـقاو را در سـفارت انگلستان مشاهده نموده بود )

۱۳- جنبش مشروطیت در افغانستان، عبدالحی حبیبی، ۱۳۶۳ خورشیدی، کابل.

اول ثور ۱۳۹۸ خورشیدی کابل

باعرض حرمت
سیف الله فضل

از کتابخانۀ:

سیف الله فضل

نویسنده:

حقایق تلخ











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us