څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

سلابه کوشانی ها


در كتيبه رباطك علاوه برمطالب ديگر در مورد شجره كوشانيان چنين آمده است كه: كجولاكدفيسيس پدر بزرگ، ويماتگتو پدركلان و ويماكدفيسيس پدر كنشكا است. در كتيبه رباطك شهرهاى سرحدى امپراتورى كوشانيان نيز آمده است كه به گونه مثال، آخرين شهر جنوبى امپراتورى كوشانيان به نام چمپا ياد شده است.
تأسيس دولت كوشانى
درحدود پنجاه سال قبل از ميلاد، قبايل كوچى با همكارى مخالفين داخلى، دولت يونان – باخترى را از بين بردند. بلخ را تصرف نمودند و سر انجام اساس امپراتورى جديدى را كه كاملاً صبغه افغانى داشته به وجود آوردند. مؤثق ترين معلومات پيرامون كوشانيان را مى توان ازنوشته هاى كتيبه رباطك بدست آورد. كتيبه رباطك در سال اول امپراتوري كنشكا نوشته شده است. اين كتيبه معلومات مفيد و مهم در رابطه با امپراتوران كوشانى و حدود امپراتورى آنها دارد. كجولاكد فيسيس مؤسس امپراتورى كوشانيان بود. موصوف چهار ولايت بزرگ در اطراف بلخ را با هم متحد ساخت. در حدود سال 40 ميلادى ساحات كابل و غزنى را فتح نمود.
كجولا كد فيسيس 40 سال برقلمرو آرياناى قديم و باختر حكم روايى كرد. موصوف در طى اين مدت توانست بقاياى شاهان يونانى و پارتى را از بين ببرد. تعداد زيادى از مسكوكات كجولا كد فيسيس از مس ساخته شده است. در مسكوكات القاب زيادى مانند : ديندار، شهنشاه، وغيره حك شده است. موصوف به عمر 80 ساله گى چشم از جهان بست.
بعد ازكجولا كد فيسيس قدرت به ويما تكتو رسيد . بنا بر نوشته كتيبه رباطك ويما تكتو پسر كجولا كد فيسيس مي باشد. بعد از ويما تكتو پسرش ويما كدفيسيس تا سال 127 ميلادى حكمروايى كرد. ويما كدفيسيس نخستين شاه كوشانى بود كه حدود كشور را تا درياى گنگا در جنوب وسعت داد. ويما كدفيسيس با كشورچين روابط دوستانه داشت و به دربار تراجان امپراتور روم سفيرى فرستاد و با آنها روابط تجارتى و اقتصادى را محكمتر نمود . درمسكوكات اين دوره اثرات هنر سكه سازى روم معلوم است. بعد ازويما كد فيسيس اداره كشور به پسرش كنشكا تعلق گرفت. كنشكا مردى مقتدر و امپراتورى نامور تاريخ قديم افغانستان است. حدود امپراتورى كنشكا شرقاً به بنارس هندوستان و غرباً به امپراتورى پارتها(ایران) و شمالاً تا كاشغر و يار كند مى رسد. او (كنشكا) روابط تجارتى در شرق با چين و در غرب با روم برقرار نموده بود و راه مشهور ابريشم در زمان كوشانيان و به خصوص در زمان كنشكا به شهرت جهانى رسيد. به منظور اداره امپراتورى خويش، دو مركز ادارى داشت كه در زمستان پيشاور و در تابستان بگرام را تعيين نموده بود.
كنشكا درسال 147 ميلادى چشم از جهان پوشيد. پسران وى امپراتورى بزرگ پدر خويش را بين خود تقسيم نمودند. در هر گوشه كسى به قدرت رسيد و در مركز به تعقيب مرگ كنشكا پسرش بنام واسشكه يا واسوديوا جانشين پدر شد.
آخرين امپراتوري كه بر قلمرو امپراتورى كوشانيان حاكميت كامل داشت ، بنام واسشكا يا واسوديوا ياد شده است. موصوف در سال 182 ميلادى زمام امور امپراتورى را در دست گرفت.
باوصف آنكه بعد از واسوديوا امپراتورى بزرگ كوشانيان در ميان شهزاده گان به حاكميت هاى محلى مبدل گشت ولى حاكميت كوشانيان بر قلمرو امپراتوريش تا سال 250 ميلادى ادامه داشت بعد از تضعيف اداره مركزى امپراتورى كوشانى ، زمينه براى سركشى حكام و امراى محلى مساعد گرديد و در نتيجه فشار هاى نظامى سلاله ساسانيهای ایران از يك طرف و عدم مركزيت نيرومند در داخل كشور ، زمينه براى به قدرت رسيدن امراى محلى و بعداً امپراتورى يفتلى ها مساعد گرديد.

مراكز مهم سياسي - فرهنگى كوشانيان
كوشانيان قلمرو وسيع امپراتورى خويش را ازدو مركز سياسى پشاور و بگرام اداره مي كردند. بگرام، به حيث مركز سياسى امپراتورى كوشانيان و بعداً هده، به حيث مركز فرهنگى كوشانيان و باميان را به حيث محل تربيت بودائيان معرفى مى نماييم.

الف : بگرام، مركز سياسى امپراتورى كوشانيان
بگرام كنونى كه به فاصله چهل ميل به طرف شمال شهر كابل قرار دارد ، دوهزار سال قبل، مركز تابستانى امپراتورى كوشانيان بود. اساس اين شهر به حيث مركز نظامى توسط اسكندر در قرن سوم قبل از ميلادگذاشته شده بود. در آن زمان بگرام را اسكندريه قفقازيه مى ناميدند.
در حفريات بگرام علاوه بر بقاياى ساختمانها، هزارها آثار و اشيايى انتيك وتاريخى كشف گرديد. مطالعة بقايايى ساختمانها روشن مى نمايند كه پلان ساختمان شهر بگرام بر بنياد سيستم دفاعى طرح شده بود. علاوه بر آن كه خصوصيات محلى در آن معلوم است ، مشخصات ساختمان هاى يونانى نيز در آن ديده مى شود.براى اعمار شهر، محلى در نظرگرفته شده كه دو دريا باهم يكجا شده است. انتخاب اين گونه محلات براى اعمار ساختمان ها يكى از خصوصيات كارهاى عمرانى يونانيان بود. علاوه بر، آن شهر داراى حصار و ديوار هاى عريض با برجهاى تدافعى ساخته شده بود. آثار و اشياى زياد انتيك و تاريخى بعد از حفريات سال 1937 ميلادى كشف گرديد. اين آثار عمدتاً عبارت بود از : قطعاتى از صندوقچه هاى لاكى چينى، مجسمه هاى كوچك مسى و برونزى، ظروف يونانى و رومى، قطعات گچى، عدة زياد قطعات عاج هندى وغيره . همه اين آثار از لحاظ هنرى ظريف و از لحاظ تعداد، منحصر به خاندان شاهى كوشانيان بوده است .
آثار و اشياى كشف شده به صورت واضح دو مطلب را روشن مي نمايد ، اول اينكه ، روابط
تجارتى كوشانيان با كشورها و مناطق دور دست تامين شده بود . كاروانهاى تجارتى ازروم به چين از طريق راه ابريشم مي رسيد و عمده ترين قسمت اين راه بين المللى از امپراتورى كوشانيان مي گذشت. مطلب دوم اين كه بگرام به حيث مركز سياسى يكى از امپراتوريهاى بزرگ آن زمان نقش بس عمده درآمد و رفت داشته است.

هده، مركز فرهنگى امپراتورى كوشانيان
هده تاريخى در سمت جنوب غربى شهر جلال آباد به فاصله تقريباً 15 كيلومترى موقعيت دارد. اين محل باستانى، در تاريخ قديم افغانستان به حيث يكى از مراكز مهم فرهنگى نقش بس بزرگى داشته است. اين ساحة قديمى، در متون تاريخى از جانب سياحان و زيارت كننده گان مكرراً ياد شده است.
فاهيان زائر چينى هده را هيلو ناميده است . هيونتسنگ نيز از هده به حيث يك مركز فرهنگى ياد كرده است.
درجريان حفريات باستان شناسان آثار و اشياى زيادى كشف گرديد كه نماينده گى از هنر، مذهب و ساختمان هاى مذهبى جمعيت هاى آن زمان مى كند. هده در زمانه هاى قديم مبداى نوآورى ها بود. به حمايت مردم هده ، طريقة جديد مذهب بودايى بنام هينايانا كه معنى عرادة بزرگ دارد، رايج شد. براى اولين بار در هده زمينة ساختن مجسمه هاى بودايى مساعدگرديد. به عقيدة دانشمند انگليسى سرجان مارشال مجسمه هاى ساخته شده در هده عمد تاً چهره ها و هيكل هاى تيپ آريايى (كوشانى و اسكايى) داشتند. اين گونه فعاليت ها، هده را به حيث مركز فرهنگى در تاريخ قديم افغانستان معرفى نموده است.
هده يكى از مراكز مهم هنرى مكتب گندهارا (کندهار) مى باشد. سبك هنرى گندهارا در تمام حوزه آسياى ميانه و هند قديم شهرت دارد. در اين سبك هنرى عمدتاً ساختن مجسمه هاى بودا از همه اولتر جلب توجه مي نمايند. مكتب گندهارا تركيب دو سبك هنر بود. در مراعات موازنة ساختمانى، در مجسمه ها سبك هاى يونانى به كار گرفته بود ، در حالي كه شكل و هويت معنوى را از مذهب بودايى هندى گرفته بود. در هده انواع و اشكال گونه گون هنرى و ساختمانى را داريم كه ارزش خاص دارند. هيكل هاى ساخته شده ازگچ تازه گى بس بارز از انواع هيكل هاى ساخته شده در حوزه هند داشتند.




داکتر مریم زبردست

از کتابخانۀ:

داکتر مریم زبردست

نویسنده:

سید احمد منصور رادمهر











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us