څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

دیپارتمنت دری را ایجاد و پشتو را ارتقا میدهند


هندوستان پهناور، این گهواره کهن ترین تمدن شرق یکی ازبزرگترین مراکز پرورش زبان که وادب دری و پشتو است که متاسفانه ما دری زبانها وپشتو زبانها تا امروز نتوانیستیم ازین رمزوراز میراث با اررش مان که آیینه تمام نمای تاریخ و فرهنگ دیرینه ما وبشریت است خود و دنیای بیرونی را طوری که لازم است مطلع سازیم. اکثر نویسندگان معاصرافغانستان چه در زبان پشتو وچه در دری از درک و دید روند مناسبات و ارتباطات فرهنگی هند وافغانستان بدورمانده اند ازینرو نمیتوانند درباره حقایق مربوط به تاریخ وفرهنگ خود با درنظرداشت منابع سرشارتاریخ دیرینه شان درکتابخانه ها ارشیف ها و پوهنتون های این کشور اطلاعاتی دقیقی داشته باشند، مدت هشت صد سال لهجه دری ( نه فارسی ) توانست خود را بحیث زبان رسمی این کشور تبارز دهد که درنتیجه ان اکنون قسمت زیاد ازمنابع تاریخی و فرهنگی کشورهند نیز زیب و زینت در زبان دری گردیده است. همین مردم هند بودند که زبان دری را بحیث زبان گفتار و نوشتارشان از دورغزنویان تا زمانه های غالب و اقبال برگزیدند. یکی ازدلایلی را که در رابطه میتوان مطرح کرد آن عبارت ازتوجه زمامداران فرهنگ دوست افغان و روحانیت انسان دوستانه مردان حق ما درین سرزمین پهناوربوده که تا کنون نیزشکوه وعظمت تلاش ها وصدای های جاویدان ایشان درسراسرهندوستان طنین انداز است. زبان دری درهندوستان از روند فرهنگی ومحیط این سرزمین هم تاثیرپذیرشده وهم تاثیرگداشته است. ما ازبان سانسکریت، کهن ترین زبان تاریخ بشریت که بازبانهای پشتو و دری رابطه ای بسیار نزدیک دارد اطلاعی نداریم، زبان که شکل نوشتاری آن به نام دیوناگری (Devanagri) ویا به اختصار ناگری یادشده است. دانشمندان درباره توضیح دیوناگري به این باوراند: (( زمانی که آریایها درشمال هندوستان جابجا گریدند، زبان گفتاری و نوشتاری ایشان این نام را بخود کسب کرد که معنی دیو همان دیوه در زبان پشتو و روشنی در زبان دری بوده است و ناگری عبارت بودند ازباشندگان وگویندگان که با این زبان مقدس دیوه ها و روشنی ها سخن رانی می کردند... )) به نظربنده آثار و منابع نوشته شده در زبانهای هندی در باره تاریخ و فرهنگ (آرین ها، اپوکین ها، اپگان ها وافغانها) وسرزمین شان آریانا ویجه وآرین زمین (نه خراسان زمین زیراکه درآثار و منابع قدیمی هندوستان ازین نام ذکری بعمل نیامده است) که برای مدتی زیادی با هندوستان مرزهای مشترک وفرهنگ مشترک داشت درعصر حاضرموضوعی است که دانشمندان معاصردرهردو زبان دری و پشتو روی آن باید مکث کند و درمطالعات وپژوهش های کنونی شان آنرا درصدرقرارداده و معرفی وآموزش منابع هندی را در پوهنتون ها و مراکز تحقیقاتی درسطح عالی آن یک بار دیگر جزبرنامه اکادیمیک وپژوهشی خود مانند تحقیقات دهه های بیست وسی خورشیدی قراردهند. بادریغ و درد باید یادآورشد که دانشمندان ما طی سه دهه قبل تمام نیروی علمی خود را درتوطیه وتفرقه سازی ها وبه نوع خدمت به بیگانگان بکاربردند که آخرکارش اکنون به بگ سرنوشتی خود وکشور و تاریخ شان می انجامد، شماری ازاینها تاکنون نیزازچنه زدنها ی جاهلانه وشکست خوردها سیاسی شان زیر پرده زبان و فرهنگ فراغت نیافته اند. هنوزهم مانند کرگسان درخواب فرو رفته درک علمی شان ازدایره که پسوند(گاه وستان) فارسی است و پسوند (تون) پشتوبه بالانمی رود، درحالیکه من باوردارم که ایشان علمآ توان وصلاحیت این ندارند تا ثابت نمایند که میان این دوپسوند (ستان وتون) چه تفاوتی وجود دارد وکدام یکی مال این ویا آن زبان است. حتی دربسا موارد آنقدر دراشتباه فرومی روند که ساختارهای گرامری دری را باعربی فرق کرده نمی توانند ازینرو عوض ساختار زبان دری وفارسی درباره ساختارهای گرامری زبان عربی که هشتاد درصد این زبان درمعرض نابودی قرارداده است خود را مصروف مناقشات بی نتیجه کرده اند، اما درمقابل دانشجو و پژوهشگر واقعبین کنونی ما باید بداند که(تون وستان)هردو پسوند مکانی اند و بنابرنوشته کتاب الهند البیرونی اولین دانشمند بود که (تون) را به همین معنی فعلی که در زبان پشتو بکاربرده می شود بکاربرده و شاید نسبت به (ستان) پسوند قدیمی تری نیز باشد ( برای مطالعه بشتر رجوع کنید به ترجمه انگریزی کتاب الهند ص ۱۳۶). مثالی ازین قماش یاران که به اهمیت مسایل علمی نمی پردازند درین روزها درباره نوشته های مرحوم احمد علی خان کهزاد به پسردانشمند ایشان طعنه نثاری غیر واقعبینانه و کورکورانه ای شان را ابرازداشته اند، این نوشته ها به صراحت نشان میدهند که ایشان درباب کهزاد و دسترسی و صلاحیت او در باب هندشناسی و منابع آن، وشهرت این نویسنده و مورخ افغان درمجامع علمی شبه قاره هند چیزی نخوانده اند. سلسله تحقیقات دانشمندان چون استاد احمد علی کهزاد، علامه حبيبی، تا اندازه از میرغلام محمد غبار براساس مطالعه منابع هندی تهیه گردیده است که میتوانیم آنرا درجمع تحقیقات مستند ومعتبر در باره مطالعه تاریخ و فرهنگ آریانا وافغانستان بحساب آورد. به هرصورت، به اصل مطلب برمی گردیم، راجع به زبان دری ومنابع این زبان وآموزش این زبان درپوهنتونها ومراکزتعلیمی هندوستان چند سطری را باشما خوانند گان این مقال درمشوره قرار می دهم، اگرمورد قبول واقع شد امیدوارم روی مسوولیت جمعی و فردی که درباب زبان وفرهنگ مان احساس می کنید به مقامات مربوط دولت افغانستان ودوستان دلسوز وعلاقه مند به فرهنگ دری درهند باشند فشار بیاورید که درباره حفظ و پرورش مواریث فرهنگی مان چه در زبان دری و چه درپشتو نه بخاطر این نسل بیگانه ازهرچیز بدون نفاق افگنی بلکه بخاطر نسل های آینده این کشور دست بکارشوند تا درنتیجه دولت افغانستان در زمینه روی یک پالسی مشخص فرهنگی درپرتو تعهدات میان دوکشور هند وافغانستان حداقل در راه معرفی و پشتیانی زبان دری حداقل به اندازه دولت وموسسات علمی هند صادقانه ابراز همکاری کنند، درین چند سطر روی سه موضوع در رابطه با زبان دری درهند صحبت کوتاهی داریم: یک - بیبنید، درسراسر هند یکی ازسرچشمه های زبان دری، فارسی کتابخانه های دولتی و شخصی این کشوراست، به صدها نسخ زبان های دری وپشتو درآن وجود دارد که درطول سالیان متمادی شاهان افغان ومغل وعرفای این سرزمین آنرا نظربه خواست زمان بوجود آوردند که تاکنون از آنها مردم و دولت هند به وجه احسن آن نگهداری می کنند، براساس نوشته های دانشمندان نسخه شناس امروز درهندوستان اضافتر از سه صد هزار نسخه خطی تنها درکتب خانه های این کشوروجود دارند که قسمت اغظم آن مربوط به زبان های عربی، دری، زبان های هندی، ترکی وپشتو می باشند. وطبق یک نگاه سرسری به فهارس نامکمل شماری از کتابخانه های هندوستان تعداد ازنسخه های دری ـ فارسی آن به گونه زیرثبت گردیده است: کتابخانه مولانا آزاد علیگر حدود (۵۰۰۰) نسخه دارند، موزیم سالارجنگ حیدرآباد (۴۲۶۰) نسخه کتابخانه پوهنتون همدرد دهلی (۳۰۵۰) نسخه کتابخانه پوهنتون جامعه ملیه (۲۰۰۰) نسخه کتابخانه خدابخش پتنه بیهار (۵۰۰۰) نسخه کتابخانه ندوه العلما لکنهو (۸۲۷) نسخه کتابخانه پتیاله پنجاب (۳۶۷) نسخه کتابخانه فیروز بمبی (۵۵۰) نسخه کتابخانه هردیال (۴۰۰) نسخه کتابخانه تونک راجستان (۷۰۰) نسخه کتابخانه ایشیاتک کلکته (۷۵۶) نسخه کتابخانه پوهنتون هندو بنارس (۹۳۷) نسخه ولی باید علاوه کرد که ده چند این رقم نسخ واسناد دیگری زبان دری درمراکز و موزیم ها وآرشیف های سراسر هند موجود است که تاهنوز آنرا کسی و مرجعی درفهارس نیز نه گنجانیده است. این کتابخانه رضا در رامپور است که توسط نواب فرهنگ دوست نواب فیض الله درسال ۱۷۷۴ درقلب روهیلکند مسکن بودباش افغانها روهیله اساس گزاری شد، نواب فیض الله پسرنواب علی محمد خان روهیله از دوستان و یاران احمدشاه بابا کبیربود که بعد ازجنگ پانی پت امورهندوستان را به ایشان، نجیب الدوله سپردند، اکنون این عمارت (حامد منزل ) درخدمت کتاب خانه رامپورقراردارد دانشمندان امروز این کتابخانه معتبردنیا را بخاطرداشتن ذخایر نادرنسخ قلمی وآثار هنری آن را بنام تاج محل کتب یادمی کنند که قصه از فرهنگ دوستی وعلاقمندی افغانها رادرسرزمین هند نشان میدهند، اکنون این بنای هنری صاحب هزاران نسخه خطی وآثارهنری به زبان دری می باشند. دو- موضوع مهمی که دررابطه درخورتوجه است آن عبارت از موضوع تدریس زبان فارسی درپوهنتونهای هند است، شماری زیادی از دانشجویان هندی درسطوح مختلف آموزشی مصروف آموزش زبان های دری ـ فارسی اند. تاجایکه معلوم است عدم موجودیت یک پرگرام جامع برای تدریس زبان دری ـ فارسی خاصتآ درین سالهای اخیر باعث گردیده است که درشماری ازدیپارتمنت های فارسی سطح آموزش ازکیفیت که لازم است برخوردارنباشد. شماری ازاستادان زبان فارسی ازآعاز با عنعنه دیرینه آموزش که معمولآ زبان دری بوده است آشنایی کامل دارند، ولی بنابرعدم روابط با مراکز تعلیمی، تحقیقی وآموزشی افغانستان دانشجویان واستادان زبان فارسی درعوض آموزش دری که برایشان هم آشناوهم آسان بوده با آموزش گویش ثقیل فارسی (ایرانی) روبرومی گردند، این کاردرسستم آموزش زبان دری ـ فارسی درهند مشکلی بزرگی را ایجاد کرده است. شاگردان به عوض زبان دیرینه کتبی دری با لهجه نهایت دشوار که حتی نشانه های آنرا درآثار کلاسیکان این زبان چون، رودکی، مولان، سنایی، نظامی، صایب، خسرو، بیدل وغالب دریافت کرده نمی توانند روبروهستند. به نظر من این مشکل ازجمله ای مشکلات است که زبان دری ـ فارسی درسطح جهانی باآن روبرواست، من شاهد شماری زیادی ازپوهنتونهای شرقی وغربی که درآن زبان فارسی تدریس می شود استم که درآنجا دانشجویان ومحصلان زبان دری ـ فارسی ازعدم موجودیت یک برنامه عام قبول شده میان دانشمندان ( افغانستان، تاجکستان وایران ) به خاطرآموزش زبان دری درسه راهی قراردارند. دوستان ایرانی درهرگوشه وکناردنیا خودرا ذمه وار زبان فارسی قلمداد می کنند، اما وقتی موضوع تدریس پیش میاید درآن صورت به عوض اعتراف به مشکل لهجه فارسی به دانشجویان می گویند که همین لهجه ایرانی زبان فارسی است وازواقعیت گویش اساسی زبان فارسی که آن دری است چشم پوشی می کنند. دریکی ازدانشگاه های امریکای شمالی کسی زبان فارسی را تدریس میکند تخلص این مدرس (ثابت قدم) است، امانام خود را برای دانشجویان روی تخته وصفحه انترنیتی پوهنتون اش به زبان انگلیسی نوشته است sabetghadam ( ثابت غدم )، وقتی کسی که این زبان راتدریس می کند واملا تخلص اش را نداند، پس ازایشان توقع شاگردان ودانشجویان درراه آموزش زبان فارسی چه خواهندبود ؟ درهند نیزمشکل ما درهمین زمینه است، به نظرمن شاگردان زبان فارسی باید اولترازهمه دری دان باشند، وقتی دری را آموختند بعدآ میتوانند گویش فارسی را با درنظرداشت تجاروب دری آموزي به آسانی فراگرند. درغیرآن وقتی شاگرد آموختن زبان را ازگویش فارسی آغازمی کند، درقدم اول جریان ومدت تعین شده تعلیمی برایش کافی نخواهد بود. درقدم دوم نمی تواند رابطه زبان گفتار را با زبان نوشتار معاصروگذشته برقرار نماید. همین است که دراولین دیدار با اولین جمله دوستان ایرانی (آغا چه جوری ) روبرومیگردند، ناچار به قاموس زبان فارسی مراجعه نماید، درآنجا نیزاین ساختار راشاید نیابند بالاخره روبه کسی میاورد که ایشان اهل زبان باشد، وازوی خواهند شنید که معنی این جمله (آقا چطوری ؟) است. ضمن تدریس همیشه با این گونه پرسشهای دوستان و دانشجویان روبروشده ام، و من دررابطه عرض کرده ام که: اگرکسی، ملتی ویا کشوری میخواهند به زبان فارسی دری درهند خدمت نمایند ومیخواهند این زبان را مردم غیرفارسی زبان ودری زبان به آسانی فراگیرند باید برای تدریس آن برنامه خاصی به اشتراک دانشمندان افغانستان وایران وتاجکستان وهندوستان تهیه گردند ودررابطه باید همه به واقعیتها ی ومشکلات عینی بدون هرنوع بلندپروازی تن دردهند، چنان که بارها درمجالس علمی گفته ام بازهم پشنهاد می کنم که برای تدریس وآموزاندن زبان فارسی باید به استادان و آموزگاران افغانی ولهجه دری حق اولیت داده شود. درمورد تحقیقات تاریخی وعلمی باید به کارکردهای دانشمندان تاجکستان ودربخش مطبوعات ونشریات باید ازامکانات ایران استفاده گردد، که خوشبختانه وبابدبختانه اکنون ایران درهرسه موارد خودرا درسرنخ قرارداده ومتباقی کشورها را به باد فراموشی سپرده اند. سه - درین اواخر مرکز مطالعات فارسی وآسیای میانه دانشگاه جواهرلعل نهروبه اثرتوجه دول هند وافغانستان دست به گشایش کرسی های میرزا عبدالقادر بیدل وعلامه عبدالشکور رشاد کمربسته است که درضمن آن تدریس زبان دری وپشتوبه سطح عالی درچوکات دیپارتمنت کنونی فارسی ومطالعات آسیای میانه آغازخواهند شد، باگشایش این کرسی ارجمند دری دانشگاه نهرو درنظردارد تادرپرورش وآموزش کیفی مرکزودانشجویان خود گام موثرتری بردارد، بدین معنی که شاگردان دیپارتمنت دری علاوه برآن که سطح دانش خودرا درباره زبان دری ارتقا خواهند داد، قادرخواهند بود تا جریان انکشاف معاصرادبیات دری درافغانستان و تاجکستان که تاکنون به تمام معنی درهندوستان و شبه قاره معرفی نشده است تعقیب نمایند. برنامه ایجاد کرسی دری دردانشگاه نهرو اولین کار موثری خواهد بود که توسط استادان این مرکز که تاکنون درسراسرهند بخاطرتلاشهای مداوم علمی و کیفی شان برای زبان فارسی ومطالعات آسیای میانه قدردانی بعمل آمده است به کمک استادان دیپارتمنت دری پوهنتون کابل روی دست گرفته خواهندشد، مرکزمطالعات فارسی و آسیا میانه این پوهنتون مشهورهندوستان ازجمع مراکزی علمی وتعلیمی است که درآن کارهای تحقیقی استادان ودانش آموزان فارسی ازلحاظ کیفی درسراسرهند درسطح عالی علمی قراردارند. تلاش های مدوام استادان قبلی این مرکز چون استاد عبدالودود اظهر دهلوی، استاد خانم هاویوالا، استاد محمود عالم واستادان کنونی چون پروفیسورعین الحسن، استاد خانم قاسمی، دوکتور اخترمهدی، دوکتوراخترحسین کاظمی، دوکتوراخلاق احمد انصاری و دوکتور اشتیاق احمد بدون شک در راه گسترش زبان وادبیات دری ـ فارسی درخور ستایش است. پروفیسور حسن وخانم قاسمی که همیشه در رآس مرکز بودند توانستند تا به همکاری استادان یادشده کارهای موثری در راه انکشاف مرکز و زبان وادب دری وپشتو انجام دهند. ایشان واستادان همکارشان به این باوراند تااین مرکز را واقعآ به یک مرکزفراگیر مطالعات زبان فارسی و زبان های دیگری ازین خانواده تبدیل نمایند تابتوانند درآن از روند موجود ادبی کشورهای افغانستان وتاجکستان وکشورهای دیگری آسیای میانه که درحال حاضرویادرگذشته درانجا منابع زبان های دری وپشتو ایجادشده باشند دربرنامه کارعلمی شان روی دست گیرند. من بحیث عضواین مرکزمیخواهم به اطلاع همه دوستان برسانم که دولت هند درین راستا گامی استواری براساس توافقات میان دولت افغانستان برداشته است، ازآنجاییکه اوضاع درافغانستان فعلی در راه گسترش فرهنگی ما یاری رسان نبوده، من ازدوستان فرهنگی که درخارج ازکشور زندگی دارند متوقع ام تا بدانند که تقویه هر زبان خارجی ولوکه دریک کشور پیشرفته هم باشد به پشتیبانی وسرپرستی گویندگان دلسوز و کشورمربوط اش نیازمند است. مرکز مطالعات پوهنتون نهرو درحال حاضر توانایی دسترسی به آثارونوشته های نویسندگان وشاعران دری گوندارند، سفارت افغانستان در دهلی نیز درحال حاضراز آن درخشندگی فرهنگی که در زمان جناب مسعود خلیلی، محترم فاضل و محترم احمد پروانی و اقای خراسانی داشت، بازمانده است لذا تقاضای ما ازشما دوستان فرهنگی و دولت افغانستان این است تا درباره تقویت ادبی ومعنوی این مرکزما را یاری رسانید.
داکتر محمد علی ابدالی

از کتابخانۀ:

داکتر محمد علی ابدالی

نویسنده:

پروفیسور عبدالخالق رشید











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us