څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

غزل


غزل

حیات الله بخشی

شبنم صبحم، ز برگ روزگار افتاده ام

قطره ی موجم، ز بحر بی کنار افتاده ام

اختر این کهکشانم، لیک از اقبال بد

در میان اختران از اعتبار افتاده ام

شاخه ی پُر برگ و بارم، لیک در پاییز دهر

زرد و زار گردیده ام از برگ و بار افتاده ام

باز اقبال شهانم، لیک از ادبار بخت

صید دام دهر دونم، زرد و زار افتاده ام

ماه تابانم و لیکن در خسوف زنده گی

نقش خاسف گشته ام از نور و نار افتاده ام

نغمه ی پُرسوز عشقم، حالیا از بخت شور

گرد ادبار زمانم در کنار افتاده ام

لاله ی آزاده بودم، لیک از چنگال باد

در زمین بایر و در شوره زار افتاده ام

از فلاکت های دوران، حالیا بین بخشیا

نیمه جان گردیده ام، من اشکبار افتاده ام

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

حیات الله بخشی











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us