څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

جمع در جمع چیست ؟


جمع اندر جمع یا چندی در چند تایی ! نگارش واژه های جمع با جمع تازی و یا با پایانی های جمع فارسی ( چون : ها ، آن ، یان وگان ) در زبان فارسی که آن را جمع الجمع گویند.
بادرد و دریغ در این پسین زمانه ها به ویژه در فیسبوک ( یا رخنما) نادرست نویسی های برازنده یی از سوی برخی نویسنده گان به دیده می آید. از آن میان کاربرد جمع الجمع دو باره واژه های جمع با پسوند های جمع تازی و یا فارسی در زبان فارسی است. مانند:
واژه جوهر یکه یا مفرد ، جمع تازی آن جواهر و در زبان فارسی به جواهرات جمع ساخته می شود .
سخنی در این باره:
نخست واژه جوهر در فارسی گوهر : به چم یا معنی سنگ ارزشمند. نژاد ، منشآ ، اصل و نسب که صورت سنسکرت آن Göträ صورت پهلوی آن Göhar به معنی سنگ بهادرا ، سرشت ، سپسین در فارسی میانه گوهر در سروده های ویدایی به شکل Göträ شکل فارسی کابل آن Gauhar شکل فارسی تهرانی آن Guhar که به پهلوی و سنسکرت نزدیکتر است. این واژه به زبان تازی و یا عربی رفته و به گونه ای جوهر شده است ، چون وامواژه است ، از اینرو با جمع بی قاعده جمع ساخته شده است. به گونه ای جواهر و با دریغ در زبان فارسی دوباره شکل تازی آن جوهر کاربرد یافته است و به گونه ای مفرد آن جوهر ، جمع مکسر آن جواهر و به نادرستی جمع الجمع آن جواهرات شده است.
بهتر است نخست : همیشه جوهررا گوهر نوشت و به ( گوهر ها) جمع بست ، نه جوهر ، جواهر و جواهرات .
واژه حُب مفرد ، جمع آن حبوب و جمع الجمع نادرست آن حبوبات شده است . این واژه وامواژه تازی است ، که در زبان تازی نیز از زبانهای سامی مانده است . بهتر است ، تا : بجای آن دانه و دانه های استفاده شود و یا تنها حبوب جمع تازی آن استفاده شود ، از حبوبات تا که امکان دارد ، استفاده نشود.
عجب( مفرد) عجایب جمع تازی آن و عجایبات یا عجایب ها جمع الجمع نادرست آن در زبان فارسی .
بهتر است ، تنها بجای هر سه آن شگفتی و شگفتی ها استفاده شود و یا کم از کم تنها عجب و عجایب بکار رود و از کاربرد عجایبات و عجایب ها جلوگیری شود.
اینک فهرست واژه های جمع اندر جمع که از کاربرد آنها بهتر است جلوگیری شود:
مفرد جمع جمع الجمع صورت درست فارسی آن
امل آمال امالها آرزو و آرزوها
جز اجزآ اجزا ها بخش کردن و پاره نمودن چیزی
حال احوال احوال ها چگونگی ، گونه ، گرچه ابو ریحان البیرونی حال را به حال ها چون : حال های ستاره گان وحال های بروج ساخته و جمع نموده است بهتر است ما نیز حال ها بنویسیم ، مگر بهتر است تا از کاربرد ، احوالها خود داری شود.
خبر اخبار اخبار ها چم فارسی آن: آگهی ، رویداد ، وامواژه تازی خبر چون در پیشین زمانه ها نیز بکار رفته است ، بهتر است به گونه خبر و خبر ها و یا اخبار بکار رود مگر از کابرد اخبار ها که ساخته و بافته رادیویی افغانستان پیشین است خود داری شود.
طرف اطراف اطراف ها کناره ها ، گوشه ها ، پیرامون و هم به معنی چیزی تازه و جدید و نو را نیز طرف گویند ، سوی ، پشتبانی از کسی کردن ، به گونه بی طرف و با طرف ، طرفدار ، با کسی بودن ، نیز بکار رفته است.
حد حدود حدودها در فارسی : نزدیک ، اوچگل ، مرز ، لبه ها تیزه ها ، چارگوش ، وغیره چون در فارسی پیشین بکار رفته است ، اگر به گونه حد و حدود بکار برود ، بد نیست ، مگر از کاربرد، حدود ها جلوگیری شود.
حس حواس حواس ها ، در فارسی دریافتن ، آگاه شدن ، اندرباب تازی آن مدرکه ، درک وغیره نیز است
فایده فواید فواید ها صورت فارسی ان سود و بهره می شود ، که اگر بجای چه فایده ؟ چه بهره و چه سود بنویسیم ، فراز یا جمله ما نیز زیبا می شود.
امید بسته بر آمد ولی چه فایده زآنک
امید نیست که عمر گذشته باز آید. سعدی
نادر نوادر نوادرها چم فارسی آن کمیاب ، بی همتا و بی مانند،
رب ارباب ارباب ها چم فارسی ان : بزرگ ، کار فرما ، سرور ،
امر امور امورات چم فارسی ان: دستور ، فرمان ، پشته ، کارنامه ، نشانه ها با همه از کابرد امورات نادرست بهتر است خود داری شود.
ولد اولاد اولاد ها چم فارسی آن : زادگان ، فرزندان ، چوچ و پوچ .
جمله جمل جملات ، چم فارسی آن : رسته ، فراز ، گزاره ، همگی ، همه ، سراسر . با همه حال تا ایدون واژه جملات را بکار برده ایم بهتر است از این پس بجای آن جمله ها و یا فراز ها ، گزاره ها ، همگی ، همه ، سراسر را بکار ببریم.
رسم رسوم رسومات . چم فارسی آن : آیین ، باژ ، نشانه ها ، و اگر هم واژه رسم و رسوم را به کار می بریم ، مگر نباید رسومات را بکار ببریم.
قید قیود قیودات . چم فارسی آن : پیمان ، بندش ، جلوگیری ، گرفتاری ، بست گیری ، بند ، ریسمان ، آوند، اندازه همچنان می توان مانند گذشتگان واژه قید و قیود را بکار برد ، مگر از کاربرد قیودات بهتر است ، جلوگیری شود.
لازم لوازم لوازمات : چم فارسی آن : نیاز ، استوار، بایست ، بایسته ، همچنان می توان لازم و لوازم را بکار برد ، مگر بهتر است ، تا از کاربرد واژه لوازمات تا اندازه امکان خودداری نمود.
حرف حروف حروفها : فارسی آن : واژ ، واک ، کناره ، لبه ، سخن و الفبا اگر حرف و حروف بکار می رود ، عیبی نیست مگر باید تلاش نمود تا از کاربرد حروف ها جلوگیری شود.
پایان سحن :‌جمع اندر جمع و یا جمع الجمع در زبان فارسی - دری کاربرد ندارد و نباید واژه های جمع به جمع الجمع در زبان فارسی استفاده شود. هم فراز ها را نا زیبا و نادرست می سازد و هم موجب بی خبری ما از زبان فارسی می باشد.
تا سخن دیگر پدرود
داکتر حمیدالله مفید

از کتابخانۀ:

داکتر حمیدالله مفید

نویسنده:

دکتر حمیدالله مفید











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us