څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

گپ


ریشه شناسی لغت گپ Gap و استعمال آن در زبان گفتاری دری(فارسی) مردم افغانستان
جمهور دانشمندان و زیانشناسان به این باوراند ، که جایگاه پیدایش و پرورش زبان دری(فارسی) پشته شرقی (ایران کنونی) که شامل کشورهای افغانستان ، تاجکستان و بخش های شرقی (ایران کنونی) میشوند، میباشند.

زبان گویشی دری(فارسی) مردم افغانستان مملو از هزارها لغت ناب و سچه اوستائی و سنسکرت پیشین است ، که به گونه ای گیتائی در این زبان نگهداری شده اند.

یکی از لغت های بسیار باستانی که در زبان گویشی مردم افغانستان استعمال شگفت انگیز دارد، لغت « گپGap » » است ونزدیک به۷۱معنا را در خود نهان داشته است ، در حالی که عوض این لغت را در بخش های غربی (ایران کنونی) امروزی لغت« خبر و حرف » در تاجکستان اغلب همراه با خبر زیادتر لغت « سخن » به کار میرود.

توجه فرمائید به استعمال لغت ای گپ Gapدر زبان گفتاری دری(فارسی) مردم افغانستان:

گپ به معنی خبر در فراز : چی گپ است ؟ گپ از چی قرار است ؟ در (ایران کنونی) امروزی میگویند : «چه خبر»

گپ به معنی موضوع : گپ مفت . گپ هوائی .

گپ به معنی سخن و کلام در فراز : از گپ ماندن ، سر گپ آمدن ( به دو معنی هم به معنی طفلی که تازه به سخن گفتن آغاز کند و هم به معنی کسی که پس از سکوت یکباره زیاد سخنرانی کند.)

گپ به معنی حرف : زیاد گپ نزن ، گپته بگو ! یعنی زیاد حرف نزن و حرفت را بگو .

گپ به معنی سخن نیش دارد : گپ پهلو دار ، گپ نیش دار، گپ زشت ،گپ ته وبالا نزن

گپ به معنی تهمت در فراز : گپ ساز یعنی تهمت گر ! برایش گپ ساختن یعنی بالای او اتهام بستند

گپ به معنی غیبت ، سخن چینی و نمامیت : در فراز : پشت سر کسی گپ زدن ، یعنی به کسی اتهام بستن.گپ رسان ، گپ را برایش برسان و گپ چینی .

گپ به معنی سخن سنجیده و معقول : در فراز : گپ جان دار، گپ پخته ، گپ درست .گپ معقول ،

گپ به معنی فتنه و فساد . در فراز : گپ خیست و یا گپ خیستن ، گپ خراب شد، گپ گوی در گو شد. گپ روده شد، گپ از گپ ستون شد .

گپ به معنی فهم و درایت : در فرازی : به گپ رسیدن ، آدم گپ فهم ، گپ دان ، گپ را از هوا قاپیدن .

گپ به معنی اطاعت و فرمانبرداری : در فراز : آدم گپ شنو ، به گپ کسی کردن یعنی از او فرمانبرداری کردن

گپ به معنی اطلاع و آگهی . در فراز : از کسی گپ کشیدن ، . گپ گیر .از دهنش گپ بگیر ، به گپ برسانیش.

گپ به معنی کسی را بافتن و از خود کردن ، در فراز : کسی را گپ دادن و یا او را گپ دادم .گپش بتی ،

گپ به معنی ساده گی : در ترکیب : آدم گپ رو . بی گپ و سخن ،

گپ به معنی راز : در ترکیب : گپ پت و پنهان ، گپ بین من و خودت باشه ، ، از گپ کسی خبر نشه ،

گپ به معنی نزع و بی حالی : در فراز ، بیچاره از گپ اندوخته ،

گپ به معنی دشنام : در این سروده ای مولوی :

که ز هر ناشسته روئی گپ زنی

شرم داری از خدای خویش نی .

گپ زدن به معنی شعر سرودن : در این سروده حکیم سنائی غزنوی :

هر کجا ایازی دیدخواهی در جهان

عشق بر محمود بینی گپ زدن بر عنصری .

گپ به معنی سخن بیفایده و گزاف : گپ های چتی نزن ! گپ بیفایده نگو . چنانی که انوری گوید:

چند گوئی خواهر من پارساست

گپ مزن گرد حدیث او مگرد.

گپ به معنی اندیشیدن در فراز : ما در گپ خود غرق هستیم .

گپ به معنی سخن :به گپ آمدن یعنی به سخن آمدن

به معنی مقصود و مراد : سر اصل گپ بیایم .

به معنی ازدست رفتن و موقع نا مناسب شدن : گپ از گپ ستون شد.گپ روده شد،

به معنی سخن غیر سنگین: گپ بیراه .

گپ به معنی سخن ژرف و سنگین : گپ پخته

گپ به معنی مطلب مهم : گپ جاندار

گپ به معنی سخن نه چندان معقول : گپ خام .

گپ به معنی نکته سنج : گپ رس ، به گپ رسیدی

گپ به معنی وصیت : مانند : گپ های مسلمانی بزن ، ، گپ های خدائی ،

گپ به معنی حل کردن یک دشواری : در فراز ؛ گپ را صاف کردن .گپ را حل کردن ، گپ را خلاص کرد.

گپ به معنی ایجاد دشواری : در فراز : گپ را جر کرد ،

و ترکیب های دیگری چون : از گپ گپ میخیزد، گپ رو ، گپ پیش پای افتاده ، گپ گوی ، پر گپ ، گپ نا مفهوم ، گپ بی معنی ، گپ های پهلو دار ، گپ های عمیق ، گپ چینی ، گپ دل ، گپ درست ، گپ شاخدار ، از گپت بوی خون میآید و غیره .

لغت گپ افزون در زبان گفتاری و نوشتاری دری(فارسی) مردم افغانستان در زبانهای شرقی چون: سانسکرت ، هندی ، اردو، مراتی ، گجراتی ، سندی ، بلوچی فراوان به کار میرود ،تنها در زبان پشتوی جدید مانند دری(فارسی)( گویشی (ایران کنونی) عوض لغت گپ را لغت (خبر )تازی گرفته است ، چنانی که در فراز : په مطبوعاتی پسی مه گرزه ( یعنی پشت گپ نگرد)، یا:( ما ته بدی مطبوعاتی کوی : برای من گپ های بد میزند. ) به عوض گپ لغت خبر بکار میرود.

در زبان اشکاشمی گپ ، در زبان منجی کهٔکی از باستانی ترین زبان بازاندوخته اوستائی است به گونه ای گف و گپ استعمال دارد.

لغت گپ در زبانهای پنجابی ، هندی ، اردو :

در زبانهای هندی و پنجابی :

گپ : سخن فضول و بی فایده و دروغ بیش تر به معنی دروغ به کار میرود.

گپ چهدنا (با دال هندی) gap chadna حرف دروغ گفتن و سخن بی معنی و گپ زدن .

گپ مارانا gap marna بی معنی.

گپان (با نوع غنه) gappan جمع گپ .

گپنا و کپنا gapna – kapna : گپ زدن .

گپو gappu دروغ گو – کسی که حرف بسیار و بی معنی میگوید .

گپی gappi دروغ گو – کسی که حرف بسیار و بی معنی میگوید .

گپ شپ : ۱- سخن بی فایده – دروغبانی ۲ – صحبت دوستانه، دوستی .

گپ شپ هونا : دوست بودن، رفیق شدن، دوستی .

گپ در زبان اردو :

گپ : به معنی سخن پوچ و بی فایده و بی معنی و هرزه و دروغ .

گپ ارانا : (با رای هندی) gap orana : سخن دروغ میان مردم پراگندن .

گپ هانکنا : gap hankna : دروغ و حرف بی معنی گفتن

گپ مارنا : gap marna : گپ زدن

گپین : (بانون غنه در آخر) gappen : جمع گپ – گپها .

گپین ارانا : (با رای هندی ) orana دروغ گفتن و میان مردم پراکندن .

گپین هانکنا : گپ زدن ولی در صورت جمع رایج است .

گپ باز : دروغ گو، پر حرف، حراف .

گپ بازی : صحبت دوستانه میان دوستان برای تفریح و وقت گذرانی .

گپ شپ : ۱- صحبت دروغی. ۲ – صحبت دوستانه، دوستی و آشنائی .( این لغت مهمل است مانند نوکر شوکر ، کمره شمره ، روتی ، شوتی وغیره ) که در زبان گفتاری دری(فارسی) نیز این گونه مهمل سازی استعمال دارد، مانند: غلام ملام ، نوکر موکر ، بنده منده وغیره

گپ شپ کرنا :صحبت کرنا – حرف زدن .

گپ شپ هونا : صحبت شدن میان دوستان برای تفریح

گپ گپورا : (با رای هندی) gap gapora : بیر و بار ، زیاد حرفی .

گپی ( gappi ) : کسی که گپ زند و حرف های او وزن نداشته باشد و میان مردم به دروغ گو معروف باشد (۱).
ریشه شناسی لغت گپ:
لغت گپ از لغت های شرقی و شرقیست ، که در زبان سنسکرت به گونه ای Gasp آمده است ، ودر اوستا و پهلوی باستان به گونه ای Vaç ودر زبان های مانوی که مادر زبان دری(فارسی) است به گونه ای Gaub وGöwän ثبت شده است .اما لغت گفتن یا گفتار در زبانهای باستانی Gaf ‪, Gaubataiy آمده است. که با لغت ای گپ تفاوت دارد. با همه حال لغت گپ با همین خاص گی هایش در زبان های پیشین و مادر زبان دری(فارسی) بکار رفته و آمده است. ودر زبان گفتاری دری(فارسی) مردم افغانستان از زبان سنسکرت و هندی باستان وام شده و با همان خاص گی هندی آن بکار میرود. که ما نمونه های و چم های آن را در بالا خواندیم.
زینب نیک بین

از کتابخانۀ:

زینب نیک بین

نویسنده:

داکتر حمیدالله مفید











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us