څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

تاريخی


تاريخی

مصطفی عمرزی

در مسير تاريخ، چنان چه معمول است تغيير، اصل بوده و به اساس اين اصل، گذشته ی مردم ما نيز تغييرات بسيار یافته اند. افول لوديان و سوريان و بُرش هايی كه از خاك هاي اصيل افغاني در خاك پاكستان كنوني، ميراث استعمار اروپايي نوع انگليسي شدند و آن چه بر خاك هاي افغاني در شمال رفت مانند پنجده گذشته ی ما را در مرز هاي سه كشور همسایه، در تواريخی نیز تشريح مي كند كه اجبار، باعث گسست آن شده است.

در اين مقال همين قدر مي كوشم تا سهم فرهنگي مدني مردم ما فقط در جغرافياي افغانستان كنوني به گونه ي اجمالي تصوير شود. هدف از این ترسيم، شفافيت هرچه بيشتر آن سيماي گذشته گان می باشد كه در هر نوبت تجاوز، متجاوزان براي آن كه التهاب بيمارگونه و رواني خويش را تسكين دهند، آن را مكدر کرده اند؛ زیرا این جغرافیه، هویت ملی ما را جهانی ساخته است.

پس از سقوط آخرين حاكميت مرکزی بيش از 500 سال قبل (سلسله ي تيموريان هرات)، نهصت روشانيان با سالاري بايزيد انصاري، معروف به پير روشان، آغاز به مبارزه اي کرد كه گرچه رنگ مذهبي آن را بيشتر كرده اند، اما در واقع ستم گسترده ي بيگانه گان، اين حركت را یک جا با آزادي خواهي ها به مرز 140 سال مي رساند. پي گيري این بحث حماسي، شرح بيشتر مي طلبد، اما آن چه مبرهن است، اين جريان متداوم تاريخي، در كنار بذر آزادي، با ایجاد زمینه، انديشمندان اين سرزمين را به تخلیق وامی دارد.

بایزید، مرد دلاور و فرهنگي، با آفرينش آثاري در زبان هاي دري و پشتو، چناني كه راه را گشوده بود، ميراث فكري خويش را برای توجه به مفاهیم فکری، فرهنگی و ادبی در سرزمين هاي افغاني، بر جا گذاشته است.

در بستري كه با جريان روشانيان به ميان مي آيد، مردم ما با مردي به بزرگي خوشال بابا، فضای باز را وارد عصر هوتكيان می کنند. پا به پاي جريان هاي آزادي خواهي، ميراث فكري و قلمي بخش هایی از جامعه ي افغانان آن روزگار در محور سرزمين هاي اصلي و مردمان بومي، اشكال نو مي یابند.

در حاكميت احمد شاه بابا با دور شدن ميدان هاي جنگ از مرز های افغانی و با سلطنت تيمورشاه، بيش از نيم قرن، آرامش هایی به ميان مي آيند تا در فرصت های آن ها، مفاهیم ملی، پس از حماسه هاي نبرد با انگليس ها، مردم را با شعور صاحبان ملُک و مملکت، به باور های یک ملت، عادت دهند.

بالاخره در حاكميت مرحوم امير حبيب الله خان، با گذشته ی چند قرن مبارزات، در فضاي کشور سازی و مدنی، چناني كه شهر ها توسعه می يافتند، مردم با دست آورد هاي جديد، با پشت سرگذاشتن توهم فرهنگ های جعل و تحریف (خراسانی- فارسی) در يك رنسانس واقعي، خود را در قرن بیست می یابند.

نهضت معروف مشروطيت و طیف فرهنگياني كه شمار زياد آنان از قوم پشتون اند، در تمام عرصه ها، به خصوص در مطبوعات و فرهنگ، مردم را با مفاهیمی آشنا می کنند که سنگ بنای تمام ارزش های کنونی مدنی شمرده می شوند.

نو آوري هايی كه در حاكميت مرحوم امير شير علي خان، اساسگذاري شده بودند، گرچه در سايه ي امارت امیر آهنین پنجه، تنفس راحت ندارند، اما در حاکمیت امیر عبدالرحمن خان، نظام افغانستان با ساختار بسيار متفاوت از گذشته ها كه با مرگ و میر هر امير و هر خليفه، زير و رو مي شد، از نوسان مدیریتی رهایی می یابد. ثبات این واقعیت تا حاكميت نحس تنظيمي، حیاط قابل اطمینان همه بود.

حاكميت امير عبدالرحمن خان با توجه به روزگار او، هرچند از مفاهیمی تهی است که فقط پس از جنگ دوم جهانی، ارزش های مدنی را به نام حقوق زن، آزادی بیان و رسانه ها جهانی می سازد، اما در ایجاد کشوری که واجد تمام مولفه های جیوپولیتیک بود، به قرن بیست می رسد.

در حاكميت امير عبدالرحمن خان، نيروي قدرتمند امير، امنيت مي آورد و علاقه ي او براي ساخت و ساز بنا ها و عمارات، افغانستان را در راه انكشاف و توسعه ي شهري قرار مي دهد.

در زمان امير حبيب الله خان، نوآوري ها وسیع تر می شوند. مسوول جديد كه از رهگذر نوع مديريت، خيلي با سلفش تفاوت دارد، افغانان را مجال مي دهد در كنار کار فرهنگی، به ادامه ی نو آوري هایی كه نيروگاه برق، جاده هاي اسفالت شده، كاخ ها و بنا هاي جديد ملكي و نظامي را توسعه دادند، با رفاهی آشنا شوند که به اساس نیاز های واقعی مردم، آنان را از فرهنگ های عتیقه، مجزا می کرد.

فراخ خاطر امير حبیب الله خان، جامعه ي افغانان را كمك مي كند، كار های فكري را با شگوفايي در ژورناليسم، ادبيات، ترجمه، تاليف، تحقيق و ايجاد جريان هايی كه با جنبش مشروطيت، پروسه ی سیاسی را نیز متغییر کردند، در حاكميت مرحوم شاه امان الله، به توسعه ی هرچه بیشتر کار های مدنی، فرهنگي و اجتماعي نایل اند.

از حاكميت شهيد اعلي حضرت نادر خان تا سقوط سلطنت مرحوم اعلی حضرت شاه محمد ظاهر، افغانستان ما در تمام عرصه های مدنی، به انکشافاتی می رسد که چهل سال پس از بحران، هنوز هم رونق آن ها، به تنویر عمومی می افزاید تا با تداعی، به ارتجاع، نه بگویند.

سال ها پس از حاكميت طالبان كه در حفظ تماميت ارضي كشور، حتي در گونه ي رادیکال خويش مزيت دارد، امروز نيز سهم مردم ما در ایجاد افغانستان نو که با مفاهیم گسترده ی آزادی زنده گی می کنند، بیشتر از همه است.

احياي سرزمين ها، تشكيل امپراتوري نيرومند كه باعث شد زمينه براي حفظ مركزيت ميسر شود و ساخت افغانستان نو، از ساخت نظام و معارف جدید تا گسترش مكاتب، تاسيس پوهنتون ها، ايجاد شاهراه ها، زير بنا هاي بزرگ اقتصادي كه به اثر سياستگذاري هاي موفق، حمايت های جهاني را به ارمغان آوردند، آزادي زنان، قايل شدن به مردمسالاري و هر آن چه نماد های مدنی كنوني است، مردم ما را قادر می سازند با گذار از چند مرحله ی تاريخی، اکثر ارزش ها را در انحصار خويش داشته باشند و با نگرش به این گذشته، هيچگاه از عرصه ی سیاسی طرد نشوند.

فقط در صد سال اخير، سهم پشتون هاي دانشمند، انديشمند، هنرمند، شاعر، نويسنده، سياستگر و كار فهم كه فقط در حوزه ی زبان دری، ظاهر شده اند، آن قدر برجسته می باشد كه تفصيل آن از تذكره هاي جعلي پارسي، بيشتر است.

هرچند در جغرافیای جهان سوم درگیر مانده ایم، اما در فرصت هایی که جنگ نبود، نشانه هایی تاریخی شده اند که باوجود ضعف های اقتصادی که در نمونه ی ایران، از منابع نفت جبران می شدند، کسانی بوده اند که برای رفاه مردم و ثبات کشور، آگاهانه کار می کردند. چهل سال پس از هیاهوی کهتران، هنوز هم اذهان مردم، رفاه را قبل از هفت ثور، اذعان می کنند.

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us