څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

ملتِ دربند


ملتِ دربند

نوشته ی محمد اسماعیل یون

برگردان از پشتو به دری: مصطفی عمرزی

یادآوری:

اين مقاله در شماره هاي 35- 36 / سال پنجم نشريه ي «وفا» (9 ميزان 1375 ش)، با نام مستعار «نيازي» به نشر رسيده است.

***

حدود پنج سال مي شود كه شهر كابل، شاهد مرحله به مرحله ی تنظيم سالاري دسته هاي جنگ طلب است. در اين مدت تقریباً تمام دارايي هاي ملي و اكثر داشته هاي شخصي مردم، از سوي جنگجویان چپاول يا از ميان رفته اند.

اکثر جنگ ها در شهر كابل و به نام «دفاع از كابل»، صورت گرفته اند. راكت هاي پرتاب شده ی مخالفان دولت، هرچند با سرزنش دولتداران مواجه شده اند، اما راكت هاي «دفاع از شهر» حکومتی نيز بر سر كابل اصابت می کنند. با این وجود، سوي ديگر شهر را كه در دست مخالفان است، حتي جزو افغانستان نمي دانند.

در ماه ثور سال 1371 خورشيدي در روز هاي چهارم يا پنجم، دو تن از حاكمان كابل، همديگر را در جريان یک تماس مخابره یي، هشدار مي دهند كه «نبايد لشكر هاي خود را داخل شهر کنند! ورنه از شهر و مردم كابل دفاع خواهند كرد.» به همین گونه، جانبی دفاع از خودش را، دفاع از مردم غرب كابل مي دانست.

تنظيم هاي مختلف، مناطق متصرفه ی خود را به نام نگه داري از سر و مال مردم، غصب کرده بودند. حقيقت اين است كه به اثر وجود و دفاع تنظیم ها، اکثر بخش هاي كابل ويران و کُل دارايي آن، چپاول و سوزانده شدند. مال، عفت و عزت مردم، زيان هاي سنگيني را متحمل شده اند.

شگفت اين است كه به نام دفاع از خانه هاي مردم، آنان را تاراج، به نام نگه داري جان، سر ها را جدا، دارايي ها را چپاول و به عفت همه تجاوز می کنند. با این وجود، هيچ نشاني از دفاع واقعی ظاهر نیست. فرضاً اگر اين دفاع ها نمي بود، مردم کابل، چه خساراتی را متحمل می شدند؟ آشكار است كه نه چهل هزار تن كشته مي شدند، نه يك ميليون مهاجر مي داشتیم، نه هشتاد هزار خانه و دو هزار كارخانه ي بزرگ و كوچك از ميان مي رفتند. عجیب تر این كه حتي اين حق شهريان كابل نيز گرفته شد تا به صراحت بگويند: تشکر از دفاع تان! بهتر است ما را در بي دفاعي بگذارید تا زنده گي کنیم.

گاه چنين رونما شده که فقط آن مناطقی كه تحت اختيار دولت کابل قرار داشتند،‌ به نام شهر كابل ياد شوند. به گونه ي مثال، اگر راكتي از سوي تنظيمي بالای بخش مركزي يا شمالي شهر اصابت مي كرد، راديو كابل و تمام راديو هاي خارجي، از اصابت راكت بر پایتخت خبر مي دادند، اما زماني كه دولت كابل، بالای كارته ي سه، جمال مينه، سيد نور محمد شاه مينه، رحمان مينه، شاه شهيد و حتي روي مكروريان هاي كهنه، راكت و بمب مي افگند، به گونه ای نشر نمی شدند که ساحات تحت تصرف دولت کابل، مورد اصابت قرار می گرفتند.

سخنگويان دولت کابل، فقط آن بخش های پایتخت را كه تحت تصرف شان بود، به نام «دفاع از كابل حق ماست»، جزو حکومت می شمردند. آنان كابل را منطقه اي مي دانستند كه تحت تصرف داشتند، اما ويران کردن جنوب، جنوب شرق و جنوب غرب پایتخت را دفاع از كابل نمي دانستند.

دولت کابل، بار ديگر پایتخت و مردم آن را وسیله ی تحفظ و کتمان قرار داده اند. آنان سلاح های سنگین را در مناطق مزدحم شهر كابل، جا به جا کرده اند. از این طریق، هر لحظه بالای سنگر هاي مخالفان، گلوله باري مي كنند، اما زمانی که با پاسخ متقابل مخالفان رو به رو می شوند، فرياد می کنند که شهر را هدف قرار داده اند و ملت را تباه می کنند. آنان اعمال مشابهی را که خود مرتکب شده اند، حق خويش مي شمارند. مناطقی که در دست مخالفان دولت کابل قرار دارند، از ديد حاکمان پایتخت، جزو افغانستان، شمرده نمي شوند. آنان ويران کردن و كوبيدن آن مناطق را مهم نمی دانند.

شهریان کابل، بار ديگر این پرسش را تکرار می کنند كه ارزش «دفاع» دولت کابل، چه قدر است؟ آنان از سقف هاي منازل ما، سنگر درست كرده اند و ما را همانند اسیران دربند نگه داشته و خود در عقب ما پنهان شده اند. بنابراین، مهربانی كنيد يا جلو برويد يا عقب بیایید! بیشتر از اين «دفاع»، در بي دفاعي خوش استيم.

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

محمد اسماعیل یون











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us