څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

ايجاد فرهنگي و درمان اجتماعی


ايجاد فرهنگي و درمان اجتماعی

نوشته ی محمد اسماعیل یون

برگردان از پشتو به دری: مصطفی عمرزی

یادآوری:

اين مقاله در شماره ي 3 مجله ي «تعاون» (اسد و سنبله ي سال 1375ش)، چاپ پشاور، به نشر رسیده است.

***

در تقریباً دو دهه ي گذشته، جامعه ي افغاني، زيان هاي فراتر از تصور را متحمل شده است. اين زيان ها، کُل رگ های زنده گي را فرا گرفته اند. بعضی بخش ها کاملاً از كار و فعاليت باز مانده اند. از سکتور اقتصادي تا عرصه های سياسي، اجتماعي و امور فرهنگي، هريك جراحاتی را متحمل شده اند كه رونق دوباره ی آن ها تا ساليان زيادی نیازمند تدابير و منابع اقتصادي وافر مي باشند.

غمنامه ي افغانان از رهگذر بالا بسيار جاي نگرانی است؛ زيرا زنده گي ميليون ها تن را دربر گرفته و از جنبه های مختلف، باعث تکدر خاطر می شود. به اساس ارقام و نشرات، تاكنون در جنگ طولاني و سهمگین افغانستان، زنده گي يك ميليون و پنجصد هزار افغان گرفته شده است. به همين شمار معيوب و معلول شده اند. به اين معني كه كم از كم از هر پنج افغان، سه تن معيوب، یکی معلول و یکی كشته شده است. در كُل از ميان هر شش تن، يك تن مشکل جسمی دارد. اين معضلات، زیان های سنگينی به شمار مي روند كه حتی به سطح دنیا هم مثال های زیادی ندارند.

در جنگ های افغانستان و از سوي تمام جوانب، پول های هنگفتی هزينه شده اند كه مي توانستند بودجه ي صد ها سال افغانستان باشند. باوجود تمام زيان ها و ويراني ها، آن چه بیش از همه بر افغانان وطنپرست، گران می نماید، ويراني ها و چپاول آن داشته هاي فرهنگي كشور اند كه نه تنها صفحات زرین تاريخ و فرهنگ افغانستان را مزین می کردند، بل براي فرهنگ جهاني نيز بسيار ارزشمند به شمار می رفتند.

به اثر تخريب ابنیه ی تاریخی و چپاول دارايي هاي فرهنگي كشور، اين هراس به ميان آمده كه در بعضی بخش ها، پيوند ما با شكوه گذشته گسسته می شود. با اين روال، ارتباط ذهني قشر جوان با گذشته ي پُر افتخار آنان قطع خواهد شد.

در ميان داشته هاي فرهنگي افغان ها، بزرگ ترين آن ها، موزيم ملي افغانستان است كه در جريان تقریباً يك قرن با تلاش ها و كوشش هاي زيادي ايجاد شده بود. در اين موزيم آثاری به قدامت هزاران سال وجود داشتند كه نمايانگر شان‌،‌ شوكت، شكوه و عزت تاريخ افغانستان بوده و برای افغانان از ارزش زيادي برخوردار استند.

اکثر آثار موزیم کابل يا چپاول شده اند يا از ميان بُرده می شوند. به قول نانسي دوپري: «آثار موزيم ملي افغانستان، نه تنها براي افغانان بسيار ارزشمند بودند، بل از میان رفتن آن ها، موضوع غم انگیز جهانی می باشد.» گفته مي شود در موزيم کابل، بيست هزار سكه ي طلا وجود داشت كه سرنوشت آن ها آشكار نيست.

از جمله ی دیگر زيان های سنگين كشور، سوزاندن و تخريب تقریباً 3500 مكتب می باشد كه در مناطق گوناگون باز بودند. اگر در هر مکتبی به حد اوسط، ده هزار متعلم، مصروف آموزش بوده باشند، در كُل، ضریب متعلمان 3500×1000 = 3500000 مي شود.

اگر كم از كم از هر مكتبي در یک سال، پنجاه تن فارغ شده باشند، شمار فارغان يك سال 3500×50 = 175000 مي شود. اگر از ميان هر پنجاه تن در یک سال، يك تن امكان آموزش هاي عالي مي يافت، در يك سال، كم از كم 35000 محصلِ دارای آموزش هاي عالي مي داشتيم. اگر هفده سال اخیر را ضرب کنیم، 17×35000 مساوي به 595000 تن مي شود. به این معنی که تقریباً ششصد هزار متخصص و نخبه ی حرفه هاي گوناگون وجود می داشتند. فقط شمار تخميني فارغان صنوف هفده سال اخیر، 17×175000 = 1975000 تن مي شود. هزينه هاي صورت گرفته برای عمران مكاتب را در جايش می گذاریم.

افزون بر مكاتب، موسسات آموزش هاي عالي نيز زيان هاي زیادی را متحمل شده اند. به اثر جنگ ها، تنها به هزینه ی پنجاه ميليون دالر امريكايي زيان بر پوهنتون کابل وارد شده است.

در حدود دو ميليون كتاب يا سوزانده شده اند و يا هم چپاول می شوند. به تناسب شمار محصلان، بيست و يك ميليون ساعت درسي، هدر رفته است. انستيتوت پوليتخنيك و طب كابل نيز به ميليون ها ساعت درسي و صد ها هزار جلد كتاب را از دست داده اند. موسسه ي نشر كتاب «بيهقي» كه در ذخيره گاه هاي گوناگون كتب آن، كم از كم دو ميليون جلد كتاب، جا به جا شده بودند، همه به تاراج می روند. به همين منوال، انجمن نويسنده گان، كتابخانه ي عامه، اتحاديه ي ژورناليستان، گالري ملي و بعضی ديگري موسسات فرهنگي، زيان هاي همانند را متحمل شده اند.

از جمله ی زيان مختلف فرهنگي، پانزده نمايشگاه صنایع دستي در ساحه ي «كابل ننداري» بودند كه ارزش تاريخي و اقتصادي آن ها، فراتر از تصور است. اين نمايشگاه ها در جريان جنگ ها چپاول و به آبدات فراموشي مبدل می شوند. در اين ميان، نمايشگاه سنگ هاي پُر بها، بسیار قابل يادآوري اند. به این سلسله، پانزده چاپخانه ي مجهز در كابل وجود داشتند كه اکثر آن ها از بين بُرده شده اند. چاپخانه ي دولتي، مطبعه ي معارف و چاپخانه ي آريانا با داشتن امكانات بسيار و به سطح تمام كشور، كتب زيادي را طبع می کردند.

در تواريخ هفتم، هشتم و نهم ثور سال 1371 خورشيدي، زيان هايی سنگینی به مطبعه ي معارف وارد شدند. این مطبعه، طي فقط سه روز، قادر بود براي هر تبعه ی كشور، سه جلد كتاب طبع کند. اكثر ابزار و ماشين هاي اين چاپخانه در كشور هاي همسايه به فروش رفته يا تخريب می شوند و يا هم به شكل آهن، به بهاي بسيار كم فروخته شده اند. در گدام ها، چاپخانه ها، مكاتب و ساير اماکن وزارت معارف به ميليون ها جلد كتاب نگه داري مي شدند كه يا چپاول و يا هم سوزانده شده اند.

زيان هاي سنگين وارده بر فرهنگ كشور، تهدیدات بزرگ معنوی را به وجود آورده اند. در نبود مكاتب، نه تنها اقشار كودك و جوان از آينده ي بهتر بي بهره مي مانند، بل جوانان به عنوان ابزار طرف هاي جنگ، به كار گرفته مي شوند. آنان بدین گونه باعث بربادي زنده گي خود و مردم شده اند.

دانشمندان و اهل خبره به اين باور اند كه يكي از راه هاي اساسي حل بحران ها، رشد فرهنگی است. بنابراین، پيش از هرچيزي باید به رشد فرهنگی رو آورد. مكاتب بايد احیا یا از نو اعمار شوند. در كنار آن ها، علم و دانش بايد پشتوانه ي مادي خويش را به دست آورند. به این معنی که صآحبان علم و دانش، به اقتصادی دست یابند تا به وسیله ی آن، زنده گي شان تامين شود.

اكنون كه در جامعه ي ما تفنگ، وسیله ی تامین زنده گی بعضی شده است و يك تفنگدار معمولي مي تواند نیاز های زنده گي خود را از این طریق تامين کند، اما برعکس، یک عالم و متخصص، فرصت نمی یابد توسط تحصیلات، براي خود و خانواده اش، حتی نان خشك بياورد، علم و دانش، ارزش خويش را از دست مي دهند.

بازسازي پوهنتون هاي كشور، ايجاد پوهنتون هاي نو يا تاسيس موسسات آموزش هاي عالي، در بُلند بردن کیفیت علمي، نقش اساسي دارند؛ حتي در افزايش توده هاي آرمانگرای كشور نيز مهم شمرده می شوند.

نهاد هایی كه به اساس باور ها و سلایق مختلف ايجاد مي شوند و نسبت به اهداف حرفه یي، غایه ی سياسي آن ها بيشتر به نظر مي آيد، بايد تحت کنترول سالم قرار گيرند تا افراد روشنفكر را بيش از اين از رهگذر ذهني و سياسي منقسم نکرده و آنان را دشمن نسازند. وجود نهادی های متعدد آموزشی به زيان كشور نيست، اما به اين شرط كه هدف اصلی آنان، آموزش نخبه گان فني و حرفه یي باشد.

بازسازي موزيم ملي، آرشيف ملي، گالري ملي و نمايشگاه هاي گوناگون فرهنگ افغانستان، به همین گونه، گردآوري دوباره ي آثار سرقت شده، به عنوان دست آویز هاي تحفظ شكوه ميهن در زنده نگه داشتن تاريخ ملي افغانان، نقش دارند.

با افزايش مكاتب، پوهنتون ها و ساير موسسات فرهنگي، صآحبان دانش فزوني می گيرند و از تعداد افرادی کاسته می شود كه طرف هاي جنگ طلب با پول، استخدام مي كنند.

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

محمد اسماعیل یون











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us