څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

بیگانه با تعصب


بیگانه با تعصب

مصطفی عمرزی

نمي دانم چه شده است كه عادت كرده ايم هويت و اصالت خويش را همواره در گرو كارنامه ها و حماسه هايی قرار دهيم كه تبلور ميدان داري، رزم خواهي و زورآزمايي بوده اند.

مردم ما، فقط براي آن كه «در تاريخ، شمشیر افغان نام دارد»، معروف نيستند. گذشته هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي ما كه اكنون نيز تداوم فرهنگ های انساني اند، توده هاي افغان ها را در جغرافياي آسيا، از هند و پاكستان تا افغانستان در حالی معرفي مي كنند كه پس از ستيز، در برابر هويت ها، فرهنگ ها و ارزش هاي ديگران، قرار نگرفته اند.

جالب است وقتي شعار هاي بعضی شوونيستان بی فکر را مي نگریم، تداعي مضموني تذکار می دهد که زنده ياد استاد الفت پيرامون اساسات پشتونوالي نوشته بود. این نوشته، آيينه ي تمام نماي آن فرهنگ انساني است كه پس از بسط، مثلاً در حدود پشتون ها، نسخه ي پشتوني مي شود.

كساني كه شعار مي دهند «زبان، خاصيت مي بخشد»، «اگر هموطنی به زبان مادری اش نگوید، از آن تبار نیست»، آيا متوجه شده اند در اساسات فرهنگي ما، بحث زبان، حاشیه یی است.

در فرهنگ های افغانی، ارزش ها و اصالت ها را رعايت شرف انساني، مردانه گي، دستگيري، احترام و كمك به ديگران مي دانند. مردم ما به عنوان بخشي از جامعه ي انساني، براي دفاع از شان، حيثيت و عزت خويش، هيچ گاه ترك سنگر نخواهند كرد، اما در روزگاري كه باور های بحث انساني‌، جا مي افتند تا از آسيب تقابل در امان بمانيم، آیا نياز هاي ما براي تبارز هرچه بيشتر تفكر و كار فرهنگي در زمینه ای که جنگ، مدعای اعمال خشن است، بیشتر نشده اند؟

زمان آن فرا رسيده است که به جاي تعدی، قلم را در جغرافياي كشور و هستي خويش، بیشتر بکشانیم و از پيمايش خرد قلم، از آن باور های انساني كه پي آمد آن ها، فرهنگ احترام متقابل می شود، به نفع جامعه ي همه پذير، نسخه های مداوا بسازیم.

راسيسم، شوونیسم، فاشيسم و قبول تبعيض كه از محدوده جریان های کوچک صادر مي شوند، بیشتر اثر «ایدیالوژی های وارده» اند؛ هرچند نوعیت ادبی میراث فرهنگی شعوبیه که در روزگار تعقل، باب شاهنامه می گشاید، پس منظر شوم ستیزی نیز است که در گذشته با مثال از تنازع سیاسی، ذهنیت می ساخت تا مافوق و مادون، همیشه وجود داشته باشد؛ اما در زمینه ی مدنی و بحث عقلانی، اگر از مکتب های متخاصم وارداتی پرهیز کنیم، مردم ما با درک دشواری های جنگ، به خصومت کاملاً نه می گویند.

همواره عواملی وجود دارند که باعث ستیز می شوند. تعصب، هرچند در حد واکنش منطقی، نفی نمی شود، اما در تنازع فرهنگی، سیاسی و اجتماعی که در همه، کسب امتیاز اهم می شود، مقاله بیگانه گی را مُهر می زند.

تصاویر سیاحان یا خارجیانی که از یک قرن قبل تاکنون به افغانستان آمده اند، خاطرات زیادی دارند که چه گونه ملبس با فرهنگ افغانی، یادگار می گذاشتند. تجربه ی ما از حضور گسترده ی جامعه ی جهانی در افغانستان، شناخت فرهنگ ها و اقوام مختلف بود، اما در همه، یادمان گذشته هایی زنده می شود که رُخ انسانی زنده گی ما نیز شناخته می شد.

بیگانه با تعصب، هرچند در ظاهر نیز باشد، اما حاوی پیام خیر است. قرار گرفتن در مقام فرهنگی دیگران که عرف اجتماعی باشد و خصوصیت مردمان و ملت ها را بسازد، پیش تر از همه، به جلب نظراتی می انجامد که با تفویض فرهنگی، حس انسانی را بیشتر درک کنیم.

منشای همه، به آدرسی برمی گردد که در روایات علمی و انسانی، از آدم یا خلقت حکایت می کند، اما همه را از همین مبدای واحد می شمارند. در واقع تعصب انسانی اگر در چنبره ی تنازع، سیاست و تحریف قرار نگیرد، به معنی تضاد در برابر ارزش وجودی انسان قرار می گیرد؛ زیرا مبدای واحد، هرچند به تنوع رنگ ها، نژاد ها و بالاخره فروع (اقوام) می رسد، اما در ساختار، همه یکی اند.

بحث ظواهر، همواره طرح فروع و جزئیات می شود، اما هرگز فی نفسه ی ارزش وجودی انسان را نفی نمی تواند. بیگانه گی با تعصب، به معنی قبول فرهنگی، اگر دنبال نمونه های خارجی باشیم، برای من بار ها در مثال هایی رونما شده است که می بینیم مردمان سرزمین ها و کشور هایی که به اصطلاح همه چیز دارند نیز به فرهنگ ما ملبس می شوند.

شرح تصویر:

یک زوج غیر مسلمان خارجی، ملبس به فرهنگ افغانی و در یک منطقه ی روستایی افغانستان.

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us