څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

بنابراین، چه خواهد شد


بنابراین، چه خواهد شد؟

نوشته ی محمد اسماعیل یون

برگردان از پشتو به دری: مصطفی عمرزی

یادآوری:

اين مقاله در نشريه ي کاروان- منتشره ی ننگرهار، به نشر رسيده است.

***

جامعه اي كه جنگ را تجربه کرده باشد، دچار امراض مختلف است. در چنین جامعه ای، کم رنگ شدن ارزش ها، بي اعتمادي، انتقاد بي جا، نکوهش هر چیز، كينه ورزی و همانند آن ها تجمع می کنند؛ اما جوانان و سياستگران مدبر براي رفع آن ها، نسخه هاي سودمند مي دهند. آنان جامعه را از راه هاي گوناگون وقايه کرده و سعی می کنند عاری از تشنج باشد.

جامعه ي ما پس از بحران سي سال و امراض مختلف، تقریباً وضع خوب دارد، اما همچنان با دشواري هایی روبه رو می باشد. در اين جا، زیاده روی دشواري ها سخن نمي رانم و نه اين مقاله گنجایش آن ها را دارد. فقط به چند مُعضل كوچك اشاره مي كنم كه فضاي جامعه ي ما را آلوده کرده اند. این معضلات باعث شده اند به جای امید، نوميدي گسترده شود.

در ميان دشواري ها، يكي هم مُعضل انتقاد است. نوك تیز انتقاد، بيشتر متوجه حكومت است. منتقدان هركسي اند: حاكم، محكوم، ظالم، مظلوم، باسواد، بي سواد، نويسنده و سياستگر.

خلاصه هر كي دهان و قلم دارد، انتقاد مي كند. يك انتقاد عام این است كه در جريان ساليان گذشته در افغانستان، چه ها صورت گرفته اند؟ در پاسخ به آن، گفته می شود كه موارد قبال ملاحظه ای رونما نشده اند، اما نمی پرسند چه داشتيم تا بر آن افزوده شود؟

در واقع، ما همه چیز را در جنگ از دست داده بوديم. پیش از حضور جامعه جهانی در افغانستان، سطح زنده گي ما، پايين تر از صفر بود. در چنان وضعي، جامعه بايد به درجه ي بلندتر از صفر صعود کند تا پس از آن بتواند به سوي بهبود رهسپار شود.

گاه انتقاد به اساس «هيچ» و به دور از عدالت، صورت می گیرد. اگر مخالفان «هيچ» بگويند كه در جريان شش سال گذشته، كم از كم 2500 كيلومتر جاده، نزديك به پنج هزار مكتب، به صد ها كلینيك و شفاخانه اعمار شده اند، 14000 پروژه ي روستايي تكميل شدند،‌ شش و نيم ميليون متعلم به مكتب مي روند، شمار پوهنتون ها به 21 رسید، تشكيلات اردو و پوليس منظم شدند، قانون اساس ترتيب شد، احزاب آزادانه فعاليت مي كنند، رسانه ها فعاليت مستقل دارند، افغانستان حضور واضح جهاني دارد، سهولت های مخابراتی در اكثر مناطق وجود دارند، نزديك به سه ميليون مهاجر، دوباره به كشور برگشته اند، پوهنتون ها و مكاتب خصوصي تاسيس شده اند، صد ها فعاليت و پروژه ی مثبت كه يادآوري آنان در اين جا بسيار ضروری نيست، صورت گرفته اند، به این دلایل، تمام دست آورد ها را در درياي «هيچ،» سرگردان كردن، به نوبه ي خود، انتقاد را «هیچ» مي كند.

شكي وجود ندارد كه در زمینه ی عمران افغانستان پس از جنگ، صدها گونه كاستي وجود دارند که بايد تنقید شوند و راه حل نيز ارائه شود، اما دسته هایی در داخل و خارج حکومت وجود دارند كه مخالف منافع ملي افغانستان می باشند. دامان فساد اداري گسترده است. نیرو های خارجی، بالای مردمان ملکی نیز بمباردمان می کنند. مردم به زور، مجبور به هجرت مي شوند. بعضی دسته هاي خاص، قدرت نامشروع یافته اند. کاستی ها بيش از حد وجود دارند.

انتقاد، زمانی به جاست كه در كنار آن، بديل خوب و راه حل ارائه کنیم. انتقاد بی مایه و خشك كه هيچ مشکلی را حل نکند، بیشتر نمايانگر كينه ي منتقد است تا براي اصلاح.

دوستي داريم كه بالای هر چيزي انتقاد مي كند. او با هر نظامي كه حاكم باشد، بدون دليل مخالف است؛ ولي وقتی نظامی واژگون شود، در همان روز حامی مي شود و با جریان نو، مخالفت مي ورزد. چند بار با او بحث كردم: شما كه با هر نظامی مخالفت مي كنيد، بديلی ارائه کنید تا همه حمایت کنند؟ مي گويد: مرا چه كاري به بديل است! وظیفه ی من، فقط انتقاد است. دريافت بديل، كار شماست. چنین انتقاداتی كه راه حل و بديل نیاورند، هيچ مفادی ندارند.

اكنون كه جامعه ي ما، روز ها و شب هاي دشوار را مي گذراند، باید انتقاد کنیم، اما کار را ترجيح دهيم. نبايد با انتقاد بسیار، توقع مردم را به اندازه ای بلند برد كه امكان برآوردن آن ها نباشد.

بايد به دقت متوجه تناسب نیاز ها و خدمات بود. مهم است بدانیم نياز های جامعه چه قدر اند و ظرفيت عمومي و دارايي ها چه قدر مي باشند؟ اگر ظرفيت خدمات بسيار باشد، اما انتقاد نكنيم، از حقوق خویش محروم می شویم. در صورتی که ظرفيت خدمات اندك باشد، اما نياز ها زیاد، با انتقاد بسیار، دچار معضلات دیگر می شویم.

حضور جامعه ي جهاني در افغانستان، بدون بعضی ملاحظات، فرصت طلايي افغانستان به شمار مي رود. افغانان از فرصت طلایی به نفع خويش استفاده کنند. آنان باید با استفاده از این فرصت، به سطحی برسند تا بتوانند با کشور های همسایه رقابت کنند. به این صورت، کشور های همسایه در عدم حضور جامعه ي جهاني نخواهند توانست بر ما تعدی کنند.

اگر به جای انتقاد سالم، ‌انتقاد ناسالم و غرض آلود را رايج ساختیم، نه تنها جامعه را به مسير نادرست خواهیم برد، بل کسانی که انتقاد می شوند، به اثر فرط آن، خو مي گيرند و معافيت حاصل خواهند كرد. بعداً هيچ نوع انتقاد منفي و مثبت، از تاثیری که باید داشته باشند، بهره مند نخواهند بود.

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

محمد اسماعیل یون











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us