څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

بابر و کابل از متن یک نامه/۱


این نوشته تحلیل یک نامۀ ظهیر الدین محمد بابر است. بابر این نامه را از هند به کابل، به عمده الملک خواجه کلان فرستاده . خواجه کلان، بعد از بابر دومین شخصیت نظامی- ادبی دستگاه دولتیِ بابر است. سبک بابر در نوشتن این نامه، خیلی صمیمی است، آنگونه که حجم نامه های شاهی تقاضا می کند، فشرده و کم سخن می باشد. یک نکته را باید گفت این متن ترجمۀ نامۀ بابر است که دکتور شفیقه یارقین در کتاب «دریا در گوهر» آورده اند. درقدم اول متن نامه
« به خواجه کلان بیک سلام می گویم. و سخن قابل گفتن اینکه:
شمس الدین محمد به اتاوه آمد. کوایف معلوم شد. توجه من جهت رفتن به آن طرف ها، بی حد و بی نهایت است. کار های هندوستان هم به نوعی سر به راه می شوند.امید از بارگاهِ خداوند متعال چنان است که کار این سوها، به زودی سرو سامان بیابد. بعد از ضبط این کارها اگر خداوند برساند، بدون توقف متوجه خواهم شد.
لطافت آن ولایت ها را کسی چگونه فراموش کرده می تواند؟ بخصوص بعد از تایب و تارِک شدن، لذت مشروع خربوزه و انگور را چگونه می توان از خاطر زدود؟ درین روزها، خربوزه یی آورده بودند. بُرش کرده خوردم. تأثیر غریبانه یی کرد. اشک ریزان به تمامی خوردمش.
نا به سامانیِ کابل نوشته شده بود. در آن خصوص بعد از اندیشدن ها دریافته شد، ولایتی که در آن هفت – هشت حاکم بوده باشد، چگونه سر و سامان خواهد یافت؟ از همین سبب، همشیرۀ کلان و حرمها را به هندوستان فراخواندم. تمام ولایت کابل و قشلاقهای آن را خالصه کردم. به همایون و کامران هم، این موضوع را مشرح نوشتم. یک مردِ معتمد و برازنده آن نامه ها را به میرزاها برساند. پیش ازین هم این مضمون را نوشته به میرزایان فرستاده بودم. شاید معلومِ شان شده باشد.
و حال، جهت ضبط و آبادانی آن ملک هیچ عذر و بهانه یی نماند. اگر بعد ازین، قلعه نااستوار و رعیت نا معمور بوده باشد و یا هم ذخیره نباشد و خزینه پر نشوَد، حمل بر بی محاصلی عمده الملک خواهد شد. بعضی از ضروریات نوشته می شود و در بارۀ بعضی از آنها فرمان رفته است.
ضروریات این ها اند:
جهت مرمت قلعه، برای علوفه و آذوقۀ سفیران آینده و رونده و باز به خاطر عمارت مسجد جامع، از بیت المال برداشته، شرعی نموده، صرف بکنند.
و باز ترمیم کاروان سراها و حمامها، در تمام کردنِ عمارت نیمکارۀ استاد حسنعلی که از خشت پخته کار شده بود، در مشوره با استاد سلطان محمد با طرحی مناسب امر شود. اگر نقشۀ اولی استاد حسنعلی بوده باشد، بر همان طرح کار شود و اگر نبوده باشد، در مشورت با هم طرحی شیرین پی افکنده، عمارت گردد. طوری باید بوده باشد که صحنش، با صحن دیوان خانه، برابر بوَد.
و باز بند خورد کابل، در محل تنگی به اعتبار به سوی خورد کابل بر آب بت خاک بسته شود. باز مرمت بند غزنی، باز باغِ خیابان و خیابان و باز آبِ این باغ کم است. یک آسیا آب خریداری شده، آوردن در کار است و باز در جنوب غرب خواجه پسته، آبِ توتم دره را بر تپه یی آورده، نهال شانی کرده بودم. به خاطر موقعیتش در مقابل گذرگاه و منظرِ خوبش، «نظرگاه» نام گذاری شده بود. درین جا هم نهال های زیبا غرس گردد. چمن ها همه با نقشه باشند. در دَور و برِ چمن ها، باید گلهای خوشرنگ و ریاحین کاشته شوند.
و باز سید قاسم هم کمک کننده تعیین شد. و باز از حال تفنگ اندازان و استاد محمد قاسم جیبه چی غافل نباشید. و باز به مجردِ رسیدن این نامه، حرم ها و قاصدم را هرچه زودتر روانه کرده، تا نیلاب بدرقه کنید. باید بعد از رسیده خط در همان هفته راه بیفتند، چرا که لشکر رفته از هند، در جای تنگ گرفتار دشواری می شود و ولایت هم خراب می گردد.
داکتر محمد علی ابدالی

از کتابخانۀ:

داکتر محمد علی ابدالی

نویسنده:

رحیم ابراهیم











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us