څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

بابر و کابل از متن یک نامه/۲


ابر و کابل از متن یک نامه/۲
اما آنچه که ازین نامه در بارۀ بابر و کابل به دست می آید؟ از قسمت اول نامه بر می آید که:
۱٫ این نامه به جواب نامۀ خواجه کلان بیک عمده الملک بابر که از کابل به هند، به بابر فرستاده بوده است، نوشته شده.
۲٫ درین نامه، از بابر تقاضا شده است که به کابل بیاید.
۳٫ نابه سامانی کابل در آن نامه شرح شده است.
و بابر در نامۀ جوابیۀ خود به دو مسأله بیشتر تأکید کرده است
۱- در بارۀ خودش و کارهایش در هند. این بخش نامه به موضوعات زیرین پرداخته است
– بابر در هند مصروف سرو سامان دادن به کار های دولتمداری ست.
– اشتیاق بیش از حد به دیدن کابل دارد.
۲- در بارۀ کابل درین نامه آمده است
– وضع کابل در سال ۹۳۳ هجری از کشمکش های امرأ، شاهزادگان و حرم اثر گذار بابر، نا به سامان بوده است. بابر با درایت در می یابد که امرأ شاهزادگان و حرم، باعث این نا به سامانی اند. از همین سبب همشیرۀ کلان و حرمش را به هند فرا می خواند و هم به پسرانش همایون و کامران بارها تأکید می کند که کابل«خالصه» است. فقط به شخص خودِ او تعلق دارد. این اقدام او سبب آرامش در کابل می شود.
– جهت آبادانی کابل، رهنمود های مشخص به عمده الملک خود- خواجه کلان بیک- می دهد و نقاطی را که باید به آبادانی آنها توجه شود، مشخص می سازد.
درین نامه به یک مسألۀ دیگر در رابطه به دولتمداری بابر هم آشنا می شویم و آن عبارت است از مراعات جدیِ احکام شرعی توسط بابراست. در قسمتی ازین نامه آمده است: « جهت مرمت قلعه، برای علوفه و آذوقۀ سفیران آینده و رونده و باز به خاطر عمارت مسجد جامع، از بیت المال برداشته، شرعی نموده، صرف بکنند.»
دیده می شود که بابر تا چه حد به احکام شرعی پابند است. و در جای دیگر این نامه آمد ه است که:
« باز باغِ خیابان و خیابان و باز آبِ این باغ کم است. یک آسیا آب خریداری شده، آوردن در کار است.»
بابر به صفت یک فرمانروا می توانست حکم کند که یک جوی آب بیاورید. اما از راه شرع و عدالت بیرون نمی شود و نمی خواهد که خلاف احکام الهی به مال مسلمانان –یک آسیا آب- تسلط داشته باشد.
نکتۀ آخر اینکه درین نامه، یک بعد روحی بابر نیز آشکار می شود و آن رقتِ قلب اوست. به این جمله توجه کنید:
« درین روزها، خربوزه یی آورده بودند. بُرش کرده خوردم. تأثیر غریبانه یی کرد. اشک ریزان به تمامی خوردمش.»
ازین جمله دریافته می شود که بابر فوق العاده رقت قلب هم داشته است. اگر سنگدلی ازو یک نظامی برازنده و قهار ساخته باشد، رقت قلب ازو یک هنرمند بار آورده است. هنرمندی که زمین را دوست دارد، به آن عشق می ورزد، به خاطر زیبا ساختنش تلاش میکند. آمیزش این هردو- رقت قلب و سنگدلی- در نهاد بابر ازو اعجوبه ساخته است.
فهرست مآخذ این نوشته
۱٫ ظهیر الدین محمد بابر. بابر نامه. سافت آماده شده توسط مرحوم پوهنیار استاد هدایت الله هدایت.

۲٫ قااطعی هروی.(۱۰۲۴ هجری) مجمع الشعرای جهانگیر شاهی. به کوشش محمد سلیم اختر، کراچی، دانشگاهِ کراچی، ۱۹۷۹٫
۳٫ یارقین شفیقه.(۱۳۳۴) دریا در گوهر، دیوان کامل ظهیر الدین محمد بابر. وزارت اطلاعات و فرهنگ، کابل: ۱۳۸۷،۳۳۹٫

داکتر محمد علی ابدالی

از کتابخانۀ:

داکتر محمد علی ابدالی

نویسنده:

رحیم ابراهیم











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us