څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

منار غور

منار غور
منبع: jame-ghor.com | forum.moorcheha.net
از آرشیڤ: سیف الله فضل


در شصت ودو کیلو متری شمال شرق والسوالی شهرک در قریهء موسوم بجام، جای که دریای جام ( از جنوب بطرف شما ) بدریای خروشان هریرود ( که از شرق بجانب غرب جریان دارد ) میریزد و در زاویهء تلاقی آن دو دریا، کنار فشنگ و با عظمتی بارتفاع 63،3 متر جلب نظر میکند. منار جام از حیث عظمت معماری و تزئینات عالی و نوشته های کوفی خود بعد از قطب منار دهلی که داری ارتفاع 73 متر بوده و در زمرهء عجائب هفتگانهء جهان محسوب میشود و منار بخارا که 65 متر ارتفاع داشته ( این هردو مناز نیز از شاهکارهای احفاد غوریان است ) از بزرگترین و با عظمت ترین منار ها در جهان شمرده می شود. بانی و موسس این منار تاریخی سلطان غیاث الدین محمد ابوالفتح بن سام غوری است که از بزرگترین شاهان غور محسوب میگردد، این سلطان بین سنوات (558 - 599 هـ ق ) مدت چهل سال سلطنت کرد و منار مذکور را بین سنوات ( 1193 – 1202 م ) اعمار نموده است. منار جام از لحاظ قدمت تاریخ معماری آن نسبت به دو منار دیگر یعنی قطب منار دهلی و منار بخارا برتری دارد. اولین کسیکه بکشف منار جام در قرن بیستم موَفق شد، شاغلی عبدالله ملکیار والی هرات بود که بقول شارل کیفر دانشمند فرانسوی، ایشان منار جام را در ضمن سفر های خود به غور کشف نمود و به آقای احمد علی کهزاد از آن خبر داد. شارل کیفر این مطلب را در مقالهء که در سال ( 1960 م ) بنام منار سلطان غیاث الدین فیروزکوه نشر کرده است، تحریر داشت. کشف دوبارهء منار جام بتوسط اندره ماریک دانشمند بلژیکی در 17 اگست 1957 میلادی سر و صدای زیادی در محافل علمی جهان تولید نمود، کتی بیسوار عالم انگلیسی آنرا بزرگترین موفقیت در کشفیات جدید خواند. اندره ماریک منار جام را طور مفصل مطالعه نمود و سپس در سال 1959 م نتایج مطالعات خودرا ضمن مقالهء به نشر سپرد. (1) این بود گزارش پوهاند پنجشیری از منار جام و کشف آن لکن، این گزارش استاد خلیلی تحت عنوان ( یک نکتهء قابل تذکر ) این طور می نگارد: درین اواخر در یکی مجلات مطبوع کابل خواندم که منار جام توسط آندره ماریک دانشمند بلژیکی در سال 1957 میلادی کشف شده، اگر مراد از کشف دیدن و پیدا شدن منار است، این منار سوزن نبود که از نطر مردم هرات و غور مخفی می ماندف تا یکی از بلژیک می آمد و آن را کشف می کرد. خصوصاّ که تا چندی قبل غور و هرات در تقسیمات اداری یک ولایت بود و دانشمند هرات در حفظ و احیای آثار خود علاقهء فراوان داشتند، تاریخ رسالهء مزارات هرات با ذیل های خود گواه این مدعاست. کتاب روضات الجنات معین الدین اسفزاری و جغرافیای حافظ ابرو در این باب، از متون معتبر و بی مانند است. در سال 1308 هـ ش که این نا توان به هرات بودم روایت ها و حتی افسانه ها از غور و آثار آن از چشمهء آزان آن، از غار پر از مسکوکات آن ، از مسجد چهلستون و قصر نازنین آن می شنیدم که در آنجا جمله غوری ها و هراتی ها از منار جام بانواع مختلف و با آب و تاب صحبت میکردند. و چون هر اثرزیبا را از عهد بهزاد و بنای در روزگار سلطنت حسین بایقراء میداستند، منار جام را نیز بعضی بناء کردهء عهد سلطان حسین بایقراء می گفتند و من در همان سال 1308 هـ ش در جلد اول کتابی که بنام آثار هرات نوشته و در هرات طبع کرده ام، یعنی چهل و هشت سال قبل در صحفه 118 از منار جام به تفصیل ذکر نموده ام و قول راویان همان وقت را مذکور داشته ام که البته چند سال قبل از کشف آن دانشمند بلژیکی بود، اما اینکه آن دانشمند بلژیکی در جزئیات منار نه در کشف آن تحقیقات عالمانه نموده قابل قدر است. (2) آندره ماریک، در بارهء منار جام می نگارد: در همان نقطهء که آب قریهء جام با هریرود می پیوندد، در مینا محیطی اذ کوه های تیره رنگ، شبحی زرین یک برج مطنطن قد بر افراشته بود و در قسمت علیای آن کمر بند های از کاشی نیلگون نظر را جلب می نمود. وقت و درستی تناسب سه طبقهء آن در وقت ساختمان سنگینی برج را تحمل پذیر ساخته است. دور نمای برج بلا درنگ نمای قطب منار دهلی را بیاد می آورد که چند ماه قبل مشاهده کرده بودم. جدار طبقهء نخستین تماماّ از رویه های تزئینی پوشیده است که در دور آن نوشتهء بر سم الخط کوفی پیچیده است، آن آذین ها طوری مرتب گردیده است که آن را ساده به نظر می آورد، و چار کمربند بزرگ خط کوفی جهش عمودی منار را شکسته و بنا را بیشتر مجلل جلوه میدهد. قاعدهء برج هشت گوشه بوده و حاصل سه قنداق که بر روی هم قرار گرفته بشکل مخروطی است که اکنون ویران گردینه است، وقنداق سوم با فانوسی متوج گشته بود که پوشی نداشت باشد. همین قدر باید بگوئیم که اندازهء یک سوی قاعدهء هشت گوشه، سه و نیم متر میباشد، امروز بداخل منار از دریچهء کوچکی میتوان رفت که بسمت شمال افتاده است بر روی پله ها از یک زینه طوری پائین می آئیم که بدور یک ستون مرکزی دور می خورد، چنان به نظر می آید که همین زینه تا پائین راه می یافت که اکنون ریختگی مصالح ها وغیره آن را مسدود کرده است. همین خصوصت است که هیچ دروازهء دیده نمیشود. گویا بر سنتی که بوده است راهی از زیر زمین از تحت دریا تا داخل قصر امتداد داشته است ( ملتفت باید بود که منظور آندره ماریک از قصر در اینجا همان قصر فیروزکوه میباشد چه وی به این عقیده است که محل فیروز کوه در همین جام موجود بوده است. ) که خرابه های آن تا حال هم آن طرف دریا نمایان است. برای رسیدن بر واقک نخستین باید بیش از یکصد و پنجاه پله زینه را پیمودف و برواقک دوم یا پنج زینهء کوچک که دریک طرف واقع است و هر یک ده پله دارد می توان رسید و تا پنج گنبد که هر کدام بزوایای قنداق ها وصل گردیده و مدور اند بوسیلهء چهار تا پوشش گچ کاری شده میتوان رسید و از آن سوتر وسیلهء فرارفتن وجود ندارد. یکی از منار های بلندی که با منار جام قریب بوده و اکنون معدوم شده است، منار شیروان بوده است و درهمان منطقه در و جوار هریرود در مسافهء ده کیلو متری غرب اوبه برپا گردیده بود. بروی عکاسی ها و وضح گران و وزین منار جام را میتوان بخوبی اندازه کرد که بصورت بسیار مستحکم آباد گردیده، ساختمان جالب آن است که با تزئینات که قسمت پائینش را پیچانده و آن را زیبائی و جالبیت خاص بخشیده منار را به نظر کوچک جلوه می دهد، دیده اندوزی و نظر فریبی این برج بزرگ که کاملاّ تزئین گردیده است، چنان است که هیچ نقطهء آن زاید به نظر می آید، و در افق خود خیلی جالب است. تزئینا آن مجموعاّ خیلی عالی و مطنطن است و به معمار آن افتخار بزرگ دست داده است که چنان شاهکاری را در جای چنان مناسب بوجود آورده است، زیرا بنای عمارت در حالت فعلینه به تناسب بلندی آن بطور کلی متناسب به نظر می آیدف چندانکه ( فان برخمن ) نوشته است : تزئینات تمام سطح بنا را پوشانیده و بدرجء علیای غنا و صفا میرسد. بخش پائین برج تا آنجا که کمربند کتیبهء کاشی آغاز می یابد از تزئینات قالینی پوشیده شده و دور از حشو و زواید است، و لباس مرتب را نمایش میدهد و دارای اهمیت اساسی و خاصی میباشدف نفاست کار و ساختمان آن زیور زیبا که از پارچه های کوچک آجر ساخته شده و بر روی گچ وضع گردیده است خیلی جالب توجه و گیرا میباشد. این ورق شانی بهشت قسمت افقی تقسیم گردیده که سقف ها و سفحات مدور به اشکال و فواصل مختلفه تعبیه گردیده استف نظم و نسق خاص آن هویداستف طوریکه تنوع آن حیرت آور است..... ترکیب خطوط هندسی خیلی متنوع و همیشه خوانا است و دلالت بخوب و قوت نزئین می نماید و هر گاه که روشنی بر روی آنها می تابد آن را بسار دلربا و جالب می سازد. نوشته ها : بر هشت روی قسمت سفلای منار، توشتهء طویلی ثبت گردیده ست. متن نوشته بلافاصله از قسمت زیرین وجه هموار بشکل مدور با کاشی آغاز می یابد و در وجه نمر 3 و 5 متن بشکل شروع به نظر میآید. این متن از جزء نوزدهم قرآن و از سورهء حضرت مریم انتخاب گردیده و مجموعاّ 976 کلمه میباشد ( شروع آن بر روی یک و دو به وضاحت تشخیص نمی گردد و رویاهای دیگر همه بر روی بر جستگی های نوشته تدقین گردید و ترتیب آن چنین است: روی 3 آیه سی ویک، روی 4 آیهء چهل و سوم، روی 5 آیهء پنجاه و چهارم، روی 6 آیهء هفتاد و هفتم، و روی 7 ایهء نود ودوم می باشد. این کتیبهء دینی نتیجه چنان نظم و نسقی است که انگیزهء ان معلوم بوده و به منظور خاص تثبیت گردیده است. ثبت آیات قرآن کریم بر روی ابنیهء کار تصادفی نیست، بلکه با هدف ساختمانها و تسمیهء ان رابطه داشته است و با آن زیبایی دنیا و حسن آخرت و افتخار می خواسته اند. غیاث الدین محمد بن سام بانی این مناره علاقه داشت که نسخه های قرآن کریم استنساخ گردد و آن ها را درمدار سی خود بنیاد نهاده بود، بوقف می گذشت. ( کتیبه های دیگر که در قسمت های وسطی و فوقانی منار قرار دارد از شرح آندره ماریک ذیلاّ بطور خیلی فشرده تذکر می دهیم : ) 1 - متن کتیبهء نخستین ال بالا و پائین با کلمهء طیبه شهاد آغاز می یابد: (( اشهد ان لا اله الا الله محمد رسول الله )) 2 – نبشتهء دوم این آیهء قران کریم است : ( نصر من الله و فتح قریب و بشر الموَمنین یا ایهاالذین آمنوا)) بدنبال این آیهء کریمهء ( آیه 61 سورهء 13 ) سه کلمه از آیهء مبارکه آمده است ( ای کسانیکه گرویده اید! ) که همین سبک را در کتیبه های زبان فاطمیان هم می توان دید و این روش از آن هم فراتر میرود. 3 – نوار نوشتهء کوفی که در قسمت ثمینه علیای آن ثبت گردیده است، ساده میباشد : (( السلطان المعظم غیاث الدنیا و الدین ابو الفتح محمد بن سام )) 4 – نبشتهء مرکزی از کاشی است، در آن فقط همان القاب و عناوین ثبت گردیده است که رسماّ به آن مخاطب بوده است و شش کلمهء آخر که بالای سطر جا داده شده با خط زیر میباشد: (الف) السلطان المعظم شاهنشاهء الاعظم غیاث الدنیا و الدین معزالاسلام المسلمین ابوالفتح محمد بن سام. (ب ) قسیم امیر الموَمنین خلد الله ملکه.... 5 – بر فراز دومین متن دراز رخ بعد از بنشته پیشینه در زیر آغاز سطر دوم، دو سطر بخط نسخ کتابت شده است. سه کلمهء نخستین خوب خوانا نیستند و به مشکل خوانده میشود و آن دستخط کسی است که آن تزئین را بخشیده و جالب تر آنکه امضای معمار آن عمل علی بن ... نیز دیده می شود. تذکر باید داد که عصری را که ما مطالعه می نمائیم در آن خط نسخ و کوفی همدوش هم بر روی بنای ثبت گردیده است. 6 – نبشتهء زیر بنا بحدی افتادگی دارد که تنها دو کلمهء ان خوانا میباشد. ان نوشته سبک زیبای هنری کوفی بافت خورده و از نوع خط برجسته است. چهار شکل ثبت گردیده که سه از آن مختلف است و بسمت راست و چپ بر روی هر رویه طوی گره خورده که قلبی ( دل ) را بوجود آورده است، خوانده میشود: ابوالفتح که عبارت ما بعد آن همان غیاث الدین محمد خواهد بود. این کلمان بر روی 8 ثبت گردیده است. این نبشته های خیلی ظریف کار گردیده و تمام دقایق نوشته ابنیه که در فارسی به نظر می خورد، در آن رعایت شده است ، چنان احساس می شود که نوشته ها بشکل که انسجام یافته بذات خود زینت عمارت را تشکیل داده است...)) مقالهء آندره ماریک که در سال 1959 میلادی در بارهء منار جام منتشر شد، حاوی مطالب سودمندی بود، به اساس کشف و اطلاع عبدالله ملکیار والی اسبق هرات در سال 1943 م آقای احمد علی کهزاد به جام سفر کرد و مقالهء در مورد جام در مجلهء کابل به نشر سپرد و در سال 1952 میلادی نتایج تحقیق خویش را به زبان انگلیسی نشر کرد. آقای شارل کیفر فرانسوی در سال 1960میلادی ضمن نضر مقالهء از چگونگی کشف منار جام به وسیلهء عبدالله ملکیار مطالب دلچسپ ارائه کرده است، اما کشف مجدد و نشر مقالهء آندره ماریک واقعاّ فصل جدید را در تحقیقات علمی پیرامون تاریخ غوریان و غور نوشته شده بصورت عموم مربوط به سالهای بعد از سال 1957 میلادی میباشد. در سال 1960 میلادی لی بر مدیر هیآت باستان شناس فرنسوی در افغانستان برای مدت کوتاهی در پای منار جام خاک برداری مقدماتی بعمل آورد، متاّسفانه نتیجهء تحقیقات وی تا جای که اطلاع داریم تا هنوز بدسترس علاقه مندان گذاشته نشده است. به اساس همین یادداشت ها بود که (( شارل کیفر )) خوانندگان را از تحقیقات (( لی بر )) مطلع گردانید. اولین کسیکه بعد از (( لی بر )) در سالهای (1962 و 1963 م ) منار جام را از نظر معماری مطالعه کرد، مهندس ایتالوی (( اندریا برونو)) می باشد، نامبرده در سال 1975 میلادی مامور شد منار جام را با وسایل تخنیکی ترمیم و از خطر سقوط نجات دهد. در خلال سالهای ( 1970 – 1971 میلادی ) مهندسی آلمانی (( ورنرهیربرگ )) به افغانستان سفر نموده و منار جام را از نظر معماری و هنر اسلامی مطالعه کرد. وی در جملهء اروپائیانی که جام را دیده اند، یگانه کسی است که عکس های جالب و اسناد مهم دیگر از منارجام در اختیار دارد. خطر سقط منار جام: آندره ماریک در رساله اش راجع به منار جام متذکر شده است که منار جام بواسطء تمایلی که پیدا کرده است، مشرف به سقوط میباشد. این امر را مهندس ایتالوی آندریا برونو نیز تائید تموده برای نخستین بار در رسالهء کوچک خود هشت رسم تخنیکی منار جام را با جزئیات آن بصورت خلاصه ارائه نمود. ضمناّ از خلال رسالهء (( کیفر ) تا اندازه از خاک برداری معدماتی (( لیبر )) مطلع میگردیم. اندازه گیری و تحقیق معماری که (( کورت شمبد )) و (( ورنرهیربرگ)) در سال 1971 میلادی در پای منار جام آنجا داده اند، همین نظریه را مبنی بر خطر سقوط منار جام تائید کردند. منار جام فعلاّ در یک زاویهء خیلی کوچک قرار داشته و ساحل چپ آن بواسطهء جریان آب دریای هریرود پیوسته تخریب می شود. این امر بعقیدهء (( ورنر هیر برگ )) باعث شده تا منار به اندازهء دو درجه بسوی دریای هریرود میلان پیدا کند. مواد ساختمانی منار که در سال (1972 م ) به کوشش (( ورنرهیربرگ ) در پوهنتون تخنیکی شهر میاینس تجزیه گردیده ، خاصیت ارتجاعی داشته در صورت تمایل بیشتر منار مواد از هم گسیخته باعث سقوط منار می گردد. (3). ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1) جغرافیای تاریخی غور ص 184 به بعد. (2) احوال و آثار حکیم سنائی، تالیف استاد خلیلی چاپ بیهقی کابل 1365 ص 112. (3) جغرافیای تاریخی غور از 184 به بعد با تلخیص و اختصار بسیار.


اگر در مورد این اثر باستانی٬ معلومات بیشتر دارید٬ لطف نموده برای ما بفرستید. ما در همین صفحه٬ از همکاری شما یادآوری میکنم.
If you have more information about this Afghan heritage, please do not hesitate to send it to us. We will mention your contribution, right in this page. Thank you

 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us