څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





شایق جمال





				
					
یکبار اگر ببینم آرام جان خود را سازم روان فدایش روح و روان خود را از بسکه حرف عشقش رنگین و نازک آمد بر برگ گل نگارم راز نهان خود را خواهی که عالمی را تسخیر خویش سازی پنهان مکن چو خورشید از خلق نان خود را هر چند تیر نازش سوراخ کرده قلبم چیزی نمی توان گفت ابرو کمان خود را در دور خط شکستم آیینه ها سراسر کان غنچه لب نبیند فضل خزان خود را از قامت بلندش دیدم قیامت اما کی راست می توان گفت سرو روان خود را گر غنچه از لب او دم زد ز تنک طرفی شاید نبود واقف بوی دهان خود را اشعار آبدارم از بسکه می برد دل آب روان شناسم، طبع روان خود را تا وصف چشم جانان ورد زبان نمودم از آب دیده شستم شایق دهان خود را



Last Update: May 21, 2018


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us