څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
facebook

بادیه و بادیه


در روزگار مکتب شوخی کنان یکی ازدیگری می خواستیم که این بیت را معنا کند :
آن یکی شیر است اندر بادیه ، کادم می خورد
وان دگر شیر است اندر بادیه ، کادم می خورد
این جا سخن برسر پیچیدگی در بین معنا های شیر ( درنده ) و شیر ( نوشیدنی ) و دو بادیه و تعبیر فریبندة آدم می خورد بود. بگذریم .
بادیه دشت وبیابان را می گویند : چنان که دراین بیتها می یابیم : مسعود سعد گفته است :
به بحر درکنم از آتش دلم صحرا
به بادیه کنم از آب دیدگان فرغر
و از فرخی هم می خوانیم :
عذاب بادیه دیدم کنون به دولت میر
زبادیه سوی باغی روم چو باغ ارم
واژة دیگر باطیه است که کاسه را می گویند . این واژه هم مانند بادیه عربیست . باطیه در تمام تاریخ شعر پارسی چندباری بیش نیامده است . منوچهری می گوید :
ساقیان تو فگـــنده باده اندر باطیه
خادمان تو فگنده عنبراندر مدخنه
خاقانی نیز گفته است :
هـرجـــان که زخم ستد قنینه
درباطیه جان کنان فرو ریخت
باطیه درپیشین زمانه ها درخانه ها پیدامی شد. مگر شگفت این که بادیه نامیده می شد، نه باطیه . وچی بسا می پندارند که واژة بادیه دومعنا دارد : یکی بیابان و دیگری ظرف بزرگ و همان گونه امروزه چنان که می گویند می نویسند ومانعی ندارد. مگرکسی به آن نمی اندیشد که بادیه به معنای ظرف در اصل باطیه بوده است .

داکتر اسدالله حبیب

از کتابخانۀ:

داکتر اسدالله حبیب

نویسنده:

داکتر اسدالله حبیب











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us