څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
facebook

آب خوردن یا آب نوشیدن


درزبان دری واژة خوردن معنای عام دارد که هم برای خوردن وهم ، آشامیدن و نوشیدن به کار می رود . همچنان که نان به معنای غذا و طعام و نان خشک هردو کابرد دارد خوردن هم تنها به نان محدود نمی شود . آب هم خورده می شود که درباستان زمان ها نیز چنین بوده است . فردوسی گفته است :
بخوردند آب ازپی خرمی
زخوردن نیامد بدو درکمی
می گوییم :کودک شیرخور . نمی گوییم کودک شیرنوش. یادآوری می کنم که در بعض لهجه ها و کتابها درعوض شیر خور ، شیر خوار آمده است . ازمولانا بخوانیم :
مدمن خمرم و مـــرا مستی باده کم مکن
نازک و شیرخواره‌ام دور مکن ز من لبن
و مانند آن می خواره و غم خواره و بسیار خواره نیز به کار رفته است.
خیام گفته است :
گویند مـــرا که دوزخی باشـد مست
قولیست خلاف دل درآن نتوان بست
گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند
فردا بینی بهشت همچون کف دست
هرچند گاهی هم نوشیدن را درعوض خوردن به کاربرده اند :
ما می نه از برای طرب نوش می کنیم
خودرا به این بهانه فراموش می کنیم
در طویله ها جایی که چهار پایان علف می خورند آخور یا او خور یعنی آب خور است . درمتنهای پارینه وپیشینه غالبا می خوردن و باده خوردن آمده است، چنان که رودکی گفته است :
اگــراین می به ابر اندر به چنگال عقابستی
ازان تا ناکسان هرگزنخوردندی صوابستی
وخیام گفته است :
می خوردن وشادبودن آیین منست
فارغ بودن زکفرودین دین منست
فردوسی گفته است:
سواری ومی خوردن وبارگاه
بیاموخت رستم بدان پورشاه
و در دیوان حافظ می خوانیم :
روز درکسب هنرکوش که می خوردن روز
دل چون آینه درزنگ ظلام اندازد
وسنایی گفته است :
خوردن می نهی شد زان نیز درایام مــا
کاندرین ایام هردستی سزای جام نیست
بگذریم ازآن که درزبان دری ازپیشترین روزگار تااکنون غم خوردن ، افسوس خوردن زهر خوردن ،‌غوطه خوردن ، خون خوردن ، سوگند خوردن ، خنک خوردن ، تکان خوردن ، کری خوردن ( ضربه یی که کرمی کند ) ، تکرخوردن ( تصادم ) گاز خوردن ، شور خوردن زبان زد بوده وهست . زیاده برآنها فعلهای مرکب اسم + دادن و در مقابل آن اسم + خوردن : گاز دادن ، گازخوردن ، شوردادن ، شورخوردن ، تکان دادن ، تکان خوردن ، دکه دادن ، دکه خوردن ، جتکه دادن ، جتکه خوردن و فعلهای مرکب ازقاموس زدوخورد یعنی اسم + زدن ودرمقابل آن اسم + خوردن ، مانند: تیرزدن ، تیرخوردن ، کاردزدن ، کارد خوردن ، طعنه زدن ، طعنه خوردن ( طعنه خور) داو زدن ، داو خوردن نیز رواج دارد که برای آشنایی فزونتر با گسترة زبان گفتاری دری سلسلة مثالها را آوردم . ودرنتیجه یکی این که به کاربرد تقلیدی خواردن به جای خوردن نیازی نیست . دوم درحالی که خوردن به معنای خوردن ونوشیدن چنان دیرینة استعمال دارد ، مانعی به کاربرد نوشیدن وآشامیدن نیز وجود ندارد. مگر آب ، چای ، شربت و حتا هوا درتعبیر هواخوری خورده می شوند.

داکتر اسدالله حبیب

از کتابخانۀ:

داکتر اسدالله حبیب

نویسنده:

داکتر اسدالله حبیب











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us