څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
facebook

ین وون نشانه های جمع


بسا واژه های عربی پذیرفته شده در دری اند که با پساوند جمع عربی جمع می شوند و همچنان مروج و معمول اند ، مانند : معلمین ،‌متعلمین ،‌محصلین ، مامورین ، زایرین ، سیاحین ، ناظرین ،
قاتلین ، سارقین و انقلابیون و حواریون ، ملییون ، اقتصادیون ، اعتصابیون و استدلالیون . اگر در به کاربردن آن واژه ها ناگزیریم نشانة جمع عربی را از انجام آنها می باید با نشانة جمع در ی آلش کرد . یعنی معلمان ، متعلمان ، محصلان ، ماموران ، زایران ، سیاحان وناظران ودیگر نوشت . نوشتم که اگر به کاربردن آن واژه ها ناگزیریم . چی ناگزیری ؟ شماری را شاید بتوان دری نویسی کرد و دانش آموزان ، دانشجویان ، آموزگاران ، کارمندان ، زیارت کنندگان ، جهان گردان و بینندگان نوشت.
چنان که مولانا سروده است :
پــای استــدلالیان چــوبین بــود
پای چوبین سخت بی تمکین بود
یک نکتة دیگررا نیز افزودنی می دانم که درزبان دری پساوند صفت ساز « چی » را در جارچی ، سماوارچی ، توپچی ، ایلچی ، تماشاچی ، شکارچی و با زار چی داریم ، برآن قیاس می توان ، طور مثال زیارتچی راهم بکار برد .
تثنیه درزبان دری نیست :
درزبان دری تثنیه نیست . ازعربی گرفته شده است که می گویند ومی نویسند : طرفین دعوا ، شاهدین نکاح ،‌ والدین من ،‌ ذوجین ، دارین ، قوسین و هلالین .
بهتراست که ازآن دوری گزیده هردوطرف دعوا یا هردو سون دعوا یا دو جانب دعوا و شاهدان یا هردو شاهد ویا گواهان و هردو گواه و پدرمادر من و زن وشوهرو هردو دنیا یا دنیا وآخرت و دوقوس و دو هلال گفت ونوشت .
درزمانهای پیش دورابا چیزها می افزودند ودرشعرونثر نیز به کار می بردند ، مانند :
دوزلف مشکبار او به چشم اشکبار من
چوچشمه ایست کاندرو شنا کنند مار ها
یا :
دوابروی کجت را ازدوچشمت دوستتر دارم
سـپاهـی زاده ام بـا تیـغ الفـــت بیشـتر دارم
یا :
زسودای چشم تو تا کام گیرم
دو عالم فروشم دوبادام گیرم
و می پندارم که اگر راه پیشینگان پیش گیریم به سود خواهد بود .
معتنا به یا معتنی به :
این واژه را که در عربی با یا می نویسند یعنی معتنی به با الف باید نوشت .معنای آن قابل اعتنا ، سزاوار توجه و زیاد است . به گونة مثال می نویسند : مقدار معتنابه گندم امسال ازبی آبی خشک شد . ونوشتن آن به شکل متنا به هم نا درست است .
نیاکان و نیاگان :
نیا ازواژة نیاک پهلوی پدرکلانهای مادری وپدری را می گویند . اگر به واژة نیاک توجه داشته باشیم جمعش نیاکان می شود و اگر نیارا با گان جمع سازیم جمعش نیاگان می شود . پس نیاگان و نیاکان هردو ودرست اند. مگر یاد آوردنیست که نیا خود دربعض گویشهای دری به کار می رود ونیاکان نیز بیشتر برزبانها و قلمها جاری بوده است . برآن بنا کاربرد نیاکان را می توان برتر شمرد.

داکتر اسدالله حبیب

از کتابخانۀ:

داکتر اسدالله حبیب

نویسنده:

داکتر اسدالله حبیب











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us