څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

از ستمگر نشان مباد


دیگر ز هر چه است ستمگر نشان مباد
در شهر نور سایه ای اهریمنان مباد
عمری ست چشمه آیینه دار شفق شده
این صبح خیره باز نهان ز آسمان مباد
عفریت دشت سبز مرا شوره زار ساخت
دگر بهار سنبله ها را خزان مباد
هستند اهل تفرقه انداز و حکم ران
این رسم ناستوده دگر در جهان مباد
گردن زدند هر چه سپیدار بود و سرو
این باغ را دگر ستم بی امان مباد
کشتند هر چه بود شبان را و پاسبان
کفتار را به گله ی ما پاسپان مباد
خنجر زدن حنجره ی عندلیب را
بر خواب گل زبان ذغن ترجمان مباد
عمری ست شب به دیده ی خورشید خفته است
امید کم ز خاطر خورشیدیان مباد
حبیب عثمان

از کتابخانۀ:

حبیب عثمان

نویسنده:

حبیب عثمان











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us