څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

گر شدم پیدا برای امتحان ...




من اگر دیوانه ام ، زنجیر کو ؟
گر اسیر دانشم، تدبیر کو ؟
گر ز خاکم این رمیدن ها ز چیست
ور ز بادم آرمیدن ها ز چیست
گر ز آتش، پس چه شد خاکسترم
شد کجا دود و شرار و اخگرم
گر شدم پیدا به اقبال سجود
از سجود بی حضور من چه سود ؟
سجده نی، این خاک مالیدن به روست
در ریای من ضیاع آبروست
گر شدم پیدا که نزد این و آن
سر نهم بهر ادای امتنان
پس ز فرقم تاج کرمنا چه شد
آن همایون مسند اعلی چه شد ؟
گر شدم پیدا که پردازم سخن
شمع سان سوزم میان انجمن
سوختم اما چه شد انوار من
تابش پاینده ی گفتار من
عقل دادندم که دانم راز دوست
من ندیدم زین ظواهر غیر پوست
یا نگاه دانش من خیره شد
یا گهر پنهان در آب تیره شد
هر دو گر باشد چنین پس چاره چیست
چاره ساز مردم آواره کیست ؟
گر شدم پیدا که در زحمت شوم
دیگران را مایه ی راحت شوم
دیگران بهر چه در زحمت درند
از وجود من چرا محنت برند
من که خود در کار خود آواره ام
در غم و درد کسان بیچاره ام
گر شدم پیدا که مشت خاک من
سازد آباد این شبستان کهن
از چه رو یک باره ویرانش کنند
با عدم هم دوش و یکسانش کنند
گر شدم پیدا برای امتحان
امتحان و مشت خاکی ناتوان ؟
پس چرا دادند عز جان و تن
تا در آغوش لحد سازم وطن
حبیب عثمان

از کتابخانۀ:

حبیب عثمان

نویسنده:

حبیب عثمان











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us