څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

کتیبه کنیشکا


سنگنبشته رباطک
کشف سنگنبشته رباطک به چندین پرسش دیرینه در زمینه مطالعات کوشانی، پاسخ داد. به موجب این کتیبه دانسته میشود که کوشانیان زبان خود را به نام «اَریئو» (Ariao) میشناخته‌اند و آن نیای زبان دری است که شاید کلمهٔ «دری» شکل تغییر‌یافتهٔ تلفظ لغت «اَریئو» باشد. نام دری برای این زبان از دو پاره «دْ» و «اَری٬ هاری» ساخته شده که بخش نخستینِ آن، حرف معرفه متداول در بسیاری از زبان‌های هندواروپایی مانند "د" پشتو، و بخش دوم آن به مفهوم آریائی است. حرف معرفه «دْ» هنوز نیز در زبان پشتو٬ زنده است و برای مثال نام کشور افغانستان را به شکل «دْ افغانستان» تلفظ میکنند. حرکت ساکنِ این حرف در زمانی که قابلیت اعاده آوای ساکنِ آغازین در زبان مردم کمرنگ شده، تبدیل به فتحه شد.

زبان اَریئو و شکل تحولیافته آن بنام دری، زبان همگانی مردمان سرزمین‌های خراسان قدیم بوده و هیچگاه منظور از «فارس»، و ناحیه فارس در جنوب ایران نیست؛ بلکه دلالت بر تمامی سرزمین‌های آریائی داشته است. .

یادآوری و نامبردن از خدایان و ایزدان بزرگ و کهن در متن این سنگنبشته و آرزوی خوشنودی آنان، نشاندهنده ئی مدارای دینی کوشانیان و احترام و پاسداشت آنان در برابر همگی ادیان بوده است. همزیستی و تجمیع خدایان و دوری از تبلیغ و تأیید منحصرانه یک دین خاص، نشانگر تنوع دینی و فرهنگی، و شاخصی برای درک قدرت و توانائیهای یک جامعه بالنده و کمال فرهنگی آن است.

فرمان‌ کنیشکا در رباطک، این بحث دیرینه در باره خاستگاه قومیتی و فرهنگی، و باورداشت‌های کوشانیان و «یوئِـجی‌»ها٬ زبان های فارسی و سه دوران باستان٬ میانه و جدید آنرا٬ پایان داد. امروزه میدانیم که کوشانیان هیچگونه پیوستگی و وابستگی با قبیله‌های بادیه‌نشین آلتاییِ آسیای میانه شرقی نداشته‌ و دارنده تبار، فرهنگ، دین و زبان همین سرزمین افغانستان بوده‌اند و همچنان میدانیم که زبان دری هیچگونه ربطی با تاریخهای فرضی زبان" فارسی" ندارد.


در کشاکش رویدادهای سیاسی تابستان سال ۱۳۷۲ در افغانستان، هیچکس نمیدانست که دهقانان روستای «کافر قلعه» در «رباطک»، سنگنبشته‌ ئی در بازمانده‌های شهر کهن کوشانیان یافته‌ باشند که بزودی پرده از بسیاری ناگفته‌ها و نادانسته‌ها در زمینه تاریخ فرهنگ و زبان‌ برخواهد داشت.

رباطک، نام شهر کوچکی است که در شرق ولایت سمنگان و شمال-غربی ولایت بغلان در شمال افغانستان و در میانه راه پلخمری به سمنگان واقع میباشد. این شهر در فاصله چهل کیلومتری شمال باختری محوطه باستانی «سرخکوتل» جای دارد. رباطک و سرخکوتل، هر دو از بازمانده‌های شهرهای بزرگ کوشانیان اند که آثار هنری فراوانی از دوره کوشانی در آنجا یافت شده است.

کتیبه رباطک افغانستان٬
نخستین پژوهش‌ها

سنگنبشته نویافته رباطک در همان هنگام به قرارگاه والی بغلان برده شد و عکسهای از آن توسط تام پورتر Tom Porter تهیه و به موزیم بریتانیا فرستاده شد. بررسی و خوانش سنگنبشته رباطک برای نخستین بار توسط نیکلاس سیمز ویلیامز Nicholas Sims-Williams متخصص زبان‌های سغدی و باختری در مدرسه مطالعات شرقی و افریقائی دانشگاه لندن انجام شد که همراه با تفسیرهای تاریخی جو کریب Joe Cribb با عنوان «تشریح کتیبه رباطک» در نشریه «هنر و باستان شناسی راه ابریشم» به چاپ رسید:

Sims-Williams, Nicholas and Cribb, J., A new Bactrian inscription of Kanishka the Great, Silk Road Art and Archaeology, 4, 1996, pp. 75-142.

پس از آن، نخستین ترجمهٔ دری کتیبه رباطک همراه با شرح و تفسیرهای پیرامون آن توسط سرور همایون، استاد دانشگاه کابل، در مجله فرهنگ (اسد و سنبله ۱۳۷۹) انتشار یافت و همچنین استاد غلام جیلانی داوری، باستانشناس برجسته افغان نیز به بررسی مفصل کتیبه پرداخت که گزارش آن در فصلنامهٔ آریانا (سال چهارم، شماره ۲، سرطان و سنبله ۱۳۸۱، ص ۳۳ تا ۴۱) منتشر شد.

درسال ۱۳۸۴ یک
گردهمآئی علمی به کوشش مرکز بین‌المللی تحقیقات کوشانی آکادمی علوم افغانستان در هوتل آریانای کابل برگزار شد که گزارشی از مقاله‌های علمی این گردهمآئی در مجله جامعه مدنی (زمستان ۱۳۸۴) ارگان مجمع جامعه مدنی افغانستان (مجما) نشر شد.

در تاجکستان نیز پژوهش‌های متعددی بر روی این کتیبه انجام شده است که از جمله میتوان به مقاله ارزنده استاد یوسف یعقوبوف بنام «کشفیات مهم در کوشان‌شناسی» (به تاجیکی) اشاره کرد که در نشریه «جنبش» ( شماره ۱، دوشنبه ۱۹۹۹) نشر شده است. همچنین پرزیدنت امامعلی رحمانوف نیز در جلد دوم کتاب «تاجیکان در آینه تاریخ» (دوشنبه ۲۰۰۲) به معرفی مختصر و مفید سنگنبشته رباطک پرداخته و بدرستی از خاستگاه و زبان کوشانیان یاد کرده است.


کتیبه رباطک پس از مدتی، از قرارگاه والی بغلان به موزیم ملی افغانستان در کابل منتقل شد و شنیده‌های این نگارنده حاکی از آنست که این سنگنبشته ارزشمند و بی‌همتا در زمان تسلط حکومت طالبان بر افغانستان به همراه تعدادی از آثار دیگر موزیم به یک جنایتکار پاکستانی بنام نصیرالله بابر فروخته شده بود که اکنون در سال ۱۳۹۰ در موزیم ملی افغانستان در کابل نگهداری میشود.

وضعیت ظاهری سنگنبشته:

کتیبه رباطک، سنگنوشته‌ ئی است که حدود ۹۰ سانتیمتر طول، ۶۰ سانتیمتر عرض و ۴۰ سانتیمتر ضخامت دارد. بر یک سوی این سطح سنگی، نوشته‌ ئی به زبان و خط باختری (خطی بر اساس الفبای یونانی) در ۲۳ سطر نوشته شده که بخش‌های از آن به مرور زمان دچار فرسایش و تخریب شده است. هر سطر کتیبه در حدود ۵۰ حرف و در مجموع قریب به ۱۲۰۰ حرف دارد.


زمان و فرمان نگارش سنگنبشته:

این کتیبه به فرمان «کـنـیـشـکا» پادشاه بزرگ و مشهور کوشانی در سده نخست میلادی و در نخستین سال پادشاهی او نوشته شده است. از زمان دقیق آغاز پادشاهی کنیشکا اطلاعی دقیقی در دست نیست و بحث و بررسیها پیرامون آن همچنان ادامه دارد. این فرمان، کهن‌ترین کتیبه کوشانیان دانسته میشود که تاکنون بدست آمده است.


متن سنگنبشته رباطک:

متن زیر، گزارشی دری از بخش‌های سالم‌ باقیمانده فرمان رباطک است که کوشش شده تا ترتیب لغات- تا جای ممکن- همانند متن اصلی باشد:

“کنیشکا کوشانی، رهای‌بخش بزرگ، نیکوکار، فرمانروای دادگر، شایسته نیایش یزدان، که فرا دست آورد پادشاهی را بخواست نَـنَـه و بخواست همه دیگر ایزدان. که بیآغازید نخستین سال را به خشنودی خدایان. او صادر میکند یک فرمان به یونانی و سپس بیان میدارد به زبان اَریئو… «سَـکِــتَـه»، «کَــئـوسـانـبـی»، «پـاتـالی‌پـوتـرا»، «چـامـپا»… پادشاه کنیشکه به «شـافـر نـوکـونْــزوک/ ناقَــنـزاق» فرمان میدهد نیایشگاه بزرگی بنام ایزدان در سرزمین… برای ایزدان بسازد و در آن تندیس‌های خدابانو «مَـه» در برترین جا، خدای «آرمــوز» آفریننده خوشی‌ها، «آردوخــش»، «سـروشَــرد»، «نَـرسَــه»، «مـهــر»، «مَـهَـشـان» و «ویـنـک» تراشیده و گذاشته شوند. همچنین فرمان میدهد که تندیس این شاهان را بسازند و در نیایشگاه بگذارند: «شـاه کـوجـولَـه کَــدفـیـز»، پدر پدر بزرگ، «شـاه ویـمَـه تَـکــتـو» پدر بزرگ، «شـاه ویـمَـه کَـدفـیـز»، پدر و خود «کنیشکه»… باشد تا آن ایزدان، یاری‌رسان شاه شاهان کنیشکه باشند.”

بررسی متن سنگنبشته رباطک و آگاهی‌های نویافته از آن:

همین مقدار اندک از بخش‌های خوانده و ترجمه‌شده فرمان‌ کنیشکا در رباطک، توانسته است آگاهی‌های مهمی در اختیار پژوهشگران بگذارد و به بسیاری از مباحث پیچیده و حل‌نشده در مطالعات زبانشناسی و کوشان‌شناسی خاتمه بخشد:

۱- از هنگام کشف سنگنبشته مشهور «سرخکوتل» در سال ۱۹۵۷ میلادی، تا زمان کشف سنگنبشته رباطک که به همان زبان نوشته شده است؛ مسئله نام اصلی این زبان به بحث‌های بی‌پایانی در میان دانشمندان منجر شده بود. برخی این زبان را با نام‌های «کوشانی» یا «بلخی» معرفی مینمودند. در سفرنامه‌های مسافران چینی سده‌های گذشته از آن با نام زبان «تخاری» یاد شده بود و استاد والتر هنینگ، نام زبان «باختری» را برای آن پیشنهاد کرده بود که مورد قبول و توجه بسیاری واقع شد.

کشف این کتیبه، مسئله نام واقعی زبان بلخی/ باختری را تا حد زیادی روشن کرد و از آن با نام زبان «اَریئو» یاد شده است. مصوت پایانی این واژه، حرف کوتاه «اُ» است که در زبان بلخی/ باختری (که اکنون شاید بتوانیم آنرا زبان دری کوشانی بنامیم) معادل با کارکرد کسره اضافه پایانی (یای نسبت) در زبان دری است. محل واژه مهم «اَریئو» در سطر چهارم این سنگنبشته است.

۲- اکنون این مسئله نیز روشن شده است که زبان رسمی و دولتداری کوشانیان، همانا اَریئو یا دری کوشانی بوده که از اشاراتی که بصورت منفصل در بخش‌های آسیبدیده کتیبه به آن رفته است؛ هویدا میشود.
کنیشکا، توانسته است پس از سده‌های متمادی که از رواج زبان یونانی بعنوان زبان رسمی حکومتی میگذشت؛ با فرمانی نافذ، حکم به رسمیت زبان اصلی مردم در دستگاه اداری دهد. از آن پس، تمامی اسناد و مکتوبات دولتی و سکه‌ها به همین زبان به نگارش در میآیند.

۳- نیکلاس سیمز ویلیامز و همچنین دکتر مهدی، استاد دانشگاه کابل بر اساس شواهدی از همین سنگنبشته و نامهای چهارگانه شهرهای که در بخش‌های تخریب‌شده متن به آنها اشاره رفته و در نواحی شمال هندوستان و پنجاب واقع بوده‌اند؛ بر چنین عقیده‌ ئی هستند که این زبان، در سده‌های نخستین میلادی در گستره وسیعی از آناتولی و غرب ایران آنروز در کرانه فرات تا افغانستان و آسیای میانه و هند و پنجاب مفهوم بوده و بدان گفتگو میکرده‌اند.

۴- نزدیکی زبانهای آریائی به یکدیگر از منابعی دیگر مانند گزارش‌های استرابو و نیز تاریخ‌نامه‌های سلسله «هان» در چین نیز مستفاد میشود.

۵- از آنجا که ساختار و واژگان سنگنبشته رباطک نزدیک به زبان فارسی است و حتی پس از عصر کوشانیان تا صدها سال زبان رسمی هیتالیان بوده است؛ به نظر می‌آید که این زبان نیای اصلی زبان فارسی کنونی باشد. همچنین- چنانکه در بالا گفته شد- به نظر می‌آید که واژه «دری» گونه‌ ئی تغییر آوا داده از کلمه «اَریئو» باشد.

۶- بدین ترتیب علاوه بر اینکه پیشینه زبان دری، میباید بسیار پیشتر از سده‌های نخستین عصر اسلامی باشد؛ چنین به نظر میآید که دیرینگی زبان دری در شبه قاره نیز بسیار بیشتر از آنست که نفوذ آن در هند و پاکستان را نتیجه لشکرکشی‌های سلطان محمود بدانیم.

۷- زبانی که به نام فارسی میشناسیم، چنین نیست که در اصل متعلق به اهالی ناحیه یا استان فارس در جنوب ایران بوده باشد.

بررسی متن سنگنبشته رباطک و اطلاعات تازه از آن در تحقیقات کوشانشناسی:

۱- تا پیش از پیدایش سنگنبشته رباطک چنین پنداشته میشد که کوشانیان به تمامی ایزدان و دین‌ها٬ پشت کرده و تنها به گسترش دین بودائی همت میگماشته‌اند. اما نامبرداری از خدایان یا ایزدان بزرگ و کهن و جز آن در متن سنگنبشته و آرزوی خوشنودی آنان در دوره بزرگترین پادشاه کوشانی یعنی کنیشکا، نشان‌دهندهٔ اینست که کوشانیان علاوه بر پذیرش و گسترش دین بودایی، دیگر دین‌ها و ایزدان را نیز گرامی میداشته‌اند.

برخی ایزدانی که در این سنگنبشته از آنان یاد میشود و آشکارا شناخته‌شده استند (تا آنجا که خوانده شده) عبارتند از: «نَـنَـه» (اَنَـهیتَـه/ ناهید»، «مَـه» (مـاه)، «سروشَـرد» (سروش)، «مـهـر» (میترا) و «آرمـوز» (اهورامزدا) که توصیف آن به «آفریننده خوشی‌ها» .

گروهی دیگر از ایزدان، کمتر شناخته‌شده اند. اینان عبارتند از: «آردوخش» (ورخشا) ایزدبانوی نگاهبان رود وخش (یکی از پر آب‌ترین و خروشان‌ترین رودهای سرزمین‌ها در تاجیکستان)؛ و سه نام‌ایزد دیگر یعنی «نَـرسَـه»، «مَـهَـشان» و «وینک» (ویوانا/ وایـو؟).
در متن کتیبه به نام چند خدا/ ایزد دیگر که خاستگاهی در یونان و مصر دارند، نیز اشاره شده و نشانگر روحیه پذیرا و مسالمت‌جویانه کوشانیان در قبال دیگر خدایان و ادیان است.

از سنگنبشته رباطک چنین بر میآید که مردم افغانستان در آن زمان همچنان علاقه‌مندی خود به ساختن تندیس‌های نمادین از ایزدان را به شیوه دیرینه نیاکان خود حفظ کرده بوده‌اند.

۲- پرسش مهم دیگری که سنگنبشته رباطک به آن پاسخ داده، عبارت است از تبار‌نامه کنیشکا که تاکنون محل بحث و گمان‌های فراوانی بود. در اینجا کنیشکه با نامبردن از پدر، پدر بزرگ و پدر پدربزرگ خود، پیچیده گی‌های حل ناشده پیرامون پدران و شاهان پیش از خود را آشکار میسازد و راه بررسی نام‌ها و تسلسل پادشاهان دیگر را هموارتر میسازد. همچنین آگاهی از تلفظ دقیق نام‌های کوشانی، یکی دیگر از کاربردهای سنگنبشته رباطک است.
سیف الله فضل

از کتابخانۀ:

سیف الله فضل

نویسنده:

افکار پراگنده











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us