څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

ازدواج با دو خواهر دریک وقت



بسم الله الرحمن الرحیم

درشرع اسلامی ازدواج یاجمع بين دو خواهر( دو خواهر را در يك زمان برای شخص، در نکاح واحد جایز نیست. )
خداوند متعال مى فرمايد :« وأن تجمعوا بين الآختين إلا ما قد سلف » ( نسا ء : ۲۳ ). جایز نیست که : دو خواهر را با هم جمع آوريد، مگر آنچه گذشته است .
همچنان به اساس حکم حدیثی شریفی که می فرماید :«من کان یؤم بالله والیوم الآفلا یجمع ماءه فی رحم آختین » ویروی : ملعون من جمع ماء فی رحم آختین ).
مطابق فرموده پیامبر صلی الله علیه وسلم که فرموده است کسیکه بر الله تعالی وروز اخرت ایمان دارد پس « آب منی » خود را دررحم دو خواهر هر گز جمع نکند .
در فردوس دیلمی حدیث است که من در خدمت نبی علیه السلام حاضر شدم وعرض نمودم که من اسلام را قبول کردم ودر نکاح من دو خواهر است پس نبی علیه السلام فرمود که تو در هردوی آنها یکی را برگزین .« قلت یا رسول الله انی اسلمت وتحتی اختان قال : طلق ایهما شئت ( والترمذی فی روایته ) « اختر آیهما شئت »
قابل تذکر است هر گاه دوخواهر در دو عقد نکاح صورت گیرد واین معلوم نباشد که همرای کدام یکی از آنها قبلا وکدام یکی بعد نکاح شده است پس در این صورت قاضی در میان شوهر هر دو خواهر تفریق میکند واین تفریق طلاق باین میباشد دلیل این است که در میان هردو آنها نکاح یکی شان بطور یقینی جایز واز یکی به طور یقینی باطل است اکنون تنها در صورت ها می باشد یکی اینکه نکاح یک آنها به طور معین نافذ کرده شود واز یکی باطل کرده شود دوهم اینکه به جهالت نکاح هردو شان نافذکرده شود ولی این هردو صورت ها ممکن نیست اول بدین جهت که به این کارکردن ترجیح بلا مرجح لازم میشود وصورت دوهم بدین جهت ممکن نیست که اول باید به این طور کردن فایده نیست زیرا که مقصد نکاح حلال کردن وطی وتناسل است ودر این صورت این مقصود حاصل نمی شود ، دوهم اینکه در این کار به هردوی از زنها ضرر است زیرا که هردو زنان به یک نفقه گزاره بسر می برند وهردوی شان مجوس باقی می ماند و هم باکسی دیگر نکاح کرده نمی تواند .
هر گاه مهر این دو زنها برابر بود وتفریق نیز قبل از الدخول باشد پس به هردو آنها نصف مهر داده میشود وهر دو ی آنها به نصف تقسم میکند که در حصه هردو آنها ربع ربع می آید دلیل اینست که نصف مهر در هردوی آنها برای آن یکی واجب می باشد که کدام آنها مقدم باشد واین معلوم نیست که مقدم کدام آنها است پس به جهت عدم اولیت به هیچ یکی آنها ترجیح داده نمی شود پس نصف مهر به هردوی آنها داده میشود ورای بعضی حضرات این است که در هر دو هر یکی آنها دعوی کند که من مقدم هستم که برای مدعیه بر اساس همین دعوی داده شود یا هردو در میان شان صلح کند که در نصف هر دو شان شریک باشند زیرا که علم اصل مستحقه نیست . ( احسن الهدایه شرح هدایه ترجمه اشرف الهدایه مولانا جمیل احمد سکرودودی مدرس دارلعلوم دیوبند مترج مولانا سید داود استاد امان الله امان جلد سوم :تحت عنوان با دو خواهر نکاح در عقود جدا وتفریق در آنها )

به این ترتیب جمع کردن هر دو خواهر به یک عقد، وبه اصطلاح در یک نکاح جایز نبوده و وطوریکه متذکر شدیم این نکاح حرام میباشد.
خواننده محترم !
بصورت کل باید گفت که ، شاید حکمت و فلسفه ی این که شرعیت اسلام از ازدواج هم زمان با خواهران جلوگیری کرده، این باشد که اوّلاً: حرمت و شخصیت زن را حفظ کند، ثانیاً: دو خواهر به حکم نسبت و پیوند نسبی و عاطفی، نسبت به یکدیگر علاقه ی شدید دارند ولی هنگامی که رقیب هم شوند، نمی‏توانند علاقه ی گذشته را حفظ کنند، به این ترتیب تضاد عاطفی در آن‏ها پیدا می‏شود که برای زندگی زیان اور است و اساس خانواده را از هم می پاشد؛ زیرا همیشه انگیزه ی محبت و رقابت در وجود آن‏ها در کشمکش است.
ازدواج دو دختر پیامبر اسلام با عثمان ذی النورین :
حضرت عثمان ذی النورین رضی الله عنه یکی از صحابه پیامبر و خلیفه سوم بود که درتاریخ اسلام نقش عظیمی را داشته است . از مهم‌ترین کارهای او جمع‌آوری قرآن عظیم الشان است و او که یکی از اولین مسلمانان بود، که با دو دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، به‌نام‌های ( رقیه و ام کلثوم ) ، ازدواج کرد و از این رو، به لقب
« ذوالنورین » یاد می‌شد.
علت مشهور شدن حضرت عثمان به لقب ذی النورین دراین بود که این صحابی جلیل القدر بـا دو دختـر نبی اکرم (ازدواج با دختر دوم رسول الله بعد از مرگ اولی) ازدواج نمـود .
حضرت عثمان، سی و چهار سال داشت که ابوبکر صدیق او را به دین مقدس اسلام دعوت کرد و او نیز بدون هیچ‌گونه مکث و تردیدی دین اسلام را پذیرفت. بدین‌سان به دین اسلام گروید و در شمار نخستین امّت (پیروان) پیامبر درآمد.( ابواسحاق در این این خصوص می‌‌گوید: «عثمان بعد از ابوبکر، علی و زید بن حارثه ، نخستین کسی است که اسلام آورد و خود را به‌عنوان چهارمین فرد مسلمان مطرح کرد ».
پس از اسلام آوردن عثمان، پیوند زناشویی بین او و رقیه دختر پیامبر اسلام برقرار شد. این ازدواج، منزلت او را نزد مسلمانان دو چندان ساخت. داستان این ازدواج را علی‌ محمد الصلابی چنین شرح می‌دهد: «رسول خدا صلی الله علیه و سلم پیش از آن، رقیّه و أمّ‌کلثوم را به عقد عُتْبه و عُتَیْبه، پسران ابولهب درآورده بود. اما پس از نزول آیات سورۀ مبارکه مسد که مضمون آن عبارتند از: «نابود باد ابولهب! و حتماً هم نابود می‌‌گردد. دارائی‌ و آنچه از شغل و مقام به‌دست آورده است، سودی بدو نمی‌رساند و او را از آتش دوزخ نمی‌‌رهاند. به آتش بزرگی‌ در خواهد آمد و خواهد سوخت که زبانه‌کش و شعله‌ور خواهد بود. و همچنین همسرش که در اینجا آتش بیار معرکه و سخن‌چین است در آن‌جا بدبخت و هیزم‌کش خواهد بود. در گردنش رشته طناب تافته و بافته‌ای‌ از الیاف است».
ابولهب و همسرش، ام جمیل دختر حرب بن امیّه، مادر عتبه و عتیبه، آندو را امر به طلاق دختران محمد صلی الله علیه و سلم دادند و آنان نیز قبل از همبستر شدن، ایشان را طلاق دادند تا خود لطفی باشد از جانب خداوند بر آل محمد و ذلّتی باشد از آن ابولهب و فرزندان او سپس همو می‌افزاید: «عثمان به‌محض شنیدن این ماجرا نزد رسول خدا صلی الله علیه و سلم آمد و از رقیه خواستگاری کرد، رسول خدا صلی الله علیه و سلم نیز وی را به عقد عثمان درآورد.»
حضرت عثمان در شمار مهاجران به حبشه بود، اما به‌زودی به مکه بازگشت و به مدینه مهاجرت کرد. ابوجعفر طبری می‌گوید: «در بارۀ تعداد کسانی که برای نخستین بار به حبشه هجرت کردند، اختلاف نظر وجود دارد. برخی می‌گویند: یازده مرد و چهار زن بودند».
به‌هر حال، عثمان و همسرش رقیه، دختر پیامبر، نیز در این جمع بودند. پیامبر اسلام برای آنها چنین دعا کرد: «خداوند یار و همراه عثمان و رقیّه باشد، عثمان، بعد از حضرت لوط اولین شخصی است که با اهل بیتش در راه خدا هجرت کرده است.پس از وفات رقیه، پیامبر اسلام، ام کلثوم، دختر دیگر خود را به عقد حضرت عثمان در آورد.
حضرت عثمان رضی الله عنه پس از ۱۱ سال خلافت، در سال ٣۵ هجرت، روز ۱٨ ماه عید قربان، به‌عمر ٨٢ سالگی به شهادت رسید .
ازدواج حضرت موسی علیه السلام
با دو دخترحضرت شعیب
در بدوکلام با تمام تاکید وعلم الیقین با ید گفت که حضرت موسی علیه السلام با دو دختر شعیب علیه السلام ویا دوخواهر که در داستان ها ذکر ازآن بعمل آمده به هیچ صورت ازدواج نکرده ، بلکه این ازدواج فقط با یکی از دو خواهرصورت گرفته است ،طوریکه قرآن عظیم الشان در (سوره قصص آیات 23-29). در مورد می فرماید :
« وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَیْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُکُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِی حَتَّی یُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَأَبُونَا شَیْخٌ کَبِیرٌ * فَسَقَی لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّی إِلَی الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ * فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ و نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ * قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ * قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنکِحَکَ إِحْدَی ابْنَتَیَّ هَاتَیْنِ عَلَی أَن تَأْجُرَنِی ثَمَانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِکَ وَمَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنِی إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ * قَالَ ذَلِکَ بَیْنِی وَبَیْنَکَ أَیَّمَا الْأَجَلَیْنِ قَضَیْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَیَّ وَاللَّهُ عَلَی مَا نَقُولُ وَکِیلٌ * فَلَمَّا قَضَی مُوسَیالْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْکُثُوا إِنِّی آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّی آتِیکُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّکُمْ تَصْطَلُونَ» یعنی: «و چون‌ (موسی) به‌ آب‌ مدین‌ رسید» یعنی: به‌ چاه‌ آبی‌ که‌ مردم‌ آب‌ آشامیدنی‌ خود و چهارپایان‌ خویش‌ را از آن‌ برمی‌گرفتند «گروهی‌ از مردم‌ را بر آن‌ یافت‌ که‌ حیوانات‌خود را آب‌ می‌دادند و پایین‌تر از آن، دو زن‌ را یافت‌ که‌ حیوانات‌ خود را دور می‌کردند» از نزدیک‌ آب‌ تا مردم‌ از آب‌ دادن‌ چهارپایان‌ خویش‌ فارغ‌ شوند آن‌گاه‌ بتوانند بی‌مزاحمت‌ و مانعی‌ به‌ آب‌ دادن‌ چهارپایان‌ خود بپردازند «گفت‌» موسی علیه السلام خطاب‌ به‌ آن‌ دو زن‌ «کار شما چیست‌؟» یعنی: منظورتان‌ از این‌ کار چیست‌ که ‌گوسفندان‌ خود را همراه‌ با مردم‌ دیگر آب‌ نمی‌دهید؟ «گفتند: ما به‌ چهارپایان‌ خود آب‌ نمی‌دهیم‌ تا شبانان‌ همگی‌ حیوانات‌ خود را از آبشخور بازگردانند» عادت‌ ما این ‌است‌ که‌ درنگ‌ کنیم‌ و انتظار بکشیم‌ تا مردم‌ از آب‌ بازگردند زیرا از این‌ که‌ با مردم‌ نامحرم‌ درآمیزیم، می‌پرهیزیم‌. یا به‌ این‌ دلیل‌ که‌ از آب ‌دادن‌ حیوانات‌ خویش‌ همپای‌ آنان‌ عاجز و ناتوان‌ هستیم‌ «و پدر ما پیری‌ کهنسال‌ است‌» که‌ به‌خاطر سالخوردگی‌ و ناتوانی‌ نمی‌تواند چهارپایان‌ را آب‌ دهد، از این‌روی‌ ناچار شدیم‌ که‌ خود به‌ گوسفندانمان‌ آب‌ بدهیم‌.
«پس‌» چون‌ موسی‌ علیه السلام سخن‌ آن‌ دو را شنید؛ «چهارپایانشان‌ را برایشان‌ آب ‌داد» به‌ خاطر گرایشی‌ که‌ به‌ کار معروف‌ و یاری‌دادن‌ ناتوانان‌ داشت‌. «به‌سوی‌ سایه‌ برگشت‌» و مجددا در آن‌ نشست‌ «و گفت: پروردگارا! من‌ به‌ هر خیری‌ که‌ بر من‌ بفرستی‌» اندک‌ باشد یا بسیار «فقیرم‌» یعنی: نیازمندم‌. مراد وی‌ از خیر، غذا برای‌ رفع‌ گرسنگی‌ بود چراکه‌ او بی‌توشه‌ از مصر به‌ راه‌ زده‌ بود و توشه‌ وی‌ هر خوراکی‌ای‌ بود که‌ در راه ‌می‌یافت‌.
« پس‌ یکی‌ از آن‌دو زن‌ ـ درحالی‌که‌ با شرم‌ و آزرم‌ گام‌ بر می‌داشت‌ ـ نزد وی ‌آمد» «گفت‌» آن‌ دختر به‌ موسی‌ علیه السلام «پدرم‌ تو را می‌طلبد تا مزد آبدهی‌ات‌ برای‌ چهارپایان‌ ما را به‌ تو بدهد» و مرا به‌منظور ابلاغ‌ این‌ دعوت‌ نزد تو فرستاده‌ است ‌«پس‌ چون‌» موسی‌ علیه السلام «نزد او آمد و داستانهای‌ خود را بر او حکایت‌ کرد، گفت‌» پدر آن‌ دو دختر «نترس‌ که‌ از قوم‌ ستمکار نجات‌ یافتی‌» یعنی: از فرعون‌ و کسانش ‌نجات‌ یافتی‌ زیرا فرعون‌ بر سرزمین‌ ما (مدین‌) تسلطی‌ ندارد.
« یکی‌ از آن‌ دو دختر گفت: پدرجان‌! او را استخدام‌ کن‌» تا گوسفندانمان‌ را به‌ چرا ببرد «چرا که‌ بهترین‌ کسی‌ است‌ که‌ می‌توانی‌ استخدام‌ کنی، هم‌ نیرومند و هم‌ امین ‌است‌» «گفت‌» پدر آن‌ دو دختر به‌ موسی علیه السلام «من‌ می‌خواهم‌ یکی‌ از این‌ دو دختر خود رابه‌ نکاح‌ تو درآورم‌ در قبال‌ این‌ که‌ هشت‌ سال‌ برای‌ من‌ کار کنی‌» یعنی: دخترم‌ ـ که‌گویند نامش‌ صفورا بود ـ را به‌ این‌ شرط به‌ ازدواج‌ تو در می‌آورم‌ که‌ مهر وی‌ هشت‌ سال‌ کار تو نزد من‌ باشد و این‌ کار، عبارت‌ است‌ از چوپانی ‌ گوسفندانم‌ « و اگرآن‌ را در ده‌ سال‌ به‌ پایان‌ رساندی، این‌ از نزد توست‌» یعنی: اگر به‌ جای‌ هشت‌ سال، چوپانی ‌ را به‌ ده‌ سال‌ رسانیدی‌ و دو سال‌ را در خدمت‌ به‌ من‌ افزودی، ابن‌ بخشش‌ و فضلی‌ از نزد توست، نه‌ الزام‌ و اجباری‌ از جانب‌ من‌.
بدین ترتیب ، او این‌ قضیه‌ را به ‌مردانگی‌ و همت‌ خود موسی‌ علیه السلام موکول‌ کرد «و نمی‌خواهم‌ بر تو سخت‌ گیرم‌» با الزام‌ و اجبارت‌ به‌ تمام‌ کردن‌ ده‌ سال‌ «و مرا ان‌شاءالله از صالحان‌ خواهی‌ یافت‌» «گفت‌» موسی‌ علیه السلام «این‌» قرارداد و عهدی‌ که‌ آن‌ را بازگو کردی‌ و بر من‌ و خود در آن‌ شرط نهادی‌ «میان‌ من‌ و تو باشد» و هیچ‌یک‌ از ما دوطرف‌ نباید از مفاد آن‌ تخلف‌ کنیم‌ «هریک‌ از این‌ دو مدت‌ را به‌ انجام‌ رسانیدم‌» هشت‌ یا ده‌ سال‌را «نباید بر من‌ عدوانی‌ باشد» «و خدا بر آنچه‌ می‌گوییم‌» از این‌ شرطهایی‌ که‌ در میان‌ ما منعقد شد؛ «وکیل‌ است‌» یعنی: گواه‌ و نگهبان‌ است‌ لذا هیچ‌یک‌ از ما راهی‌ به‌سوی‌ تجاوز از این‌ شروط نداریم‌.
«پس‌ چون‌ موسی‌ آن‌ مدت‌ مقرر را به‌پایان‌ رسانید» و آن‌ کامل‌ترین‌ دو مدت، یعنی‌ مدت‌ ده‌ سال‌ بود «و خانواده‌اش‌ را همراه‌ برد از جانب‌ طور آتشی‌ را دید به‌خانواده‌اش‌ گفت: اینجا درنگ‌ کنید که‌ من‌ آتشی‌ از دور دیدم، شاید برای‌ شما از آنجا خبری‌ بیاورم‌ باشد که‌ خود را گرم‌ کنید».
محارم درامر ازدواج
مَحرَمیکی از جمله اصطلاحاتی در فقه اسلامی که :شامل گروهی از خویشاوندان نزدیک می‌شود که ازدواج با آن ها حرام است .
موضوع محارم در امر ازدواج از جمله مباحثی است که ، نه تنها در دین مقدس اسلام مورد بحث ودقت قرار گرفته است، بلکه در سایر ادیان ابراهیمی نیز رعایت گردیده است وبرای پیروان خویش اکیدآ هدایات لازم صادر نموده و ازدواج با محارم را مشروع نمی دانند و از آن ممانعت به عمل می آورند.
محارم در دین یهودیت:
در دین یهودیت اصلآ ازدواج با بیگانه ممنوع میباشد، بنآ کوشش اعظمی بخرچ میدهند تا این ازدواج ها در قدم اول بـا خویشاوندان و در قدم بعدی با هم دیـنان خودشان یعنی با یهودیان صورت گیرد.
در شریعت حضرت موسی علیه السلام ازدواج را با محارم ممنوع اعلام داشته، در شریعت یهودیت آمده است: « ازدواج با مادر و دختر و دیگر محارم حرام است و هر کس مرتکب چنین ازدواجی شود سزایش کشتن و قتل است. » (مبلغی آبادانی، عبدالله، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، حرّ، ۱۳۷۶ش، جلد۲، صفحه۶۲۱ و ۶۲۶٫).
همچنان در شریعت یهودی از محارم دیگری هم ذکری بعمل آمده است که از آنجمله میتوان از: حرام بودن نکاح با خواهر، عمه، خاله، خواهرزاده و برادرزاده نام برد.
نقطه قابل دقت در دین یهودیت اینست که: رضاع (شیردادن) سبب حرمت ازدواج نمی شود.( شبلی، احمد، مقارنة الادیان (بخش یهود)، قاهره: مکتبه النهضة المصریه، (بی تا)، صفحه 299).
این بدین معنی است که در دین یهودیت بر خلاف دین مقدس اسلام مرد می تواند با خواهر رضاعی خود ازدواج کند.
از موارد دیگری که در شریعت موسی علیه السلام از محارم شمرده شده است می توان به زن پدر ( مادر اندر)، خواهر اندر، و برادراندر (از طرف مادر یا پدر از شخص دیگری هستند) نواسه دختری، نواسه پسری، جمع بین دو خواهر اشاره کرد.
( مجمع الکنائس الشرقی، قاموس کتاب المقدس، (بی جا) منشورات مکتبة المشعل، ۱۹۸۱م، صفحه۶۱۷٫ ) و همچنین ربیبه یعنی دختر زنیکه انسان با او ازدواج کرده است برای این شخص (پدراندر)حرام است.
چنانچه جریان حضرت یحیی در راه مبارزه با چنین ازدواجی کشته شد. به این ترتیب که هیردوس پادشاه وقت قوم یهود بعد از مرگ برادرش با زن وی ازدواج کرد و بعد از مدتی به دختر این زن که هم برادرزاده اش بود و هم ربـیـبه اش، علاقه مند شد و مسئله را با حضرت یحیی در میان گذاشت ولی آن حضرت فرمود این عمل در شریعت آسمانی روا نیست و این دختر هرگز بر تو حلال نمی شود. (مجمع الکنائس الشرقیه، کتاب المقدس، (بی تا)، صفحه ۱۴۳ ـ ۱۴۴٫ ).
به خاطر این فتوی، پادشاه، یحیی را زندانی کرد و از دختر خواستگاری نمود و گفت در قبال ازدواجت هر چه بخواهی خواهم داد. آن دختر هم چون یحیی را مانع ازدواجشان می دید، قتل حضرت را خواستار شد و شاه هم خواسته دختر را اجابت کرد و سر حضرت یحیی را از بدنش جدا کرد.
درمواردی از تورات نیز به ممنوعیت ازدواج با محارم اشاره شده است. (تورات، سفرلاویان، باب ۱۸، آیات ۶ـ۲۳٫ )

دین مسیحیت:
از کتب دین مسیحیت نیز چنین معلوم میشود که در شریعت این دین هم ازدواج با محارم
جایز نمی باشد،طوریکه از زبان حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ نقل می کنند که فرموده است: « من نیامده ام تا شریعت موسی را از بین ببرم بلکه آمده ام تا آن را تکمیل نمایم.بنابراین می توان گفت که در مجموع قوانین یهود در امر ازدواج، مورد پذیرش مسیحیان نیز هست هر چند که در مواردی اختلاف هم دارند. البته احتمال دارد امروز، در جوامع مسیحی و یهودی مواردی پیدا شود که برخلاف دین حضرت موسی و عیسی ـ علیهما السلام ـ باشند.
عوامل این حالت درتخطی پیروان این دینها از اصل دین و بوجود آمدن تحریفات درین ادیان است و مسألهء عدم پابندی پیروان این ادیان از دین شان است. در جامعه ای که به ازدواج همجنس بازان اجازه دهد و آن را زشت نشمارد مسلماً که ازدواج با محارم جای خود دارد. اما طبق قوانین برخی کشورهای مسیحی نشین ازدواج بین اعضای خانواده ممنوع است.
از قبیل مادر، مادرکلان ، خواهر، دختر، نواسه و به طور کلی ازدواج در بین افراد خانواده (صعودی – پدر، پدرکلان، جد و نزولی – پسر، نواسه - کواسه) که با هم ارتباط نسبی مستقیم دارند، ممنوع است.
دین مقدس اسلام:
مسالـﮥ محارم در ازدواج در دین مقدس اسلام را، قرآن عظیم الشان بشکل دقیق ،علمی تعریف وفورمولبندی نموده که حکم این مساله در سوره ( نساء آیات 22 تا 24 ) به تفصیل بیان گردیده است.
قرآن عظیم الشان میفرماید: « حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاتُكُمْ وَبَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ».
به یقین خداوند حکیم مصالحی برای این کار در نظر داشته است. دلیل این حکم، آیه 23 سوره نساء است. در این آیه خداوند متعال می‌فرماید:
(حرا م گردانیده شده بر شما ( ازدواج ) با مادران، دختران، خواهران، عمه‏‌ها، خاله‌‏ها، دختران برادران، دختران خواهران، زنانیکه شما را شیر داده‌‏اند، خواهران شیری و مادران زنان تان و دختران زنان تان که در کنار شما هستند، هر گاه با آن زنان همبستر شده‌‏اید، بر شما حرام شده‌‏اند. ولى اگر همـ‌بستر نشده‌‏اید، گناهى مرتکب نشده‌‏اید. و نیز همسران پسرانتان که از صلب شمایند (نه پسرخوانده‏ها). و جمع کردن میان دو خواهر مگر آنچه گذشته است. خداوند آمرزنده و مهربان است.
بر اساس این آیه متبرکه خداوند متعال بر مردان، ازدواج با مادر، خواهر، عمه، خاله، دختر خواهر، دختر برادر و... را حرام نموده است. )
خوانندۂ محترم !
مفسرین در مورد اینکه چه حکمتی وجود دارد که در ادیان ابراهیمی بصورت کل وبصورت اخص در دین مقدس اسلام موضوع محارم مطرح گردیده است می فرمایند :
1- واقعیت امر اینست که انسان‌ها به طور طبیعى از ازدواج با محارم نوعی از تنفر دارند ، به همین دلیل همه اقوام و ملل (جز افراد کمى) ازدواج با محارم را ممنوع مى‌دانند.
2- علما ء طب بر این عقیده که در میان محارم معمولاً جاذبه و کشش جنسى ضعیف میباشد ، طوریکه اکثریت محارم با هم کلان میشوند و براى یکدیگر فرد عادى و معمولى هستند، در حالى‌که یکى از شرایط استحکام پیوند زناشویى، جاذبه جنسى است؛ بنابراین، اگر ازدواج در میان محارم صورت گیرد در برخی از حالات این ازدواج ها سست و ناپایدار میباشد .
3- علماء بدین عقیده اند که ازدواج با غیر محارم، عامل گسترش ارتباط اجتماعی است. به عبارت دیگر، روابط اجتماعی با ازدواج برون خانوادگی تقویت شده و انسان‌‌ها در محدوده چهاردیواری خانه‌های خود باقی نخواهند ماند.
4- از لحاظ طبی نیز ازدواج با این اقربا سبب تولد اطفال مختلف و دارای مشاکل خونی و جسمی میباشند.
خوانندۂ محترم !
در روشنی آيات متبركه بوضاحت تام در مى يابيم كه حکم محارم در ازدواج بدو دسته تقسیم میگردد:
1- تحريم ابدي، که درین حرمت حرمت به اساس روابط خونی حرام میباشد. مادر، مادرکلان والی اعلی و دختر و پسر و به همین ترتیب به نسل به طرف پایین، كه در این موارد ازدواج مرد با زن براى هميشه ممنوع است.
2- تحريم مؤقت، كه در آن تا زماني كه زن ویا مرد در وضعيت خاصى قرار دارد ، ازدواج بین شان ممنوع است ولى بمحض اينكه اين وضعيت تغيير كرد، تحريم از بين مى رود وازواج بین شان حلال مى شودکه درین حالت حرام بودن ازدواج به خواهر زن تا دوام وقایم بودن حالت نکاح.
چنانچه قبلاً اشاره کردیم اسباب تحريم ابدى در دین مقدس عبارتند از:
(نسب ، خويشاوندى ناشى از ازدواج ( مصاهره ) ، شير خوارگي ).
الف:
زنانى كه به سبب نسب حرام شده اند عبارتند از :
مادر ، مادر كلان ، وبالاتراز آن
خواهر ، خواهر اندر وبالاتر از آن عمه ، عمه كلان وبالا تر از آن خاله وبالاتر از آن دختر وپاينتراز آن دختر برادر وپا ينتر از آن دختر خواهر وپاينتر از آن .
ب :
زنانى كه به سبب مصاهره حرام شده اند عبارتند از :
1- مادر همسر ، ودر تحريم او آميزش با دخترش شرط نيست بلكه به محض عقد دخترش حرام مى شود.
2- دختر زنى كه با او آميزش كرده است پس اگر مردي مادر را عقد كرد بدون اينكه با او آميزش كند ، دخترش براي او حلال است به دليل فرموده خداوند متعال:« فإن لم تكونوا دخلتم بهن فلا جناح عليكم » ( ولى اگر با مادرانش همبستر نشده باشيد گناهى ) در ازدواج با چنين دختراني ( بر شما نيست).
3- همسر پسر كه به محض عقد حرام مى شود.
4- همسر پدر ؛ بر پسر حرام است كه با همسر پدرش ازدواج كند واين تحريم به محض اينكه پدرش او را عقد كرد حاصل مى شود.
ج- تحريم به سبب شير خوارگى:
خداوند متعال مى فرمايد « وَأُمَّهَاتُكُمُ اللاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ » (ومادرانى كه به شما شير داده اند وخواهران رضاعى تان)
همچنان پيامبر صلى الله عليه وسلم فرموده است : «الرضاعة تحرم ما تحرم الولادة » (شير خوارگى حرام مى كند آنچه را نسب حرام ميكند)( صحيح امام بخارى : ۵۰۹۹ / ۱۳۹ /) (امام مسلم ۱۴۴۴۴ / ۱۰۶۸ / ۲ ) ،( سنن الترمذى : ۱۱۵۷ / ۳۰۷ / ۲ ) (تمام كساني كه از طريق نسب نكاح شان حرام است از طريق رضاع نيز حرام است) .
( از جانب شيرده همه خويش شوند از جانب شير خواره زوجان وفروع . )

شير خور نميتواند با افراد زير ازدواج كند:
1- زن شير دهنده ، ( مادر رضاعى )
2- مادر زن شير دهنده
3- مادر شوهر شير دهنده
4-خواهر زن شير دهنده
5- خواهر شوهر شير دهنده
6- دختران پسر ودختر شير دهنده
7- خواهرشيرى: مقدار شير كه با خوردن آن تحريم ثابت مى شود:موضوع قابل بحث بین علماء میباشد از جمله در حدیثی از بی بی عايشه ( رضى ) روايت گردیده است كه پيامبر صلى الله عليه وسلم فرموده است :

« لا تحرم المصة والمصتان» ( با يك يا دوبار مكيدن تحريم ثابت نمى شود)(صحيح امام مسلم ۱۴۵۰ / ۱۰۷۳ / ۲ ) ( سنن الترمذى ۱۱۶۰ / ۳۰۸ / ۲ ۹ )
از ام فضل روايت است كه پيامبر صلى الله عليه وسلم فرموده است : «لا تحرم الر ضعة أو الر ضعتان ، أوالمصة او المصتان»( بايك يا دو بار شير خوردن ويا يك يا دو بار مكيدن تحريم ثابت نميشود. (صحيح امام مسلم ۱۴۵۱/ ۲۰/ ۱۰۷۴ )

مسايـــل :
پسرى بنام محمود كه داراى 3 برادر است از پستان مادر نوريه كه داراى 2 خواهر است شير خورده ، نوريه وخواهر اش براى محمود حلال نيستند. اما نوريه وخواهرانش مى توانند به قيد نكاح برادران محمود در آيند .
وقتى شير خوارگى در نكاح مدار اعتبار است كه سن كودك شير خوار از دوسال وششماه زياد نشده باشد ، خـواه شير را مستقيمٱ ء از پستان بچوشد يا از طريق چوشك ويا امثال آن.
قرآن عظيم الشان ميفرمايد : « والوالدات ير ضعن أولادهن حولين كاملين لمن أراد أ ن يتم الرضاعة »( سوره بقره 233 )( مـا دران ) اعم از مطلقه وغير مطلقه ( دوسال تمام فرزندان خود را شير مى دهند هرگاه يكى از والدين يا هردوى ايشان خواستار تكميل دوران شير خوارگي شوند .
از ام سلمه روايت است كه پيامبر صلى الله عليه وسلم فرموده است : « لا يحرم من الرضاع إلا ما فتق الآ معا ء فى الثدى وكان قبل الفطام » ( سنن الترمذى : ۱۱۶۲ / ۳۱ / ۲ )( شير خوارگى موجب تحريم ازدواج نمى شود مگر زمانى كه شيربه روده كودك برسد ( بطوريكه روده كودك تنها ازآن تغذيه كند ) وقبل از دو سالگى باشد .
زنانى كه بطور مؤقت حرام شده اند:
1- جمع بين دو خواهر : (دو خواهر را در يك زمان به ازدواج خود در آوردن طوریکه در فوق موضوع را به تفصیل به اساس حکم الهی بیان داشتیم :« وأن تجمعوا بين الآختين إلا ما قد سلف » (سوره نسا ء : ۲۳ ). واينكه دو خواهر را با هم جمع آوريد ، مگر آنچه گذشته است .
2- جمع بين زن وعمه وخاله او :
به دليل حديث ابو هريرة از پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمود : « لا يجمع بين المرأة وعمتها ولا بين المرأة وخالتها »( صحيح امام بخارى :۵۱۰۹ / ۱۶۰ / ۹ ) ،
( صحيح امام مسلم : ۱۴۰۸ / ۱۰۲۸ / ۲)
3- زنى كه همسر مردى ديگرى است ودر عده او به سر مى برد : به دليل فرموده خداوند متعال:«والمحصنات من النسا ء إلا ما ملكت أيمانكم »( زنانى شوهردار ( بر شما حرام شده اند )مگر زنانى كه ( آنان را در جنگ دينى مسلمانان با كافران ) اسير كرده باشيد ، كه بعد پاك شدن رحم ايشان ، براى اسير كنند گان حلال مى گردند اگر چه در ازدواج كسان ديگرى باشند.
4- زنى كه سه بار طلاق داده شده ، ازدواج او با شوهر اولش جايز نيست ، مگر اينكه مرد ديگرى بطور صحيح اورا به ازدواج خـود در آورد سپس او را طلاق دهد ، به دليل فرموده
خداوند متعال :« فإ ن طلقها فلا تحل له من بعد حتى تنكح زوجٱ غيره ، فإ ن طلقها فلا جناح عليهما أن يتراجعا إن ظنا أن يقيما حدود الله » پس اگر ( بعد از طلاق ورجوع بار ديگر هم ) او را طلاق داد ازآن به بعد زن براى او حلال نخواهد بود ، مگر اينكه با شوهرى ديگر ازدواج كند ، وبا او آميزش جنسى نمايد و ازدواج واقعى وجدى صورت گيرد نه مؤقتى وفريبكارانه ( در
اينصورت اگر ) شوهر دوم ( او را طلاق داد ، گناهى برآن دو (زن وشوهر ) نخواهد بود كـه ( به كانون زندگى زناشويى ) بر گردند ) وزن با شوهر اول ازدواج نمايد ( در صورتيكه اميدوار باشند كه مى توانند حدود الهى را محترم بشمارند و پا بر جا دارند ).

نظریات فقهای اسلامی در مورد مدت ودفعات شیر خوردن :
در مورد اینکه در چند دفعه شیر دادن برای اطفال حکم محرمات ایجاد میگردد ، فقهای اسلامی در مورد نظریات مختلفی ارایه داشته اند که موجزآ ذیلآ بدان اشاره مینمایم :
- علمای احناف و علمای مالکیها و روایتی از امام احمد و جمهور علماء و بر این باورند که با یکمرتبه شیرخوردن محرمیت ایجاد میشود، زیرا میگویند که خداوند بطور عموم آنرا در قرآن ذکر کرده بدون ذکر تعداد شیر خوردن، خداوند میفرماید: «وَأُمَّهَاتُکُمُ اللاَّتِی أَرْضَعْنَکُمْ وَأَخَوَاتُکُم مِّنَ الرَّضَاعَة» (سوره النساء : 23) و پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده است: «إنما الرضاعة من المجاعة » یعنی: «همانا رضاعت (که محرم ساز باشد) انست که گرسنگی (نوزاد) را بر طرف کند». (صحیح البخاری - الفتح-9-146 ومسلم ( 2-1078)
در ضمن امام نووی در المجموع از ابن منذر حکایت می کند که «علی ابن ابی طالب و ابن مسعود و ابن عمر و ابن عباس و عطاء و طاوس و سعید ابن مسیب و حسن بصری و مکحول و زهری و قتاده و حکم و حماد و اوزاعی و ثوری نیز بر این رای هستند .
- بعضی دیگر از علماء بر این باورند که حداقل بایستی 3 دفعه نوزاد شیر خورده باشد تا اینکه محرمیت ایجاد شود، زیرا پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده است که: «لا تحرم المصة ولا المصتان» صحیح مسلم ( 1450 ). یعنی "یکی یا دو مکیدن محرمیت ایجاد نمیکند" و این علماء گفتند مفهوم این حدیث اینست که بیشتر از دوبار به بالا محرمیت ایجاد میکند، و این اشخاص عبارتند از: أحمد بن حنبل در روایتی، و قول أهل ظاهر (بجز ابن حزم) و قول سلیمان بن یسار وسعید بن جبیر وإسحاق بن راهویه وأبی ثور وابن المنذر (المغنی ( 8-140 ) المحلی ابن حزم ( 10-13).
- نظر برخی دیگر از علماء بر اینست که حد اقل شیرخوارگی 5 مرتبه میباشد زیرا از عایشه رضی الله عنها روایت شده است که: «کان فیما أنزل من القرآن عشر رضعات معلومات یحرمن ثم نسخن بخمس معلومات فتوفی رسول الله وهن فیما یتلی من القرآن» یعنی: " از جمله آیات نازل شده در قرآن، آیة (عشر رضعات معلومات یحرمن) بود. «یعنی : ده بار شیر دادن معلوم (نکاح را) حرام می‌کند». سپس لفظ و حکم این آیه با آیه (بخمس معلومات) نسخ شد. «یعنی ک با پنج بار شیردادن معلوم». (تلاوت پنج بار شیردادن نسخ شد و حکم آن باقی ماند) سپس پیامبر صلی الله علیه و سلم فوت کرد ولی (به خاطر تأخیر نسخ آن) آیه نسخ شده از جمله آیاتی بود که (هنوز) جزو قرآن به حساب می‌آمد (11) روایت مسلم در الرضاع ( 1075 ) و أبو داود ( 2-323 ) والنسائی ( 6-100 ) وابن ماجة ( 1-265 ). واین مذهب امام شافعی و ابن حزم و ابن تیمیه و شوکانی و ابن قیم جوزیه و ابن باز و ابن عثیمین میباشد و فتوای هیئت دائمی علماء سعودی بر این مذهب بر قرار است.
شیخ ابن عثیمین رحمه الله می گوید:
«یکبار شیر خوردن در محرمیت موثر نیست، بلکه لازمست تا پنج بار شیر خورده شود، و همچنین این (شیر خوردن) باید قبل از سن از شیر گرفتن نوزاد باشد، یعنی قبل از اتمام دو سالگی باشد، و یک نوزاد اگر یکبار یا دو بار یا سه بار یا چهار بار شیر زنی را بنوشد فرزند رضاعی آن زن نخواهد شد، و بلکه لازمست تا پنج بار شیر بنوشد، اما اگر شک و تردید وجود داشت که آیا چهار بار شیر خورده یا پنج بار؛ در اینحالت اصل بر اینست که چهار بار شیر خورده، زیرا ما هرگاه در عددی در شک افتادیم همیشه کمترین را انتخاب می کنیم، و بر این مبنا اگر زنی بگوید: من این نوزاد را شیر دادم ولی نمی دانم چندبار بوده! آیا یکبار بوده یا دوبار یا سه بار یا چهار بار و یا پنج بار؟ ما می گوییم: این نوزاد فرزند رضاعی تو نیست، زیرا لازمست تا حتما پنج بار شیر بخورد بدون آنکه شک و تردیدی در آن وجود داشته باشد». الفتاوی الجامعة للمرأة المسلمة (2/768).
بر این اساس، خوردن یکبار شیر موجب رضاعت نیست، و لذا ازدواج دختر و پسری که فقط یکبار شیر زنی را خورده باشند با فرزندان آن زن جایز است.
در ضمن سن آنها در هنگام شیر خوارگی نباید از دو سال بیشتر باشد، یعنی اگر نوزادی سن بیشتری از دوسال داشته باشد و پنج بار و یا حتی بیشتر از آن از پستان زنی شیر بنوشد، بعنوان فرزند رضاعی محسوب نخواهد شد و ازدواج آن نوزاد با فرزندان اصلی آن زن جایز است.

و من الله التوفیق











امین الدین سعید افغانی

از کتابخانۀ:

امین الدین سعید افغانی

نویسنده:

امین الدین سعیدی - سعید افغانی











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us