څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

شیطان دشمن قسم خورده انسان


شما هرکسی که باشید، یک دشمنی دارید که بسیار خطرناک است، کسی که برای شما عذاب ابدی می خواهد و تمام حیات خودرا برای این کار وقف کرده است. این دشمن شیطان لعین است. شیطان کسی است که خداوند"ج" اورا لعنت کرد و از حضور خود دور راند و شیطان بزرگترین دشمن شما است. نه او یک افسانه است و نه یک چیز خیالی، بلکه او یک موجود زنده است. ودرتمام ادوار تاریخ بشریت موجود بوده. میلیون ها انسانی که در زمین زندگی کرده اند و مرده اند به آرزوهای او تسلیم شده و به آتش انداخته شده اند و کار شیطان همچنین ادامه دارد. او هیچگونه تفاوتی میان انسان ها قایل نیست: جوان یا پیر، مرد یا زن ، پادشاه یا گداه .... او مخالف تمام بشریت است. او از دور ترصد دارد و پلان های خودرا می سنجد، حتی درهمین وقتی که شما این کتاب را می خوانید. او فقط یک آرزو دارد: که حد اکثری شما را به دوزخ ببرد. برای اینکه او به هدف خود برسد، این ضروری نیست که مردم اورا عبادت کنند یا سایراعمالی عبودیت را انجام دهند یا مردم وجود خداوند را انکار کنند حتی او خودش این کار را انجام نداده است. یگانه آرزوی شیطان اینست که حتی المقدور انسانها را از حقیقت دین خداوند"ج" دور نگهدارد، طوریکه در قرآنکریم آمده ؛ نگذارد تا مردم صادقانه از خداوند"ج" پیروی کنند، درنتیجه، مردم را به عذاب ابدی خداوند"ج" گرفتار کند. حتی بعضی اوقات با استفاده از نام خداوند مردم را گمراه می کند. و تنها همین نیرنگ برای او کافی است تا انسان ها را در دوزخ بیاندازد. او از هر نیرنگ که استفاده کند، دوزخ جای کسانی هست که پیرو راه او هستند. بر او نوشته شده كه هر كس ولايتش را بر گردن نهد، بطور مسلم گمراهش مى‏سازد، و به آتش سوزان راهنماييش مى‏كند! (سوره حج ، 4)


طغیان ابلیس درمقابل الله سبحانه وتعالی

درقرآن اصطلاح "شیطان" برای کسانی اطلاق می گردد که تا روز قیامت کوشش خواهند کرد انسان های روی زمین را از راه خداوند "ج" گمراه کنند. جد این تمام شیطان ها "ابلیس" می باشد، ابلیس کسی است که درزمان خلقت آدم علیه سلام درمقابل خداوند"ج" بغاوت کرد. به اساس قرآن کریم زمانیکه خداوند"ج" آدم را خلق کرد به تمامی ملایک امر کرد تا به این مخلوق جدید سجده کنند و تمام ملایک از این امر پیروی کردند، اما یگانه کسی که از این امر انکار کرد ابلیس بود او نه تنها انکار کرد بلکه ادعا نمود که او یعنی "ابلیس" بر آدم برتری دارد و قبل از اینکه خداوند"ج" اورا از حضور خود دور کند و به زمین فرود آورد از خداوند"ج" خواست که تا روز قیامت برای او مهلت دهد تا انسان ها را با نیرنگ های مختلف گمراه کرده با خود به دوزخ ببرد، از اینجا بود که دشمنی شیطان با انسان آغاز گردید، قرآن کریم تمام این حقیقت ها را به شکل ذیل بیان می کند:

ما شما را آفريديم; سپس صورت بندى كرديم; بعد به فرشتگان گفتيم: «براى آدم خضوع كنيد! » آنها همه سجده كردند; جز ابليس كه از سجده‏كنندگان نبود.

(خداوند به او) فرمود: «در آن هنگام كه به تو فرمان دادم، چه چيز تو را مانع شد كه سجده كنى؟» گفت: «من از او بهترم; مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل!».

گفت: «از آن (مقام و مرتبه‏ات) فرود آى! تو حق ندارى در آن (مقام و مرتبه) تكبر كنى! بيرون رو، كه تو از افراد پست و كوچكى! .

گفت: «مرا تا روزى كه (مردم) برانگيخته مى‏شوند مهلت ده (و زنده بگذار!)» .

فرمود: «تو از مهلت داده شدگانى!».

گفت: «اكنون كه مرا گمراه ساختى، من بر سر راه مستقيم تو، در برابر آنها كمين مى كنم!.

سپس از پيش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان مى‏روم; و بيشتر آنها را شكرگزار نخواهى يافت!» .

فرمود: «از آن (مقام)، با ننگ و عار و خوارى، بيرون رو! و سوگند ياد مى‏كنم كه هر كس از آنها از تو پيروى كند، جهنم را از شما همگى پر مى‏كنم!.

(سوره اعراف 11-18)

بناءً بعد از اینکه خداوند"ج" شیطان را بیرون راند ، ابلیس کوشش های خودرا برای فریب دادن آدم آغاز کرد. اولین مکر اوازآن جا شروع شد که آدم علیه سلام را فریب داد، در آن زمان حضرت آدم(ع) و بی بی حوا در جنت بودند، و او در این کار موفق هم شد. این واقعه که آغاز تاریخ بشریت است در قرآن چنین بیان گردیده است:

و اى آدم! تو و همسرت در بهشت ساكن شويد! و از هر جا كه خواستيد، بخوريد! اما به اين درخت نزديك نشويد، كه از ستمكاران خواهيد بود

سپس شيطان آن دو را وسوسه كرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشكار سازد; و گفت: س‏خ‏للّهپروردگارتان شما را از اين درخت نهى نكرده مگر بخاطر اينكه (اگر از آن بخوريد،) فرشته خواهيد شد، يا جاودانه (در بهشت) خواهيد ماند

و براى آنها سوگند ياد كرد كه من براى شما از خيرخواهانم.

و به اين ترتيب، آنها را با فريب (از مقامشان) فرودآورد. و هنگامى كه از آن درخت چشيدند، اندامشان ( عورتشان) بر آنها آشكار شد; و شروع كردند به قرار دادن برگهاى (درختان) بهشتى بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد كه: «آيا شما را از آن درخت نهى نكردم؟! ونگفتم كه شيطان براى شما دشمن آشكارى است؟

گفتند: «پروردگارا! ما به خويشتن ستم كرديم! و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى، از زيانكاران خواهيم بود

فرمود: «(از مقام خويش،) فرود آييد، در حالى كه بعضى از شما نسبت به بعض ديگر، دشمن خواهيد بود! (شيطان دشمن شماست، و شما دشمن او!) و براى شما در زمين، قرارگاه و وسيله بهره‏گيرى تا زمان معينى خواهد بود

فرمود: «در آن ( زمين) زنده مى‏شويد; و در آن مى‏ميريد; و (در رستاخيز) از آن خارج خواهيد شد

(سوره اعراف، 19-25)

و داستان دو فرزند آدم را بحق بر آنها بخوان: هنگامى كه هر كدام، كارى براى تقرب (به پروردگار) انجام دادند; اما از يكى پذيرفته شد، و از ديگرى پذيرفته نشد; (برادرى كه عملش مردود شده بود، به برادر ديگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم كشت!»(برادر ديگر) گفت: س‏خ‏للّه(من چه گناهى دارم؟ زيرا) خدا، تنها از پرهيزگاران مى‏پذيرد! (سوره مائده 27)

از آن وقت به بعد، ابلیس بسیاری از انسان ها را گمراه کرده و آنها را هم ردیف خود ساخته است. سایر جنیاتی که از ابلیس پیروی می کنند نیز در این کار با او همکار هستند و هر آن کسی که در مقابل خداوند"ج" بغاوت کرده و بیرون رانده شده بنام شیطان یاد می شود . معنی لغوی شیطان "دور راند شده و جدا شده" است. طوریکه ابلیس گمراه شد او می خواست با همکارانش یکدست شده (همکاران:یعنی جن وانس) تمام بشریت را گمراه کند و ازحقیقت دین دور نگهدارد. بعضی انسان ها که پیروی از شیطان می کنند ، امکان دارد دوست نزدیک شما باشد یا کلان یک قوم باشد، با دادن مشوره های شیطانی بسیار به آسانی میتوانند دیگر انسانها را گمراه کنند. برای نجات از گزند شیطان و انسانهای که از شیطان پیروی می کنند، درقرآن کریم برای هدایت انسانها به شکل ذیل دعا آمده:

بگو: پناه مى‏برم به پروردگار مردم،

به مالك و حاكم مردم،

به (خدا و) معبود مردم،

از شر وسوسه‏گر پنهانكار،

كه در درون سينه انسانها وسوسه مى‏كند،

خواه از جن باشد يا از انسان!

(سوره ناس 1-6)

بخاطریکه شیطان دشمن است ومهارتی خاص درفریب دادن دارد، بناءً برای ما لازم است تا از احتیاط کار بگیریم. اولین پیش شرط اساسی اینست که ما بر موجودیت شیطان باور داشته باشیم. زمانیکه به این حقیقت پی ببریم، برای ما مقصد شیطان که دارای یک منطق بی اساس است واضح می گردد. ریشه منطق شیطان عبارت از غرور و تکبراست واین ریشه درمنطق تمام کسانی که از او پیروی می کنند وجود دارد.


بررسی منطق شیطان

دلیل بغاوت ابلیس درمقابل خداوند"ج" درقرآن کریم به شکل ذیل بیان گردیده است:

(خداوند به او) فرمود: «در آن هنگام كه به تو فرمان دادم، چه چيز تو را مانع شد كه سجده كنى؟» گفت: «من از او بهترم; مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل(سوره اعراف 12)

ابلیس بخاطریکه خودرا نسبت به انسان برتر می دانست از تعظیم کردن به او انکار کرد. اما انکار شیطان طوریکه فکر می کرد، بی اساس بود. به نظر ابلیس ، او ساخته آتش است اما انسان از خاک ساخته شده، و آتش بر خاک برتری دارد. به عبارت دیگر، تمام اساس غرور ابلیس برتفاوت فزیکی این دو مخلوق بنا شده. اگر ابلیس است یا انسان به هر شکلی باشند، حقیقت اینست، که این هردو را خداوند"ج" خلق کرده. این کاملاً غیرمنطقی است که یک مخلوق، بخاطری اینکه مواد متجانس او(آتش) برمواد متجانس دیگری(خاک) برتری دارد، درمقابل کسیکه این هردو را خلق کرده ، بغاوت کند. به هر حال ، بخل ابلیس نسبت به انسان و ادعای بی اساس برتری او مانع شده تا او حقیقت را درک نکند و باعث گردید تا ابلیس در مقابل خداوند"ج" طغیان کند. این حقیقت در قرآن کریم به شکل ذیل واضح گردیده است:

گفت: «من هرگز براى بشرى كه او را از گل خشكيده‏اى كه از گل بدبويى گرفته شده است آفريده‏اى، سجده نخواهم كرد!» (سوره حجر 33)

ابلیس اینرا انکار نمی کند که خداوند "ج" اورا خلق کرده است و این دلیل بغاوت او همچنان نیست . برعکس، ابلیس خودش قبول دارد که این خداوند "ج" بود که اورا خلق کرد. به هر حال، ابلیس بر این گفته خود بسیار تاکید داشت، "من از هر لحاظ نسبت به آدم توانایی بیشتر دارم؛ "تومرا ازآتش خلق کردی و اورا از خاک،" ابلیس فقط این کار را به خاطر غرور وتکبری که داشت، انجام داد. اصلاً ایستادگی ابلیس درمقابل خداوند "ج" منطقی نیست. آیه دیگری که راجع به ضعف منطق ابلیس نازل گردیده قرار ذیل است:

(به ياد آوريد) زمانى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده كنيدآنها همگى سجده كردند، جز ابليس كه گفت: «آيا براى كسى سجده كنم كه او را از خاك آفريده‏اى؟!» (سوره اسراء ، 61)


گفت: «اى ابليس! چه چيز مانع تو شد كه بر مخلوقى كه با قدرت خود او را آفريدم سجده كنى؟ ! آيا تكبر كردى يا از برترينها بودى؟! (برتر از اينكه فرمان سجود به تو داده شود!)»

گفت: «من از او بهترم; مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل

(سوره ص 75-76)

ملاحظاتی شریری، که باعث انکار ابلیس ازتعظیم او به حضرت آدم شد، درمیان تمام آن کسانیکه کلمه خداوند "ج" را قبول ندارند، به خوبی مشاهده می گردد، به عبارت دیگر، دربین شیطان های انسی. این ها کسانی هستند که تمامی پیامبران را ، که آن ها هم انسان بودندولی پیامبر، رد نمودند. آنها تاکید نمودند که پیامبر باید نسبت به انسان عادی از توانایی خاصی برخوردار باشد، وادعا داشتند که این برتری یا ازلحاظ سیاسی باشد یا مادی. مثال روشن این نوع ادعا را منکرین زمان رسول الله "ص" کرده بودند، طوریکه قرآن ذکر می کند:

و گفتند: «چرا اين قرآن بر مرد بزرگ (و ثروتمندى) از اين دو شهر (مكه و طائف) ناز ل نشده است؟!» (سوره زخرف 31)

متناوباً، منکرین برای اینکه بر پیامبران ایمان بیاورند،برای اثبات خواستند تا شاهد قدرت ماوراءطبیعی ازطریق معجزه باشند. مثال های متعددی درقرآن راجع به این خواست ها آورده شده:


و گفتند: «ما هرگز به تو ايمان نمى‏آوريم تا اينكه چشمه‏جوشانى از اين سرزمين (خشك و سوزان) براى ما خارج سازى...

يا باغى از نخل و انگور از آن تو باشد; و نهرها در لابه‏لاى آن جارى كنى...

يا قطعات (سنگهاى) آسمان را -آنچنان كه مى‏پندارى- بر سر ما فرود آرى; يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بياورى...

يا براى تو خانه‏اى پر نقش و نگار از طلا باشد; يا به آسمان بالا روى; حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمى‏آوريم مگر آنكه نامه‏اى بر ما فرود آورى كه آن را بخوانيم! «بگومنزه است پروردگارم (از اين سخنان بى‏معنى)! مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟!

(سوره اسراء 90-93)

برای کسانیکه با پیامبران مخالفت کردند و علیه آنها جنگ اعلام کردند این همان نکته است که نتوانستند قبول کنند. منکرین نمی توانند کسیکه ازجمله آنها است به شکلی یک انسان عادی بحیث یک پیامبر قبول کنند. دقیقاً، این نوع حسادت وبخل برابر است با انکار ابلیس که درمقابل حضرت آدم سجده نکرد. آیه ذیل ارتباط دارد به کسانیکه به همین دلیل نتوانستند رستگار شوند:

تنها چيزى كه بعد از آمدن هدايت مانع شد مردم ايمان بياورند، اين بود (كه از روى نادانى و بى‏خبرى) گفتند: «آيا خداوند بشرى را بعنوان رسول فرستاده است؟!» (سوره اسراء 94)

بغاوت ابلیس معمای عجیب وغریب است. برعلاوه اینکه ابلیس خودش از آگاهان حقیقت است، او شاهد قدرت وتوانایی وموجودیت خداوند"ج" بود و به خوبی از آتش وعذاب دوزخ با خبربود. ابلیس بیش از هرکس باید دارای ایمان قوی می بود. درجه آگاهی او باید باعث می شد تا برای ابد فرمانبردار خداوند"ج" می بود. اما ابلیس اعمالی را انجام داد که یک شخص با حداقل آگاهی از حقایق نمی توانست این کار را انجام دهد. غیرعقلانی بودن کارهای ابلیس تنها دراینجا ختم نمی شود، برعلاوه ارتکاب چنین گناه بزرگ، ابلیس از خداوند"ج" هراس هم دارد. این نشان دهنده یک مفکوره بسیار بدی ابلیس است:

كار آنها همچون شيطان است كه به انسان گفت: «كافر شو (تا مشكلات تو را حل كنم)!» اما هنگامى كه كافر شد گفت: «من از تو بيزارم، من از خداوندى كه پروردگار عالميان است بيم دارم!» (سوره حشر 16)

آیه دیگری قرآن نشان می دهد که چگونه شیطان بعد از اینکه منکرین را علیه مسلمین تحریک می کند، آنها را ترک می کند و برترس از خداوند"ج" اقرار می کند:

و (به ياد آور) هنگامى را كه شيطان، اعمال آنها ( مشركان) را در نظرشان جلوه داد، و گفت: س‏خ‏للّهامروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز نمى‏گردد! و من، همسايه (و پناه‏دهنده) شما هستماما هنگامى كه دو گروه (كافران، و مؤمنان مورد حمايت فرشتگان) در برابر يكديگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: «من از شما (دوستان و پيروانم) بيزارم! من چيزى مى‏بينم كه شما نمى‏بينيد; من از خدا مى‏ترسم، خداوند شديدالعقاب است!» (سوره انفال 48)

از یک جانب ابلیس موجودیت ، قدرت و توانایی خداوند"ج" را قبول دارد و ازجانب دیگر آگاهانه برعلیه خداوند"ج" بغاوت می کند که کاملاً این دو امر در تضاد قرار دارند. به طور مشابه، تمام انسانهایکه اوامر خداوند"ج" را نقض می کنند، طوریکه درقرآن ذکر است، اوامر خداوند"ج" را بر طبق میل وخواسته های خودشان عیار می سازند، مرتکب اشتباه مشابه چون ابلیس شده اند. مثل ابلیس، آنها از موجودیت خداوند "ج" به خوبی واقف هستند اما ، کاری می کنند که مشابه کار ابلیس غیر منطقی می باشد. ابلیس بنا بر غرور وتکبرطغیان کرد، خداوند "ج" ازطریق بیرون راندن او از حضورخود اورا ذلیل کرد، اما ابلیس از خداوند "ج" مهلت خواست که تا روز قیامت انسان ها را گمراه کرده از این طریق آنها را ذلیل کند. مهلت خواستن ابلیس نه بخاطر اینست که از خداوند "ج" طلب بخشش کند بلکه بخاطر اینست تا هرقدر توان داشته باشد انسانها را هم ردیف خود بسازد و از این طریق انتقام بگیرد. درهمین جا است که دشمنی شیطان با انسان آغاز می شود. به هرحال، این نکته را نباید فراموش کنیم که خداوند "ج" شیطان را آفریده است وکار شیطان همیشه تحت نظارت خداوند "ج" می باشد، به عبارت دیگر ، شیطان هیچ گونه قدرت مستقل ندارد. حقیقت اینست که شیطان تمام کارهای خودرا به اجازه خداوند "ج" انجام می دهد، وجدوجهد انسان درمقابل شیطان خود یکنوع امتحان خداوندی است. مدت زمانی که شیطان از خداوند"ج" درخواست کرده به شکل ذیل در قرآن ذکر است:

گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخيز مهلت ده (و زنده بگذار!)»

فرمود: «تو از مهلت يافتگانى!

(سوره حجر 36-37)

(سپس) گفت: «به من بگو، اين كسى را كه بر من برترى داده‏اى (به چه دليل بوده است؟) اگر مرا تا روز قيامت زنده بگذارى، همه فرزندانش را، جز عده كمى، گمراه و ريشه‏كن خواهم ساخت

فرمود: «برو! هر كس از آنان از تو تبعيت كند، جهنم كيفر شماست، كيفرى است فراوان!

(سوره اسراء 62-63)

طوریکه از آیات مبارک معلوم می گردد، خداوند "ج" برای تمامی کارهای شیطان محدوده تعین نموده که از آن خارج شده نمی تواند و شیطان از عظمت خداوند "ج" واقف است، وقتی او ادعا می کند که انسانها را گمراه می کند به بزرگی خداوند "ج" قسم می خورد:

گفت: «به عزتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم كرد، (سوره ص 82)

قبل از اینکه خداوند "ج" شیطان را بیرون براند، الله سبحانه وتعالی به شکل ذیل اعلام می کند:

هر كدام از آنها را مى‏توانى با صدايت تحريك كن! و لشكر سواره و پياده‏ات را بر آنها گسيل دار! و در ثروت و فرزندانشان شركت جوى! و آنان را با وعده‏ها سرگرم كن! -ولى شيطان، جز فريب و دروغ، وعده‏اى به آنها نمى‏دهد- (سوره اسراء 64)

درصفحات بعدی ما تمام تکتیک های که شیطان به اذن خداوند "ج" از آن کار می گیرد ، تحلیل خواهیم نمود. اما ، نکته کلیدی که نباید فراموش کنیم اینست: شیطان برعلاوه قدرت که خداوند "ج" برایش داده ،چیزی دیگری ندارد. عملکرد شیطان فقط باعث می گردد تا انسانهای که خداوند "ج" برایشان دوزخ تعین کرده جزا ببینند. کسانیکه از شیطان پیروی می کنند شایسته جنتی که خداوند "ج" ساخته نیستند، حتی از حیوانات هم بدتر هستند. خداوند "ج" در قرآن چنین آشکار میکند:

به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم; آنها دلها ( عقلها )يى دارند كه با آن (انديشه نمى‏كنند، و) نمى‏فهمند; و چشمانى كه با آن نمى‏بينند; و گوشهايى كه با آن نمى‏شنوند; آنها همچون چهارپايانند; بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند (چرا كه با داشتن همه‏گونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند)! (سوره اعراف 179)

برعلاوه، شیطان هیچ گونه تاثیری بر بندگان دیندار خداوند "ج" ندارد. بخاطریکه خداوند "ج" خودش مانع آن می شود، شیطان توانایی اینرا ندارد تا مسلمین حقیقی الله را گمراه کند. خداوند "ج" از تمامی بندگان خود که تقوا دارند و به او تسلیم می شوند، هیچ کس را با خداوند "ج" شریک نمی سازند، درمقابل شیطان محافظت می کند.

چرا كه او، بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكل مى‏كنند، تسلطى ندارد. (سوره نحل 99)

به همین ترتیب ، رسول الله "ص" نیز در آخرین خطبه خود در باره شیطان چنین فرموده است:بخاطر دین خود از شیطان با خبر باشید. او تمام امید خودرا، در باره اینکه شما را در مسایل کلان فریب دهد، از دست داده است، شما در مسایل جزئی از او باخبر باشید. (صحیح بخاری)

درخاتمه، مثل تمامی موجودات ، خداوند "ج" برای شیطان نیز وظیفه داده است. تا این نقش شیطان باعث گردد انسانهایکه برای آنها جنت ساخته شده و آنهایکه برای آنها دوزخ، از هم جدا شوند. آیه دیگری از قرآن آشکار می سازد که فقط بر افراد ذیل شیطان تاثیردارد:

هدف اين بود كه خداوند القاى شيطان را آزمونى قرار دهد براى آنها كه در دلهايشان بيمارى است، و آنها كه سنگدلند; و ظالمان در عداوت شديد دور از حق قرار گرفته‏اند! (سوره حج 53)

گذشته از این، مشکلاتی که شیطان برای مسلمین خلق می کند، فرصتی است برای مسلمین تا بیشتر به خداوند "ج" نزدیک شوندو ایمان آنها افزوده شود:

و (نيز) هدف اين بود كه آگاهان بدانند اين حقى است از سوى پروردگارت، و در نتيجه به آن ايمان بياورند، و دلهايشان در برابر آن خاضع گردد; و خداوند كسانى را كه ايمان آوردند، بسوى صراط مستقيم هدايت مى‏كند. (سوره حج 54)






















فصل دوم

شخصیت شیطان


شیطان بزرگترین دشمن انسان است، وهر انسان هزاران بار درزندگی خود با او رو برو می شود. او بخاطری دشمن انسان است، به عقیده شیطان ، انسان باعث گردید که او تمام عزت و رتبه خود را نزد خداوند "ج" از دست دهد. یگانه دلیل که شیطان درروی زمین است اینست که برای او ازطرف خداوند "ج" اجازه داده شده تا او انسانها را بدام بیندازد. درجریان همین مدت که برای شیطان داده شده، او از هروسیله ممکن استفاده خواهد کرد تا انسانها را در آتش دوزخ بیندازد. اکثریت انسانها اصلاً بی خبر از این امر هستند که شیطان به آنها تهدیدی است یا خیر؟ به عقیده این نوع انسانها ، شیطان یک چیز خیالی و مبهم است. به نظر آنها تنها کسانیکه مرتکب اعمال زشت و جنایات می شوند از شیطان پیروی می کنند. آنها خودرا دارای قلب پاک تلقی می کنند، که شیطان هیچگونه تاثیری بر آنها ندارد. اما بر این باور دارند که بعضی اوقات درمسایل جزئی از طرف شیطان دچار وسوسه می شوند. اما داشتن اینگونه مفکوره ، یکی از بزرگترین اشتباهاتی می باشد. بخاطریکه ، به استثنای بعضی مسلمین معدود، شیطان اکثریت بشریت را کاملاً تحت کنترول خود آورده است، بدون آنکه متوجه باشند، دقیقاً زندگی که شیطان برای آنها آرزو داشت به پیش می برند، درنتیجه باعث می گردد تا آنها را به دوزخ ببرد. پس برای ما لازم است تا کاملاً خودرا از شیطان آگاه سازیم و با شیطان مثل دشمن رفتار کنیم. خداوند "ج" اینگونه درسوره فاطر برای ما امر کرده:

البته شيطان دشمن شماست،

پس او را دشمن بدانيد;

او فقط حزبش را به اين دعوت مى‏كند كه اهل آتش سوزان (جهنم) باشند!

(سوره فاطر 6)


باخبربودن از شیطان و دانستن راز دشمنی او با انسان اولین اقدام به طرف رستگاری می باشد. دراین صورت، اول ما باید مشخصات شیطان و تکتیک های اورا شناسایی کنیم. این صفات ویا مشخصات که به تفصیل درآیات قرآن کریم آمده اند دارای عنوان های ذیل می باشد:


او فریب دهنده و کاذب می باشد


درقدم اول و بیش از همه ، شیطان حقیقت را پنهان نموده تا مانع رستگاری مردم شود. بهترین راه برای انجام این کار، ابلاغ دروغ های فریبنده به مردم است. از طریق وعده ها ووسایل دروغین مردم را هم ردیف خود میسازد. به طور مثال، او به پرستیژ بالا، سرمایه اضافه، زندگی راحت و یا حتی درجه بالا در آخرت ، وعده خواهد داد. اما ، طوریکه او خودش در آخرت قبول خواهد کرد که تمام وعده های او دروغ بود:

و شيطان، هنگامى كه كار تمام مى‏شود، مى‏گويد: «خداوند به شما وعده حق داد; و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلف كردم! من بر شما تسلطى نداشتم، جز اينكه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد! بنابر اين، مرا سرزنش نكنيد; خود را سرزنش كنيد! نه من فريادرس شما هستم، و نه شما فريادرس من! من نسبت به شرك شما درباره خود، كه از قبل داشتيد، (و اطاعت مرا همرديف اطاعت خدا قرار داديد) بيزار و كافرممسلما ستمكاران عذاب دردناكى دارند! (سوره ابراهیم 22)


او جسور، گستاخ و نا شکر است

شیطان نسبت به خداوند "ج" شدیداً نا سپاس است، کسیکه اورا خلق کرد و صاحب این همه کمالات ساخت(سوره اسراء 27)، این نتیجه ناشکری و بی خبری او بود که با خداوند "ج" مخالفت و طغیان کرد.


او طغیان گر است

یکی از مشخصات دیگر شیطان که در قرآن ذکر است اینست که او طغیان گر است (سوره حج 3، سوره نسا 117)

نفوذ او در مومنین بی تاثیر است

دراولین نگاه ، دام شیطان و سایر اعمال فریبنده دیگر که برای مسلمین آماده می کند،شاید نیرومند به نظر برسد. اما قضیه برعکس است، بخاطریکه مکروحیله شیطان در حقیقت بسیار ضعیف است و به ناکامی می انجامد.


كسانى كه ايمان دارند، در راه خدا پيكار مى‏كنند; و آنها كه كافرند، در راه طاغوت ( بت و افراد طغيانگر). پس شما با ياران شيطان، پيكار كنيد! (و از آنها نهراسيد!) زيرا كه نقشه شيطان، (همانند قدرتش) ضعيف است. (سوره نساء 76)

قدرت و توانایی اوبه حد دچار وسوسه کردن است

شیطان توانایی اینرا ندارد که انسانها را مجبور کند. تنها چیزیکه می تواند اینست تا انسانها را دچار وسوسه کند. این ارتباط می گیرد به خود شخص تا از او پیروی می کند یا رد می کند. به عبارت دیگر ، وقتی یک شخص عملی بدی انجام می دهد او نمی تواند شیطان را ملامت کند. چیزیکه باید محکوم شود تصمیمی است که بر اثر این وسوسه های شیطانی گرفته می شود. شیطان این حقیقت را در روز آخرت برای منکرین بیان خواهد کرد، زمانیکه آنها شیطان را برای اعمال ناشایسته خود مقصر بدانند.

(سوره ابراهیم 22)



او دشمن انسان است

حقیقت این امر که شیطان بدترین دشمن انسان است در آیات متعددی قرآن کریم روشن گردیده(سوره انعام 142، سوره کهف 50، سوره یاسین 60). دلیل این همه تاکید اینست که دراین دنیا ضرریکه از طرف شیطان به انسان متوجه است به مراتب از هرخطر دیگر جدیتر است. آرزوی شیطان اینست که انسان برای ابد در دوزخ بماند وعذاب ببیند. بنا بر همین دلیل او بزرگترین دشمن انسان تلقی می گردد. این همه در آیات ذیل روشن گردیده:

اى مردم! از آنچه در زمين است، حلال و پاكيزه بخوريد! و از گامهاى شيطان، پيروى نكنيد! چه اينكه او، دشمن آشكار شماست! (سوره بقره 168)

چرا كه شيطان، دشمن آشكار انسان است! (سوره یوسف 5)

او برانسان ها مثل لکه وداغ باقی می ماند

تاثیر شیطان بر انسان به عنوان "زنگ خوردگی " در قرآن ذکر شده :

و (ياد آوريد) هنگامى را كه خواب سبكى كه مايه آرامش از سوى خدا بود، شما را فراگرفت; و آبى از آسمان برايتان فرستاد، تا شما را با آن پاك كند; و پليدى شيطان را از شما دور سازد; و دلهايتان را محكم، و گامها را با آن استوار دارد! (سوره انفال 11)




فصل سوم

تاکتیک های شیطان



درنتیجه جنگی که شیطان علیه انسان اعلام کرده، او ملیون ها انسان را تاروزقیامت دوزخی خواهد ساخت. اما، تنها یک گروهی که شیطان علیه آن پیروز شده نمی تواند، مسلمین حقیقی اند. دلیل این امر اینست که مسلمین ترس از خداوند "ج" دارند و نمایندگان خداوند"ج" درروی زمین می باشند و همیشه خداوند"ج" آنها را محافظت خواهد کرد. بناءً مکر وحیله شیطان برمومنین هیچ تاثیری ندارد. این حقیقت، که حتی شیطان خودش قبول دارد، درقرآن به شکل ذیل ذکر شده :

گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادى را) در زمين در نظر آنها زينت مى‏دهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت،

مگر بندگان مخلصت را

(سوره حجر 39-40)

طوریکه ازاین آیت معلوم می شود، قدرت شیطان نسبت به مسلمین حقیقی بسیار ضعیف است. اما، ما هیچگاهی برای اینکه کی جنت خواهد رفت، پیشبینی کرده نمی توانیم. برای اینکه از ایمان خود محافظت کنیم، قسمیکه در قرآن ذکر است"هیچکس ازعذاب خداوند"ج" در امان نیست" یک مسلمان همیشه باید "و همگى به ريسمان خدا ( قرآن و اسلام، و هرگونه وسيله وحدت)، چنگ زنيد ، و پراكنده نشويد! و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاى شما، الفت ايجاد كرد، و به بركت نعمت او، برادر شديد! و شما بر لب حفره‏اى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد; اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى‏سازد; شايد پذيراى هدايت شويد. (سوره عمران 103). بخاطریکه شیطان "گفت: اكنون كه مرا گمراه ساختى، من بر سر راه مستقيم تو، در برابر آنها كمين مى كنم! (سوره اعراف 16)" وباعث لغزش آنها شود(سوره عمران 155) یک مسلمان واقعی همیشه باید در مقابل تاکتیک ها وپلان های شیطان خودرا حفاظت کند. درغیرآن صورت ، دردام او افتیده و ناآگاهانه از راه داین منحرف خواهد شد.


پس حالا باید هر تاکتیکی که شیطان بخاطر گمراه ساختن انسان استفاده می کند، یک یک و به طورجداگانه بررسی کنیم.



او باعث برانگیختن شک می شود

هرانسان تمام عمر، با شیطان که بزرگترین دشمن او است، مبارزه خواهد کرد. درجریان این جنگ ، شیطان از انواع مکرها استفاده خواهدکرد. او هیچگاهی هدف اصلی خودرا برملا نمی سازد. او مستقیماً نمی آید و نمی گوید" که من شیطان هستم و من می خواهم که توبرای ابد دردوزخ باشی". برعکس، بسیار ماهرانه او حضور خودرا پنهان می کندومخفیانه درقلب ها وسوسه ایجاد می کند. طوریکه رسول الله ص فرموده: شیطان مثل خون در بدن انسان جریان دارد. (صحیح بخاری) کسیکه از شیطان بی خبر باشد فکر می کند که تمام وسوسه های شیطانی ساخته ذهن خودش است. وتمام این وسوسه ها برایش حقیقت معلوم می شود از همین لحاظ شیطان به آسانی اکثریتی مردم را تحت کنترول خود می آورد. اما ، مسلمانی که از قرآن پیروی می کند میتواند به آسانی این دشمن خودرا شکست دهد. به طور اهم، مومن صاحب روشنی است که توسط آن صدای قلب خود و صدای شیطان را تشخیص می دهد. وقتی مسلمان درک واقعی از شیطان پیدا کند، طوریکه درقرآن امرشده، به خداوند"ج" پناه می برد. همچنان درقرآن بیان شده که وسوسه های شیطان هیچگونه تاثیری، بر مسلمانی که همیشه ذکرخداوند"ج" می کند، ندارد. خداوند"ج" در قرآن به شکل ذیل این راز مهم را افشا می کند:

و هرگاه‏وسوسه‏اى از شيطان به تو رسد، به خدا پناه بر; كه او شنونده و داناست!

پرهيزگاران هنگامى كه گرفتار وسوسه‏هاى شيطان شوند، به ياد (خدا و پاداش و كيفر او) مى‏افتند; و (در پرتو ياد او، راه حق را مى‏بينند و) ناگهان بينا مى‏گردند.

(سوره اعراف 200-201)

بخاطریکه این جهان جای امتحان است، یکنفر شاید با حالات و حادثات مختلف روبرو خواهد شد. اما هر حالتی که باشد، شیطان همیشه در کمین است. کوچکترین ضعفی که در یک مسلمان دیده شود شیطان به خوبی از این فرصت استفاده خواهد کرد. اگر یک مسلمان دارای افکار آشفته باشد و یا خودرا در یک وضعیت ناراحت ببیند- پس این نوع تلقی ها نمایندگی از اخطاریه که وجدان برایش می دهد می باشد. به طور عاجل از این کارهای خود دست بکشد و تصامیم خودرا تجدید نظر کند. ساده ترین شیوه برای او این خواهد بود تا وضعیت خودرا آگاهانه تحلیل وتجزیه کند. ازاین رو ، کارهای خودرا با ملاک های ذیل ارزیابی کند:

  • آیا درباره چیزیکه آن لحظه فکر می کند با اساسات قرآن مطابقت دارد یاخیر؟

  • آیا درذکر خداوند"ج" غفلت کرده است؟

  • آیا او درنگهداشتن خود در حدود قرآن بیش از حد انعطاف پذیر بوده ؟

  • آیا پلان های او غیر رضایت خداوند"ج" کدام هدفی دیگری دارد؟

  • آیا منافع شخصی او درهمان لحظه درمقایسه با دیگر مسلمان ها اهمیت بیشتر دارد؟

  • آیا او راجع به خود یا دیگران شک دارد؟

  • آیا او درتوکل علی الله ناکام شده ؟

  • آیا او می خواهد که قربانی شخصی اورا دیگران بشناسند؟

  • آیا بهانه می پالد تا چیزیکه برایش دوست داشتنی است از دست ندهد؟

  • آیا او برای چیزهای دنیوی علاقه بیش ازحد دارد؟

  • آیا او برای آینده هراس دارد؟

  • آیا برای او هشدارهای که درروشنی قرآن داده شده غیرقابل تحمل است؟

  • آیا او با دشمن خداوند"ج" دوستی یا پیوند ایجاد کرده؟

  • آیا او برای کدام بهانه غیرمشروع نماز نمی خواند یا قرآن تلاوت نمی کند و یا اعمال صالحه انجام نمی دهد؟

اگر او با مشکلاتی که، از وضعیت های فوق سرچشمه گرفته، روبرو است، پس یقین داشته باشد که تحت هجوم شیطان است. تمامی اینگونه افکار که در قلب او وسوسه ایجاد کرده درحقیقت کلمات شیطانی اند.

شیطان درمقابل اشخاص مختلف از تاکتیک های مختلف استفاده می کند. اشخاصیکه کاملاً با اساسات قرآن فاصله دارند، برای اینها از تاکتیک های کار می گیرد که این اشخاص را درغفلت گذاشته بیشتر آنها را در کار های دنیوی مصروف و از حقیقت دین دور نگهدارد.

.امام غزالی رح درکتاب خود بنام احیای علوم دین چنین می نویسد: شیاطین و فرشته ها بر سر قلب انسان جنگ دارند، تا زمانیکه یکی از این طایفه ها قلب را اشغال کرده وجایگزین شوندو بیشترین قلب ها به وسیله شیاطین اشغال می شوندکه درقلب آنها وسوسه دنیا دوستی و نظرانداز کردن آخرت را ایجاد می کند.

وقتی مسئله به کسی ارتباط داشته باشد که بتازگی ایمان آورده باشد، شیطان کوشش خواهد کرد تا اورا دوباره منحرف سازد، از طریق نگرانی های بی اساس چون ، او از اطرافیان خود دور شده، یا این دین جدید بسیار سخت گیر است، یا اوامر این دین جدید غیر قابل اجرا اند. شیطان درمقابل مومنین نیز فعال است. به طور مثال، یک مسلمان ازدیگر مسلمان رنجیده می شود، یا بخاطر نه خواندن قرآن بهانه مبتذل می کند، که این همه براثر وسوسه های شیطان اند. اما، شیطان خودرا زیاد آشکار نمی کند، و او چیزهای جون،" قرآن را نخوانید"، یا " خداوند"ج" را ذکر نکنید" نمی گوید، بخاطریکه شیطان می فهمد این بی تاثیر است. درعوض، هدف او اینست که یک مسلمان را از طریق مصروفیات بی معنی منحرف سازد. بناءً اگر یک مسلمان درمقابل اینگونه نیرنگ های شیطانی تسلیم شود و به وسوسه های او جواب مثبت دهد، دراین صورت آخرت را کاملاً فراموش کرده ومصروف این دنیا می شود. یگانه راهی که مارا از این دام شیطان نجات می دهد شناختن وسوسه های شیطانی وپناه بردن به خداوند متعال می باشد.

شناخت دقیق این نوع حیله ومکر شیطان زمانی ممکن است اگر ما به خوبی از مشخصات و تاکتیک های شیطان با خبر شویم. تنها منبع که ما را به خوبی هدایت کرده می تواند، قرآن است. درصفحات بعدی، ما بکارگیری شیوه های فریبکارانه شیطان را بررسی خواهیم کرد و این همه در قرآن روشن شده.








اوباعث می شود تا مردم به جزاز خداوند"ج" دیگران را عبادت کنند

این مسئله که مردم دیگران را به جزاز خداوند"ج" عبادت کنند،درقرآن تشریح شده است. ملیاردها انسانی که به علت این امر دوزخی می شوند، حتی ازمفهوم این امر بی خبر هستند. آنها فکر می کنند که مفهوم شریک ساختن کسی دیگر با خداوند"ج" به این معنی است که ما به جزاز خداوند"ج" کسی دیگری را درخلق کردن توانا بدانیم، یا برای کسی دیگری عبادت کنیم. جامعه های که درآن جهالت شیوع پیدا کرده به همین لحاظ دید غیر حقیقی دارند که فکر می کنند فقط باگفتن، "من به خداوند"ج" اعتقاد دارم" یا "من به کسی ضرر نمی رسانم" یا "من فکر نمی کنم که دوزخ بروم"، خلاص می شوند. حقیقت اینست، که اگر ما به جز از خداوند"ج" قوه محافظتی دیگری، ترس از دیگری به جز خداوند"ج"، یا یکنوع محبت خاص با دیگری به جز خداوند"ج"، داشته باشیم، پس به یقین که ما کسی دیگری را با خداوند"ج" شریک ساخته ایم.

اتخاذ رهنمود غیر از رهنمود خداوند"ج"، از معمولترین شکلهای شرک است. جامعه های مدرن شیوه جدیدی از شرک را اتخاذ کرده اند، ایدیولوژی های جدید جایگزین ادیان قرن های قبلی شده و مردم به جای خدایان سابقه بنیان گذاران این ایدیولوژی ها را می پرستند. که این همه باعث شده تا مردم از راه حقیقی دین دور شوند.

یقیناً بدترین محرک این انحراف شیطان است. در هرقدمی که انسان از خداوند"ج" دور می شود برای شیطان یک پیشرفتی در پیروزی او برانسان تلقی می شود. به همین دلیل شیطان اذهان مردمی که با خداوند"ج" کسی دیگری را شریک می سازد، کند می سازد. شرک اشتباهی است که در تمام زندگی انسان نفوذ کرده و مانع می شود تا مردم به درستی استدلال کنند. آنها خودرا مطابق میل و خواهشات شیطانی عیار می سازند نه به اساس قرآن و سنت.

آن روز كه همه آنها را محشور مى‏كنيم; سپس به مشركان مى‏گوييم: «معبودهايتان، كه همتاى خدا مى‏پنداشتيد، كجايند؟» (چرا به يارى شما نمى‏شتابند؟!)

سپس پاسخ‏و عذر آنها، چيزى جز اين نيست كه مى‏گويند: «به خداوندى كه پروردگار ماست سوگند كه ما مشرك نبوديم

ببين چگونه به خودشان (نيز) دروغ مى‏گويند، و آنچه را بدروغ همتاى خدا مى‏پنداشتند، از دست مى‏دهند! (سوره انعام 22-24)

یکی از عوامل شرک گمراهی محبت است، محبت احساسی است که با انسان از روز خلقت یکجا است. این احساس که انسان را به خداوند"ج" نزدیک می کند، برعکس ، در جامعه های که جهالت شیوع کرده این احساس به هوس شیطانی تبدیل شده باعث دوری انسان از خداوند"ج" می شود. مومنین فقط با خداوند"ج" محبت دارند. این نوع محبت عالیترین شکلی محبت است. آنها وقتی که دیگران را دوست دارند این دوست داشتن بخاطر اینست که خداوند"ج" را دوست دارند. مطابق قرآن ، به اندازه که آنها با خداوند "ج" محبت دارند با هیچ انسانی دیگر در روی زمین ندارند. محبت مومنین برای رضایت خداوند"ج" می باشد، کسانی که براه راست هستند آنها را دوست دارند و کسانی که گمراه هستند دوست ندارند. درنتیجه، محبت مومنین که برای رضایت خداوند"ج" است، عمیق و دیرپا است. درمقابل، محبتی مشرکین سرسری و زودگذر است.

محبت مشرکین برای خداوند"ج" فقط لفظی است. محبتی که آنها برای پدران خود، فرزندان، زنان، پول و رتبه دارند، به مراتب بیشتر از محبت که با خداوند"ج" دارند، می باشد. محبتی که کافران درقلب دارند به شکل ذیل درقرآن بیان شده:

بعضى از مردم، معبودهايى غير از خداوند براى خود انتخاب مى‏كنند; و آنها را همچون خدا دوست مى‏دارند. اما آنها كه ايمان دارند، عشقشان به خدا، (از مشركان نسبت به معبودهاشان،) شديدتر است. و آنها كه ستم كردند، (و معبودى غير خدا برگزيدند،) هنگامى كه عذاب (الهى) را مشاهده كنند، خواهند دانست كه تمام قدرت ، از آن خداست; و خدا داراى مجازات شديد است; (نه معبودهاى خيالى كه از آنها مى‏هراسند.) (سوره بقره 165)

یکی از اشکالی دیگری شرک در جامعه های بی دین، محبتی بیش از حد با زنان می باشد. اگر محبت کسی با زن بیش از محبت با خداوند"ج" باشد، پس این هوس مساوی است با شرک. خداوند"ج" درقرآن آشکار می سازد که این نوع محبت با زنان یکی از دام های شیطان است:

آنچه غير از خدا مى‏خوانند، فقط بتهايى است (بى‏روح)، كه هيچ اثرى ندارد; و (يا) شيطان سركش و ويرانگر است. (سوره نساء 117)

شرک بزرگترین گناه و شدیدترین حد ناشکری می باشد. به همین دلیل خداوند"ج" درقرآن فرموده که او تمام گناهان را می بخشد اما شرک را هیچگاهی نمی بخشد.

خداوند (هرگز) شرك را نمى‏بخشد! و پايين‏تر از آن را براى هر كس (بخواهد و شايسته بداند) مى‏بخشد. و آن كسى كه براى خدا، شريكى قرار دهد، گناه بزرگى مرتكب شده است. (سوره نساء 48)

شریک ساختن کسی دیگر با خداوند"ج" آنقدرخطرناک است که حتی این خطر، به کسانیکه درعبادت خداوند"ج" محتاط هستند، متوجه است. بخاطریکه اعمال صالحه توسط شرک لغو می شود. به همین دلیل، شیطان از انواع مختلف دام ها استفاده خواهد کرد تا انسانهای عابد را توسط شرک گمراه کند. بعضی اوقات شیطان با استفاده از زنان و یا با استفاده از پول یا هروسیله دیگر مومنین را گمراه میکند. به طور مثال، به تعقیب یک پیروزی، شیطان شخصی را متیقین می سازد که این پیروزی فقط براثر او (شخص پیروز) انجام شده. به همین شکل شیطان شخص را متیقین می سازد که او قدرت مستقل از خداوند"ج" دارد. مومنین متوجه باشند تا نشود که تمام اعمال صالحه آنها رد شوند. به همین دلیل درقرآن برای مومنین هشدار واضح داده شده:


به تو و همه پيامبران پيشين وحى شده كه اگر مشرك شوى، تمام اعمالت تباه مى‏شود و از زيانكاران خواهى بود!

بلكه تنها خداوند را عبادت كن و از شكرگزاران باش!

(سوره زمر 65-66)



او مانع سپاسگذاری می شود

قبل از اینکه شیطان از حضور خداوند"ج" دور شود، او با خود یک تعهد مهم را انجام داد، تعهدیکه یکی از مکارترین تاکتیک های اورا نشان می دهد:

سپس از پيش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان مى‏روم; و بيشتر آنها را شكرگزار نخواهى يافت!» (سوره اعراف 17)

شیطان آرزو دارد تا مانع سپاسگذاری بندگان از خداوند"ج" شود.دلیل این امر اینست که درقرآن بر سپاسگذاری بسیار تاکید شده است. درحدود 60 آیه به اهمیت سپاسگذاری ارتباط دارد. یکی از اهداف ابتدایی شیطان همین است تا مردم را از این نعمتی، که بارها خداوند"ج" ازاهمیت آن یادآوری کرده، محروم کند.

بگو: «چه كسى شما را از تاريكيهاى خشكى و دريا رهايى مى‏بخشد؟ در حالى كه او را با حالت تضرع (و آشكارا) و در پنهانى مى‏خوانيد; (و مى‏گوييد:) اگر از اين (خطرات و ظلمتها) ما را رهايى مى‏بخشد، از شكرگزاران خواهيم بود

بگو: «خداوند شما را از اينها، و از هر مشكل و ناراحتى، نجات مى‏دهد; باز هم شما براى او شريك قرار مى‏دهيد! (و راه كفر مى‏پوييد.)» (سوره انعام 63-64)

اما حقیقت اینست که شکر خداوند"ج" را بجای آوردن یکی از مسئولیت های عمده انسانها است. بخاطریکه برای هر انسان درزندگی اش نعمت های بی شمار ارزانی شده و مکلف است تا شکر این همه را بجا کند. این نعمت ها اینقدر بی شمار اند که درسوره نحل آیه 18 بیان شده: اگر کسی بخواهد هم نمی تواند نعمت های خداوند"ج" را حساب کند. درحقیقت، درمقابل هر آن چیزیکه برای ما داده شده شکر بجا کنیم.

نعمت شنوایی و بینایی از نعمت های بزرگ خداوند"ج" است. مقصد خداوند"ج" درخلقت چشم و گوش این بود که این هردو برای شکر گذاری وسیله باشند. درقرآن چنین بیان شده:

و خداوند شما را از شكم مادرانتان خارج نمود در حالى كه هيچ چيز نمى‏دانستيد; و براى شما، گوش و چشم و عقل قرار داد، تا شكر نعمت او را بجا آوريد! (سوره نحل 78)

به طورمشابه، کشتی ها وسایر وسایل ترانسپورتی، حتی باد وابحار این ها همه وسایلی اند تا انسان شکر آنرا بجا کند. خداوند"ج" چنین می فرماید:

او كسى است كه دريا را مسخر (شما) ساخت تا از آن، گوشت تازه بخوريد; و زيورى براى پوشيدن (مانند مرواريد) از آن استخراج كنيد; و كشتيها را مى‏بينى كه سينه دريا را مى‏شكافند تا شما (به تجارت پردازيد و) از فضل خدا بهره گيريد; شايد شكر نعمتهاى او را بجا آوريد! (سوره نحل 14)

و از آيات (عظمت) خدا اين است كه بادها را بعنوان بشارتگرانى مى‏فرستد تا شما را از رحمتش بچشاند (و سيراب كند) و كشتيها بفرمانش حركت كنند و از فضل او بهره گيريد; شايد شكرگزارى كنيد. (سوره روم 46)

خداوند همان كسى است كه دريا را مسخر شما كرد تا كشتيها بفرمانش در آن حركت كنند و بتوانند از فضل او بهره گيريد، و شايد شكر نعمتهايش را بجا آوريد! (سوره جاثیه 12)

شکرگذاری یک مومن نسبت به خداوند"ج"، بخاطری نعماتی که برایش ارزانی شده، نشان دهنده این امر است که این مومن سزاوار اینهمه نعمات است. کسیکه شکر خداوند"ج" را بجا می کند درمقابل خداوند"ج" نعمات خودرا می افزاید و برای کسیکه ناشکری می کند خداوند"ج" اورا هشدار می دهد که درآینده عذاب می بیند:

و (همچنين به خاطر بياوريد) هنگامى را كه پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شكرگزارى كنيد، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود; و اگر ناسپاسى كنيد، مجازاتم شديد است!» (سوره ابراهیم 7)


طوریکه حضرت سلیمان (ع) با وجودیکه درجه پیامبری برایش داده شده بود، برای خداوند"ج" همیشه دعا می کرد تا همیشه شکرگذارباشد (سوره نمل 19)، یکنوع مثال برای سایر مسلمانها است. شیطان همیشه کوشش خواهد کرد تا مانع شکرگذاری مردم شود. برای ما لازم است تا نعمت ها را فراموش نکرده همیشه سپاسگذار باشیم.





او ترس ایجاد می کند


نزدیکی مومنین به خداوند"ج" در ذاتش یکنوع سپر درمقابل شیطان است. تسلیم شدن به خداوند"ج"، ذکر نامهای مقدس او، فهمیدن اینکه هرچیز درجهان تحت کنترول او است وصادقانه به او برگشتن، باعث ثبات روحی انسان ها می شود. شیطان همیشه کوشش خواهد کرد تا این ثبات روحی را درهم زند. یکی از این راه ها ایجاد ترس غیر از ترس خداوند"ج" است. یک دلیل مشخص وجود دارد که چرا شیطان از این سلاح کار می گیرد. ترس ،وسعت آگاهی انسان را محدود ، عقیده به خداوند"ج" را ضعیف وباعث توقف درتسلیمی کامل به خداوند"ج" می گردد. این نوع یک وضعیت برای یک مسلمان واقعی غیر ممکن است. شیطان درکسانی نفوذ می کند که دارای ایمان ضعیف باشند وکسانیکه غافل باشند و یا اذهان آنها کاملاً بر روی حقیقت بسته باشند. یک آیه از قرآن چنین بیان می کند که ترس باید تنها درمقابل خداوند"ج" باشد:

اين فقط شيطان است كه پيروان خود را (با سخنان و شايعات بى‏اساس،) مى‏ترساند. از آنها نترسيد! و تنها از من بترسيد اگر ايمان داريد! (سوره آل عمران 175)

برای مومنین، این جهان جای موقتی است. بناءً ترس تنها از کسی داشته باشیم که پادشاه این جهان باشد، یعنی خداوند"ج". کسانیکه مومن نیستند، جهان را یکجای غیرکنترول شده، جای واقعات تصادفی، تلقی می کنند. بناءً شیطان به آسانی درقلب اینگونه اشخاص ترس ایجاد می کند. آنها بخاطریکه ترس از مرگ، آینده وفقر دارند دارای خدایان مختلف می باشند. این سلاح شیطان که "ترس" است تنها بر کسانی تاثیر دارد که دارای قلب های مریض اند. حالت روانی افرادیکه درجنگ وحشت زده شده اند، درقرآن چنین بیان شده:


كسانى كه ايمان آورده‏اند مى‏گويند: «چرا سوره‏اى نازل نمى‏شود (كه در آن فرمان جهاد باشد)؟ اما هنگامى كه سوره واضح و روشنى نازل مى‏گردد كه در آن سخنى از جنگ است، منافقان بيماردل را مى‏بينى كه همچون كسى كه در آستانه مرگ قرار گرفته به تو نگاه مى‏كنند; پس مرگ و نابودى براى آنان سزاوارتر است! (سوره محمد 20)



کسیکه به خداوند"ج" تسلیم شده به تقدیر اونیز تسلیم شده وکاملاً به او باور دارد، اوکاملاً بی ترس است، به جز خداوند"ج" از هیچ کسی دیگر نمی ترسد.

چیزیکه دراینجا نباید فراموش شود، اینست که جرات شخص با ایمان از جرات کافر فرق دارد. این وضعیت ازجای سرچشمه می گیرد که یک شخص کاملاً به خداوند"ج" اعتماد داشته و به تقدیر او تسلیم باشد. چندین مثال از جرات مسلمین درقرآن ذکر شده است. زمانیکه موسی (ع) با پیروان خود بین بحر و لشکر فرعون گیر ماندند، کسانیکه دارای ایمان ضعیف بودند فکر کردند که دیگر فنا می شوند. اما، حضرت موسی (ع) چنین نصیحت کرد"هیچگاه! با من خداوند"ج" است" (سوره شورا 62)، او کاملاً به خداوند"ج" تسلیم وتنها به او اعتماد کرد. جادوگرانیکه توسط فرعون با قطع کردن دستها وپاهایشان تهدید شده بودند، بخاطریکه به خداوند"ج" ایمان داشتند، بی ترسی مشابه از خود نشان دادند. زمانیکه ابراهیم (ع) به آتش انداخته شد، هیچ گونه ترسی نداشت. ایمان وتسلیمی مومنین قسمیکه درسوره احزاب آمده، زمانیکه با نیروهای دشمن روبروشوند افزایش می یابد. این بخاطری است که حیله ومکر شیطان بر کسیکه به خداوند"ج" تسلیم شده هیچ تاثیری ندارد. طوریکه درقرآن ذکر شده:

چرا كه او، بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكل مى‏كنند، تسلطى ندارد.

(سوره نحل 99)



او کوشش می کند تا روابط بین مسلمین را آسیب رساند

درقرآن برای مسلمین امر شده تا یکدیگر را کمک و حمایت کنند. اتفاق لازمه که دربین مسلمین باید تقویت شود درقرآن به شکل ذیل بیان شده:

خداوند كسانى را دوست مى‏دارد كه در راه او پيكار مى‏كنند گوئى بنايى آهنين‏اند! (سوره صف 4)


شیطان همیشه کوشش خواهد کرد تا مومنین این امر مهم (اتفاق) را نادیده بگیرند. شیطان همیشه کلمات زشت را درقلب مومنین تلقین می کند تا با گفتن آنها مومنین را ازیکدیگر رنجیده کنند وبین آنها تفرقه بیندازد. طوریکه رسول الله (ص) فرموده: "خشم وبراشفتگی از شیطان است"(ابو داوود). به همین دلیل برای مسلمین درقرآن امر شده تا برای یکدیگر کلمات شایسته استفاده کنند و از شیطان که دشمن آنها است با خبر باشند:

به بندگانم بگو: «سخنى بگويند كه بهترين باشد! چرا كه (شيطان بوسيله سخنان ناموزون)، ميان آنها فتنه و فساد مى‏كند; هميشه شيطان دشمن آشكارى براى انسان بوده است! (سوره اسراء 53)

شيطان مى‏خواهد به وسيله شراب و قمار، در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند، و شما را از ياد خدا و از نماز بازدارد. آيا (با اين همه زيان و فساد، و با اين نهى اكيد،) خوددارى خواهيد كرد؟! (سوره مائده 91)


او می خواهد مردم باورکنند که اوبرای آنها یک مشاور مخلص است

شیطان برای انسان بربادی مداوم می خواهد درحالیکه او هیچگاهی این دشمنی خودرا آشکار نمی سازد. برعکس، او به شکل یک همکار برای او نزدیک می شود، او به شکل یک مشاور خودرا نشان می دهد. زمانیکه شخص براین باور کند که او نیت خوب دارد در این وقت است که اورا تحت کنترول خود می آورد. هرآن وقتیکه ضعف آن شخص برایش معلوم شود به مکر وحیله از آن استفاده می کند. مکر وحیله مشابه شیطان باعث گردید تا حضرت آدم (ع) اشتباه کند و از جنت بیرون شود. شیطان به شکل یک دوست به حضرت آدم (ع) وبی بی حوا آمد وقسم خورد که برایشان مشوره خوبی می دهد:

سپس شيطان آن دو را وسوسه كرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشكار سازد; و گفت: س‏خ‏للّهپروردگارتان شما را از اين درخت نهى نكرده مگر بخاطر اينكه (اگر از آن بخوريد،) فرشته خواهيد شد، يا جاودانه (در بهشت) خواهيد ماند

و براى آنها سوگند ياد كرد كه من براى شما از خيرخواهانم.

(سوره اعراف 20-21)



شیطان باعث شد تا حضرت آدم (ع) وبی بی حوا از جنت بیرون شوند. یگانه راهی برای بازگشت حضرت آدم(ع) این بود تا از خداوند"ج" طلب مغفرت کند. شیوه که، حضرت آدم (ع) با وجود هشدار های خداوند"ج" که شیطان دشمن انسان است از جنت بیرون شد، نشان دهنده اینست که چقدر شیطان چالاک وفریب کار است.

جامعه های امروزی که از راه حقیقت دور شده اند با حیله های مشابه شیطان روبرو هستند. برای کسیکه می خواهد با اساسات دین زندگی کند شیطان چنین مشوره می دهد، "تا حالی جوان هستی، اززندگی لذت ببر، هرزمانیکه پیر شدی عبادت کن،" مثال روشن دیگر است. درحقیقت، اگر این راهی را او تعقیب کند منزلش دوزخ است.

برای کسانیکه، براثر مکر شیطان ازراه راست گمراه شده اند، قرآن مکرشیطان را چنین بیان می کند:

بگو: «آيا غير از خدا، چيزى را بخوانيم (و عبادت كنيم) كه نه سودى به حال مال دارد، نه زيانى; و (به اين ترتيب،) به عقب برگرديم بعد از آنكه خداوند ما را هدايت كرده است؟! همانند كسى كه بر اثر وسوسه‏هاى شيطان، در روى زمين راه را گم كرده، و سرگردان مانده است; در حالى كه يارانى هم دارد كه او را به هدايت دعوت مى‏كنند (و مى‏گويند:) به سوى ما بيابگو: «تنها هدايت خداوند، هدايت است; و ما دستور داديم كه تسليم پروردگار عالميان باشيم. (سوره انعام 71)

هرکس باید ازاحتیاط لازم کار بگیر تا با این دشمن مقابله کند. اما، تنها وتنها کسی می تواند که به شکل مداوم ذکر خداوند"ج" را انجام دهد. این نوع اشخاص به آسانی مشوره های شیطانی را تشخیص می دهند. اما کسیکه از یاد خداوند"ج" غافل باشد فکر می کند که این مشوره ها مربوط خودش است و به دام شیطان می افتد.




او با استفاده از نام خداوند"ج" مردم را گمراه می کند

یکی از تاکتیک های مکار شیطان اینست که مردم را با استفاده از نام خداوند"ج" بی راه می کند. مردم را تشویق می کند تا کارهای به نام دین انجام دهند، درحقیقت، این کارهای اند که مقبول خداوند"ج" نیستند. شخصیکه به این شکل بازی می خورد فکر می کند که درراه خداوند"ج" جهاد می کند اما درحقیقت کارهایش بخاطر تمایلات شخصی او می باشد. به عنوان مثال، شخصیکه می خواهد درجای جهاد کند که هم کافرزیاد باشد و هم منافع مادی، اگرچه، می خواهد وظیفه دینی خودرا انجام دهد درعین زمان اواین وظیفه رابیشتر بخاطر تمایلات شخصی خود انجام می دهد. درحالیکه بسیاری اوقات استفاده ازمادیات کاملاً مشروع است، اما، شیوه انجام او درست نیست. دراین صورت، درابتدا کار او بخاطر منفعت رساندن به اسلام بود، اما ازراه منحرف شده و هدف اوبه دسترسی به منافع مادی تبدیل شده است.

او ظاهراً قسمی عمل می کند که درحدود خداوند"ج" کار می کند، اما درقلب بخاطر ارضای خواهشات نفسانی خود کار می کند نه بخاطر رضای خداوند"ج". دراین صورت، نه تنها کدام اجری بخاطر اعمال خود حاصل نمی کند، بلکه ایمانش نیز ضعیف می شود(والله اعلم). درمثال ما، شیطان با استفاده از نام خداوند"ج" شخص را گمراه و ازاجر آخرت نیز محروم کرده:

اى مردم! وعده خداوند حق است; مبادا زندگى دنيا شما را بفريبد، و مبادا شيطان شما را فريب دهد و به (كرم) خدا مغرور سازد!

البته شيطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانيد; او فقط حزبش را به اين دعوت مى‏كند كه اهل آتش سوزان (جهنم) باشند! (سوره فاطر 5-6)


این نوع اشخاص که درحقیقت هدفشان دسترسی به مادیات است، واین کار را به نام خداوند"ج" انجام می دهند، اینها کسانی اند که ازجمله منافقین حساب می شوند، درقرآن چنین ذکر است:

آنها را صدا مى‏زنند: «مگر ما با شما نبوديم؟مى‏گويند: «آرى، ولى شما خود را به هلاكت افكنديد و انتظار (مرگ پيامبر را) كشيديد، و (در همه چيز) شك و ترديد داشتيد، و آرزوهاى دور و دراز شما را فريب داد تا فرمان خدا فرا رسيد، و شيطان فريبكار شما را در برابر (فرمان) خداوند فريب داد! (سوره حدید 14)

این تاکتیک شیطان هم ماهرانه است و هم فریبکارانه. اما، کسانیکه ترس واقعی از خداوند"ج" دارند هیچ گاهی دراین دام نمی افتند. کسانیکه از خداوند"ج" ترس دارند برای آنها راه روشن را نشان می دهد تا خوب را از بد تفکیک کنند:


اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، براى شما وسيله‏اى جهت جدا ساختن حق از باطل قرارمى‏دهد; (روشن‏بينى خاصى كه در پرتو آن، حق را از باطل خواهيد شناخت;) و گناهانتان را مى‏پوشاند; و شما را مى‏زمرزد; و خداوند صاحب فضل و بخشش عظيم است!

(سوره انفال 29)

یکی از تاکتیک های دیگری شیطان که ازنام خداوند"ج" استفاده می کند اینست که مردم رابخاطریکه خداوند"ج" لک بخش است، هرچه بیشتربه ارتکاب گناهان تشویق می کند. بدون شک خداوند"ج" هرکسی راکه از صدق دل طلب مغفرت کند می بخشد. اما، اگر کسی به این فکر باشد که خداوند"ج" می بخشد و بعداً مرتکب گناه شود، پس دقیقاً گمراه شده است. براثر همین مفکوره قلب او سخت شده، بی احساس می شود ودرنتیجه ترس خداوند"ج" را ازدست می دهد. راجع به کسانیکه آگاهانه مرتکب گناه می شوند، باگفتن،"ما بزودی بخشیده می شویم،"(سوره اعراف 169) قرآن این مکر شیطان که استفاده از نام خداوند"ج" است، به خوبی روشن می کند.


او کوشش می کنند تا روحیه مومنین را ضعیف سازد

شیطان همیشه منتظر این امر است که یک مومن دردل خود شک پیدا کند، و شیطان با انواع فریبکاری ها آنهارا گمراه کنند:

كسانى كه در روز روبرو شدن دو جمعيت با يكديگر (در جنگ احد)، فرار كردند، شيطان آنها را بر اثر بعضى از گناهانى كه مرتكب شده بودند، به لغزش انداخت; و خداوند آنها را بخشيد. خداوند، آمرزنده و بردبار است. (سوره عمران 155)









او وعده های دروغین می دهد

یکی از تاکتیک های دیگر شیطان وعده های دروغین است که اگر یک مومن به آن باور کند آخرت خودرا از دست می دهد.

چیزیکه در این وعده ها مشترک است موقتی بودن آن دراین دنیا است. شیطان وعده سرگرمی، روابط جنسی، موفقیت و حیثیت را می دهد. او کلمات چون "ظاهرزیبا وفریبنده" (سوره انعام 112) را درانسانها تلقین می کند. هدف هرچیزیکه باشد، کسانیکه پیروی از شیطان می کند بدون شک درتقدیر آنها دوزخ نوشته است. این حقیقت درقرآن به شکل ذیل بیان شده:

شيطان به آنها وعده‏ها(ى دروغين) مى‏دهد; و به آرزوها، سرگرم مى‏سازد; در حالى كه جز فريب و نيرنگ، به آنها وعده نمى‏دهد. (سوره نساء 120)

و شيطان، هنگامى كه كار تمام مى‏شود، مى‏گويد: «خداوند به شما وعده حق داد; و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلف كردم! من بر شما تسلطى نداشتم، جز اينكه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد! بنابر اين، مرا سرزنش نكنيد; خود را سرزنش كنيد! نه من فريادرس شما هستم، و نه شما فريادرس من! من نسبت به شرك شما درباره خود، كه از قبل داشتيد، (و اطاعت مرا همرديف اطاعت خدا قرار داديد) بيزار و كافرممسلما ستمكاران عذاب دردناكى دارند! (سوره ابراهیم 22)


اما ، کسیکه همیشه خواهان رضایت، رحمت،محبت وجنت خداوند"ج" باشد، به هیچ نوع وعده های شیطانی که بخاطرچیزهای موقتی این جهان است، بازی نخواهد خورد. بخاطریکه، برای او مادیات این دنیا هیچ اهمیتی ندارد. او به خوبی درک می کند که اینها فقط برای مدت کوتاه اند و بعد از مرگ کدام مفادی برایش نمی رسانند.



او باعث نگرانی های بی اساس وایجاد امید های دروغین در مردم می شود

شیطان چنین گفت:


و آنها را گمراه مى‏كنم! و به آرزوها سرگرم مى‏سازم! و به آنان دستور مى‏دهم كه (اعمال خرافى انجام دهند، و) گوش چهارپايان را بشكافند، و آفرينش پاك خدايى‏را تغيير دهند! (و فطرت توحيد را به شرك بيالايند!)» و هر كس، شيطان را به جاى خدا ولى خود برگزيند، زيان آشكارى كرده است.

شيطان به آنها وعده‏ها(ى دروغين) مى‏دهد; و به آرزوها، سرگرم مى‏سازد; در حالى كه جز فريب و نيرنگ، به آنها وعده نمى‏دهد.

(سوره نساء 119-120)


او انحراف را صحیح نشان می دهد

کسانیکه زیر تاثیر شیطان رفته اند، شیطان اعمال آنها را ،که درحقیقت غیر مشروع اند، درنظرآنها مقبول نشان می دهد.

او و قومش را ديدم كه براى غير خدا -خورشيد- سجده مى‏كنند; و شيطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده، و آنها را از راه بازداشته; و از اين رو هدايت نمى‏شوند!» (سوره نمل 24)

چرا هنگامى كه مجازات ما به آنان رسيد، (خضوع نكردند و) تسليم نشدند؟! بلكه دلهاى آنها قساوت پيدا كرد; و شيطان، هر كارى را كه مى‏كردند، در نظرشان زينت داد! (سوره انعام 43)

قلب های کسانیکه سخت شده اند خوب و بد را تشخیص داده نمی توانند وشیطان اعمال آنها را به نظرشان خوب نشان می دهد. پیروان ادیان منسوخ نیز به این شکل منحرف شده اند. قرآن به شکل ذیل بیان می کند:

و (به ياد آور) هنگامى را كه شيطان، اعمال آنها ( مشركان) را در نظرشان جلوه داد، و گفت: س‏خ‏للّهامروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز نمى‏گردد! و من، همسايه (و پناه‏دهنده) شما هستماما هنگامى كه دو گروه (كافران، و مؤمنان مورد حمايت فرشتگان) در برابر يكديگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: «من از شما (دوستان و پيروانم) بيزارم! من چيزى مى‏بينم كه شما نمى‏بينيد; من از خدا مى‏ترسم، خداوند شديدالعقاب است (سوره انفال 48)


او باعث برانگیختن ترس فقر می شود

شیطان این دنیا را به قیمت آخرت (فراموشی آخرت) پیشنهاد می کند. بناءً کسانیکه تحت تاثیر شیطان آمده اند، فقط برای این دنیا کوشش می کنند، فکر می کنند که هیچگاهی نمی میرند و برای آخرت هیچ کاری نمی کنند. شیطان ازهمین دام برای هزاران سالها استفاده کرده است. میلیونها انسانی که برای این دنیا پول جمع کرده اند ودرآخر مرده اند این پول ها هیچ منفعت برای آنها نرسانده است. اما انسانهای امروزی هیچ درسی ازاین نیاموخته اند. شیطان کوشش دارد، تا مومنین را نیز متیقین سازد که این دنیا دارای ارزش بیشتراست. درمیان کافران و کسانیکه دارای ایمان ضعیف اند، شیطان کوشش می کند تا ترس فقر را ایجاد کند. این صفت شیطان درقرآن به شکل ذیل بیان شده:

شيطان، شما را (به هنگام انفاق،) وعده فقر و تهيدستى مى‏دهد; و به فحشا (و زشتيها) امر مى‏كند; ولى خداوند وعده «آمرزش‏» و «فزونى‏» به شما مى‏دهد; و خداوند، قدرتش وسيع، و (به هر چيز) داناست. (به همين دليل، به وعده‏هاى خود، وفا مى‏كند.) (سوره بقره 268)

دام شیطان که ایجاد خواهشات سرمایه وجایداد است، یکی از دامهای سابقه او می باشد. طوریکه درقرآن ذکر است چگونه شیطان به آدم (ع) این دروغ را گفت،"(سوره طه 120) برای او وعده سرمایه مادی را داد. به همین دلیل خداوند"ج" درباره علاقه بی شماری به سرمایه مادی، هشدارهای متعددی درقرآن داده است:

آرى، شما همان گروهى هستيد كه براى انفاق در راه خدا دعوت مى‏شويد، بعضى از شما بخل مى‏ورزند; و هر كس بخل ورزد، نسبت به خود بخل كرده است; و خداوند بى‏نياز است و شما همه نيازمنديد; و هرگاه سرپيچى كنيد، خداوند گروه ديگرى را جاى شما مى‏آورد پس آنها مانند شما نخواهند بود (و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق مى‏كنند). (سوره محمد 38)

کسانیکه غیر از رضایت خداوند"ج" سرمایه خودرا به مصرف می رسانند، کارآنها با شیطان مشترک است. خداوند"ج" راجع به این مالکیت مشترک با شیطان درقرآن چنین ذکر می کند:

هر كدام از آنها را مى‏توانى با صدايت تحريك كن! و لشكر سواره و پياده‏ات را بر آنها گسيل دار! و در ثروت و فرزندانشان شركت جوى! و آنان را با وعده‏ها سرگرم كن! -ولى شيطان، جز فريب و دروغ، وعده‏اى به آنها نمى‏دهد- (سوره اسراء 64)


او غرور را در انسان می پروراند

غرور وتکبر گناه ابتدایی شیطان است. براثر غرور شیطان بود که اورا خداوند"ج" از حضور خود دور راند:

جز ابليس كه تكبر ورزيد و از كافران بود!

گفت: «اى ابليس! چه چيز مانع تو شد كه بر مخلوقى كه با قدرت خود او را آفريدم سجده كنى؟ ! آيا تكبر كردى يا از برترينها بودى؟! (برتر از اينكه فرمان سجود به تو داده شود!)»

جز ابليس كه تكبر ورزيد و از كافران بود!

گفت: «اى ابليس! چه چيز مانع تو شد كه بر مخلوقى كه با قدرت خود او را آفريدم سجده كنى؟ ! آيا تكبر كردى يا از برترينها بودى؟! (برتر از اينكه فرمان سجود به تو داده شود!)»

(سوره ص 74-75)




این مرض شیطان برای انسانها نیز تهدید جدی تلقی می شود. بخاطریکه، مقصد ابتدایی شیطان همین است که انسانهای را به مرض خود مبتلا کند. به همین دلیل درقرآن برای مومنین هشدار داده شده تا همیشه فروتنی اختیار کنند.

و روى زمين، با تكبر راه مرو! تو نمى‏توانى زمين را بشكافى، و طول قامتت هرگز به كوه‏ها نمى‏رسد! (سوره اسراء 37)

(پسرم!) با بى‏اعتنايى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمين راه مرو كه خداوند هيچ متكبر مغرورى را دوست ندارد.

(پسرم!) در راه‏رفتن، اعتدال را رعايت كن; از صداى خود بكاه (و هرگز فرياد مزن) كه زشت‏ترين صداها صداى خران است.

(سوره لقمان 18-19)


انسان همیشه باید درمقابل خوی همیشگی شیطان که غرور است از احتیاط لازم کار بگیرد. درغیرآن صورت تمام ثواب حاصله را ازدست خواهد داد. نفوذ شیطان اشکال مختلف را به خود می گیرد. به طور مثال، امکان دارد که یک شخص برای اسلام خدمات زیادی انجام داده باشد، اما این خدمات درنتیجه احسان خداوند"ج" است که زمینه را برای او مساعد ساخت. به طورمشابه یک مومن واقعی درمقابل خدمات خود،غیرازرضای خداوند"ج"، هیچ چیزی دیگری نمیخواهد. دراین مورد در قرآن به شکل ذیل برای ما هشدارداده شده:

گمان مبر آنها كه از اعمال (زشت) خود خوشحال مى‏شوند، و دوست دارند در برابر كار (نيكى) كه انجام نداده‏اند مورد ستايش قرار گيرند، از عذاب (الهى) بركنارند! (بلكه) براى آنها، عذاب دردناكى است! (سوره عمران 188)

درحقیقت، خداوند"ج" قارون را به عذاب شدید مبتلا ساخت، کسیکه برجایداد خود افتخار می کردوچنین می گفت: «اين ثروت را بوسيله دانشى كه نزد من است به دست آورده‏امآيا او نمى‏دانست كه خداوند اقوامى را پيش از او هلاك كرد كه نيرومندتر و ثروتمندتر از او بودند؟! (و هنگامى كه عذاب الهى فرا رسد،) مجرمان از گناهانشان سؤال نمى‏شوند. (سوره قصص 78). شیطان همیشه می خواهد بین مومنین نیز این عادت دیرینه خودرا که غرور است ایجاد کند.

شیطان بسیار ماهرانه این احساس را درشخص ایجاد می کند که او برسایر افراد برتری دارد. به طورمثال، شیطان زمانی ازاین فرصت استفاده می کند که یکنفربه یک کامیابی جزئی رسیده باشد. اگر شخصی این حقیقت را درک نکند که این کامیابی براثر خواست خداوند"ج" بوده ، پس، شیطان به آسانی غرور را در او ایجاد می کند. مثال دیگر اینست که زمانی یک شخص مرتکب گناه شود، وظیفه سایر مومنین اینست که اورا به شکل مشفقانه نصیحت کنند واینرا فراموش نکنند که همین شخص گناهکارازجمله آنها است وشیطان همیشه کوشش خواهد کرد که غضب ونفرت را نسبت به این شخص تشویق کند. هرکس اگر یک مسلمان را بخاطراشتباه که انجام داده، نفرت کند، که خودرا نسبت به او بهتر می داند،پس به یقین که تحت تاثیر شیطان عمل کرده است.

اگر به این عمل خود ادامه دهد، درنتیجه این شخص متکبرشده، درعین زمان تمام دوستی ومحبت او با سایر مومنین از بین می رود. هرکسیکه خودرا مستقل ازجامعه مسلمین می داند وبا آنها مشورت نمی کند وخودرا نسبت به آنان بهتر می داند. درآخر غروروتکبر او افزایش یافته ایمان او ضعیف می شود:


تنها كسانى كه به آيات ما ايمان مى‏آورند كه هر وقت اين آيات به آنان يادآورى شود به سجده مى‏افتند و تسبيح و حمد پروردگارشان را بجا مى‏آورند، و تكبر نمى‏كنند. (سوره سجده 15)

طوریکه از این آیه معلوم می گردد، تنها کسانیکه فروتن هستند آیات خداوند"ج" را درک می کنند. برای کسیکه متکبر وخودخواه است این امرغیر ممکن است.



او ملاحظه امور دینی را فقط بخاطر نمایش تشویق می کند

یکی ازخواهشات غلط انسان اینست که از طرف دیگران به رسمیت شناخته شود. شیوه که انسان بخاطربه رسمیت شناختن خود بکار می گیرد معمولاً مربوط به شرایط او می باشد. درجایکه به پول ارزش می دهند،پس ، به پول افتخار خواهندکرد. درجایکه حیثیت قابل قدر باشد، پس رتبه اجتماعی ازهرچیز با ارزش خواهد بود. شیطان ازخواهشات چنین اشخاص درجای استفاده خواهد کرد،زمانیکه مومنین بخواهند وظایف دینی خودرا انجام دهند. کسانیکه دارای ایمان ضعیف هستند، وظایف دینی خودرا نه بخاطر رضای خداوند"ج" بلکه بخاطر کسب حیثیت درجامعه دینی انجام می دهند. قرآن این نوع اشخاص را چنین معرفی می کند:

پس واى بر نمازگزارانى كه...

در نماز خود سهل‏انگارى مى‏كنند،

همان كسانى كه ريا مى‏كنند،

(سوره ماعون 4-6)

یکی از وظایف مهم دینی که شیطان بخاطر گمراه کردن وریا افراد استفاده خواهد کرد "صدقه" یعنی مصرف پول درراه خداوند"ج" می باشد. این نوع اشخاص که غیر از رضای خداوند"ج" کار می کنند درحقیقت دوستان شیطان می باشند:

و آنها كسانى هستند كه اموال خود را براى نشان‏دادن به مردم انفاق مى‏كنند، و ايمان به خدا و روز بازپسين ندارند; (چرا كه شيطان، رفيق و همنشين آنهاست;) و كسى كه شيطان قرين او باشد، بد همنشين و قرينى است. (سوره نساء 38)

صدقه درراه خداوند"ج" یکی از فرصت های مهم برای یک مومن می باشد تا گناهان خودرا مغفرت وآخرت را حاصل نماید. اگر شیطان باعث شودکه این شخص بخاطر ریا این کار را انجام دهد، پس ، ازجمله گمراهان خواهد بود. بناءً یک مسلمان باید ازشیطان باخبروصدقه درراه خداوند"ج" را با نیت پاک انجام دهد و فقط رضای خداوند"ج" را بخواهد. برای مومنین درقرآن چنین هشداری داده شده:

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بخششهاى خود را با منت و آزار، باطل نسازيد! همانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى‏كند; و به خدا و روز رستاخيز، ايمان نمى‏آورد; (كار او) همچون قطعه سنگى است كه بر آن، (قشر نازكى از) خاك باشد; (و بذرهايى در آن افشانده شود;) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاكها و بذرها را بشويد،) و آن را صاف (و خالى از خاك و بذر) رها كند. آنها از كارى كه انجام داده‏اند، چيزى به دست نمى‏آورند; و خداوند، جمعيت كافران را هدايت نمى‏كند. (سوره بقره 264)



او کوشش می کند تا مردم از آیات قرآن وخداوند"ج" فاصله بگیرند

پیروی از کتاب خداوند"ج" یکی از تعهدات مهمی می باشد. جزای نادیده گرفتن این مسئوولیت بسیار شدید است. طوریکه به خوبی آگاه هستیم که اولین هدف شیطان مبتلا ساختن انسان به چنین عذاب می باشد. کسیکه از قرآن روی گردان می شود درحقیقت از خداوند"ج" روگردان می شود. قرآن کلام خداوند"ج" ووسیله هدایت درتمام زندگی هر مومن می باشد. عدم مطابقت با اساسات قرآن یکی از گناهان بزرگ هر مومن می باشد. مومنین که به آیات قرآن ایمان دارند، اگر ازاساسات قرآن فاصله بگیرند پس درمقابل شیطان بسیار شکننده خواهند شد. اگرچه آنها فکر می کنند که براه راست هستند اما کاملاً تحت کنترول شیطان خواهند بود. این وضعیت که شیطان دوست آنها می شود درقرآن چنین بیان شده:

و هر كس از ياد خدا روى‏گردان شود شيطان را به سراغ او ميفرستيم پس همواره قرين اوست!

و آنها ( شياطين) اين گروه را از راه خدا بازمى‏دارند، در حالى كه گمان مى‏كنند هدايت‏يافتگان حقيقى آنها هستند!

(سوره زخرف 36-37)

هرکسیکه امید آخرت را از دست داده باشد به این شکل بی احتیاط می شود، به مادیات این دنیا رجوع می کند و خواهشات نفسانی خودرا تعقیب می کند. این نوع شخصیکه پیروی از شیطان می کند به حد یک حیوان پست می شود. بخاطریکه یک حیوان نیز نیازهای فزیکی خودرا تعقیب می کند(مثل خوردن ونوشیدن). تفاوت اصلی یک انسان با حیوان درروح پاک او می باشدکه عبادت مخلصانه خداوند"ج" می باشد. قرآن این موضوع را چنین روشن می کند:

و بر آنها بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم; ولى (سرانجام) خود را از آن تهى ساخت و شيطان در پى او افتاد، و از گمراهان شد!

و اگر مى‏خواستيم، (مقام) او را با اين آيات (و علوم و دانشها) بالا مى‏برديم; (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست; پس او را به حال خود رها كرديم) و او به پستى گراييد، و از هواى نفس پيروى كرد! مثل او همچون سگ (هار) است كه اگر به او حمله كنى، دهانش را باز، و زبانش را برون مى‏آورد، و اگر او را به حال خود واگذارى، باز همين كار را مى‏كند; (گويى چنان تشنه دنياپرستى است كه هرگز سيراب نمى‏شود! (اين مثل گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند; اين داستانها را (براى آنها) بازگو كن، شايد بينديشند (و بيدار شوند)! (سوره اعراف 175-176)

اگر چه یک مسلمان چندین بار شاید قرآن را خوانده باشد، اما این کاراورا درمقابل شیطان محافظت نخواهد کرد. درحقیقت، شیطان از راه های متعددی برای حمله کردن استفاده خواهد کرد. شیطان می فهمد که یک مومن مستقیماً حقیقت قرآن را رد نخواهد کرد، بناءً او ازاستراتیژی های مختلفی، برای اینکه مومن از زندگی که درقرآن امر شده فاصله بگیرد، استفاده خواهد کرد. وضعیت چنین اشخاصیکه قبلاً مومن بوده اند اما مطابق قرآن زندگی خودرا پیش نمی برند، درقرآن به شکل ذیل بیان شده:


آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل كرده است خاشع گردد؟! و مانند كسانى نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد، سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت و قلبهايشان قساوت پيدا كرد; و بسيارى از آنها گنهكارند! (سوره حدید 16)

خداوند"ج" امر می کند که یک مومن باید بطور محکم به قرآن وفادار بماند تا از فریبکاری های شیطان نجات یابد. قرآن هدایت واقعی برای هر مومن درزندگی اش می باشد. برعلاوه، مومنین نه تنها مسئوول خواندن قرآن بلکه همیشه به یادداشتن آن، تدبردرآن، وانجام هرکار خودمطابق قرآن مامور هستند:

آنچه را در خانه‏هاى شما از آيات خداوند و حكمت و دانش خوانده مى‏شود ياد كنيد; خداوند لطيف و خبير است! (سوره احزاب 34)

كسانى كه كتاب آسمانى به آنها داده‏ايم ( يهود و نصارى) آن را چنان كه شايسته آن است مى‏خوانند; آنها به پيامبر اسلام ايمان مى‏آورند; و كسانى كه به او كافر شوند، زيانكارند. (سوره بقره 121)






او باعث می شود تا مردم فراموش کار باشند

اگرچه اکثریت مردم اینرا درک نمی کنند ،ایجاد فراموش کاری دراذهان مردم یکی از تاکتیک های معمول شیطان است. شیطان این نیرنگ را برمردم درحالات مختلف استفاده می کند. به طور مثال، ایجاد فراموش کاری درانسانهایکه به کلی از اساسات دین فاصله دارند مثل فراموش کاری عادی نمی باشد. فراموشکاری که شیطان ایجاد می کند آنست که مردم 60 یا 70 سال زندگی خودرا با تعقیب اهداف بی معنی و نظرانداز کردن خداوند"ج" سپری می کنند. آنها هشدارهای خداوند"ج" را در مورد آخرت ودوزخ کاملاً نادیده می گیرند. این سوال که آنها چگونه به دنیا آمده اند و کی آنها را خلق کرده هیچ اهمیت ندارد. شیطان باعث می شود تا آنها حقیقت خلقت و قدرت خداوند"ج" را فراموش کنند. این نوع انسانها مرگ و آخرت را فراموش می کنند. این نوع غفلت درقرآن به شکل ذیل بیان شده:

شيطان بر آنان مسلط شده و ياد خدا را از خاطر آنها برده; آنان حزب شيطانند! بدانيد حزب شيطان زيانكارانند! (سوره مجادله 19)

گروه دیگریکه که شیطان باعث فراموش کاری درآنها می شود، مومنین می باشند. اگرچه این نوع فراموش کاری با فراموش کاری کافران ومنافقین فرق دارد. شیطان کوشش می کند تا مومنین درهربخش از مسئوولیت خود فراموش کار باشند. بخاطریکه هرکس درطول عمر خود راجع به ایمان اوبه اوامر قرآن امتحان می شود. به همین دلیل یک شخص همیشه باید هوشیار باشد وخواهان رضایت خداوند"ج" باشد. مثالهای متعددی ازانواع فراموشکاری های که شیطان درمومنین ایجاد می کند، آورده شده. یکی از مثالها اینست که قرآن ما را درمورد دوستی با کسانیکه قرآن را استهزا می کنند، هشدار می دهد. خداوند"ج" ما را ازچنین مباحثی منع می کند:

هرگاه كسانى را ديدى كه آيات ما را استهزا مى‏كنند، از آنها روى بگردان تا به سخن ديگرى بپردازند! و اگر شيطان از ياد تو ببرد، هرگز پس از يادآمدن با اين جمعيت ستمگر منشين!(سوره انعام 68)

و هرگز در مورد كارى نگو: «من فردا آن را انجام مى‏دهم‏»

مگر اينكه خدا بخواهد! و هرگاه فراموش كردى، (جبران كن) و پروردگارت را به خاطر بياور; و بگو: «اميدوارم كه پروردگارم مرا به راهى روشنتر از اين هدايت كند

(سوره کهف 23-24)

مثال دیگر از حضرت موسی (ع) است، شیطان باعث شد تا جوانیکه با موسی (ع) در سفر بود آوردن ماهی را فراموش کند:

گفت: «به خاطر دارى هنگامى كه ما (براى استراحت) به كنار آن صخره پناه برديم، من (در آن جا) فراموش كردم جريان ماهى را بازگو كنم -و فقط شيطان بود كه آن را از خاطر من برد- و ماهى بطرز شگفت‏آورى راه خود را در دريا پيش گرفت!» (سوره کهف 63)

هر مومن باید همیشه درمقابل فراموش کاری خودرا محافظت کند وهیچ گاهی هدف زندگی خودرا که چرا خلق شده فراموش نکند:

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از (مخالفت) خدا بپرهيزيد; و هر كس بايد بنگرد تا براى فردايش چه چيز از پيش فرستاده; و از خدا بپرهيزيد كه خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است!

و همچون كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز آنها را به «خود فراموشى‏» گرفتار كرد، آنها فاسقانند.

(سوره حشر 18-19)

بخاطری اینکه مومنین خودرا از فراموشکاری نجات دهند، لازم است تا همیشه خداوند"ج" را دریاد خودداشته باشند، فقط از او بترسند و هدف شان حصول رضای او باشد و توسط چیزهای موقتی این دنیا بازی نخورند. اگر یک مسلمان بطور مداوم این چیزها را درذهن خود نداشته باشد، درمقابل شیطان بی دفاع خواهد ماند.


او باعث برانگیختن احساسات می شود

احساساتی بودن یکی از بخشهای عاطفی انسان است که به حدی بالاتر از آنکه درقرآن ذکر است، می رسد ودرنتیجه، انسان به جای آنکه درتصمیم خود ازتعقل کاربگیرد ازاحساسات کار می گیرد. کسیکه به شکل احساساتی رویه می کند کار او غیرعقلانی است. هرآن چیزیکه او انجام می دهد درنتیجه احساسات آن لحظه می باشد. درجه صبراو، عدالت او، تصامیمی که می گیرد وجواباتی که می دهد همه وهمه دراثر احساسات او می باشند. تصامیم غیرعاقلانه ومتضاد درنتیجه مداخله شیطان صورت می گیرند. اتخاذ این نوع تصامیم همیشه پشیمانی ببار می آورد. زندگی کسانیکه همیشه از احساسات کار می گیرند پر از پشیمانی می باشد. ذهن یک مومن برعکس همیشه متعادل وعاقلانه می باشد. هرعمل او توسط احکام خداوند"ج" هدایت می شود. رویه کسی که عاقلانه است همیشه درنظر دارد که روز حساب وکتاب حتمی است.

شیطان بعضی اوقات کوشش خواهد کرد تا درمومنین احساسات را تشویق کند. هرعملی که با قرآن مخالف باشد،مثل، محبت با کافران، یا ناراضیاتی دروضعیت های بد، علامات اینست که شیطان می خواهد در ما احساسات ایجاد کند. از این احساسات زمانی جلوگیری کرده می توانیم که مطابق اساسات قرآن عمل کنیم وهمیشه رضای خداوند"ج" را بخواهیم. درچندین آیات قرآن بیان شده که برای احساسات دراذهان مومنین هیچ جای نیست. هیچ مومن باید درقلب خود برای دشمن خداوند"ج" محبت نداشته باشد:

هيچ قومى را كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارند نمى‏يابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند، هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندانشان باشند; آنان كسانى هستند كه خدا ايمان را بر صفحه دلهايشان نوشته و با روحى از ناحيه خودش آنها را تقويت فرموده، و آنها را در باغهايى از بهشت وارد مى‏كند كه نهرها از زير (درختانش) جارى است، جاودانه در آن مى‏مانند; خدا از آنها خشنود است، و آنان نيز از خدا خشنودند; آنها «حزب الله س‏ذللّهاند; بدانيد «حزب الله‏» پيروزان و رستگارانند. (سوره مجادله 22)


درآیه دیگر این حقیقت ذکر است که اگر یک مومن با دشمن خداوند"ج" دوستی کند اورا گمراه خواهد کرد.

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگيريد! شما نسبت به آنان اظهار محبت مى‏كنيد، در حالى كه آنها به آنچه از حق براى شما آمده كافر شده‏اند و رسول الله و شما را به خاطر ايمان به خداوندى كه پروردگار همه شماست از شهر و ديارتان بيرون مى‏رانند; اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنوديم هجرت كرده‏ايد; (پيوند دوستى با آنان برقرار نسازيد!) شما مخفيانه با آنها رابطه دوستى برقرار مى‏كنيد در حالى كه من به آنچه پنهان يا آشكار مى‏سازيد از همه داناترم! و هر كس از شما چنين كارى كند، از راه راست گمراه شده است! (سوره ممتحنه 1)

ایمان معیار اصلی برای محبت است. تا زمانیکه کسی به خداوند"ج" ایمان حقیقی نداشته باشد هیچ گاهی دوست مومن شده نمی تواند. این تفاوت درقرآن درباره ابراهیم (ع)چنین بیان شده:

براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند وجود داشت، در آن هنگامى كه به قوم (مشرك) خود گفتند: «ما از شما و آنچه غير از خدا مى‏پرستيد بيزاريم; ما نسبت به شما كافريم; و ميان ما و شما عداوت و دشمنى هميشگى آشكار شده است; تا آن زمان كه به خداى يگانه ايمان بياوريد! -جز آن سخن ابراهيم كه به پدرش ( عمويش آزر) گفت (و وعده داد) كه براى تو آمرزش طلب مى‏كنم، و در عين حال در برابر خداوند براى تو مالك چيزى نيستم (و اختيارى ندارم)!- پروردگارا! ما بر تو توكل كرديم و به سوى تو بازگشتيم، و همه فرجامها بسوى تو است! (سوره ممتحنه 4)



او افراط را تشویق می کند

افراط گری یکی از صفات جوامع که درآن جهالت دینی شیوع کرده می باشد.به فکر کافر مصرف بی حد وافتخار برآن یکی ازوسیله ها برای بلند بردن حیثیت او می باشد:

مى‏گويد: «مال زيادى را (در كارهاى خير) نابود كرده‏ام

آيا (انسان) گمان مى‏كند هيچ كس او را نديده (كه عمل خيرى انجام نداده) است؟!

(سوره بلد 6-7)

حقیقت اینستکه مصرف بی جای توسط خداوند"ج" منع شده. این نوع اشخاص درقرآن بنام "برادران شیطان" یاد شده اند. درآیه بعدی خداوند"ج" چنین می فرماید:

و حق نزديكان را بپرداز، و (همچنين حق) مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذير مكن،

چرا كه تبذيركنندگان، برادران شياطينند; و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود!

(سوره اسراء 26-27)

یک مومن همیشه به یک نکته باید متوجه باشد، هرچیزیکه او مصرف می کند باید درمقابل، جنت را حاصل کند(سوره توبه 111). وقتی این تجارت را قبول کرد پس پول خودرا همیشه در راه خداوند"ج" مصرف کند. یک مسلمان همیشه برای آخرت تلاش داشته باشد وداشتن دارایی یک فرصت است. خداوند"ج" درمورد افراط گری چنین هشدار می دهد:

اوست كه باغهاى معروش ( باغهايى كه درختانش روى داربست‏ها قرار دارد)، و باغهاى غيرمعروش ( باغهايى كه نياز به داربست ندارد) را آفريد; همچنين نخل و انواع زراعت را، كه از نظر ميوه و طعم با هم متفاوتند; و (نيز) درخت زيتون و انار را، كه از جهتى با هم شبيه، و از جهتى تفاوت دارند; (برگ و ساختمان ظاهريشان شبيه يكديگر است، در حالى كه طعم ميوه آنها متفاوت مى‏باشد.) از ميوه آن، به هنگامى كه به ثمر مى‏نشيند، بخوريد! و حق آن را به هنگام درو، بپردازيد! و اسراف نكنيد، كه خداوند مسرفان را دوست ندارد! (سوره انعام 141)

اى فرزندان آدم! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود برداريد! و (از نعمتهاى الهى) بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد! (سوره اعراف 31)



وسایلی که شیطان استفاده می کند، بخاطری گمراه کردن مردم اند

قرآن درمورد عادت های بدی مومنین که به وسیله شیطان به وجود آمده هشدار می دهد. شراب، قمار وفالگیری وسایلی اند که شیطان توسط آن باعث گمراهی مردم می شود:

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! شراب و قمار و بتها و ازلام ( نوعى بخت‏آزمايى )، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد! (سوره مائده 90)

شیطان فقط یک هدف دارد وآن اینست که توسط این وسایل از ذکر خداوند"ج" وادای نمازهای پنجگانه جلوگیری کند.

شيطان مى‏خواهد به وسيله شراب و قمار، در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند، و شما را از ياد خدا و از نماز بازدارد. آيا (با اين همه زيان و فساد، و با اين نهى اكيد،) خوددارى خواهيد كرد؟! (سوره مائده 91)




فصل چهارم

جوامع جاهل: کسانیکه از نفوذ شیطان بی خبر هستند

جوامع که اساس آنها غیر از ایمان حقیقی بر چیزی دیگر(جهالت)گذاشته شده از قدرت ونفوذ شیطان بی خبرهستند. به نظر آنها شیطان یک چیز سمبولیک است، درروزگار آنها هیچ گونه دخالتی ندارد، به فکرآنها شیطان فقط جنایات بزرگ را تشویق می کند. به نظر آنها فقط کسانی دوزخ می روند که بی رحمانه مردم را می کشند. درنظرآنها خانم خانه ویا شاگرد مکتب که به کسی ضرر نمی رسانند تحت تاثیر شیطان نیستند، حتی اگر اینها وظایف دینی خودرا انجام ندهند، بخاطریکه خودرا دارای قلب پاک می دانند. اینها افرادی هستند که قصد غصب مال کسی دیگرو رساندن ضرری به دیگر را نداردند و بخاطریکه آنها مردم را نمی کشند وپول غیر قانونی مصرف نمی کنند، فکر می کنند که به جنت می روند. به فکر آنها دوزخ جای کسانی است که اعمال بسیار زشت وقبیح انجام می دهند.

این نوع دید وفکر درجوامع که جهالت شیوع کرده کار شیطان را بسیار آسان ساخته. این نوع اشخاصیکه خودرا بخاطر ضررنرساندن به سایر اشخاص دیگر جنتی تلقی می کنند، اکثریت جامعه را تشکیل داده اند. تاروز که می میرند آنها خودرا بازی داده وتوسط شیطان گمراه می شوند. طوریکه درقرآن ذکر است این نوع اشخاص درروز قیامت نتیجه اعمال خودرا خواهند دید وباور نخواهند کرد:

سپس پاسخ‏و عذر آنها، چيزى جز اين نيست كه مى‏گويند: «به خداوندى كه پروردگار ماست سوگند كه ما مشرك نبوديم!» (سوره انعام 23)



هدف اصلی شیطان اینست که انسانها مطابق رضای خداوند"ج" زندگی نکنند وازحدودی که خداوند"ج" تعین کرده فراتر روند. برای اینکه کسی ازشیطان پیروی کند ضروری نیست که فقط قتل کند و عباد ت شیطان کند. کسیکه به درستی تمام اعمال دینی را انجام ندهد وهنوزهم خودرا دارای قلب پاک می داند، درحقیقت به دام شیطان افتیده است. مطابق قرآن اکثریت مردم به خواهشات شیطانی تسلیم می شوند. تعداد اشخاص با ایمان انگشت شمار هستند ولی خودرا از دام شیطان نجات داده اند:

(آرى) بيقين، ابليس گمان خود را درباره آنها محقق يافت كه همگى از او پيروى كردند جز گروه اندكى از مؤمنان! (سوره سبا 20)

اگر اندک توجه شود، کسی می فهمد که حتی درجامعه خودش توسط لشکر شیطان احاطه شده. این نیروهای شیطانی صفات خودرا به اشکال مختلف نشان خواهند داد. این نوع اشخاص شاید شامل پدر، مادر، برادر، فرزند یا خود شخص باشد. یگانه راهی که مارا بدرستی هدایت کرده می تواند قرآن است. کلمات مثل، "به فکرمن" یا"ازدیدمن" هیچ مفهومی ندارند. اگراعمال ما به اساس قرآن انجام نشوند پس درحقیقت از شیطان پیروی می کنیم. پیروان شیطان درقرآن به شکل ذیل بیان شده:


در آن هنگام همه آن معبودان با عابدان گمراه به دوزخ افكنده مى‏شوند;

و همچنين همگى لشكريان ابليس!

(سوره الشعراء 94-95)

کسانیکه به خواهشات شیطانی تسلیم می شوند، به آسانی زندگی شیطانی را انتخاب کرده اند و 60 الی 70 سال عمر خودرا ضایع ساخته اند. اینها هرنوع رتبه اجتماعی را کسب کنند، اصل اساسی برجای خود باقی ماند: تمام کار آنها بخاطر زندگی این دنیا بوده، هیچگاهی درباره خداوند"ج" وآخرت فکر نکرده اند، فکر کردند که نمی میرند.

سالهای متمادی بخاطرکسب درجه اکادمیک ووظیفه مسلکی روز وشام زحمت کشیدند، تا یک زندگی آسوده وبهتر داشته باشند فقط برای اینکه یک روز بمیرند وطوری شود که اصلاً هیچ چیزی واقع نشده بود. آنها به زودی فراموش خواهند شد و به جای آنها کسانی دیگر خواهند آمد. بعدازلحظه که آنها بمیرند، نه پول آنها، نه مقام اجتماعی، نه زندگی آسوده و نه فامیل آنها کدام منفعتی برایشان نمی رسانند: مدتی که برای آنها دراین دنیا داده شده بود به اختتام رسید. مرگ حقیقتی است که بسیاری افراد آنرا فراموش کرده وتمام عمر خودرا، بدون اینکه برایش آمادگی بگیرند، ضایع می سازند.

این نوع اشخاص بطور دقیق درخدمت شیطان هستند، شیطان از آنها استفاده کرده ودین خودرا پخش می کند. کلماتی که آنها به زبانهای خود می آوردند کلمات شیطان هستند.

ارتباط این نوع اشخاص با شیطان رابطه برادری است.

و (ناپرهيزگاران را) برادرانشان (از شياطين) پيوسته در گمراهى پيش مى‏برند، و باز نمى‏ايستند! (سوره اعراف 202)

شیطان درضمیر ناخودآگاه شخص داخل شده وتمام جسم آن شخص را تحت کنترول خود می آورد. شیطان هرکسی را که درآن نفوذ کند همین شخص باعث گمراه ساختن شخص دیگر می شود. این افراد مثل شیطان پیام اورا پخش می کنند. آنها خودشان شیطان درشکل فزیکی می باشند. درچندین آیات قرآن برای مومنین درباره دوستان شیطان هشدار داده شده. دوستان شیطان امکان دارد از هرطبقه جامعه باشد، مثلاً، استاد، شاگرد، سرمایه دارهرکدام اینها یک خصوصیت مشترک دارد: تمام اینها از دین حقیقی بسیار دور هستند. ما می توانیم اعضای جامعه جاهل را با صفات مختلف تحت چند عنوان تنظیم کنیم.

دشمنان پیامبران

درقرآن ذکر شده هرآن زمانیکه پیامبر با کتاب ودین حقیقی برای مردم فرستاده شده با گروه شیاطین که مرکب از جن وانس بوده، روبرو شده اند. این همکاری مشترک که جن وانس با پیروی ازشیطان با هم داشتند درقرآن به شکل ذیل بیان شده:

اينچنين در برابر هر پيامبرى، دشمنى از شياطين انس و جن قرار داديم; آنها بطور سرى (و درگوشى) سخنان فريبنده و بى‏اساس (براى اغفال مردم) به يكديگر مى‏گفتند; و اگر پروردگارت مى‏خواست، چنين نمى‏كردند; (و مى‏توانست جلو آنها را بگيرد; ولى اجبار سودى ندارد.) بنابر اين، آنها و تهمتهايشان را به حال خود واگذار!

نتيجه (وسوسه‏هاى شيطان و تبليغات شيطان‏صفتان) اين خواهد شد كه دلهاى منكران قيامت، به آنها متمايل گردد; و به آن راضى شوند; و هر گناهى كه بخواهند، انجام دهند! (سوره انعام 112-113)

طوریکه دراین آیات ذکر است، اگر خداوند"ج" می خواست پس این شیاطین نمی توانستند با پیامبران دشمنی کنند و برمومنین ظلم کنند. تنها وتنها بخاطر اینکه خداوند"ج" می خواست تا مومنین را به وسیله آنها امتحان کند وشرایط را به وجود آورد که اگر مومنین استقامت و صبر داشته باشند به درجه بالا الهی برسند. وظیفه که خداوند"ج" برای شیطان داده اینست تا او با کارهای خود مومنین را از غیر مومنین جدا کند.

کافران به وسیله شیطان تحریک می شوند

عامل عمده برای افراط گرایی کافران ودشمنی آنها با مسلمین تحریک شیطان است. خداوند"ج" درقرآن چنین بیان می کند:

آيا نديدى كه ما شياطين را بسوى كافران فرستاديم تا آنان را شديدا تحريك كنند؟! (سوره مریم 83)

و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخوريد! اين كار گناه است; و شياطين به دوستان خود مطالبى مخفيانه القا مى‏كنند، تا با شما به مجادله برخيزند; اگر از آنها اطاعت كنيد، شما هم مشرك خواهيد بود! (سوره انعام 121)

بعضی اوقات شیطان مشرکین ومنکرین را به اشکال مختلف تشویق می کند تا بر مومنین حمله کنند، مثلاً به عنوان دفاع از دین اجدادشان یا به عنوان نژاد پرستی ودنیا دوستی. این حملات آنها نه تنها لفظی بلکه فزیکی که منجر به قتل می شود نیز می باشد. قرآن بیان می کند که چگونه بر رسول الله (ص) منکرین حمله کردند:

(به خاطر بياور) هنگامى را كه كافران نقشه مى‏كشيدند كه تو را به زندان بيفكنند، يا به قتل برسانند، و يا (از مكه) خارج سازند; آنها چاره مى‏انديشيدند (و نقشه مى‏كشيدند)، و خداوند هم تدبير مى‏كرد; و خدا بهترين چاره جويان و تدبيركنندگان است! (سوره انفال 30)

پلانهای شیطان که آنرا دراذهان منکرین ایجاد می کند به اندازه موثر اند که آنها حتی به قیمت جانهای خود درمقابل پیامبران خداوند"ج" می جنگند. به منکرین طوری شیطان تلقین می کند که جنگ آنها علیه مسلمین جایز است و زمانیکه بین دوگروه جنگ در می گرفت، درآن صورت شیطان منکرین را ترک می کرد:

و (به ياد آور) هنگامى را كه شيطان، اعمال آنها ( مشركان) را در نظرشان جلوه داد، و گفت: س‏خ‏للّهامروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز نمى‏گردد! و من، همسايه (و پناه‏دهنده) شما هستماما هنگامى كه دو گروه (كافران، و مؤمنان مورد حمايت فرشتگان) در برابر يكديگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: «من از شما (دوستان و پيروانم) بيزارم! من چيزى مى‏بينم كه شما نمى‏بينيد; من از خدا مى‏ترسم، خداوند شديدالعقاب است!» (سوره انفال 48)

نژادپرستان گروه دیگری است که توسط شیطان کنترول می شود. درهرجای دنیا اگر نژاد پرست را ببینیدخودرا نسبت به تمام اشخاص دیگر بهتر می داند وهیچ دلیل قانونی هم ندارد. یکنوع غرور وخشم درآنها ایجاد شده. درقرآن راجع به خشم نژاد پرستان چنین بیان شده:

(به خاطر بياوريد) هنگامى را كه كافران در دلهاى خود خشم و نخوت جاهليت داشتند; و (در مقابل،) خداوند آرامش و سكينه خود را بر فرستاده خويش و مؤمنان نازل فرمود و آنها را به حقيقت تقوا ملزم ساخت، و آنان از هر كس شايسته‏تر و اهل آن بودند; و خداوند به همه چيز دانا است.

(سوره فتح 26)

طوریکه نژادپرستان درقلب خود نسبت به سایرین نفرت دارند وخودرا بهتر تلقی می کنند برای ما صفت شیطان را واضح می سازد. مفکوره شیطان دراینجا به خوبی واضح است که چگونه او درمقابل حضرت آدم (ع) نفرت خودرا نشان داد وخودرا بر او برتر دانست. نژادپرستان دقیقاً همین مفکوره را دارند. شیطان گفت که آتش بر خاک برتری دارد و نژاد پرستان نیز به تاریخ ،تبار واصل ونسب خود برتری قایل هستند.


برای کسانیکه شیطان اعمال انحرافی آنها را درنظرشان تزئین می کند

زمانیکه منکرین به دام شیطان می افتند پس تمام اعمال انحرافی شان درنظر آنها خوب تلقی می شوند و فکر می کنند که براه راست هدایت شده اند. مثال قوم سلیمان (ع) که تحت تاثیر شیطان آمده بودند چنین بیان شده:

او و قومش را ديدم كه براى غير خدا -خورشيد- سجده مى‏كنند; و شيطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده، و آنها را از راه بازداشته; و از اين رو هدايت نمى‏شوند(سوره نمل 24)

این آیه راجع به آفتاب پرستان است، درقرآن ذکر است که شیطان باعث گردید تا آنها آفتاب پرست شوند واین کار درفکر شان خوب تلقی شود. اگر چه دردنیای مدرن آفتاب پرست وجود ندارد اما ، کسانیکه دین اسلام را رها کرده و از ایدیولوژی های انسان ساخت پیروی می کنند، کم از آفتاب پرست نیستند.



کسانیکه جاهلانه درمورد خداوند"ج" بحث و گفتگو می کنند

اعضای برجسته جامعه جاهل معمولاً از یک تخنیک استفاده می کنند. آنها سخنان بی اساس راجع به دین حقیقی می سازند، بخاطر اینکه سخنان آنها عادلانه معلوم شود و حمایت مردم را حاصل کنند خودرا "نخبگان" جامعه تلقی می کنند.

آنها خودرا نسبت به سایر افراد جامعه برتر می دانند. به اندازه خودرا والا فکر می کنند که به نظرآنها خداوند"ج" هیچ گاهی آنها را مجازات نخواهد کرد. نه تنها خودشان پابند دین نیستند بلکه دیگران را نیز گمراه می کنند(سوره انعام 26). آنها کسانی را که دیندار هستند جاهل وگمراه تلقی می کنند. آنها دین را بر اساس تمایلات خود عیار می سازند. تعبیرات آنها به شکل ذیل بیان شده:

  • چگونه خداوند"ج" کسی را، که به کسی دیگری هیچ ضرر نمی رساند و با خود سروکار دارد، عذاب می دهد؟

  • اسلام دین محبت است، تازمانیکه با مردم محبت داشته باشید، فکر کنید خداوند"ج" را عبادت وبا اومحبت دارید

  • کارکردن وایجاد فرصت های کاری برای دیگران بهترین اشکال عبادت کردن اند.

  • من خداوند"ج" را وهرآنچیزیکه اوخلق کرده دوست دارم. من اینرا نیز می فهمم که خداوند"ج" من را دوست دارد. هیچ نیازی به نماز وروزه ندارم. من فکر نمی کنم که خداوند"ج" تازمانیکه به کسی ضررنرسانم، من را درآتش بیندازد.

با این نوع تعبیر ها آنها آیین غلط خودرا تبلیغ می کنند. آنها درمقابل خداوند"ج" که پادشاه هردوجهان است وتمام انسانها را بخاطر عبادت خود خلق کرده، ناشکرهستند. راجع به این گونه اشخاص درقرآن به شکل ذیل مثال آورده شده:

و گروهى از مردم، بدون هيچ دانش و هيچ هدايت و كتاب روشنى بخشى، درباره خدا مجادله مى‏كنند!

آنها با تكبر و بى‏اعتنايى (نسبت به سخنان الهى)، مى‏خواهند مردم را از راه خدا گمراه سازند! براى آنان در دنيا رسوايى است; و در قيامت، عذاب سوزان به آنها مى‏چشانيم!

(سوره حج 8-9)

تمام کسانیکه دین را برطبق تمایلات خود عیارمی سازند واز دین به شکل ابزار استفاده می کنند که هیچ گونه مطابقت با قرآن نداشته باشد، درحقیقت پیروی از شیطان کرده اند. به شکل ذیل درقرآن آنها ذکر شده اند:

گروهى از مردم، بدون هيچ علم و دانشى، به مجادله درباره خدا برمى‏خيزند; و از هر شيطان سركشى پيروى مى‏كنند. (3)

بر او نوشته شده كه هر كس ولايتش را بر گردن نهد، بطور مسلم گمراهش مى‏سازد، و به آتش سوزان راهنماييش مى‏كند!

(سوره حج 3-4)


کسانیکه فکر می کنند شیطان در نازل شدن قرآن دست دارد

اگرچه این نوع اشخاص معدود اند، این نوع افراد بخاطراغتشاش وگمراهی انسانها، شایعات را پخش کردند که قرآن سخنان جنیات وشیطان است. سلمان رشدی مشهورترین آنها است که کتاب بنام "آیات شیطانی" را نوشته کرده. چنین شایعاتی درزمانی رسول الله (ص) نیز پخش شده بود. مشرکین آن زمان رسول الله (ص) را دیوانه خوانده بودند. قرآن درمقابل این اشخاص بهترین جواب داده است:

اين (قرآن) گفته شيطان رجيم نيست! (سوره تکویر 25)



شياطين و جنيان (هرگز) اين آيات را نازل نكردند!

و براى آنها سزاوار نيست; و قدرت ندارند!

(سوره الشعراء 210-211)


درقرآن ذکر است که شیاطین از شنیدن آیات قرآن منع شده اند:

آنها از استراق سمع (و شنيدن اخبار آسمانها) بركنارند! (سوره الشعراء 212)



و آن را از هر شيطان رانده شده‏اى حفظ كرديم;

مگر آن كس كه استراق سمع كند (و دزدانه گوش فرا دهد) كه «شهاب مبين‏» او را تعقيب مى‏كند (و مى‏راند)

(سوره حجر 17-18)





طوریکه می دانیم که شیطان خودش جن است و ازشنیدن قرآن منع شده، درسوره جن چنین آمده:



و اينكه ما آسمان را جستجو كرديم و همه را پر از محافظان قوى و تيرهاى شهاب يافتيم!

و اينكه ما پيش از اين به استراق سمع در آسمانها مى‏نشستيم; اما اكنون هر كس بخواهد استراق سمع كند، شهابى را در كمين خود مى‏يابد!

(سوره جن 8-9)




شیطان همکار کسی می شود که زیان کار وکاذب باشد


کسانیکه همکار شیطان اند درقرآن چنین ذکر است:

(سوره الشعراء 221-223)




بعدازنازل شدن این آیات ، فوراً منکرین قرآن را با شعر ارتباط دادند:

(پيامبر اسلام شاعر نيست;) شاعران كسانى هستند كه گمراهان از آنان پيروى مى‏كنند.

آيا نمى‏بينى آنها در هر وادى سرگردانند؟

و سخنانى مى‏گويند كه (به آنها) عمل نمى‏كنند؟!

(سوره الشعراء 224-226)



دین اجدادشان

قرآن منبع ابتدایی برای آموزش اسلامی می باشد. بنا بر همین دلیل شیطان کوشش می کند تا به حد توان خود مردم را از قرآن دور کند و به جای آن مردم را به طرف ادیان وعقاید نسل های سابقه هدایت کند. کسانیکه دراین دام می افتند آنها براساس قرآن نه بلکه به اساس خرافاتی که برای یکدیگر ازقرن ها انتقال شده ، هدایت می شوند. بدتر از همه اینکه آنها بسیار پابند این خرافات می شوند. شیطان اذهان را آنقدر تاریک ساخته که حتی به دعوت آنها براه راست هدایت نمی شوند، خداوند"ج" چنین می فرماید:

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده پيروى كنيد، مى‏گويند: «نه، بلكه ما از چيزى پيروى مى‏كنيم كه پدران خود را بر آن يافتيمآيا حتى اگر شيطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان كند (باز هم تبعيت مى‏كنند)؟! (سوره لقمان 21)

به طور مثال ، درآیین که براساس خرافات ورسم ورواج شکل گرفته، زنان درآن دردرجه دوم قرار دارند. پیروان آن برای مردان برتری قایل هستند و زنان را پست می پندارند. اما، درقرآن برتری براساس جنسیت، وجود ندارد. مطابق قرآن کسانی برتری دارند که تقوا و پرهیزگاری داشته باشند. حتی دراسلام بعضی اشخاصی هستند که براساس خرافات اجدادشان چنین نظر دارند. کسانیکه پیروی از ادیان اجدادشان می کنند درحقیقت تنگ نظر هستند. قرآن در مورد آنها چنین بیان می کند:


و هنگامى كه به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده است، پيروى كنيدمى‏گويند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم، پيروى مى‏نماييمآيا اگر پدران آنها، چيزى نمى‏فهميدند و هدايت نيافتند (باز از آنها پيروى خواهند كرد)؟!

مثل (تو در دعوت) كافران، بسان كسى است كه (گوسفندان و حيوانات را براى نجات از چنگال خطر،) صدا مى‏زند; ولى آنها چيزى جز سر و صدا نمى‏شنوند; (و حقيقت و مفهوم گفتار او را درك نمى‏كنند. اين كافران، در واقع) كر و لال و نابينا هستند; از اين رو چيزى نمى‏فهمند!

(سوره بقره 170-171)


فصل پنجم

منافقین: حزب شیطان


درعربی کلمه "منافق" برای کسی اطلاق میگردد که "دو روی" باشد، همیشه کوشش می کند که راه آسان را درانجام وظایف دینی خود برگزیند، اگرآن عمل روحی باشد یا اجتماعی، او قسمی عمل می کند که به نفع او باشد. منافقین، اگرچه مومن نیستند،بخاطری سوی استفاده ازقدرت آنها طوری وانمود می کنند که ازجمله مومنین هستند. درقلب های منافقین مرض می باشد وزمانی آشکار می گردد که مومنین را درمشکل ببینند یا آنها را درجنگ با کافران، درآن زمان است که از مومنین جدا می شوند. همیشه کوشش می کنند که دربین مومنین تفرقه ایجاد کنند. حتی دراین کار با کافران همکاری می کنند. بارها درقرآن درمورد چنین اشخاص برای مومنین هشدارها داده شده. یکی از نکات که درقرآن به کثرت یاد شده عبارت ازنزدیکی منافقین با شیطان است. یکی از آیاتی که درآن همکاری میان شیطان و منافقین ذکر است به شکل ذیل می باشد:

شيطان بر آنان مسلط شده و ياد خدا را از خاطر آنها برده; آنان حزب شيطانند! بدانيد حزب شيطان زيانكارانند! (سوره مجادله 19)

به همین دلیل زمانیکه ما خصوصیات شیطان را بررسی می کنیم به خوبی مشاهده می شود که خصوصیات او با منافقین مشترک است. مثل شیطان ،آنها سخنان بی ثبات و متضاد می گویند. یکی ازخصوصیات مشترک بین این دوگروه عبارت از خواستن تفوق است. طوریکه برای ما معلوم است، شیطان بخاطر همین غرورکه برآدم برتری دارد طغیان کرد، درقرآن به شکل ذیل به آن اشاره شده:

در آن هنگام همه فرشتگان سجده كردند،

جز ابليس كه تكبر ورزيد و از كافران بود!

گفت: «اى ابليس! چه چيز مانع تو شد كه بر مخلوقى كه با قدرت خود او را آفريدم سجده كنى؟ ! آيا تكبر كردى يا از برترينها بودى؟! (برتر از اينكه فرمان سجود به تو داده شود!)»

گفت: «من از او بهترم; مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل

(سوره ص 73-76)

درآیات دیگر غرور وتکبر شیطان به شکل واضح بیان شده:

گفت: «من هرگز براى بشرى كه او را از گل خشكيده‏اى كه از گل بدبويى گرفته شده است آفريده‏اى، سجده نخواهم كرد!» (سوره حجر 33)

اگربا دقت بررسی کنیم به این مفهوم می رسیم که آیات قرآن به ما نشان می دهد، شیطان به موجودیت خداوند"ج" و اینکه او خالق اش است یقین دارد. از خداوند"ج" حتی می ترسد اما بخاطر غرور وتکبراورا پیروی نمی کند.

بخاطر اینکه شیطان به خوبی از تمام حقیقت ها خبر بود و طغیان کرد، او ازجمله بدترین مخلوقات حساب می شود. جواب او درمقابل خداوند"ج" نشان دهنده نا شکری او است. منطق مشابه شیطان درمنافقین نیز دیده می شود. منافقین خودرا نسبت به مومنین برتر می داند ودرقرآن چنین ذکر است:

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «همانند (ساير) مردم ايمان بياوريدمى‏گويند: «آيا همچون ابلهان ايمان بياوريم؟بدانيد اينها همان ابلهانند ولى نمى‏دانند! (سوره بقره 13)

منافقین، بخاطریکه ایمان ندارند، کوشش دارند تا روح خودرا به این شکل تسکین کنند. به این شکل به خود تلقین می کنند که نسبت به مومنین برتری دارند آنها راهی راکه مومنین انتخاب کردند نمی خواهند تعقیب کنند. دلیل اصلی که آنها مومنین را "احمق" خطاب کردند این بود که آنها نمی خواستند مثل آنها ایمان داشته باشند، به عبارت دیگر، نمی خواستند به پیامبران ایمان داشته باشند. اما حقیقت اینست که درآخرت تفوق وبرتری تنها وتنها ازآن خداوند"ج"، پیامبر(ص) و مومنین خواهد بود. قرآن به شکل ذیل تشریح می کند:

آنها مى‏گويند: «اگر به مدينه بازگرديم، عزيزان ذليلان را بيرون مى‏كننددر حالى كه عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است; ولى منافقان نمى‏دانند! (سوره منافقون 8)

آنها با پیامبر(ص) مخالفت می کنند

اطاعت از پیامبران خداوند"ج" یکی از اوامر مهم قرآن است. یکی ازبدترین صفات منافقین نقض همین امر است که با پیامبران مخالفت می کنند و مخالفت با پیامبر(ص) درحقیقت مخالفت با خداوند"ج" می باشد.

ابلیس همچنان با خداوند"ج" درعدم تعظیم او به حضرت آدم (ع) مخالفت کرد یعنی برتری مقام آدم را قبول نکرد. شیطان ومنافق هردو بخاطر عدم پیروی از خداوند"ج" دراوامر او مجازات می شوند.

درحقیقت منافقین نمی توانند این امر را درک کنند که پیروی از پیامبران پیروی از خداوند"ج" می باشد(سوره نساء 80). اطاعت از پیامبران یکی از اوامری است که درقرآن برآن بسیار تاکید شده. اگرچه، پیامبر(ص) ازجمله انسانها است اما ، بخاطر انتقال پیام واقعی دین خداوند"ج" مامور شده است. وظیفه انسانها اطاعت بی چون وچرا از آنها می باشد. خداوند"ج" چنین می فرماید:

ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر براى اين كه به فرمان خدا، از وى اطاعت شود. و اگر اين مخالفان، هنگامى كه به خود ستم مى‏كردند (و فرمانهاى خدا را زير پا مى‏گذاردند)، به نزد تو مى‏آمدند; و از خدا طلب آمرزش مى‏كردند; و پيامبر هم براى آنها استغفار مى‏كرد; خدا را توبه پذير و مهربان مى‏يافتند. (سوره نساء 64)

کسانیکه از پیامبران اطاعت نمی کنند درقرآن بی ایمان تلقی می شوند:

به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اينكه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند; و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نكنند; و كاملا تسليم باشند. (سوره نساء 65)

قبلاً ذکر کردیم که طغیان شیطان ومنافق شباهت دارد. به همین ترتیب ، مومنین و ملایک نیز شباهت دارند. زمانیکه برای ملایک بخاطر سجده به آدم امر شد آنها کاملاً به این امر تسلیم شدند. درقرآن تفاوت شیطان با ملایک به شکل ذیل بیان شده:

و (ياد كن) هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده و خضوع كنيدهمگى سجده كردند; جز ابليس كه سر باز زد، و تكبر ورزيد، (و به خاطر نافرمانى و تكبرش) از كافران شد.

(سوره بقره 34)

بطور مشابه، مومنین حقیقی از پیامبر(ص) خداوند"ج" بی چون و چرا اطاعت می کنند. سخنان مومنین درقرآن به شکل ذیل بیان شده:

پيامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ايمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، كاملا مؤمن مى‏باشد.) و همه مؤمنان (نيز)، به خدا و فرشتگان او و كتابها و فرستادگانش، ايمان آورده‏اند; (و مى‏گويند:) ما در ميان هيچ يك از پيامبران او، فرق نمى‏گذاريم (و به همه ايمان داريم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنيديم و اطاعت كرديم. پروردگارا! (انتظار) آمرزش تو را (داريم); و بازگشت (ما) به سوى توست.» (سوره بقره 285)

طغیان غیر عقلانی آنها

قبلاً دیدیم که شیطان چگونه بطور غیر منطقی طغیان کرد.


اگرکسی با وجود درک این حقیقت که خداوند"ج" موجودیت دارد وهنوزهم طغیان کند،پس، یکی از اعمال غیر منطقی را انجام داده است. اما، این نوع تفکر فقط به شیطان محدود نمی شود. گروه شیاطین که منافقین اند، نیز این عمل را انجام می دهند. منافقین در تمام اعمال خود از شیطان پیروی می کنند:

كار آنها همچون شيطان است كه به انسان گفت: «كافر شو (تا مشكلات تو را حل كنم)!» اما هنگامى كه كافر شد گفت: «من از تو بيزارم، من از خداوندى كه پروردگار عالميان است بيم دارم!» (سوره حشر 16)

فکر منافقین با فکر شیطان یکسان است. مثل شیطان، منافقین به خوبی واقف هستند که خداوند"ج" وجود دارد، کتاب، اوامر و پیامبران او نیز حقیقت دارد. حتی بین منافقین کسانی وجود دارد که حافظین قرآن هستند. تمام این افراد که با خداوند"ج" مخالفت می کنند ازجمله بدترین مخلوقات حساب می شوند. بخاطریکه آگاهانه این کار را انجام می دهند، شدید ترین مجازات را می بینند. قرآن فریبکاری ها ودروغ منافقین را چنین بیان می کند:

و (نيز) به خاطر آوريد زمانى را كه منافقان و بيماردلان مى‏گفتند: «خدا و پيامبرش جز وعده‏هاى دروغين به ما نداده‏اند (سوره احزاب 12)

مثال دیگری که کار شیطان با منافقین یکسان است اینست که منافقین با وجود قبول کردن پیامبران ، شاهد نازل شدن قرآن نیز بودند. این منافقین درمورد حقیقت دین یقین هم داشتند. حتی می ترسیدند که پیامبر(ص) درمورد آنها ازطریق آیات قرآن خبر نشود:

منافقان از آن بيم دارند كه سوره‏اى بر ضد آنان نازل گردد، و به آنها از اسرار درون قلبشان خبر دهد. بگو: «استهزا كنيد! خداوند، آنچه را از آن بيم داريد، آشكار مى‏سازد (سوره توبه 64)

مثال دیگر از مریضی منافقین در سوره مائده داده شده، منافقین دوره موسی (ع) به حدی مفسد شده بودندکه به او گفتند" (بنى اسرائيل): «اى موسى! تا آنها در آنجا هستند، ما هرگز وارد نخواهيم شد! تو و پروردگارت برويد و (با آنان) بجنگيد، ما همينجا نشسته‏ايم‏»! (سوره مائده 24) زمانیکه برای جهاد به آنها امر شد. بطور مشابه ، گروه منافقین درزمان رسول الله (ص) نیز درمورد جهاد با کافران وحشت زده بودند. درقرآن چنین ذکر است:

آيا نديدى كسانى را كه (در مكه) به آنها گفته شد: «فعلا) دست از جهاد بداريد! و نماز را برپا كنيد! و زكات بپردازيد!» (اما آنها از اين دستور، ناراحت بودند)، ولى هنگامى كه (در مدينه) فرمان جهاد به آنها داده شد، جمعى از آنان، از مردم مى‏ترسيدند، همان گونه كه از خدا مى‏ترسند، بلكه بيشتر! و گفتند: «پروردگارا! چرا جهاد را بر ما مقرر داشتى؟! چرا اين فرمان را تا زمان نزديكى تاخير نينداختى؟به آنها بگو: «سرمايه زندگى دنيا، ناچيز است!و سراى آخرت، براى كسى كه پرهيزگار باشد، بهتر است! و به اندازه رشته شكاف هسته خرمايى، به شما ستم نخواهد شد! (سوره نساء 77)









به شکل واضح، عکس العمل های آنها ،که درمورد دین خداوند"ج" سوالهای زیادی می کردند، غیر صحیح بود. نکته اساسی در این مورد اینست که منافقین نه با موجودیت خداوند"ج" ونه با جهاد در راه او مخالفت کردند، آنها فقط می خواستند تا جهاد معطل شود. بطور مثال، (سوره توبه 81) آنها می خواستند تا درشرایط مناسب جهاد را شروع کنند. این نوع خواهش اگرچه دربعضی مواضع مناسب به نظر می رسید، درحقیقت بیانگر مریضی قلبی آنها بود. خداوند"ج" درمورد آنها چنین قضاوت می کند:

تخلف‏جويان (از جنگ تبوك،) از مخالفت با رسول خدا خوشحال شدند; و كراهت داشتند كه با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد كنند; و (به يكديگر و به مؤمنان) گفتند: «در اين گرما، (بسوى ميدان) حركت نكنيد!» (به آنان) بگو: «آتش دوزخ از اين هم گرمتر استاگر مى‏دانستند! (سوره توبه 81)

این گروه که با رسول الله (ص) مخالفت کردند درپریشانی بسر می بردند. بخطریکه اوامر رسول الله(ص) بدون درنظرداشت شرایط، باید اطاعت می شد. گروه دیگری درزمان رسول الله (ص) آنهای بودند که ادعا کردند خانه های شان با امن نبود و نمی توانستند به جهاد بروند:

و (نيز) به خاطر آوريد زمانى را كه گروهى از آنها گفتند: «اى اهل يثرب (اى مردم مدينه)! اينجا جاى توقف شما نيست; به خانه‏هاى خود بازگرديدو گروهى از آنان از پيامبر اجازه بازگشت مى‏خواستند و مى‏گفتند: «خانه‏هاى ما بى‏حفاظ است، در حالى كه بى‏حفاظ نبود; آنها فقط مى‏خواستند (از جنگ) فرار كنند. (سوره احزاب 13)

کسیکه صادقانه به خداوند"ج" تسلیم شده باشد، هیچگاهی برای جهاد در راه خداوند"ج" بهانه نمی سازد. مخالفت منافقین درزمان رسول الله (ص) درحقیقت دام شیطان بود که برای آنها ساخته بود.


آنها خودرا فریب می دهند

یکی از اعمال مخفیانه دیگری منافقین اینست که آنها فکر می کنند که خداوند"ج" را فریب داده اند. این خودفریبی آنها درقرآن به شکل ذیل بیان شده:

مى‏خواهند خدا و مؤمنان را فريب دهند; در حالى كه جز خودشان را فريب نمى‏دهند; (اما) نمى‏فهمند. (سوره بقره 9)

دراینجا به یک حقیقت حیرت انگیزی می رسیم. برای کسیکه فکر می کند خداوند"ج" را فریب داده، کسیکه خالق او است، این کاملاً غیر عاقلانه است. بخاطریکه، خداوند"ج" تنها کسی است که می فهمد(سوره فاطر 38) و(سوره طه 7). این نوع طرز تفکر منافقین فقط خود فریبی است. منافقین همیشه ادعا می کنند که از خداوند"ج" ترس دارند، اما، طوری عمل می کنند که هیچ ترسی درآنها دیده نمی شود. یکی ازخصوصیات شیطان همین است که با وجود ترس از خداوند"ج" اعمال زشتی را انجام می دهد.

این فکر منافقین آنها را وادار می سازد تا کوشش کنند خداوند"ج" را فریب دهند. درمقابل صدقه درراه خداوند"ج" آنها همیشه اجر دنیوی می خواهند یعنی افزایش دارایی شان. زمانیکه خداوند"ج" سرمایه آنها را ازدیاد بخشد پس وعده خلافی می کنند.

بعضى از آنها با خدا پيمان بسته بودند كه: «اگر خداوند ما را از فضل خود روزى دهد، قطعا صدقه خواهيم داد; و از صالحان (و شاكران) خواهيم بود

اما هنگامى كه خدا از فضل خود به آنها بخشيد، بخل ورزيدند و سرپيچى كردند و روى برتافتند!

(سوره توبه 75-76)

آنها فکر می کنند که خداوند"ج" را بازی داده اند. اما برعکس خداوند"ج" به شدت آنها را مجازات می کند. وضعیت کسانیکه خواهشات نفسانی را تعقیب می کنند ودرحقیقت آخرت خودرا خراب می کنند، درقرآن به شکل ذیل بیان شده:

اين عمل، (روح) نفاق را، تا روزى كه خدا را ملاقات كنند، در دلهايشان برقرار ساخت. اين بخاطر آن است كه از پيمان الهى تخلف جستند; و بخاطر آن است كه دروغ مى‏گفتند. (سوره توبه 77)







آنها تعبیرات غلط ایجاد می کنند

کلمه عربی "تاویل" به مفهوم تعبیر وتفسیر می باشد. مفهوم دیگرآن عبارت از عدم قبول کردن اشتباه براثر بی اعتنایی است و بعداً بخاطرتوجیه کارهای خود بهانه ساختن است. اولین کسیکه این کار را انجام داد شیطان بود. منافقین دقیقاً مثل شیطان عمل می کنند یعنی کارهای خودرا توجیه می کنند. (قصه شیطان وآدم)


اقدامات آنها برای دفاع وتوجیه خود همیشه با خشونت صورت می گیرد. جواباتی را طرح می کنند که کاملاً ازوضعیت حقیقی دور می باشد. کسانیکه تعبیرهای غلط می کنند همیشه ازسخنان شان به خوبی معلوم می شود. آنها کوشش می کنند که خودرا براه راست نشان دهند. درنتیجه ، آنها هیچگاهی نمی توانند تصویرحقیقی خودرا پنهان کنند ومومنین واقعی بسیار به آسانی آنها را شناسایی می کنند. غیرصادقانه بودن منافقین دربسیاری از آیات قرآن ذکر است، بطور مثال ، منافقین زمان رسول الله (ص)، بعضی آنها ادعا کردند که درزمان جنگ خانه های شان کسی نمی ماند(سوره احزاب 13)، بعضی آنها موسم خراب را بهانه کردند(سوره توبه 81)، بعضی آنها خواستند تا جهاد معطل شود(سوره نساء 77) و بعضی آنها گفتند که اگر امکانات کافی می داشتند پس درجهاد شامل می شدند(سوره توبه 42)، فقط چند مثالی از منافقین است. هربهانه که باشد، کسانیکه راه خداوند"ج" را تعقیب نمی کنند درحقیقت هیچ ایمانی ندارند. خداوند"ج" این حقیقت را درقرآن چنین بیان می کند:

(سوره توبه 44-45)

وضعیتی که دراین آیه بیان شده ، نشان دهنده شیوه دیگری است که منافقین درک درست ندارند. بخاطریکه، هرآن کسیکه تعبیر های غلط درباره دین می کند فقط خودرا بازی می دهد. درحقیقت آنها هیچگاهی نمی توانند خداوند"ج" را فریب دهند. خداوند"ج" درقرآن درباره این موضوع چنین می فرماید:

آيا نديدى كسانى را كه خودستايى مى‏كنند؟! (اين خود ستاييها، بى‏ارزش است;) بلكه خدا هر كس را بخواهد، ستايش مى‏كند; و كمترين ستمى به آنها نخواهد شد. (سوره نساء 49)



آنها تصور می کنند که با آنها بی عدالتی صورت گرفته

دلیلی که شیطان درمقابل حضرت آدم (ع) سجده نکرد این بود که او تصور می کرد با او بی عدالتی صورت گرفته. منافقین درست همین ادعا دارند. این وضعیت آنها درقرآن به شکل ذیل بیان شده:

آيا در دلهاى آنان بيمارى است، يا شك و ترديد دارند، يا مى‏ترسند خدا و رسولش بر آنان ستم كنند؟! نه، بلكه آنها خودشان ستمگرند! (سوره نور 50)

آنها به شکل فزیکی رنج می بینند

شیطان باعث می شود که منافقین رنج شدید فزیکی تحمل کنند. بخاطریکه آنها تعادل روانی ندارند به آسانی مورال خودرا از دست می دهند. درنتیجه علامات آن درچشم های شان دیده می شود هرکس آنها را ببیند فکر می کند که تکلیف روانی دارند.

هیجان شدید، ترس، اضطراب و بی قراری تمام اینها احساسات متضادی اند که درچهره ها و فزیک شان مشاهده می شود. وضعیت روانی آنها که براثر تلقین شیطان ساخته شده، سستم محافظتی بدن (immune system) را تضعیف کرده. بسیاری وقت ها وضعیت های شان آشفته می باشد. چهره های شان که لبخند دروغین دارد به آسانی فهمیده می شود. درقرآن چنین بیان شده:

و اگر ما بخواهيم آنها را به تو نشان مى‏دهيم تا آنان را با قيافه‏هايشان بشناسى، هر چند مى‏توانى آنها را از طرز سخنانشان بشناسى; و خداوند اعمال شمارا مى‏داند! (سوره محمد 30)





آنها فکر می کنند که راه شان حقیقی است

برعلاوه مفکوره فاسد ومنطق غلط، منافقین یکی از خصوصیات دیگری شیطان را درخود دارند. منافقین فکر می کنند که راه آنها راه حقیقی است. اینکه چرا آنها این فکر را می کنند درقرآن ذکر شده. منافقین درحقیقت با شیطان دوستی اختیار کرده اند و کسیکه دوست شیطان شود حتماً تحت تاثیر او می آید. این تاثیر به حدی شدید است که منافقین فکر می کنند براه راست هستند. خداوند"ج" درقرآن چنین می فرماید:

و هر كس از ياد خدا روى‏گردان شود شيطان را به سراغ او ميفرستيم پس همواره قرين اوست!

و آنها ( شياطين) اين گروه را از راه خدا بازمى‏دارند، در حالى كه گمان مى‏كنند هدايت‏يافتگان حقيقى آنها هستند!

(سوره زخرف 36-37)

جمعى را هدايت كرده; و جمعى (كه شايستگى نداشته‏اند،) گمراهى بر آنها مسلم شده است. آنها (كسانى هستند كه) شياطين را به جاى خداوند، اولياى خود انتخاب كردند; و گمان مى‏كنند هدايت يافته‏اند! (سوره اعراف 30)

درآیات مختلف مشاهده خواهیم کرد که منافقین هیچگاهی اشتباه خودرا قبول نخواهند کرد. برعکس، آنها ادعا خواهند کرد که بنام دین و خدا "ج" عمل کرده اند، حتی بنام خداوند"ج" قسم خواهند خورد. درحقیقت آنها از وضعیت خود به خوبی آگاه نیستند. قدرت تعقل آنها به حدی آشفته است که حتی درروز قیامت نیز برای دفاع خود قسم خواهند خورد:

(به خاطر بياوريد) روزى را كه خداوند همه آنها را برمى‏انگيزد، آنها براى خدا نيز سوگند (دروغ) ياد مى‏كنند همان‏گونه كه (امروز) براى شما ياد مى‏كنند; و گمان مى‏كنند كارى مى‏توانند انجام دهند; بدانيد آنها دروغگويانند! (سوره مجادله 18)

منافقین از این امر بی خبر هستند که شیطان بنام خداوند"ج" آنها را فریب داده است. از حقیقت این امر فقط در روز قیامت آگاه خواهند شد. گفتگوی مومنین با منافقین در آخرت به شکل ذیل در قرآن ذکر است:

روزى كه مردان و زنان منافق به مؤمنان مى‏گويند: «نظرى به ما بيفكنيد تا از نور شما پرتوى برگيريمبه آنها گفته مى‏شود: «به پشت سر خود بازگرديد و كسب نور كنيددر اين هنگام ديوارى ميان آنها زده مى‏شود كه درى دارد، درونش رحمت است و برونش عذاب! (13)

آنها را صدا مى‏زنند: «مگر ما با شما نبوديم؟مى‏گويند: «آرى، ولى شما خود را به هلاكت افكنديد و انتظار (مرگ پيامبر را) كشيديد، و (در همه چيز) شك و ترديد داشتيد، و آرزوهاى دور و دراز شما را فريب داد تا فرمان خدا فرا رسيد، و شيطان فريبكار شما را در برابر (فرمان) خداوند فريب داد!

(سوره حدید 13-14)



فصل ششم

شیطان بسیار ضعیف است

یکی از حقیقت های مهم درباره شیطان که همیشه باید در نظر گرفت اینست که شیطان هیچ قدرت مستقل از خداوند"ج" ندارد. خداوند"ج" اورا خلق کرده وتحت کنترول خود درآورده. دشمنی شیطان با انسان بخاطر امتحان است. کسانیکه فکر می کنند شیطان دارای قدرت مستقل است اشتباه می کنند. دلیلی که شیطان نمی خواهد مردم بر اساس اوامر خداوند"ج" زندگی کنند این است که او می فهمد فقط از همین طریق می تواند مردم را بتباهی بکشاند. درنتیجه، هرآن زمانیکه مهلت شیطان ختم شود او با تمام پیروان اش به عذاب شدید گرفتار خواهد شد.

كه جهنم را از تو و هر كدام از آنان كه از تو پيروى كند، پر خواهم كرد!» (سوره ص 85)

حقیقت دیگر اینست که شیطان درمقابل مومنین بسیار ضعیف است. شیطان تنها بر کسانی قادر است که خداوند"ج" درتقدیر آنها دوزخ نوشته است. شیطان نمی تواند آن کسی را که خداوند"ج" مومن خلق کرده ، گمراه کند. شیطان فقط باعث می شود تا مومن در این دنیا اشتباهات جزئی مرتکب شود. شیطان تنها کسانی را گمراه می کند که درقلب های شان مرض است و قرآن به شکل ذیل درباره آنها ذکرکرده:

چرا كه او، بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكل مى‏كنند، تسلطى ندارد.

تسلط او تنها بر كسانى است كه او را به سرپرستى خود برگزيده‏اند، و آنها كه نسبت به او ( خدا) شرك مى‏ورزند (و فرمان شيطان را به جاى فرمان خدا، گردن مى‏نهند)

(سوره نحل 99-100)

درآیه دیگر ذکر شده که شیطان نمی تواند مومنین را گمراه کند:

(اما بدان) تو هرگز سلطه‏اى بر بندگان من، نخواهى يافت (و آنها هيچ‏گاه به دام تو گرفتار نمى‏شوند)! همين قدر كافى است كه پروردگارت حافظ آنها باشد.» (سوره اسراء 65)

چون شیطان به مثل انسانها یک مخلوق است ومثل سایر مخلوقات خداوند"ج" خلقت او یک حکمت دارد.بطور مثال در روز قیامت زمانیکه تمام پیروان شیطان با او یکجا به دوزخ بروند، درآن صورت درجه مومنین که آنها شکر خداوند"ج" را بجا کردند، بسیار بلند می شود. منافقین که از طرف شیطان گمراه شده اند درآن روز از مومنین جدا خواهند شد. برعلاوه ، درآن روز ایمان مومنین ، بعد از اینکه حقیقت شیطان وتمام پیروان او را که درقرآن بیان شده بود مشاهد کنند، قویتر می شود.

هدف اين بود كه خداوند القاى شيطان را آزمونى قرار دهد براى آنها كه در دلهايشان بيمارى است، و آنها كه سنگدلند; و ظالمان در عداوت شديد دور از حق قرار گرفته‏اند!

و (نيز) هدف اين بود كه آگاهان بدانند اين حقى است از سوى پروردگارت، و در نتيجه به آن ايمان بياورند، و دلهايشان در برابر آن خاضع گردد; و خداوند كسانى را كه ايمان آوردند، بسوى صراط مستقيم هدايت مى‏كند.

(سوره حج 53-54)


بناءً، اعمال منافقین باعث می شود تا جامعه مومنین کاملاً پاک شود. مهلتی که برای شیطان داده شده حکمت خداوندی را نشان می دهد. خداوند"ج" درقرآن این حقیقت را به شکل ذیل بیان می کند:

(آرى) بيقين، ابليس گمان خود را درباره آنها محقق يافت كه همگى از او پيروى كردند جز گروه اندكى از مؤمنان!



او سلطه بر آنان نداشت جز براى اينكه مؤمنان به آخرت را از آنها كه در شك هستند باز شناسيم; و پروردگار تو، نگاهبان همه چيز است!(سوره سبا 20-21)

نکته دیگری که جوامع جاهل از آن بی خبر هستند اینست که شیطان هیچ گاهی آنها را مجبور کرده نمی تواند. او تنها تلقین می کند. اگر شخصی در قلب خود مرض داشته باشد ،پس، درمقابل تلقین شیطان بسیار ضعیف می باشد. شیطان می فهمد کسانیکه از او پیروی می کنند درحقیقت، کاملاً درجهالت بسر می برند. آخرین اعتراف که شیطان به پیروان خود در روز قیامت می کند درقرآن چنین بیان شده:

و شيطان، هنگامى كه كار تمام مى‏شود، مى‏گويد: «خداوند به شما وعده حق داد; و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلف كردم! من بر شما تسلطى نداشتم، جز اينكه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد! بنابر اين، مرا سرزنش نكنيد; خود را سرزنش كنيد! نه من فريادرس شما هستم، و نه شما فريادرس من! من نسبت به شرك شما درباره خود، كه از قبل داشتيد، (و اطاعت مرا همرديف اطاعت خدا قرار داديد) بيزار و كافرممسلما ستمكاران عذاب دردناكى دارند! (سوره ابراهیم 22)








فرشتگان عرض كردند:

«منزهى تو! ما چيزى جز آنچه به ما تعليم داده‏اى،

نمى‏دانيم; تو دانا و حكيمى




(سوره بقره ، 32)

سیف الله فضل

از کتابخانۀ:

سیف الله فضل

نویسنده:

هارون يحيى











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us