څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

ادارات دولتی باید مسوول شوند


ادارات دولتی باید مسوول شوند!

مصطفی عمرزی

تا قبل از تهاجم شوروی به افغانستان، حاکمیت های پیشین با کار در حوزه ی تاریخ و فرهنگ که بخشی برای رقابت منفی با ایران، بزرگنمایی و جعلکاری می شد، موضوعاتی را وارد اذعان مردم کردند (تواریخ جعلی از قبیل آریایی و خراسانی) که اگر روزی فکر می کردند جزو اجندا های بیگانه گان قرار خواهند گرفت و باعث اذیت خواهند شد، خود شان را غرق نمی کردند.

افغان های آگاه، تحصیل یافته و حساس، در حد خویش در برابر ذهنیت سازی های منفی ایستاده اند، اما کام ما زمانی تلخ می شود که صد ها اداره و نهاد دولتی که به ظاهر با ده ها پوهاند، سرمحقق و غیره، روز و شب، سرمایه های دولتی را هدر می دهند و نتیجه ی کار اکثر آنان، وزن کردن، کاستی و افزودی بر تکرار مکررات است، چرا بر ضد مداخلات آشکار فرهنگی به خوبی فعال نیستند؟ تا چه زمانی اشخاصی را تحمل کنیم که فقط با ذهنیت های حزبی و عقب مانده گی های فکری، فقط برای کاسبی خود شان ابراز وجود می کنند؟ اگر کار کنند کتابی چاپ کرده اند تا رتبه ی علمی به دست آورند و یا هم می کوشند در پُستی ابقا شوند.

چرا در فضایی که با شدیدترین مداخلات فرهنگی و فزیکی دشمنان، مواجه استیم، کسانی به کار انداخته نمی شوند که اگر در سوی دیگر آنان، پولیس و اردو می جنگند، این طالبان احترام که هرگز لایقش نیستند، تحریک نمی شوند حداقل با یک توضیح به موقع از بار دوش آن هموطنان آگاه ما بکاهند که اکثراً در دیار هجرت به سر می برند، اما در دشواری های زنده گی، کشور و مردم خویش را فراموش نکرده اند.

من شاهدم که افزون بر گرداننده گی ده ها نهاد فرهنگی و مدیریت صفحات نت، جبهه ای که در دفاع از افغانستان و افغانیت ایجاد شده است در سوی افغان های مهاجر سنگینی می کند. بیشترین تخلیقات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در دفاع از افغان ها و افغانستان از سوی آن هموطنان ما نوشته می شوند که در دیار هجرت به سر می برند.

واکنش افراد و اشخاص دولتی در برابر مداخله و مزدور منشی، نه فقط مهم نیست، بل برای حفظ مقام و درآمد ها، گاه به بهانه ی این که گویا طرف نیستند، مفتخوارانی شده اند که اگر شماری را مستثنی سازیم، اکثر بدنه ی فرهنگی و رسانه یی حکومت، امکانات و اوقات را ضایع می کنند.

پیام ما به دولت و آن مسوولان بی خبر و ناآگاهش این است که تا چه زمانی هموطنانی مفت و مجانی کار کنند تا در برابر چشمان آنان، تعدادی رفع مسوولیت شوند؟ آیا این فاجعه نیست که فقط تنی چند با امکانات خصوصی و شخصی، در حالی که از کمترین حمایت حامیان تنظیم ها و خاینانی که با کمترین فشار، باج داده اند و بر اثر این کردار، بدترین دشمنان این ملت، میلیون ها دالر ذخیره کرده اند، در حاشیه ی بی توجهی بتپند و اما کسی از خودش نپرسد که اگر دشمنان نتوانسته اند واقعیت های مسجل کشور را دفن و تحریف کنند، بر اثر همت و تلاش افرادی ست که وقتی ناگزیر اند برای رفع معضل اقتصادی، در صف متقاضیان حمایت بیایستند، چیزی شبیه مزاحم وانمود می شوند.

در هرج و مرج سالیان اخیر اگر همت آگاهانی نبود که در داخل در حاشیه مانده اند و در خارج مهاجر اند، مرئوسان حکومتی حتی جرات نمی کردند در برابر هتک حرمت و پخش اکاذیب موتلفان تنظیمی و قومگرای خویش، از نام افغان و افغانستان حرفی بگویند.

من می دانم که ساختار ائتلافی حکومت با آن همه حزبی، تنظیمی و بحران زده، حتی موضوعات ملی را تقسیم کرده است، اما همه به نام عضو حکومت امتیاز می گیرند. رقابت برای انحصار و دریافت امکانات، متن برنامه های سیاسی جریان هایی را می سازد که به ویژه در جانب تنظیم ها و احزاب، همه روزه جلسه می کنند تا همچنان استفاده کنند.

ما به درستی تفهیم نکرده ایم که هر کی شایق کار و ابقا در حکومت است، باید از آزمون «چه می تواند یا چه کرده است؟» بگذرد.

رهبران نیمه جانی که چیزی نمانده بود جان را در کولاب به جان آفرین تسلیم کنند در سیستم ائتلاف و معامله ی 17 سال اخیر در کنار غنایم سیاسی پیر شدند. افزون بر این بازمانده گان آنان در حد نواسه و نبیره مثل این که فقط در نوبت ایستاده اند، وارد دولت می شوند و ما هم نمی پرسیم مساله ی کار چه طور می شود؟

از بلندترین پُست دولتی تا پایین ترین آن، از امکانات مستفید اند. دولت را به نام سهم خویش اشغال می کنند و امکاناتی را که باید به نفع مردم و مملکت مدیریت کنند، به نام گذشته ی خویش می خورند.

اگر کشوری مانده باشد که با فاسدان و خاینان بی سواد اداره می شود، فقط افغانستان است. یگانه جایی که اکثر اعضای دولت آن، به ویژه از جناح حزبی و تنظیمی با گذشته ی خیانت و جنایت محترم اند و استفاده می کنند. به موتلفان تنظیمی و حزبی حکومت بنگرید! اعضای حزب وحدت، جمعیت، جنبش، حرکت، خلقی و پرچمی، برادران ناراض، همه و همه با کارنامه ی ویرانی و تباهی مردم معزز و مکرم اند.

با تقسیم و توزیع امکانات دولت، کار ها و مسوولیت ها را نیز توزیع و تقسیم کنید! با آن چه ساخته اند و تحمیل کرده اند، چاره نداریم افرادی را تحمل کنیم که حزبی و تنظیمی اند، اما اگر چشم داشت دارند، باید کار کنند. بنابراین، نهاد ها و ادارات دولتی را مسوول بسازید! افغان هایی که «خدایی خدمتگار» اند، آب حیات نخورده اند!

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us