څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
facebook

زبان پهلوی پارتی


بحث مختصریکه بالای مدنیت و زبان اوستایی بعمل آمد ثابت میسازد که مدنیتها وزبانهای سر نیزه یی در داخل قلمرو آریانای کبیر در نهایت نتوانستند دیر پای باشند. چه ریشه اصلی و بومی زبان اوستایی در وادیها و قراء و قصبات و بلندیهای کوهها ودر دره ها ریشه و اساس خودرا حفظ کرده بود. حتی در شهرها در ادبیات شفاهی و روزمره نجبا و ملکان نیزمشهود بود. این زبان غنی دوباره از دره ها و دامان کوهپایه های هندوکش بجانب شهرها ریشه دوانید وبزودی در زندگی شهری , علمی و ادبی آریائیان جای خورا باز یافت. زندگی با همی آغاز داد وستد های کالایی و رفت و آمدها در وادیهای دور دست زبان اوستایی را وسعت داد و ازآن، زبان پهلوی, زبان پراگریت گندهاری, سانسکریت کلاسیک, زبان پرثوی یا پهلوی پارتی خراسانی, سغدی, اسکایی, تخاری, پهلوی ساسانی و شاخه های فرعی دسته های غلچه یی یا پامیری و نورستانی بوجود آمدند.


زبان پهلوی یا پرثوی منسوب به پهلوی و پرثوی است. پرثوه زبان قبایل آریایی باختریست که در خراسان غربی در یکی از ولایاتهای شمالغربی آریانا تشکیل سلطنت دادند و مسکن شان پارتیا نامیده میشد. همچنین قبایلی از همان نژاد در سیستان و حوزه ارغنداب مسکون بودند که زبان این اقوام نیزپرثوی نام داشت و بعد پهلوی شد و این غیر از زبان پهلوی ساسانی یا زبان پارسیک است.


پهلوی یا پارثوی ازدو مجرا نفوذکرد و دو شاخه جداگانه را بوجود آورد: یکی پهلوی پارتی یا شمالی دیگری پهلوی ساسانی یا جنوبی. پهلوی پارتی (پرثوی) زبان خراسانی از زند یا اوستایی باختری منشأ میگیرد و پهلوی ساسانی لهجه ای از فرس قدیم است, البته بین این دو زبان آمیزش و تداخلاتی وجود دارد. زبان و ادب پرثوی از حیث قدامت و تسلط سیاسی و مدنی بر پهلوی ساسانی تأثیرات زیاد وارد کرده است. زبان پهلوی پارتی یا پرثوی اصلاً زبان بیشتر مردم افغانستان است. این زبان از قرن سوم قم تا قرن سوم مسیحی در صفحات شمالغرب و غرب افغانستان معمول بود. درهمین زمان درجنوب هندوکش پراگریت گندهاری با رسم الخط خروشتی میزیست و این هردو زبان با زبان یونانی مجادله مینمودند. پس از ورود اسکاییها تخارها و کوشانیهالهجه های زبان پهلوی پارتی وپاراگریت گندهاری بیشترمنتشر شدند و از تماس و آمیزش آنها با پرثوی, زبان سغدی به میان آمد. درهمین وقت رسم الخط سریانی با نسطوریها هم به ساحه افغانستان آمدند.


ایاتگازریرا, با یادگار زریربهترین اثر منظوم است که در زبان پهلوی پارتی باقی مانده و از فعالیت های ادبی و افکار حماسی خراسان نمایندگی میکند. این اثر که قبل از قرن سوم مسیحی وجود داشت در قرن شش م آنرا به زبان پهلوی ساسانی در آوردند. موضوع این اثر منظوم حماسی جنگهای گشتاسپ پادشاه, کاوی بلخی و برادرش زریر و پسر برادرزاده اش اسبندات (اسفندیار) است با ارجاسپ خیونی تورانی که میخواستند دودمان سلطنت بلخی را از قبول آئین اوستایی منصرف سازند. در نتیجه جنگ درگرفت و گشتاسپ و شهزادگان بلخی غالب شدند. این اثر (شهنامه) بزبان پهلوی پارتی است. گشتاسپنامه دقیقی بلخی با هزار بیت معرف جنگهای گشتاسپ و ارجاسپ میباشد, همان اثراست که به شعر دری در آورده شده است. ونیزیادگار زریر منظومه حماسیست که در همین زبان در خراسان جلوه گر میشود, درحقیقت همان سنن رزمی یشتهای اوستاست که مضمون شهنامه را تشکیل داده است.


پهلوی خراسانی (پهلوی خراسان) و پهلوی ساسانی (پهلوی فارس) دو زبانیست مربوط به دو عصر و دو محل و دو منشأ مختلف که در تاریخ ادبیات خراسان, نخستین اصلی و مهم و دومی فرعی و ضمنی است. با اینهم انفعال و تأثیرات ادبی و نفوذ پهلوی خراسانی بر پهلوی پارس و انعکاس اخیر الذکر درادبیات خراسانی قابل تذکر است.


زیرا انتشار پهلوی خراسانی در ایران کنونی وتأثیر آن بر زبان ساسانی و دخول کلمات پهلوی خراسانی زیاد بود. همچنین پهلوی ساسانی در عصر ساسانیان در اخیر دوره کوشانیان در صفحات شمال غرب خراسان وسیستان منتشر شد. درطی چهار صد سال سلطنت ساسانی, پهلوی ساسانی پرورش یافت و آثار زیادی در آن نگارش یافت, اما زیرتأثیر زبان پهلوی خراسانی واقع شد. همچنین با فتوحات باردوم غزنویان زبان پهلوی خراسانی در حصص مرکزی و غربی ایران پیش رفت و در قرن چهارم بحیث زبان علمی و ادبی ایران امروزی قبول شد.


از آثار پهلوی ساسانی یا شاخه جنوبی سنگ نوشته هایی موجود است بعلاوه اوستا را مجدداً باین زبان تدوین کردند. ازکتابهای این زبان آنچه به ما رسیده در آغاز عصر اسلام نوشته شده است که بیشتر یا مذهبی یا داستان ها ویا تاریخ و پند و اندرز است. غالب این کتاب ها بوسیله ابن مقفع و غیره به عربی ترجمه شده اند.


گرچه پهلوی ساسانی زبان عام و اصلی مملکت نبود, مگر مقارن عهد اسلامی دانشمندان آنرا میدانستند. چنانچه بعداً آثار پهلوی ساسانی را شاعران از طریق سرایش آثاری چون گشتاسپنامه, شاهنامه, کلیله و دمنه... وارد زبان دری کردند. زبان و خط پهلوی ساسانی در اخیر دوره کوشانیها بیشتر در خراسان وسیستان بوسیله جنگ های یفتلیها و ساسانیها در جنوب هندوکش و حصص شرقی خراسان راه یافت و رسم الخط پهلوی ساسانی در خراسان عمومیت گرفت.


کوشانیان طایفه یی مهاجر از 135 تا 145قم اتحاد حکمروایان محلی یونانو باختری را شکسته و قدرت سیاسی منطقه و ماحول تخارستان وبا ختر را تا دره های کابل و مناطق گندهارا تا اواخر قرن چهارم میلادی تحت سیطره و حاکمیت خود نگهداشتند. مقتدرترین امپراتوران این سلسله کنیشکای بزرگ بود. کوشانیان در عصری در باختر و نواحی آن مسلط شدند که پارتها یا اشکانیان قبلاً پس از تسلط بر باختر ووادی خراسان و رسمیت دادن زبان پارتی, مرکز سلطنت خودرا از (نیسا) شمال غرب باختر در 171 قم بطرف غرب به نواحی فارس انتقال دادند. بنابران دراین هنگام ناحیه آریایی ها وباختریان تحت نفوذ کامل زبان پارتی (پهلوی اشکانی یعنی شکل متحول زبان اوستایی قرارداشته است و همین زبان است که موسوم به زبان بلخی یا زبان باختری میباشد و بعضاً زبان رسمی کوشانی هم گفته شده و آن خود مادر زبان دری (پارتی دری) شناخته میشود. دقیق ترین گواه این موضوع کتیبه هایی است که از دوره کوشانیان بجا مانده اســــت.


ازجمله کتیبه رباطک میباشدکه تازه چشم زبانشناسان را باین موضوع باز کرده است. سنگ نبشته رباطک نخستین کتیبه ایست به زبان کوشانی یا بلخی ویا به شکل متحول زبان پارتی (پهلوی اشکانی) که در نخستین سال حکومت کنیشکا (125 م) نبشته شده است. کتیبه رباطک, سمنگان در سال 1372 هش کشف شد. چهار سال بعد از کشف این کتیبه, عکس آن به مقر (B.M) فرستاده و توسط دانشمندان چون ویلیام سیمز ترجمه شد. کتیبه که از مواد Line stone تشکیل یافته91 سانتی متر طول, 61 سانتی متر عرض و27 سانتی متر ضخامت دارد. دارای 23 سطر به خط یونانی شکسته با السنه باختری (بلخی) میباشد. این کتیبه از جانب باستانشناس مشهور و شناخته شده افغان دکتور غلام جیلانی داوری نیز ارزیابی شده و با تشریحات مکمل و جامع در شماره دوم, سال چهارم (سرطان و سنبله 1381هش) ص 33 – 41، فصلنامه آریانای برونمرزی بچاپ رسیده است.


این کتیبه در عرصه تحقیقات روی زبانهای آریائی و زبان پارتی (پهلوی) و دری, ریشه و منشأ آن معلومات ارزشمند و موثوقی به دست میدهد و از خلال آن بر می آید که تا این عصر باوجود انتشار ورسمی شدن زبان یونانی, زبانهای ایریانی به قوت خود در این ناحیه رایج بوده وبه همان نام اولی خود "آری" یاد میشده است. چنانچه در سطر چهارم کتیبه آمده است که کنیشکا فرمان خودرا به زبان یونانی انتشار داده وسپس آنرا به زبان "آری" در آورده منتشر ساخت وبدین گونه فرمان او به تمام ساحه مفتوحه کنیشکا در هند (تاقلمروهای گشتریاها) اخبار شده است.


در این کتیبه واژه (آری) حقیقت بزرگی را بر ملا میسازد و آن اینکه گفته میشده که زبان مردم آن ناحیه آریک (آری) ادامه زبان پارتی و دنباله زبان اوستایی بوده است. این موضوع را کتیبه رباطک کاملاً روشن ساخته است و ازآن به خوبی فهمیده میشود که زبان این ناحیه یعنی سر زمین آریانا ازآن طرف آمو دریا تا ماورای سند به ویژه نواحی بلخ و وادی کابل در عصر کوشانیان (سده دوم میلادی) آری و زبان مردمش (د-آری٬ دآری٬ داری٬ دری) خوانده شده است. کتیبه سرخ کوتل بغلان و کتیبه های دوران هفتالیها (کابل شاهان) همه دال بر این است که نبشته و متون آنها شکل باز پسین زبان پارتی (پهلوی اشکانی) بوده است که بعداً با اندک تحول زبان پارتی دری یا دری شده است.



البته در اواخر سلطنت شش قرنه پارتهای بلخی که مرکز عمده آنان نخست در پارثوه در نیسا (ناحیه شمالغرب باختر) وبعد در فارس قرارداشت زبان پارتی در آریانا و همچنان سپس در فارس فراگیر شد. این زبان در فارس پس از استقرار پارتها در تیسفون بر زبانهای محلی در آنجا تأثیر همه جانبه کرده در نتیجه یکی از لهجه های زبان پارتی را بوجود آورد که بعداً باروی کار آمدن ساسانیان به نام پهلوی ساسانی و در آثار مانویان پارسیک گفته شد.


اما اطلاق فارسی میانه به زبان پهلوی ساسانی اصطلاح جدید و تا جایی نادرست است. همین اصطلاح فارسی میانه است که باعث بروز دشواریهایی در ریشه یابی زبان دری گردیده است. این اصطلاح توسط رالمان مستشرق معاصر در سالهای اخیر وضع شده است. ازاینرو فارسی میانه گفتن و آنرا حلقه اتصال میان پارسی دری و فرس قدیم دانستن هرگز جنبه واقعیت ندارد. زیـــــرا طوریکه دربخشهای گذشته گفتیم نه فرس باستان در عصر هخامنشیها زبان رسمی و اداری وبین الاقوامی بوده و نه ازآن آثاری مدون به جز چند کتیبه به جامانده است ونه میان فرس باستان وبه اصطلاح فارسی میانه تسلسل زمانی وجود داشته است. بلکه پس از سقوط هخامنشیها که زبان رسمی و دولتی آنان زبان آرامی بوده در حدود یک قرن با استقرار یونانیان زبان یونانی و مدت شش قرن با حکمروایی پارتهای بلخی زبان پرثوی (پهلوی اشکانی) در فارس وباختر زبان رسمی و اداری بوده است. یعنی میان فرس باستان وباصطلاح فارس میانه مدت بیشتر از هفت قرن بدون موجودیت توالی زمانی, منطقی و طبیعی فاصله است. این اوضاع تا دوره کوشانو یفتلی و رتبیل شاهان یا برهمنشاهان کابلی دوام داشت که دریک روی مسکوکات پراگریت گندهاری با خط برهمنی سانسکریت به خط دیواناگری وبه روی دیگر زبان و خط پهلوی دیده میشود. این رویه تا قرن سوم و چهارم هجری معاصر صفاریها و آغاز دوره غزنویها در کابلستان تعقیب میشده است. این درست زمانی بود که یزدگرد سوم نتوانست نیروهای سیاسی مملکت را علیه اشغالگران عرب متحد کند. عربها در 651 هش در قادسیه واقع در غرب دولت ساسانی پارس بر سپاه پارسیان غلبه کردند و تحت شعار انتشار دین نو بنیاد اسلام به ممالک شرق و غرب لشکر کشیدند.



سیف الله فضل

از کتابخانۀ:

سیف الله فضل

نویسنده:

پروفیسور رسول رهین











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us