څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
Montréal, February 25, 2017 کابل, شنبه، ۷ حوت ۱۳۹۵ ۲۰:۲۰
facebook

بازسازی الفبا


آنچه در مبحث « دشواريها و نارساييهاي الفبا » خوانديم، ذكرش ما را واميدارد كه براي زدودن آن دشواريها و نارساييها انديشه يي بناكنيم وگزيري دريابيم، تا آنچه ازگنجينه ي گرانبهاي زبان و ادب كه به ما پيوسته، ازگزند چپاول زمانه بركنار بماند.

دران مقال گفته بوديم كه علاوه بر نشانه هاي حركت و سكون ـ كه هم هستند و هم نيستند ـ ما در زبان نوشتاري خويش به چند نشانه ي مصوت ديگر نيز نياز داريم. آنهايي كه در مكالمه وگفتار وجود دارند؛ اما نشانه يي براي آنها نداريم، كه متأسفانه اين خود بزرگترين مشكل و عمده ترين مانع در امر يادگيري آسان است. و همين مشكل با دشواريهاي ديگري، كه همانجا ازان نام برديم، دست به دست هم داده و سبب شده است كه دركشورما بيشترين تعداد مردم از نعمت سواد محروم بمانند.

پيش ازين كه به ادامه ي بحث كنوني بپردازيم، ناگزيريم نيم نگاهي به كثرت تنوع مصوتهاي بلند، تركيبات آوايي، تنوع موارد كاربرد و... شان بيفگنيم، تا از يكسو چهره هاي اين گوناگوني را از نزديك تماشا كنيم و ازسوي ديگر در ارائه ي راههاي ميانبردي كه اگرنشود همه دشواريها را با آن بركناركرد، كم ازكم قسمتي ازان را بشود به ديار فراموشي فرستاد، ما را ياري رساند.

انواع همزه والف

« همزه و الف » در زبان دري داراي (12) نوع صدا ، سه نشانه و بيشتر از سي نوع موقعيت ميانوندي و پسوندي اند. به شرح زير:

1 ـ انواع { الف و همزه } از نظر نوعيت صدا

صداي { همزه و الف } بنا برموقعيت كاربرد آن، چه به صورت مجزا و چه درتركيب با مصوتهاي ديگر، و با نظرداشت تلفظ واژه هاي دخيل، داراي گونه هايي ميشود، به شرح زير:

1 ـ {ǻa} در واژه هايي؛ مانند: ابرǻabr ، اشك ǻaśk و انگور ǻangour ( 1 ).

2 ـ {ǻe} در واژه هايي؛ مانند: اجازه ǻejàza ، انسان ǻensàn و احترام ǻehteràm .

3 ـ {ǻo} درواژه هايي؛ مانند: استاد ǻostàd ، افتادن ǻoftàdan و اتو ǻotu .

4 ـ {ǻà } (وقتي درآغاز واژه بيايد) ، در واژه هايي؛ مانند: آتش ǻàtaś ، آمد ǻàmad و آستين ǻàstein .

5 ـ {à} (وقتي درميان يا پايان واژه بيايد) ، در واژه هايي؛ مانند: افسانه ǻafsàna ، شاهين śàhein وتنها tanhà .

6 ـ {ǻaw} در واژه هايي؛ مانند: اورنگ ǻawrang ، اولاد ǻawlàd و اوج ǻawj.

7 ـ {ǻou} در واژه هايي؛ مانند: او (ضمير) ǻou ، اورانوس ǻourànous و اويغور ǻouyĝour.

8 ـ {ǻàw} در واژه هايي؛ مانند: آويختن ǻàweaxtan ، آواره ǻàwàra و آواز ǻàwàz .

9 ـ {ǻay } در واژه هايي؛ مانند: ايوان ǻaywàn ، اي (حرف ندا) ǻay و ايبك ǻaybak .

10 ـ {ǻei} در واژه هايي؛ مانند: ايمان ǻeimàn ، ايران ǻeiràn و ايجاب ǻeijàb.

11 ـ {ǻày} در واژه هايي ؛ مانند: آيينه ǻàyeina ، آيش ǻàyeś و آيين ǻàyein .

12 ـ {ǻea} در واژه هايي؛ مانند: ايشان ǻeaśàn ، ايلك ǻealak و ائتلاف ǻeatelàf.

2 ـ انواع { الف } از نظر موقعيت ميانوندي و پسوندي

{ الف}درموقعيتهاي ميانوندي و پسوندي خويش، به جهت دگرگونيهايي كه درتركيب هاي مختلف به وجود مي آورد، انواع زيادي دارد، كه درين جا به منظوركوتاهي سخن، صرف ازچند نوع آن نام ميبريم.

(1) ميانوند الف : برخي از اقسامش اينهايند:

ميانوند دعا

ميانوند اشتمال و تمامي

ميانوند تكرار

ميانوند حال

ميانوند رديف

ميانوند تلون

ميانوند عطف

ميانوند زايد و....

(2) پسوند الف : انواع زيرين، ازجمله ي (17) نوع آن است:

پسوند ندا

پسوند پاسخ

پسوند اشباع

پسوند كثرت و ....

انواع { واو }

{واو} در زبان دري داراي (14) نوع صدا، دو نوع تلفظ، يك موقعيت ميانوندي و يك نشانه است. به شرح زير:

1 ـ انواع {واو} از نظر نوعيت صدا

در زبان دري صداي {واو} بنا بر موقعيت كاربرد آن، چه به صورت مجزا و چه درتركيب با مصوتهاي ديگر، و با نظرداشت تلفظ واژه هاي دخيل،داراي گونه هايي ميشود، به شرح زير:

1 ـ {wa} در واژه هايي؛ مانند: ورزش warześ ، وجب wajab و ورق waraq.

2 ـ {wu} در واژه هايي؛ مانند: كاووس kàwus ، طاووس tàwus و سياووش seyàwuś .

3 ـ {wei} در واژه هايي؛ مانند: كاويدن kàweidan ، قوي qawei و مولوي mawlawei .

4 ـ {} در واژه هايي؛ مانند: خواهر xoàhar ، خواست xoàst و خوابيدن xoàbeidan .

5 ـ {o} در واژه هايي؛ مانند: خوردن xordan ، خوش xoś و تو to .

6 ـ {} در واژه هايي؛ مانند: سوء suǻ و هدوء hoduǻ .

7 ـ {we} در واژه هايي؛ مانند: دوش daweś ، ورد (دعا) werd و وجدان wejdàn .

8 ـ {wea} درواژه هايي؛ مانند: آويختن ǻàweaxtan ، درويش darweaś و آويزه ǻàweaza .

9 ـ {aw} در واژه هايي؛ مانند: جو jaw ، شوهر śawhar و نو naw .

10 ـ {àw} در واژه هايي؛ مانند: گاو gàw ، ناو nàw و پاو pàw .

11 ـ {} در واژه هايي؛ مانند: وابسته wàbasta ، واضح wàzeh و وام wàm .

12 ـ {eaw} در واژه هايي؛ مانند: ديو deaw ، گيو geaw و غريو ĝereaw .

13 ـ {u} در واژه هايي؛ مانند: قو qu ، ناموس nàmus و پويا puyà.

14 ـ {uy} در واژه هايي؛ مانند: جويبار juybàr ، بويناك buynàk و روي ruy .

15 {} در واژه هايي؛ مانند: مؤذن moǻazzen ، مؤدب moǻaddab و مؤرخ moǻarrex .

2 ـ موقعيت ميانوندي ونشانه ي { و }

{ واو } در زبان دري، صرف يك موقعيت ميانوندي دارد، كه دران جا، نام « ميانوند عطف » را به خود ميگيرد. همچنان درجدول الفباي ما براي اين همه صداهايي كه متعلق به { واو } ميشود، متأسفانه همين يك نشانه (و) وجود دارد، كه كمبود گونه هاي ديگرآن، گستره ي خوانشي واملايي زبان ما را به ناهنجاري كشانيده است.

انواع ( ي )

{ي} در زبان دري داراي (11) نوع صدا ، دونوع تلفظ ، (24) موقعيت پسوندي، دو موقعيت ميانوندي و يك نشانه است. به شرح زير:

1 ـ انواع { ي } از نظرنوعيت صدا

در زبان دري صداي{ي} بنابرموقعيت كاربرد آن، چه به صورت مجزا و چه درتركيب با مصوتهاي ديگر، و با نظرداشت تلفظ واژه هاي دخيل، داراي گونه هايي ميشود، به شرح زير:

1 ـ {ya} در واژه هايي؛ مانند: يك yak ، كنايه kenàya و يفتل yaftal .

2 ـ {yu} در واژه هايي؛ مانند: يوسف yusof ، دريوزه daryuza و يونان yunàn .

3 ـ {yei} در واژه هايي؛ مانند: پاييدن pàyeidan ، آيينه àyeina ، تغيير taĝyeir.

4 ـ {yay} در واژه هايي؛ مانند: ييلاق yaylàq و ييريyayri .

5 ـ {yaǻ} در واژه هايي؛ مانند: يأس yaǻs و يأجوج yaǻjuj .

6 ـ {} در واژه ي: شئ ŝayǻ .

7 ـ {ei} در واژه هايي؛ مانند: شير (همان مايع سپيد رنگ و نوشيدني معروف) ŝeir و پير peir و زندگي zendagei .

8 ـ {ea} در واژه هايي؛ مانند: شير (همان حيوان معروف كه در جنگل زندگي ميكند) ŝear ، دير dear و زنبيل zambeal .

9 ـ {ay} در واژه هايي؛ مانند: ويرانه wayràna ، مي may وكيوان kaywàn .

10 ـ {ày} در واژه هايي؛ مانند: چاي ĉày ، سراي sarày و ناي này .

11 ـ {} در واژه هايي؛ مانند: ياقوت yàqut ، سياست seyàsat و شديارĉodyàr .

2 ـ انواع { ي } از نظرموقعيتهاي ميانوندي و پسوندي

گفتيم كه در زبان دري،{ي} بيست و چهارموقعيت پسوندي و دو موقعيت ميانوندي دارد، كه به منظور اختصارسخن، درين جا صرف از چند نوع آن نام ميبريم وكليد شرح و بسط مفصل آن را درکف آینده میگذاریم.

1 ـ ياي ميانوند : به دوبخش منقسم ميگردد:

ياي واسطه

ياي جمع

2 ـ ياي پسوند : برخي از ( 24 ) نوع آن، اينهايند:

ياي مصدري

ياي نسبتي

ياي لياقت

ياي ضميرمتصل

ياي نكره

ياي استمرار

ياي تمنا

ياي شرط و جزا

ياي تعظيم

ياي وحدت

ياي حرفت

ياي زمان

با نظرداشت آنچه كه خوانديم و خوانده بوديم، در ذهن ما اين پرسش جان ميگيرد كه: پس چگونه ميشود با اين همه انواع و اقسام، دشواريها، نارساييها، كاستيها و... الفباكنارآمد؟ و آيا آنان كه « لطف طبع و سخن گفتن دري دانند» وآنان كه « قند پارسي به بنگاله » ميفرستند، در انديشه ي خويش گورستاني در سرزمين تاريخ سراغ ندارند كه بر همه ي اين ناهنجاريها نمازگزارند و نيازگذارند؟

اين جاست كه براي به دست آوردن پاسخ بدين پرسش، ما برسردوراهي قرارميگيريم: يا اين كه همين رسم الخط تاريخي را دربسته يي پيچيده در زباله دان تاريخ بيفگنيم و به جايش الفباي ديگري برگماريم، و يا اين كه تعديلاتي را درهمين الفباي كنوني وارد سازيم. گزينه ي نخست ـ كه تعويض الفبا ي كنوني با الفبايي ديگرباشد ـ بنا بردلايل زيرين ناممكن به نظرميرسد:

یک: اگر الفباي كنوني را با الفباي ديگري تعويض نماييم، همه ي پيوند هاي علمي، تحقيقي، فرهنگي، ادبي و ... نسلهاي گذشته و آينده كاملاً قطع ميگردد؛ و آنچه از آثارگرانبهايي كه با همين زبان شيوا و شيرين و با همين رسم الخط در درازناي قرون و سده ها به رشته ي نگارش درامده اند، همه به دست بادهاي يغماگر زمان به ديار فراموشي و نيستي سوق داده خواهد شد، وپاره هاي برجا مانده، دردل صندوقها وگاوصندوقهاي موزيمها خواهد خفت، كه اين خود جنايتي است بزرگ دربرابرنسلهاي آينده وگنجينه ي بزرگي كه آن را از پيشينيان خردمند خود به ارث برده ايم.

درجهان كنوني هيچ زباني وجود ندارد الفباي آن، همه نيازمنديهاي صوتي آن زبان را دردل نشانه هاي خويش جا داده باشد. باز فرض كنيم كه چنين رسم الخطي وجود داشته باشد، آن رسم الخط بنا به نيازهاي همان زبان مربوط به خودش ساخته شده است و نيازهاي صوتي زبان ما را هرگز براورده نخواهد توانست.

باري من خود تجربه ي اين بيهوده را با استفاده از رسم الخطهاي گوناگون زبانهاي ديگربه كاربستم؛ اما نتيجه ي به دست آمده گواه اين نكته بود، كه با تعويض الفبا نه تنها ناهنجاريهاي كنوني كاهش نمي يابد؛ بلكه حجم آن بيشتر از پيش افزايش مييابد.

زماني نيز از روي تفنن، خود دست به ايجاد الفبايي تازه زدم، كه متشكل از 42 حرف ( شامل سه مصوت كوتاه، شش مصوت بلند وبقيه صامتها ) بود. هرچند اين الفبا ميتوانست تا حدي نيازهاي آوايي زبان ما را براورده سازد؛ اما چنانكه دربالا گذشت تعويض الفباي كنوني ما با الفبايي ديگر ـ چه نوساخت و چه برگرفته از زباني ديگر ـ گناهيست عظيم كه هول وبال آن نسل اندرنسل ادامه خواهد يافت.

دو : جاگزيني الفباي ديگري به جاي كنوني، نيازمند هزينه هاي كلان اقتصادي و نيروي بشري است، تا بشود مليونها انسان را با الفباي نو آشنا نموده آن را فراگيرساخت. آيا بهتر نخواهد بود كه اين همه هزينه هاي اقتصادي و بشري را به جاي صرف درين راه بيهوده، در زمينه ي نيازمنديهاي اساسي ملتها و مليتهاي خويش به كارگيريم؟

سه : علاوه برانچه گفتيم، اگر قرار باشد الفباي ديگري جانشين الفباي كنوني ما گردد، براي تعميم وتكامل آن، نياز به گذشت دهه ها و سده های بسیار خواهد بود، تا حد اقل بتواند به پايه ي نفوذ الفباي كنوني ما برسد.

پس درينجا به نتيجه ميرسيم: گزينه ي نخست ـ كه همان تعويض الفبا باشد ـ هرگز كارايي ندارد و نمي توان بدان دل بست. بناءً تنها يك گزينه ي ديگر در برابر خود داريم، كه تعديل الفباست.

اگربخواهيم الفباي كنوني خويش را به گونه يي بازسازي كنيم كه همه دشواريها و نارساييهاي موجود را بركنار سازد، بايد نشانه هاي جديدي، براي نشان دادن مصوتهاي كوتاه و چندين نشانه ي ديگر براي مصوتهاي بلند ـ چه به شكل بسيط و چه به شكل مركب ـ و نشانه ي ديگري براي نمايش كسره ي اضافه، در رديف همين الفباي موجود علاوه كنيم. همچنان لازم ميافتدكه نشانه هاي موجود صامتها، با حذف و پذيرش تعداد ديگري ازنشانه ها، دستخوش تغيير و تبديل گردد؛ كه اين كار باز همانند تعويض كامل رسم الخط است و دقيقاً همان معايبي را دارد، كه چندي ازان به شمارش رفت.

بناءً با رويگرداني ازين شيوه، راه ميانبردي را بايد برگزيد كه اگرنشود همه كژخوانيها وكژنويسيها را گزيري بخشد، كم ازكم بخش كلاني ازان را بركنار سازد. پس به منظور براورده شدن اين هدف، ميشود نكته هاي زيرين را به كاربست:

1. هرچند نشانه ي صوتي {ǻà} را به شكل{ آ }درگفتار و نوشتار خود به كار ميبريم؛ اما هنوز آن را رسماً به حيث يك حرف مستقل نمي شناسيم. پس به منظور حل اين مشكل و بنا به توصيه ي رساله ي ( روش املاي زبان دري: نشركرده ي اتحاديه ي نويسندگان افغانستان) ـ كه درتهيه و تدوين آن نخبه ـ ترين دانشمندان همين عرصه اشتراك داشته اند، بايد نشانه ي{ آ }را به حيث نخستين حرف درجدول الفباي خويش علاوه نموده و آن را بپذيريم.

2. اگرچه همزه ( به شكل عربي آن{ ء }) در واژه هاي خاص زبان ما كاربرد ندارد؛ اما ازان جا كه بسياري از واژه هاي همزه دار عربي مورد داد و ستد كتبي و شفاهي زبان ما قرارميگيرد، بناءً بهتر است به منظور جواز بخشيدن به كاربرد آن و به هدف حل واژه هاي عربي در زبان ما، آن را به رسميت بشناسيم و برايش اجازه نامه ي اقامت دايم در سرزمين رسم الخط باستاني خويش صادرنماييم، كه جايگاهش همان ميانه ي حرف{هـ}و حرف{ي}خواهد بود.

3. و اما مهمترين واساسي ترين نشانه يي كه ميتواند قسمت اعظم دشواريهاي خوانشي، نوشتاري و ناهمگونيهاي املايي مارا بركنارسازد، علاوه نمودن يك نشانه ي ديگر براي مصوت{yea}است؛ كه نشانه ي آن ميتواند همان شكل{ي} با اضافه ي دونقطه ي روي هم درپايين آن باشد {} .

اين نشانه برعلاوه ي اين كه ميتواند بسياري از ناهمگونيها، اشتباهات و ناهنجاريهاي املايي را برطرف كند، خوانش بسياري از واژه ها را آسان ميسازد. به ويژه نوآغازان مجبور نخواهند بود، چهره هاي نوشتاري ودستورهاي گوناگون و ناهمگون را به حافظه بسپارند. درنتيجه جريان آموزش و فراگيري سواد سرعت قابل ملاحظه يي خواهد يافت.

ازجمله مواردي كه اين نشانه {} ميتواند ما را ياري رساند، چند گونه ي مختصر آن چنين خواهد بود:

· به كارگرفتن اين نشانه به منظور ايجاد سهولت درخوانش واژه هايي كه با« ياي نكره » پايان ميپذيرند ؛ مانند: چند ازياران ...و ازتبار رستم و ....

· اين نشانه ميتواند خوانش واژه هايي را كه با ياي وحدت پايان يافته اند، آسان سازد؛ همچون: به من بخشيد. و یا را بگرفتند.

· درخوانش برخي از نامها ميتواند سادگي به بار آورد؛ مانند:

· درتفكيك بسياري از واژه هاي همگون ميتواند ايجاد سهولت نمايد؛ چون:

( حيوان ) و شير ( نوشيدني )

( پايين ) و زير ( آوازباريك )

( پروآگنده ) سير ( سبزي ) و ....

· اين نشانه ميتواند از ناهمگوني شيوه ي نوشتن كسره ي اضافه جلوگيري نموده و نه تنها درهمين مورد كه دربسا موارد ديگر وحدت املايي ايجاد نمايد؛ به ويژه كه اين نشانه نماينده ي دقيق و درست همان صدايي خواهد بود ، كه درمورد كسره ي اضافه به كارگرفته ميشود ؛ مانند خانهخدا ( xàna-yea-xodà ) ، كه پس از ايجاد وحدت املايي، ديگر كسي آن را به گونه هاي زيرين نخواهد نوشت:

خانة خدا خانه خدا خانه اي خدا

و يا آن چنان كه برخي از غلط نويسان ازين هم فراتر ميروند و مينويسند:

خاني خدا و خانه يي خدا

به جز ازانچه برشمرديم، درموارد ديگري نيزميشود اين نشانه را به كار بست، كه از ذكرجداگانه ي هريك آن ميپرهيزيم.

سخن كوتاه،كه باهمين تعديل و بازسازي كوچك الفبا، بخش بزرگي از دشواريها، پراگندگيها و ناهمگونيهاي عرصه ي خوانش، نوشتار و املاي زبان ما برطرف ميگردد. بدين ترتيب الفباي تعديل شده ي ما با داشتن ( 35 ) حرف، چنین شکلی را دارا خواهد بود:


اكنون كه تراش پيكر الفبا را با تيشه ي انديشه به سر رسانيديم، تأكيد برين نكته لازمي خواهد بود كه تعديل وبازسازي الفبا نه كاريست زشت ونه پنداريست ناستوده. اي بسا زبانهايي كه پيش از گماشتن اين رسم الخط براي نبشتار خود، الفباي ويژه ي خود را داشتند؛ اما پس ازكاربرد اين الفبا، تعديلاتي را بران روا داشته و دركاستن و افزودن حروف، بنا بر نيازهاي خويش، دست به خامه و نامه بردند. چنان كه بزرگان ما نيز در آغاز، چهار حرف ويژه ي زبان ما ـ{ پ، چ، ژ، گ} ـ را بدان افزوده اند.

نکته ی ديگر آن كه تعديل و بازسازي و دخل وتصرف در الفبا كار يك شخص و يك گروه نيست؛ و هيچ آدم عاقلي هم درين گونه موارد، پذيرشگر دستورهاي فردي نخواهد و نبايد بود. پس راه صواب آن است كه جمعي از دانشمندان گستره ي زبانشناسي و ادبشناسي گردهم آيند و بگومگوهاي خويش را نه تنها بربناي بازسازي الفبا پي ريزند، كه ده ها مورد ناهمگوني و پراگندگي ديگر را بر پايه ي پژوهشهاي علمي و اكادميك زيرغور و بررسي قرار داده، راههاي بيرون رفت ازين تنگنا ها را دردستورنامه هايي بنمايند.

بازهم گفتني است، كه به هم شدن چند دانشور ودانش پژوه و دانشمند ازيك گوشه ي دنياي كلان دري گويان و پارسي نگاران، كاري را نتواند به پيش برد؛ جز آن كه دانشمنداني به نمايندگي از همين دهليز فرهنگي ـ ادبي موجود (افغانستان ، ايران وتاجكستان) با همديگر به گفتگو بنشينند و روش يگانه يي را در برابر آنچه گفتيم برگزيده و به ما بسپرند. پس ازان سالهاي بسياري را بايد به انتظارنشست، كه اين دستورها و رهنمودها از راه جاگزيني دربرنامه هاي آموزشي درسگاهها، رعايت دقيق آن درگستره ي روزنامه نگاري و بالاخر پخش و نشر پيگيرانه ي آن به وسيله ي رسانه هاي گروهي، جا افتد وفراگيرشود.


حاجی محمد راحت

از کتابخانۀ:

حاجی محمد راحت

نویسنده:

یاسین فرخاری











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us