څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

اسلام و شمشير ۱۳


به دشوار و طولانی ترین بخش این بررسی ها ورود می کنم و از خداوند استدعای عنایت و مدد دارم تا از عهده برآیم و آن، رسیدگی به مجموعه خطاب هایی است که در قرآن مبین در باب یهود و نصاری و اهل کتاب آمده است تا سیر و سلوک و سر انجام ستیز ناگزیریرا دنبال کنم که پیامبر اسلام با دو دین بزرگ پیش از خود در مقابل داشته است. بررسی آیات مربوط به این سیر، جدای از شناخت به تر تاریخ و مسائل و مراتب افت و خیزدرروابطاجتماعی و عقیدتی صدر اسلام، ازصادق ترین راه نمایانی است که ما را به نظم وترتیب و تاریخ گذاریمنطقی تریدر موضوع نزول سوره ها و آیاتالهی هدایت می کند و در نهایت با شناخت سیما و سایه یاهل کتاب در قرآن کریم، به بنیان نحوه ی مقابله با ویرانگری های یهود و نصاری در آغاز طلوع اسلام ورود خواهیم کردو با حصه ایاز موذیانه و موثرترین اعمالآن ها، یعنیسند سازی مجعول و مکتوب، در همان دوران حیات پیامبر خدا آشنا خواهیم شد. این بررسی،در آغاز،اندکیبه هویت شناسی قوم یهود می پردازد و از زاویه ی تازه ای به ظهور یهودیت به عنوان یک قوم و نیزکهن ترین دین غیر زمینی در تاریخ تمدن انسان، می نگرد. زاویه ای که چندان فراخ نیست و کسان بسیاری از آنعبور نکرده اند.

«و به یاد آوریدکه از آل فرعون نجات تان دادیم، که از او در فشار و عذاب بودید،پسران تان را می کشتند و زنان تان را نگه می داشتند، و این آزمون بزرگ الهی بود. و دریا را شکافتیم تا نجات یابید و فرعونیان را غرق کردیم در حالی که خود نظاره می کردید». (بقره، ۴۹ و ۵۰)

این حکایت خروجآدمیانی از مصر، به رهبری موسی پیامبر خداست که مامور نجاتآن مردماز ستم فرعونیان شده بود. تاریخ نگار می پرسد این گروه، که به نشانه ی نحوه ی برخورد سیاسی و اجتماعی با آنان، ظاهرا قبطی و از بومیان و مردممصر نبوده اند، تعلق به کدامقوم و پیش از رسالت موسی، چه دینی داشته اند؟ زیرابی شکقبل ازعرضه یده فرمان و نزول کتاب تورات، که در صحرا و پس از خروج از مصر انجام شده، نمی توان از یهودیت به عنوان یک دین و پیروان آن، چیزی گفت. به زبان ساده تر، موسی یهودیان را از ستم فرعون نجات نداد، بل گروهی را درخروج از مصرسرپرستی کرد که می باید بعد ها با قبول آموزه های الهی در تورات و عمل به ده فرمان اولیه، یهودی شوند!

«و آن کتاب را به موسی دادیم تا راه نمای بنی اسراییل شود که کم تر ازمرا به کار سازی نگیرند». (اسراء، ۲)

پس ارائهو عرضه یکتاب به موسی آغاز هدایت بنی اسراییل به خدا پرستی است، که آیه می گوید دون خدا را به کار سازی می گرفته و به خدایی می پذیرفته اند.اما این بیان الهی، گرچه تلویحا به بت پرستی آن قوم، پیش از هدایت های تورات اشاره دارد، امامتضمن شناخت زبان، نژاد، تعلقات قومی اینستم دیدگاناز فشار فرعون نمی شود. اگر چنان که یهودیان مرسوم کرده اند و مدعی می شوند،آن ها را از نژادو نسل ابراهیم و یعقوببدانیم، خطای بزرگی مرتکب شده ایم، زیرا قرآن صادق، با شدت تمام، این انتساب را مردود می شمارد.

«ای اهل کتاب در باب ابراهیم جای مجادله نیست. مگر نمی اندیشید که تورات و انجیل پس از او نازل شده است؟ در چیزی مجادله می کنید که شما نمی دانید ولی خدا می داند. ابراهیم یهودی و نصرانی و مشرک نبود، مسلمانی پاک بود». (آل عمران، ۶۵-۶۷)

در همین آیه، صورت زنده ای از تبادل احتجاج و ادعا میان رسول خدا و خاخام ها و کشیشان شبه جزیره ثبت است و پرده را از مرحله ای در گفت و گوهای میان ادیان در زمان حیات رسول الله بر می کشد. در برابر این نص و تصریح و بیان بیّن خداوند در قرآن، هیچ مجمل و توسل دیگری به کار نمی آید. قرآن فصیح و مجید، با اندکی تندی، انتساب و ارتباط ابراهیم به غیر مسلم را مردود می داند و از این نیز عبور می کندو خانواده و فرزندان و نوادگان و اخلافابراهیم را نیز مسلم و غیر یهود و غیر نصرانیمی شناساند:

«وخانه را مکان امنی برای گرد آمدن مردم مقرر کردیم، مقام ابراهیم را محل نماز بدانید واز ابراهیم و اسماعیل عهد گرفتیم که این مکان رابرای مردم محل و طواف کنندگان و سجده بران پاکیزه نگهدارند. و چون ابراهیم و اسماعیل پایه های خانه را بالا بردند گفتند ای خدای دانا و شنوا از ما بپذیر». (بقره، ۱۲۵ به بعد)

در این که منظور خداوند در آیات فوق از ذکر «خانه» همان کعبه ی معروف و شناخته شده در شهر مکه است، تردیدی نداریم، زیرا که قرآن در این باره توضیحروشنی دارد:

«نخستین خانه برای مردم در مکهبنا شد،که مایه ی برکت و هدایت عالمیان است. در آن جا نشانه ها و مقام ابراهیم قرار دارد و هرکه بدان وارد شود در امان است. و خدا بر کسانی از مردم که استطاعت داشته باشند، حج این خانه را واجب کرده است». (آل عمران، ۹۵ و ۹۶)

معلوم است که رسالت ابراهیم نه فقط درمکه، بلطبیعتا زمان درازی پیش از ظهورموسی و دین یهودصورت گرفته است، چنان کهتعهد فرزندان و نوادگان ابراهیم بر بقای به اسلام،بهدورانی استکه هنوز دین یهود ظهور نکرده بود و اگر بنا بر روایات یهودیان در تورات های کنونی، به نحوی قبول کنیم که فرزندان ابراهیم بانی بنیان های یهودیت بوده اند، باچند ابهام وخلاف مواجهیم، نخست باید که آن قومتحت ستمو شخص موسی را، از اخلاف مستقیم ابراهیم بدانیم، که کم ترین مستند قرآنیندارد و دوم اگر فرض را بر این امکان بگیریم، پس آن کسان ازدنباله وپشت ابراهیم، که تعهد اجدادی خویش، به پذیرش ابدی اسلام را ندیدهانگاشته اند، چنان که در بررسی های بعدخواهم آورد، کافر شناخته می شوند وآخرین راه برای رفع این ابهامات، این که دین یهود مندرج در تورات اولیه و نازل شده را، در هدایت ها و تکالیف و آموزه های انسانی، برابر و معادل اسلام بیانگاریم و گرچه چنین تاکیدی، نه چندان به وضوح، در قرآن مبین مسطور است، اما از آن که یهودیان از تورات نازل شده چیزی باقی نگذارده اند، رسیدن به یقین مطلقدر این باب، در مرحله ی کنونی ناممکن است.همین جا بگویم که تورات به معنای آن فرو فرستاده ی نخستینالهی، در پایان حیات موسای پیامبر بسته می شود و آن کتاب ها که در ذیل تورات آمده، چنان که از نام مولفین آن ها، ارمیا و اشعیا و دانیال و استر و غیره برمی آید، روایت هایی از تاریخ قوم یهود پس از درگذشت موسی است، که به وجه حیرت آوری منضبط، منطبق با یافته های نوین باستان شناسی در شرق میانهو قابل استناد است.

«ابراهیم به یعقوب و فرزندان اشوصیت کردکه خداوند دینی بر آنان مقرر کرده و گفت مبادا بمیرید و مسلمان نباشید. آیا شما به هنگام فوتیعقوب حاضر بودید که از فرزندان خود پرسید: پس از من که را خواهید پرستید؟ گفتند خدای تو و خدای نیاکان تو، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را به یکتایی خواهیم پرستید و تسلیم او خواهیم بود». (بقره، ۱۳۲ و ۱۳۳)

خداوند این سخنان اندکی به تلخی آمیخته را خطاب به یهودیان و نصاری می گوید کهدین و باورهایخودبه زمان طلوع اسلامرا، ادامه ییکتا پرستی ابراهیم معرفی کرده اند. در این آیات و آیات متعدد دیگر، قرآن این ادعا را مردود می داند و تنها مسلمانان را ادامه دهنده ی دین حنیف ابراهیم و مبلّغ راستین یکتا پرستی مطلقمی گوید. هنگامی که تاریخچه ی این مجادله بین صاحبان کتاب و پیامبر خدا را در این سلسله یادداشت ها به پایان بردم، آن گاه به نیکی معلوم خواهد شد که از آغاز، اصلی ترین سبب اختلاف و ستیز میان مسلمانان و دیگر صاحبان کتاب، عمدتا بر سر وحدانیت الهی بوده است و نهنحوه برگزاریمراسم و مناسک وچه گونگی عبادات و سبک ساختمان کنیسه و کلیسا و مسجد وغیر آن.

«مشرق و مغرب از آن خداست، پس به هر جانب رو کنید، بهوجه خدا رو کرده اید کهدانایی اوبی منتهاست. و می گویند که او فرزندی گرفته است. سبحان الله! هرچه در زمین و آسمان است ملک اوست و فرمان او را می برد». (بقره، ۱۱۵، ۱۱۶)

همین دو آیه در اثبات این مطلب کافی است که خداوند گونه گونی مظاهرو مناسکدینی و حتی گردش در قبله را پایه نمی گیرد و دغدغه ی باری تعالی درباب اهل کتاب، چنان که در قرآن صدیق و کریم ضبط است وپس از این به تفصیل خواهد آمد، دور شدن یهود و نصاری از آموزه های اولیهو یکتا پرستانه یتورات و انجیل و برگشت آنان به سوی دوآلیسم و تثلیث و شرک و کفربودهاست.

«به یاد آوریداز بنی اسراییل پیمان گرفتیم که جز خدا رانپرستند، به مادر و پدرو خویشان و بی پدران و ناداران نیکی کنند،با مردم زبان خوش به کار برند، نماز بگذارند و زکوت دهند،اما جز اندکیتابع نبودیدو در زمره ی روی گردانان درآمدید. (بقره، ۸۳) واز آنان که خود را نصرانی می گویند پیمان گرفتیم، اما حصه ای از اندرزهای ما را نادیده گرفتند». (مائده، ۱۴)

این همان دستورات اولیه ای است که اساس ادیان الهی بر آن قرار گرفته است: پرستش خدای یکتا و رعایت نظامات و الزامات زندگی جمعی، برابر بااصول همزیستی و همراهی و مشابه همانی است که قرآن متین،پیروان اسلام را بدان می خواند.خداوند در این آیات یادآور میشود که بنی اسراییل و مسیحیان تابع کامل دستورات نبوده اند و تذکر می دهد کهرسالت و بعثتپیامبر اکرم، اصلاحانحرافات آنان و ارائه ی دین کاملی است که نور هدایت نهایی را بر همگان بتاباند.

«ای اهل کتاب، رسول آمده است تا آن چه را از کتاب به نسیان سپرده اید و مخفی می کنید به یادتان آورد،از مطالببسیاری در گذرد و از جانب خداوند کتابی روشنگر برایتان بیاورد، تا هرکس که طالب خشنودی خداوند است با تبعیت از آن از تاریکی بیرونآید و به بهشت و روشنایی و راه راست هدایت شود. (مائده، ۱۶) ای اهل کتاب پس از دورانی فترت،بر شما رسولی آمده است تا آگاه شوید و نگویید که هشدار و بشارت دهنده ای نبود. اینک آن هشدار و بشارت دهنده، و خداوند قادر مطلق است». (مائده، ۱۹)

در این جا، خارج از مسیر موضوع، تذکر مطلب شگفت ندیده گرفته شده ای را ضرور می دانم که در بنیان شناسی ادیان، بر مبنای توسل به قرآن، نقش و ارزش عظیمی دارد و شهادت می دهد که در عین حال واز نظر خداوند، تورات و انجیل و قرآن یکی نیست، در معرفی آن ها زبان و وصف برابری به کاربرده نمی شودو گرچه در پیشگاه مترجمین، بی توجه به اشارات دقیق قرآن، رعایت چنین تفاوتیبه طور معمولندیده گرفته شده و هر لغت «کتاب» را، شاید هم به عمد و برای خلط مبحث، «کتاب خدا» ترجمه کرده اند،اما این واقعیت هشدار دهنده و شگفتی است که قرآن هرگز و در هیچ صورتی،آن جاکه مستقیم و غیر مستقیم، به تورات و انجیلی کهدر اختیار سرکردگان یهود و نصاری، به عهد حضوررسول خدا، اشاره می رود، عامدانه و به اصرار، آن کتاب ها را «آسمانی» نخواندهو باترکیب لغوی«کتاب الله»، که به تکرار در باره ی قرآن به کار رفته، وصف نکرده است.

«به موسی کتابی داده ایم و تردید نکن که تکیه گاه هدایت بنی اسرائیل است. (سجده، ۲۳). به موسی مقام هدایت و به بنی اسراییل کتابی به میراثسپردیم، که هدایت و تذکاری برای صاحبان خرد است». (مومن، ۵۳ و ۵۴)

این بیان مستقیم، به آسمانی بودن و ارسال و نزول کتاب بر بنی اسراییل، از جانب خداوند گواهاست. مفهوم دیگر خطاب و کنایه هایی که خداوند در قرآن مجید در باره ی تورات و انجیل بعدی، یعنی آن کتابی که مورد استناد یهودیان و مسیحیان، در محاجه و مواجهه با قرآن وماموریت رسول الله است، چشم و گوش اصحاب خرد را بر ظرافت های صادقانه ی قرآن در بیان و تبین و تظاهر معلوم می کند و به ما می آموزد که با این متن کبیر و متین، برابر حدسیات و تمایلات انسانی خود برخورد نکنیم و اگراراده یورود بهگوشه ایاز این اوقیانوس فصاحت و خردمندی وآموزه های ممتاز به آدمی راداریم، نخست نحوه ی غواصی و غوطه زنیدر آب های ژرف این پهنه ی آرامرا بیاموزیم تا ناخواسته و خواسته به مرداب تاویل و تصورات خام نژاد پرستانه کشیده نشویم.

«ندیدی بهره برندگان از کتاب را، که چون بهقضاوت کتاب خدا خوانده شدند، گروهی از آنان سر باز زدند و نپذیرفتند. بدان سبب که می گفتندآتش دوزخ بر ما پایدار نیستوتکیه گاه شانافترایی بود که بر دین خود بسته بودند». (آل عمران، ۲۳ و ۲۴)

این آیه نیز پرده از مرحله ی دیگری از مکالمات میان ادیان در زمان پیامبر را می گشاید و معلوم می کند که درجات و مراتب این گونه داد و ستد های کلامی چه گونه پیش می رفته و از چه مراحلی می گذشته است. نکته ی بس آموزنده آن جا نهفته است که می بینیم اصرار خداوند در عدم انتساب تورات و انجیل به بارگاه و بیان خویش، منحصر به زمانی است کهسخن از تورات و انجیل مورد قبول یهودیان و مسیحیان در عهد طلوع اسلامدر میان است، نه تورات و انجیل فرو فرستاده از آسمان، در زمان ظهورو عرضه ی ادیان یهودو نصاری.

«و چون رسولی از جانب خدا آمد که کتاب شان هم گواهی می داد، گروهی از آنان کتاب خدا را، چنان که از آن بی خبر باشند، ندیده گرفتند». (بقره، ۱۰۰) ما تورات را نازل کردیم که در آن نور هدایت استومرجع حکمانبیایی بود که به آن ایمان داشتند و احبار و ربی ها به حفظ کتاب خدا می کوشیدند و برآن گواه بودند. بترسید و آیات الهی را نازل نفروشید که ندیده انگاران آیات نازل شده از جانب خدادر زمره ی کافران اند».(مائده، ۴۴)

پس واضح است که خداوند در قرآن مبین، تورات و انجیل را با دو نوع خطاب می خواند: «کتاب الله»، آن زمان که از متن نازل شده و نخستین آن هاسخن می رود و مجرد «کتاب»، بدون انتساب به بارگاه الهی، آن گاه که یهود و نصاری از تورات و انجیل در دست خویشبهزمان رسالت و حیاتپیامبر میگویند. این می رساند که تورات و انجیل زمان رسول الله، درست همانند آن چه امروز موردقبول کنیسه و کلیساست،اعتبار آسمانی ندارد. چنان که در بررسی های بعد، و تنها به مدد راه نمایی های قرآن، معلومخواهم کردکه یهود و نصاری در کدام بخش های تورات و انجیل، به چه سببو هدف و چه گونهدست برده اند و در هر مرحله عکس العملقران در برابر سعی آنان در ایجاد انحراف در فهم تحولات مورد نیاز دوران و عصر چه بوده است؟

تذکر دهم که این مبحث مفصلیاستمشغول تعارض با تلقیناتی که هزار سال است در قرآن کریم به دنبال ناسخ و منسوخ و تغییر و تبدیلمی گرددو کسانی زمینهمی سازند تا بگویندکتاب خدا مغشوش و متناقض است چنان که مدعی می شوند دستورات الهی در آموزه های ادیان یهود و نصاری و اسلام برابر نیست ودزدیده و زیر لب و حتی آشکارازمزمه می کنند که خداوند بندگان خویش را به تفرقه و تقابل کشاندهو ستیزه های دینی به راه انداخته است. بررسی من به جنگمبانی و مسئولین این تبلیغات می رود تا معلوم شود که تورات و انجیلاولیه وقرآن مجید و شکوهمند،درخطوط اصلی، جز به کار هدایت یکسانبندگان نبوده است، چنان که در قرآن فصیح و امین دوتلقین و تکلیف مغایر وجود ندارد و چنین برداشت هایی را کسانی تدارک می بینند که قصد گم راه کردن آدمیان از مسیر مستقیم هدایتبا منظورمبدل کردنآنان به اسباب بهره کشی دنیوی را دارند. پس به بازبینی و شناسایی قومی برگردیم کهبه هدایت الهی از ستم فرعون مصر گریختند، در صحرای سینا به کتاب تورات و دین یهود دعوت شدند و اینک آنان را پیروان چنان یهودیتی می شناسیم که خداوند در قرآن منحرف شدگان از دستوراتاولیه و اصلی تورات معرفی می کند. (ادامه دارد)

داکتر محمد علی ابدالی

از کتابخانۀ:

داکتر محمد علی ابدالی

نویسنده:

ناصر پورپیرار











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us