څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

دلایل آغاز جنگ جهانی دوم


جنگ جهانی دوم به دلایل بسیار ی آغاز شد. بعضی از اصلی ترین
آنها بحران اقتصادی و تورم و درخواست غرامت جنگی از جمهور ی
وایمار آلمان پس از جنگ جهانی اول و رکود اقتصادی و نیاز ژاپن به مواد
اولیه بود که باعث ظهور و رواج اندیشه فاشیسم و ملی گرایی ظهور
اندیشه دیکتاتور ی و محدود کردن فکر و اندیشه شد.
بعد از جنگ جهاني اول كشورهاي فاتح نتوانستند روابط بينالمللي
را بر اصولي معتبر و درست بنا نهند. مشكلات ناشي از جنگ نيز مانع
ايجاد يك فرصت مناسب براي تدوين چارچوبي محكم و اصولي جهت
نظم بخشيدن به روابط بين كشورها شد.
وضع اسفبار زندگی مردم آلمان به دنبال شكست در جنگ جهانی اول
و الزام دولت آلمان به پرداخت غرامت جنگی سنگین ظهور آدولف هیتلر
را كه عامل اصلی شروع جنگ جهانی دوم بود تسهیل كرد.
وی كه شكست آلمان را نتیجه توطئه یهودیان و كمونیستها
میدانست نه تنها خواستار تجدیدنظر در عهدنامه ورسای شد بلكه با
طرح شعار پان ژرمنیسم و با اعلام برتر ی كامل نژاد ژرمن حق گسترش
قلمرو آلمان تا سرزمین ملتهای اسلاو در اروپای مركز ی و شرقی را مسلّم
انگاشت و تبعیض نژادی را اساس جهانبینی خود قرار داد و به همین
شكل در صدد گسترش نفوذ خود در دیگر نقاط جهان برآمد.

از سوی دیگر جامعه ملل ایتالیا را به سبب اشغال اتیوپی در سال
1935 تحریم اقتصادی كرد و این امر به ایجاد محور رُم ت برلین در سال
1936 انجامید.
پس از جنگ جهانی اول بریتانیا روسیه فرانسه و آمریكا حدود 78
میلیون كیلومتر مربع از خاك كره زمین )بیش از نیمی از خشكیهای
جهان( را در اختیار داشتند. در مقابل سرزمینهای متعلق به آلمان ایتالیا
و ژاپن مجموع ا به حدود 6 / 2 میلیون كیلومتر مربع میرسید.
این تفاوتها بیانگر چرایی عزم كشورهای كامیاب )بریتانیا روسیه
فرانسه و آمريكا( در حفظ مرزهای موجود و اجتناب آنها از جنگ و در
عین حال دلیل تداوم ناخرسندی فزاینده آلمان ایتالیا و ژاپن بود. این
امر 3 كشور اخیر را در طول 20 سال ترك مخاصمه ) 1919 ت 1939 ( به سوی
توسعه ابزارهای جنگی كشاند و آنها را به گسترش سرزمینهایشان
واداشت و ستیزهجوییهای آنها اسباب جنگ جهانی دوم را فراهم
آورد.برای این که فصل بعدی حتما از صفحهی فرد بعدی شروع شود از
Section Break نوع Odd Page استفاده کردهایم. برای دیدن Section Break ها در آخر فصول و سایر علایم مربوط به صفحهآرایی از دکمه میانبر
Ctrl+Shift+8 استفاده کنید. برای عدم نمایش این علایم مجددا همان
دکمه میانبر را تکرار کنید.
جنگ جهانی اول به پایان رسید اما نظام سرمایهدار ی اروپا جنگ
دیگر ی را آبستن بود. سرمایهدار ی اروپا از بازارهای پس از جنگ فربه
شده بود. تنها چند ماه پس از جنگ جهانی اول بود که شوراهای انقلابی
کارگر ی به ویژه در آلمان پدید آمده و شدید ا طبق ه حاکم را نگران کرده
بودند. به همین خاطر طبق ه حاکم آلمان به تسلیح میلشیای ارتجاعی
انقلاب را برطرف کرده و بتواند انقلاب روسیه را از » خطر « همت گمارد.

حمایت کارگران اروپا محروم نماید. شوراهای انقلابی کارگر ی درهمکوبیده
شدند و بحران اقتصادی بر جای ماند تا این که در سال ۱۹۲۹ میزان
بیکار ی به درجهای بیسابقه رسید. اشتهای استعمار ی قدرتهای بزرگ
سرمایهدار ی و رقابتهایشان هم در این زمان به شدت تقویت شده
بودند. دو اتفاق مهم آتش اولیه جنگ جهانی دوم را برافروخت حمله
ژاپن به چین )ژوئیه ۱۹۳۷ (و اشغال لهستان توسط آلمان )سپتامبر
۱۹۳۹ .)
کشورهای درگیر جنگ جهانی دوم دو گروه بودند که به نام متفقین و
متحدین شناخته میشوند.
هيتلر براى اعاده حيثيت قوم ژرمن به پا خاست تا كينه هاى خفته
ملت آلمان را بعد از پايان جنگ اول جهانى بيدار كند و حقارتى را كه به
گفته او و همفكرانش بعد از پايان جنگ اول و معاهده ورساى دول متفق
بر آنان تحميل كرده اند تلافى كند. هر چند نيروهاى متفقين عقيده
داشتند آلمانى هاى تحقير شده ديگر هيچ گاه تهديدى براى جهان
نخواهند بود.
ايدئولوژى حزب نازى كه شخص آدولف هيتلر در كتابش )نبرد من(
تشريح مى كند بيانگر انديشه هاى فوق العاده شوونيستى بود كه برترى
قوم ژرمن ها را تبليغ مى كرد. هيتلر در اين كتاب مدعى مى شود كه
آلمان ها فاقد فضاى حياتى هستند و نازى ها هم از احساسات مخالف
عهدنامه ورساى و نارضايتى ناشى از تشديد استثمار و فقدان حقوق
سياسى سود مى جستند و ادعا مى كردند كه فقط جنگ مى تواند خواسته
ها و آرمان هاى آنان- يعنى ملت آلمان- را محقق سازد.
در اين ميان عميق تر شدن بحران عمومى سرمايه دارى كه جنگ
جهانى اول و انقلاب شوروى )سال ۱۹۱۷ ( نشانه هاى آن بودند بيش از

پيش تضاد هاى جهان امپرياليستى را تشديد مى كرد امپرياليسم جهانى
هم اينك با يك نظام نوپا روبه رو بود كه روس ها به رهبرى لنين در
شوروى تاسيس كرده بودند. هم اكنون نظام سرمايه دارى جهانى با قطب
جديدى از قدرت روبه رو شده بود. شوروى ها در امور جهانى نفوذ قابل
تضاد هاى جهان سرمايه دارى به خصوص طى « : ملاحظه اى مى يافتند
بحران جهانى سال هاى ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۳ كه مهلك ترين تشنج اقتصادى در
تاريخ سرمايه دارى بود تشديد مى شد. اين بحران در ايالات متحده
آمريكا آغاز شد و به ساير ممالك سرمايه دارى سرايت كرد: در سال ۱۹۳۳
ميزان توليد صنعتى به نسبت سال ۱۹۲۹ در آمريكا و بريتانياى كبير آلمان
و فرانسه به ترتيب ۶۴ ۸۸ ۶۵ و ۸۱ درصد تنزل كرد. اركان داد و ستد
جهانى با ۶۵ درصد كاهش به لرزه درآمد. بيكارى عالمگير شد عده
بيكاران در آمريكا به ۱۳۷۰۰۰۰۰ نفر و در بريتانياى كبير به ۲۶۰۰۰۰۰ نفر
». رسيد
اين آمار و ارقام حكايت از بحران عميقى داشت كه در نظام جهانى
سرمايه دارى به وقوع پيوسته بود و اين نظام را دچار تضاد هاى آشتى
ناپذيرى مى كرد. پيشتر از آن در سال ۱۹۳۱ ژاپنى ها به مناطق شمال
خاورى چين حمله كرده بودند و براى مقابله با تمركز سرمايه هاى
فرانسوى آمريكايى و انگليسى از آسيا راه خشونت و قهر را برگزيدند و
بدين ترتيب تا قبل از شروع جنگ دوم جهانى كانون خطرى در خاور دور
به وجود آمد. ن. اى. آينسيموف نويسنده و تاريخ نگار روس در اين باره
در ميان كشور هاى اروپايى آلمان بيش از همه صدمه ديد: « : مى نويسد
بيكارى عالمگير و شديد بود سقوط شديد سطح زندگى ركود اقتصادى
به اين ترتيب انحصارات آلمان گام ». را به يك بحران سياسى مبدل نمود
به گام و سرانجام در اوايل سال ۱۹۳۳ موفق شدند نازى ها را بر اريكه

قدرت مستقر كنند و بى شك حكومت به دست مرتجع ترين و در عين
حال متجاوز ترين محافل افتاد.
وقتى از خاك بيشتر در اروپا سخن « : هيتلر در كتاب نبرد من اعلام مى كرد
مى گوييم بايد اول و پيش از همه به روسيه و ممالك همجوار او
رفته رفته با تسلط نازى ها دومين كانون خطر در قلب اروپا ». بينديشيم
به وجود آمد و جهان هر لحظه به سوى جنگى خونين قدم برمى داشت.
صداى پاى فاشيسم رساتر و واضح تر از هر زمانى به گوش مى رسيد. آيا
وقوع جنگ اجتناب ناپذير بود؟ اين تحولات دور از چشم سران شوروى
تحولى « : نماند. در كنگره هفدهم حزب كمونيست شوروى اعلام كرد
نامطلوب از جانب نازيسم در جريان است و قابل پيش بينى است.
فاشيسم كه اكنون كنار صحنه قرار دارد خود را به زودى وارد صحنه مى
كند و سعى دارد دست به تلاش پيگير براى رسيدن به نازيسم بزند و اين
البته ». بدان معناست كه زمانى بحرانى براى انقلابى ها دارد فرامى رسد
اين پيشگويى وى صرف نظر از مجادلات و گفت وگو ها و احيان ا توافق
هاى اوليه شوروى با آلمان مى تواند نشانگر احساس خطر روس ها از
رقيب خود و پيشروى آلمان ها به اروپاى شرقى باشد. جايى كه بعد از
پايان جنگ معلوم شد چقدر روس ها به حضور و فعاليت در آنجا علاقه
مند بودند.
با تشريح اوضاع جهان و صف بندى نيرو هاى سياسى و نظامى و حتى
پيشگويى و پيش بينى بعضى از رهبران كشور ها اين سئوال پيش مى
آيد كه چرا جامعه جهانى تلاشى مضاعف براى جلوگيرى از اين جنگ به
عمل نياورد؟ پاسخ به اين سئوال با تشريح علمى وضعيت بافت حكومت
هاى كشور هاى متفقين و متحدين قابل بررسى است. اين كه چه كسانى
تلاش مى كردند هيتلر را به راس قدرت برسانند.

تصميمات پشت پرده كشور هاى امپرياليستى براى درگير كردن فاشيسم
و كمونيسم و خلاصى از دست هر دو تا جايى كه از ديد محافل ادبى و
ژورناليستى آن زمان فاشيسم و كمونيسم دو روى يك سكه قلمداد مى
شدند. هر كدام از اينها علائم و گزاره هايى است كه مى تواند ما را به
دست يافتن پاسخ نهايى رهنمون كند! سرمايه دارى انگليسى و فرانسوى
در آن مقطع حكومت شوروى همراه با جنبش هاى انقلابى داخلى خود
را دشمنانى خطرناك تر از فاشيسم مى دانستند و از همين رو اميدوار
بودند كه بتوانند از جنگ با كشور هاى فاشيستى اجتناب كنند و آنها را
عليه شوروى سوق دهند تا از اين طريق بتوانند به كمال مطلوب برسند:
انهدام شوروى توسط نيرو هايى جز خود آنها و در عين حال تضعيف
رقباى سرمايه دارى خود يعنى ژاپن آلمان و ايتاليا.
نكته جالب اين كه آينسيموف به سياست ايالات متحده آمريكا اشاره مى
سياست آمريكا براى حفظ صلح سياستى بسيار « : كند و مى نويسد

خطرناك بود. به ياد بياوريم كه پس از جنگ جهانى اول انحصارات مالى
ايالات متحده آمريكا همراه با فرانسه و انگلستان كمك هاى مالى عظيمى
در تجديد حيات و توسعه صنايع سنگين آلمان صرف كردند و اين يكى از عوامل عمده اى بود كه به تجاوزگران آلمانى امكان تركتازى مى داد.

سیف الله فضل

از کتابخانۀ:

سیف الله فضل

نویسنده:

دانشنامه جنگ جهانی دوم











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us