څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
facebook

زبان دری لهجه نیست زبان آفرینشگر فارسی است


مدتهاست که متوجه میشوم رسانه ها ، نویسنده گان ، شاعران و قلم بدستان ما که خود را نخبه های زبان دری و نویسنده ها و سخن سرایان دری قلمداد میکنند چیز های مینویسند که با زبان اصیل مادری من که دری است فرق دارد فاجعه بار تر این است که در طول سال هاست این زبان کهن از چندین جانب مورد تهاجم وستم قرارمیگیرد انهایی هم که در داخل کشور اند این زبان کهن و تاریخی را زبان دوم میدانند و چنان بر جانش چسپیده اند که میخواهند سرنوشت چندین قرن اش را به دست فاجعه بسپارند و درد آور تر از همه این است که فرزندان اصیل این زبان کهن نادانسته و یا هم با مدرن پسندی هایشان تاریخ چندین هزار ساله اش را به دست بازی گرفته اند و چنان وانمود میکنند که گویا زبان دری لهجه است نه یک زبان مستقل.


گرچه من زبان شناس نیستم تا نوشته عالمانه در باره زبان شناسی بنویسم ولی قرار یاداشت هایم از دوران کودکی که از والدین و بزرگان سخن دان دور وبرم بیاد دارم و هم قرار برداشت هایم از منابع معتبر و انتشارات که در معرفی زبان فارسی از منابع خارجی خواندم چنین دریافتم که حتی منابع خارجی هم به این باور دارند که زبان دری لهجه نه بلکه زبان فارسی قدیم است حتی یاد آور شده اند که این زبان در زمان قبل از اسلام در همین سرزمین که امروز افغانستانش مینامند و قبلا خراسان و ماورالنهرش میگفتند مروج بوده است طبق که در تاریخ مینویسند زبان دری یا فارسی امروزی تا قرن چهارم هجری زبان منحصر به خراسان و ماورالنهر و یا افغانستان کنونی بوده است این زبان در آنوقت در ایران معمول نبود حتی یک شعر هم در همین زمان در زبان فارسی حال دیده نمیشود که بعد ها زبان دری به غرب یا ایران امروز انتشار کرده است.


اما اينکه چرا عرب‌ها به‌صورت عام زبان دری را فارسی خوانده‌اند دليلش اولين روياروئ آن‌ها با قوم فارس بود ه و از سوی ديگر فارس‌ها دارای امپراتوری بزرگ بودند و شهرت بيشتر داشتند، بدين‌سان بود که عرب‌ها همه آريايی‌تباران را به ملاحظه منطقه پارس پارسيان، فارس و زبان هایشان را فارسی ناميدند. پارسی دراصل خودش یک لهجه بوده است که موبدان و علما به ان سخن میگفتند . زبان فارسی 1500 سال قبل زبان رسمی ایران شد در حالیکه زبان دری در قرن چهارم هجری زبان رسمی مردمان خراسان و بلخ و بدخشان و ماورالنهر یا افغانستان کنونی بوده است . زبان مردم ایران کهن زبان خوزی بازمانده ی زبان عیلامی یا ایلامی بوده است که در دوران هخامنشی ها و ساسانی ها و داریوش بزرگ به این زبان حرف میزدند . ایرانیان هم به این باور که که خوزستانی ها نگاهدارنده فرهنگ و آیین اصیل ایران کهن اند بعدها بعد از هجوم اعراب به فارس مردم محلی هم به پيروی از نويسندگان عرب خود را فارس و زبان خود را فارسی می‌خواندند و حتی رسم الخط زبان ها هم تغییر کرد که اين اشتباه تا امروز هم همه‌جا متداول است



ولی در این زمان سخنسرایان دری و انهایی که میخواهند خود را به زبان فارسی ایرانی نزدیک کنند باید فراموش نکنند که زبان دری در اصل آفرینشگر زبان فارسی است و این زبان در اصل از کنار دریای آموی امروزی یا بلخ و بدخشان افغانستان سرچشمه گرفته است.


برای همین است که وقتی با انهایی که خود را نخبه گان زبان فارسی میدانند همسخن میشوم حیران میشوم انها چگونه بیگانه سخن میگویند گاهی به خودم میگویم این همه واژه های جدید را از کجا به این زبان پیوند میدهند من که برخاسته از یک خاک و سرزمین هستم که همه نیاکانم دری زبان بودند چرا حالا به زبان و اصطلاح سخن سرایان دری نابلدم؟


آن زبان را که درزادگاهم بدخشان که مهد ادیب پروران دری وزادگاه زبان دری است آموخته بودم چیزی دیگری بود چرا من نمیدانم که اینها چی میگویند؟ واژه های که من برای خارج دیده ها ی کشورم استفاده میکنم ان را لهجه بدخشانی میدانند در حالیکه چنین نیست در لهجه تنها ادای واژه ها تغییر میکند نه اینکه واژه کاملا تغییر کند . من باور دارم این همان واژه های اصل دری است که در بدخشان گویش دارد . چرا ما بدخشانی ها از گفتن واژه های چون کشتل ـ یخن و یا کلوش یا کفش و یا هم از کرته یا پیراهن و یا هم تاقین یا کلاه خجالت بکشیم اینها که واژه های اصل دری اند در بدخشان کوچک را خورد و بزرگ را کلان میگویند به برادر دادر به پول ـ پیسه به ثروتمند ـ بای به فقیر ـ غریب و یا کم بغل به سیب زمینی کچالو و به گوجه فرنگی بادنجان رومی و یا هم به شهرستان دهکده یا قشلاق میگوییم . چرا ما مانند سابق به جاده سرک نمیگوییم مگر چرا به کودکان خود بچه هایمان بگوییم . دربدخشان به پسر بچه میگویند.


متاثر کننده تر از این است سخنسرایان دری که که خودشان را هسته گذاران بنیاد های دفاع از زبان دری مینامند وقتی به سروده هایشان متوجه میشوم بسیاری واژه هایشان در نظرم نا آشنا میایند . شعر از کاظم کاظمی را اینجا بخوانید و خود قضاوت کنید.


روحم و روی ابر می خوابم

خسته‌ام ، توی قبر می‌خوابم!


توی یک قبر تنک و بن بستم

مثل یک مرده در خودم هستم


عطر بالش یواش میاید

بوی سیب از صداش میاید



من در زبان دری واژه بنام ( توی ) را نمیشناسم ما در زبان دری به توی یا طوی ازدواج کردن را میگوییم . ولی چیزی که از شعر دریافتم شاید هدف شاعر داخل یا بین قبر بوده است که پس در زبان دری به این واژه درون میگوییم. و یا هم برای یواش در زبان دری آهسته میگویند که برای من و انهایی که ایران نرفته اند یواش واژه نا اشنا است و حتی در کتاب ها و اشعار قدیم فارسی هم کمتر از این واژه ها خوانده ام


این که در روی کاغذ است هر چه است میگذریم ولی ای کاش گوشی نمیبود که این سخنسرایان بزرگ را در هنگام سخنرانی نمیشندیم تا اینقدر رنج نمیبردیم از میان صد واژه فارسی ایرانی یک واژه دری را هم ذکر نمیکنند بعضا میبینم کسانی که پای شان را چند قدمی دور تر از مرز کشور گذاشتند واژه های را استفاده میکنند که حیران میشوم دراوایل فکرمیکردم. شاید نیاکان من و یا والدینم در آموختن زبان به من اشتباه کردندولی بعد از اینکه به ریشه مساله پی بردم بسیار متاثر شدم دیدم که .. نه والدینم همان اصل دری سچه و درست گپ میزدند ولی انچه حالا میشنوم فقط یک تقلید بیش نیست و اینها بنام سخنسرایان دری در حال تاراج کردن زبان اصیل دری اند .



گرچه با مسرت این را میدانم شمار زیادی از ازبک تباران و ترک تباران افغانستان امروز هم خود را سخن سرایان دری میدانند و از برکت این زبان شهرت و پول یافتند و به جایی رسیدند ولی انها هم باید متوجه باشند که به حال این زبان کهن جفا نکنند اگر میخواهند دری بسرایند نباید حا شیه روی کنند و از دیگران تقلید نمایند .


زبان دری زبان شهرنشينان بود، ودر دربار با آن سخن می‌گفتند و منسوب به درباریان پادشاهی وقت بوده است . این زبان لهجه گویش مردمان خراسان و مشرق، زبان مردمان بلخ و بدخشان در آن بيشتر است.


این لهجه به نسبت واژه های ادیبانه و تشریفاتی اش بیشتر مورد توجه و علاقه درباریان آن وقت بودو زبان مورد پسند پادشاهان بوده است و حتی در آن زمان به نسبت خوش خوانی اش پرنده گان خوش آواز را هم به نام دری نام نهاده بودند مانند کبک دری .


در زبان پر باردری بهترین و اصیل ترین واژه های اصیل زبان فارسی را میتوان یافت و حتی بیشترین هایش هم در کتب عربی استفاده شده است زبان دری زبان علمی و ادبی و زبان سرایش شعر و نثر بوده است آثار بزرگترین شاعران و نویسندگان فارسی به همین زبان نشر شده است طبق که حافظ میسراید


ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه

که لطف طبع و سخن گفتن دری داند


ولی متاسفانه در این اواخر در رسانه های فارسی دری زبانان افغانستان دیده میشود که اکثرا افغانهای ما زبان دری مادری خود را که روزگاریبهترین و شایسته ترین بود فراموش کرده و کوشش میکنند اصطلاحات فارسی ایرانی را در گویش روزمره و حتی در نوشته های خود استفاده کنند واژه های که در زبان فارسی ایرانی هم جنبه تاریخی ادبی آن بسیار ضعیف بوده و هیچ بنیاد تاریخی با زبان فارسی هم ندارد.


سیف الله فضل

از کتابخانۀ:

سیف الله فضل

نویسنده:

داکتر جلیله سلیمی











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us