څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

شرم آور است


شرم آور است

(دعوت نامه ی تاجکستانی از طریق سفارت ایران)

مصطفی عمرزی

این که بازار آزاد افغانستان، چه چیز های دیگری را تضمین کرده است تا شان و حیثیت ما در گرو باشد، در مسیری که ما را ناگزیر کرده اند دل خوش باشیم دیموکراسی داریم، در نوبت های بعدی شرح خواهم داد، اما در این نوشتار، بر گوشه ی دیگری از خفتی اشاره خواهم کرد که کار افغان ها را به جایی می رساند تا در یکی از فقیرترین کشور های دنیا (تاجکستان) نیز بر حال ما بخندند.

کشور فقیر تاجکستان، پس از مداخله ی نیرو های روسی که منجر به سقوط حکومت اسلامی آن کشور شد، در راستای سیاست های بسیار غلط که در برابر ارزش های اسلامی قرار دارند، سراغ یکی از بدترین نسخه هایی رفته است (فارسیسم) که نه فقط توسط رژیم اسلامی ایران، نفی نشد، بل با سرمایه گذاری روی آن ها، جامعه ی ایران اسلامی را بر تضاد استوار کرده است.

باستانگرایی یا نسخه ی متعفن میراث سلسله ی پهلوی، جزو سیاست های فرهنگی حکومت تاجکستان، عملاً در برابر ارزش های اسلامی قرار می گیرد. این پدیده در حالی که به شدت هویت تاجکان را مسخ می کند، به ناهنجاری های منجر خواهد شد که در کنار تقابل جریان های اسلامی و بسیار حساس، جدل پان ترکیسم، پان عربیسم و پان فارسیسم را جهت ایجاد ذهنیت های قومگرا و مخرب، تقویت می بخشد.

دولت تاجکستان، همه ساله، جشن های مبهم و مسخره ای را که هیچ کدام وضاحت تاریخی درستی ندارند و معلوم الحال اند، برای شست و شوی مغزی و اسلام ستیزی، روی دست می گیرد. در این میان، چیزی به نام جشن مهرگان، از جعلیاتی که اصلیت اش بر ما پوشیده نیست، برگزار می کند. در یکی از این جشن ها که چند سال قبل صورت گرفته بود، دولت تاجکستان در کنار شریک فارسی اش (ایران)، شماری از افراد مالیخولیایی و خرفت را دعوت می کند. در این میان، افغانستان نیز که گویا جزو این حوزه است، شریک جرم ساخته می شود. بنابراین، دعوت نامه ای برای افغانستان اختصاص می دهند. افزون بر بی خبری از این که طی چند سال برپایی جشن به اصطلاح مهرگان، اشتراک گننده گان افغان این جشن، کی ها بودند و این دعوت، چه گونه صورت می گرفت، اما با افشای خبر دعوت افغان ها به این جشن، رویداد ناگواری نیز رونما می شود.

مقامات تاجکستان با زیر پا نهادن تمامی اصول و قوانین، سهم افغانستان از جشن مهرگان را از طریق سفارت ایران می فرستند. این که جشن مهرگان، چه گونه است و بر مدعوین افغان، چه گونه گذشت، حرف دیگر است، اما دعوت افغان ها از طریق سفارت ایران که وقتی بحث فرهنگی و تاریخی مطرح باشد، موضع ایران و ایرانی، معلوم الحال است، به شدت ما را نگران و متعجب کرد.

نمی دانم معیار های سفارت ایران برای گزینش افراد چیستند؟ هرچند وابسته گان حرفی ندارند، اما در کشوری که ظاهراً تا آن زمان، وزیری با دکتورای زبان دری از ایران در وزارت بود (سید مخدوم رهین) و از فارسیسم ایران، چنان ذوقه زده می شود که فرهنگ افغان ها را همیشه فراموش می کند، موضوع را عجیب تر می کند.

در هنگام وزارت رهین، بار ها بر افغانستان، افغان ها و پشتون ها توهین شد، اما هیچ کسی خودش را زحمت ندهد که چرا؟ پذیرفتن دعوت نامه ی آن جشن ناچیز تاجکستانی، اصلاً اهمیتی ندارد، اما باید پرسیده می شد که چرا از طریق سفارت ایران توزیع شد؟ هرچند مقامات تاجکستانی از سفری که گفته می شود سید مخدوم رهین با گذاشتن گاف (دختر، خواسته بود)، آبرو ریزی کرده است، بسیار ناراحت شده بودند، اما نمی توان پذیرفت که مساله ای به اهمیت ارسال دعوت نامه را خلاف عرف بین المللی از یک کشور دیگر ارسال کنند.

در دنیای ما، به ویژه در جهان سوم، از مهمترین باور ها برای حفظ منافع، وحدت فکری مردم است. متاسفانه و شوربختانه با حجم بزرگ سرمایه گذاری های بیرونی برای ایجاد رسانه ها و تشویق فعالیت های فرهنگی مخل، مثلاً زور آوردن در جهت قبول ترمینالوژی بیگانه، مردم را به تردید می اندازند.

کمترین واکنش ما در برابر بازی با سرنوشت افغانستان، توجیه دیموکراسی دروغین و سفارشی بیگانه است. بخشی از بدنه ی مملکت که گاه به نام ادارات و افراد فرهنگی، باعث ضیاع هزینه ها می شوند، کمترین کاری که فارغ از هیاهوی تقبیح و تضرع باشد، نمی کنند.

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us