څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

مهاجرت به ایران وپیامد های ان


  • یادداشت


خواننده محترم نوشته های ذیل مجموعه است که در عناوین ذیل در حال

تکمیل شدن میباشد و تکمیل نهائی وویرایش وصحافت ان نیازمند زمان وحوصله مندی

شما گرامیان است ونیز ممکن است کمبود های ازلحاظ فون وفن نویسندگی وبکاربردن

بعضی اصطلاحات گویشهای زبانی را داشته باشد که امید واربه راهنمای وهمکاری شما

هستم ودوستانیکه هرگونه مطالبی مستند در رابطه به موضوعات مرتبط داشته باشند به

کمال میل استقبال میکنم زیرا سعی به تصویر کشانیدن حیات بخش عظیم از مهاجرین کشورم

رادارم که خود با تمام وجود در زوایای تاریک وپنهان ان بوده واز همان اوان سعی در

انعکاس ان به هر وسیله ممکن داشته و کوشیده ام تا انچه را در پشت تریبیون ها ونشستها

ومعامله ها ومنت گذاری همسایه ها وابزار فشار سیاسی دولتها وبی تفاوتی مجامع بین الملی

قرار گرفته ومیگیرد خود در چه واقیعت های بس تلخ وناگوار بیشتر از سه دهه حیات

خاموش داشته اند ،وهچنین انتقادات و پرسش های شما را به کمال مهربانی پذیرا هستم .





بخش اول

مقدمه

انگیزه های هجرت مردم افغانستان به ایران

محدودیت های شغلی وچگونگی استقرار مهاجرین در شهر های ایران

اردوگاهها وقرنطینه های مراقبتی در دل کویر وخارج شهره

وضعیت مهاجرین بعد از نیمه دوم دهه شصت در رویکردجدیدسیاسی ایران

طرح استقرار مهاجرین در اردوگاههای ویژه وتصویب ان از سوی مجلس ایرانا

مجلس ایران بخاطرتوهین وحتک حرمتآگاهانه به ملت افغانستان باید عذر خواهی کند

« چرا وچگونه مهاجرین « مجاز و غیر مجاز

اردوگاه های (شکنجه گاههای سیاه وسفید) ایران


بخش دوم

تشکیل گروههای جهادی ومعرفی اجمالی انه

تاثیر توافقنامه ژنو وسرنوشت مهاجرین

نیم نگاهی به بقای ۴ساله دولت نجیب ونزدیکی (تهران -مسکو)

مصاحبه تاریخی روزنامه رسالت ایران با دوکتور نجیب

سقوط دولت نجیب وموقیعت بحرانی مهاجرین در ایران

جفای کمیسیاریای سازمان ملل وارگانهای مربوطه در قبال مهاجرین








ص۱

مقدمه ـ

اساسا پدیدة هجرت برای مردم افغانستان در واقع یک تحول آنی ووقبول کردن شرایط ناشناخته

آنی بود ٬ که دریک شرایط بحرانی وجؤ اختناق وفشار های مضاعف ونیز عدم امنیت فردی

واجتماعی از طرف وضع حاکم یعنی حاکمیت باند خلق وپرچم پس بقدرت رسیدن شا در ثور ۷

ثور ۱۳۵۷ آغاز گردید .طبعأ این مهاجرت فردی وگروهی بدون امادی ذهنی و حق انتخاب به

مثابه حداقل زنده ماندن شکل گرفت وتشدید این مهاجرت از شهر ها وروستا ها با تجاوز ارتش

سرخ دامنه اش وسیعتر شده زیرا مهاجرت اینبار جدا از نجات جانی انگیزه های قویتربخود

گرفت زیرا با تجاوز ارتش سرخ سه مقوله تفکیک نا پذیر یعنی :حس مقاومت ، تامین

نیروی مقاومت وشکست دادن ارتش سرخ واکنش سریع وخشن مردمی را در سراسر

کشور ما شکل داد ۰

.طبیعی بود که باند خلق وپرچم برای تضعیف وایجاد روحیه تسلیم پذیری مردم جدا از

قتل وسرکوب وپر کردن زندانها ازطبقات مختلف مردم٬ سیاست تحریم واهرم های فشار را

بکارگرفت ودر یک سیاست غیر انسانی وناعادلانه یجز مراکر ولایات وولسوالی های تحت

حاکمیت خود بقیه مناطق را مورد تحریم مواد غذایی وپوشاکی ومواد اولیه قرار داد .

در یک دید کلی بحران تحمیلی در کشور پس از سال ۱۳۵۷ صورت جدی وخطر

ناکتر بخود گرفت طوریکه در یک طرف دولت خلق وپرچم باتمام جفا وقساوت وابزار های

فشار ومتکی به قدرت اتحاد شوروی سابق وارتش سرخ ان ودر طرف دیگر مردم بی دفاع

وغیر مسلح ومصمم به مقاومت که هر روز دامنه اش گسترده ترودر آبستن هسته سازی و

ص۲


ساماندهی خود پیش میرفت واین وضعیت باور های ضد ونقیض را در خارج از مرزها به

بوجود آورده بود وتحلیلگران ودولت های منطقه وبین الملی انرا یک پدیده زود گذر واحساسی

که نشأت گرفته از باورهای مذهبی وفرهنگی زود گذر واحساساتی که نشأت گرفته از

باور های مذهبی وفرهنگی مردم افغانستان میدانستند ۰




ومعتقد بودند که چنین پدیده هر قدر ریشه دار تر وعمیق باشد در برابر اردوگاه اتحاد شوروی

چیزی قابل محاسبه نیست ٬دیری نه گذشت که این پدیده مقاومت در باورمندیهای کشور های

منطقه وبین الملی جایگاه غیر منتظره ووجود عینی خود را باز کردوافکار دنیا را به بازبینی

وتجدید نظر واداشت که در پی این نضج گیری وحرکت های مردمی علیه وضع موجود پدیده

هجرت درشعاع وسیعتر در حال شکل گرفتن بود بطوریکه در سالهای اولیه این تحولات داخلی

آمار وارقام هجرت به میلیونها نفر رسید ذکر این نکته بجاستکه افغانستان با یک جغرافیای

موقیعت استراتژیک منطقه ای در خط فاصل کوهپایه خود از ترکیب قومیت ها ونژاد های مختلف

وبا داشتن مذاهب وفرهنگها وزبانهای گوناگون برخوردار بوده ودر طی قرون متمادی توانسته

علیرغم این تفاوتها بخوبی نشان داده که همه این تفاوتهای عینی را حفظ وشگوفایی وعظمت انرا

نگهداشته ونکات مشترک انرا قویتر از تضاد های درونی ان پرورش بدهد وهمین تفاوتها باعث

ان شد که هجرت مردم ما در برونمرز ها هم انعکاس خود را تبارز بدهد و مرز های کشور های

همسایه پاکستان وایران شاهد دو طیف وسیع مهاجرین ما باشند که بطور گذراکه در بخش اول

ص۳


ودوم انگیزه های مهاجرت به پاکستان را نیز تشریح خواهیم داد ودلایل انرا روشن خواهیم نمود

این مجموعه حاصل ۲۰ سال تجربه ولمس لحظه لحظه زندگی دوران غربت درایران و

بیان مستندات وواقیعات تلخ زندگی است که ممکن حق مطلب ادا نشده باشد اما ضرورت

ایجاب کرد تا در قبال ۲٫۵ میلیون انسان برباد رفته وفراموشدگان تاریخ کشورم بی تفاوت

نمانم وبا بازنویسی ان وارائه ان به وجدان تاریخ وقضاوت نسلهای حال وآینده مسولیت

وجدانی خود را بخاطر اشکهایکه به زمین ریخت وکسی تأسف نخورد وفریادهایکه در بغض

سینه سنگ شد ولی کسی گوش نکرد وکودکانی که حسرت دیوار های مکتب را خورد ولی

کسی بداخل ان راه نداد وحقارت هایکه بجرم افغان بودن خود کشیدیم ولی کسی بازخواست

نکرد وبجرم مهاجر بودن شکنجه های مرگ واسات را تجربه وهزاران کشته ومعلول ومعتاد

دادیم ولی کسی نگفت چراوصدها چرا های که پاسخ نیافت سکوتم را شکسته ومسولیتم را

اندکی سبک کنم قضاوت وبرداشت ان بعهده شما خواهد بود

ص۴


بخش اول



انگیزه های هجرت مردم افغانستان به ایران

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران همزمان با تحولات افغانستان وتجاوز علنی اتحاد شوروی به

منظور اشغال واضافه کردن افغانستان به اردوگاه خود ونیزازین طریق رسیدن به ابهای گرم و

در پیشبرد اهداف از قبل تعین شده که همانا رقابت شوروی وامریکا در دستیابی سریع وتسلط


برکشور های منطقه برای تصاحب ذخایر عظیم نفت وگاز ومعادن زیر زمینی شمرده میشد بلکوک

غرب را واداشت تا کمربند واکنش سریع وبازدارنده را در ایران وپاکستان که متحد قبلی اش بود

ایجاد کند وازین طریق کانالهای ارتباطی تامین وارتباطی را با مقاومت مردم افغانستان بوجود

اورد وپیروزی انقلاب جمهوری اسلامی ایران هر چند یک رژیم کاملا مذهبی در جامعه باز و

وبا حجم بزرگ مخالفین(حزب توده) با دیدگاههای متضاد کمونستی نزدیک به اتحادشوری بود

که تاثیر گذار بر اوضاع وقبلا در محاسبه های سیاسی اتحاد شووری تثبیت شده بود که میتوانست

در پیشبرد اهداف اتحاد شوروی متحد قابل اطمینان باشد وهمین نکته بلوک غرب را واداشت تا

علیرغم ماهیت های سیاسی واقتصادی در پیروز کردن جمهوری اسلامی از هیج ابزاری دریغ

نکند واین تحول عملا تاثیرات قوی خود را سریع بر اوضاع وخیزشهای مردمی در افغانستان

گذاشت البته پیوند های فرهنگی ومذهبی ولسانی ومشترکاتی تاریخی وبخصوص روند همکاری

های نزدیک واغاز روابط نزدیک که از سال ۱۳۵۴طی سفر سردار داود خان ریس جمهور


ص۵


وقت افغانستان وعقد تفاهمنامه وقراردادهای بین کشوری با رضا شاه پادشاه وقت ایران امضا

وعقد شده بود وحجم این همکاریها دوملت را بیشتر از هر زمانی بهم نزدیک کرده بود باعث

گردید که مردم افغانستان یک بار دیگر درسخت ترین شرایط بحرانی واوضاع جنگ نا برابر

وبه منظور نجات جان و تامین نیروی مقاومت مردمی خود ایران را بعنوان دومین کشور در

خارج مرزها انتخاب کنند

ایران در موقیعت بافت جدید سیاسی بعنوان جمهوری اسلامی و بزرگ کردن شعار اسلام مرز

ندارد واعلام موضع سیاسی (مرگ بر امریکا ومرگ به شوروی) درسرخط سیاست خارجی اش

ومحکوم کردن تجاوز شوروی به افغانستان ونیز اعلام موضع سیاسی صریح مبنی بر حمایت

خود از جهاد مردم افغانستان باعث شد که دوکتله عظیم از مهاجرین که شامل ملیت تاجیک

بدلیل همزبانی ونژادی بودن وهزاره ها وقزلباشها بدلیل هم مذهبی بودن راه ایران را در پیش

گیرند و ازبکها وسایر اقلیت های دیگر بدلیل نداشتن حق انتخاب نیز ایران را ترجح دادند و

اقوام مهاجر پشتون کشور راه پاکستان رابنابر پیوند های مشترک نژادی،مذهبی ولسانی درپیش

گرفتند ودولت پاکستان «ضیاالحق» بعنوان حامی استوار وپشتوانه محکم در پشت مرزها از

اقوام سدوزائیها وبارکزایی هاودیگر اقوام بزرگ وکوچک بین مرزی بی صبرانه درپشت مرز

ها انتظار میکشید .

باوجودیکه حاکمیت وضع حاکم جدااز جهت ایدئولوژیکی که یدک میکشید از اکثریت پشتونهای

غلجه زدایی تشکیل میشد واین خود تنش ها وواکنش های را جدا از تحولات کلی کشور

ص۶


دامن میزد واز طرفی نیز هجوم پناهندگان در پشت مرز ها تنشهای رابا مردم محلی ایجاد کرد

ولی دیری نگذشت که این مهاجرین با وجود همه مشکلات ناشی از جنگ بار عظیم اقتصادی و

وفرهنگی را با خود اوردند وبدلیل باز بودن بازار اقتصادی وشغلی در شهر های پاکستان ونیز

وجود تقاضا ونیاز چه دربین خود مهاجرین وچه کمبود های چشمگیربازار کار وشغل وتجارت

مهاجرین به زودی فرصت های مناسب را دردست گرفته وخیلی زود چهره فرهنگی واقتصادی

پاکستان دیگرگون گشت ومضاعف بران هجرت شهروندان کابل ومراکز شهرهای بزرگ ونیز

درپی سیاست تهاجمی وتند دولت پاکستان علیه دولت خلق وپرچم و سرازیر شدن کمکهای بین

الملی و وجود کانالهای خارجی مخالفین طیف چپ مائویستی کشورنیز پاکستان را جای امن

پنداشته وهمه این جریانهای هماهنگ باعث ان گردید که هم دولت وهم مردم پاکستان از وضع

موجود کاملا راضی ومهاجران کشور دراین کشور نفس راحت تر بکشند که متأسفانه مهاجران

ما در ایران وضعیت عکس انرا بلکه ناگوارتر ازانرا از بدو ورود به ایران تجربه کنند وبا

موانع بس تأسف بار روبرو شدند

قابل ذکر است که نیات پنهانی هردو همسایه ما در حفظ منافع شان واینکه از وضعیت موجود

بالاترین بهره برداری سیاسی راانجام دهند همواره سیاست دوگانه وخصمانه را درقبال هرتحول

کشور داشته اند وموقف پاکستان که نسبت به ایران تفاوتهای بیشتر داشت وبعنوان

متحد امریکا ورقیب درجه یک اتحاد شوروی باعث گردید که دست غرب را در اکمال تجهیز و

ص۷


نیروی مقاومت مردم کشور باز بگذارد ودولت پاکستان نیز ازچنین موقف وفرصت طلائی بالا

ترین استفاده را کمائی کرد ودر نهان سیاست خود را بر سه اصل استوار ساخت :الف - نظارت

برتدارکات سلاح ومهمات مقاومت ونگهداشتن ان در حدی که عکسالعمل شدید شوروی را

بوجود نیاورد ۰ ب-ازظهور یک دولت نهضت مقاومت در خاک اش جلوگیری کند وبراین اساس

به انشعابات سیاسی نهضت مقاومت دامن زد وج- ابتکارعمل در زمینه سیاسی را ازان خود کند

وسرانجام شش گروه جهادی را به رسمیت شناخت که این در امر ذات وماهیت خود بنوعی از

استقلال سیاسی وابتکار عملی این گروه ها را تحت نفوذ وچاکر منشی استخبارات پاکستان قرار

داد ودست استخبارات پاکستان را در درون احزاب بازکرد وسران احزاب برای بقا وقدرتمند شدن

در صحنه وجغرافیای مبارزاتی پیش از پیش ملزم به خواسته های استخبارات ودولت پاکستان

گردید که چنین سیاست را از سوی ایران هم شاهد شدم وهردو کشور در محاسبات خود بشکل

هماهنگ ودر رقابت عمل کردند که از اتخاذ این سیاست مهاجرین ما بیشترین ضربه وصدمات

را متحمیل شدند وعملا بعنوان مهاجران رها شده درزدوبند های معامله های ننگین قرار گرفتند

وانتظارات و اعاده حقوق شانرا درین بازی کثیف از دست دادند وصرفا بعنوان ابزار تبلیغاتی

گروه ها واحزاب جهادی ومنبع درامد همسایه ونیز بعنوان ابزار فشار دولتهای همسایه در جهت

چانه زنی های سیاسی ومؤقف یافتن بین الملی ودنیای ازاد گردید وبجای اینکه احزاب وگروه

های جهادی مسول حمایت وبرآورده شدن حقوق انسانی و تأمین حیثیت وموقف انها بعنوان


ص۸


پناهنده ومهاجر در کشور های همسایه شوند این احزاب خود دلا ل های خودی شدند که

احساس موقف و هویت برده های قرن بیستم را بعنوان رابط مهاجرین نزد دولت های

همسایه تداعی کردند
رژیم جمهوری اسلامی که در تبلیغات فرامرزی خود همه گونه مهارت داشت در ذهنیت سازی

جذب مهاجرین وحمایت های بی دریغانه بقول خود شان تلاشهای را اغاز کرد وبرای این کار

یک ایستگاه رادیوی در مشهد نزدیک مرزهای غربی افغانستان «رادیو مشهد » اقدام کرد و

واز طریق این ایستگاه تبلیغات وسیع در حمایت از نیروی مقاومت ویاری رسانیدن به مهاجرین

اغاز کردند وبا شعار های داغ وپرآب وفریبنده مثل: ما از جهاد مردم افغانستان حمایت میکنیم

وجمهوری اسلامی تا پیروزی جهاد مردم مسلمان افغانستان را تنها نمیگذارد واسلام مرز ندارد

ومرزهای جمهوری اسلامی از مهاجرین با افتخار پذیرای میکند و... واینگونه با ریأ

مهاجرین بی پناه را ترغیب بسوی مرزهایش کرد واین تبلیغات ذهنیت اقشارهای مختلف

مهاجرین بخصوص شیعیان وفارسی زبانها را بیشتر جلب کرد وانها با گذر از پاکستان بسوی

مرزهای ایران سرازیر شدند وخط ترانسپورت حد فاصل کویته -تفتان یکی از پردرآمد ترین

خط ترانسپورتی غرب پاکستان شد، تا مهاجرین با پرداخت هزینه های چندین برابر ودست

بدست شدن دلال های خودی ومحلی وهفته ها ماندن در مسافر خانه های کویته که جز معامله

دلالها به بهانه های مختلف سرهم میشد وبا همه این تلخیها به تفتان خط مرزی پاکستان ایران


ص۹


میرسیدند وتصور میکردند که به مرزهای بهشت نزدیک شده اند و فرشته ها به زخم های دل

انها مرهم برادری خواهد گذاشت اما بی خبر ازاینکه در مرزهای پا خواهند گذاشته که امید

تبدیل به یأس و انتظارات شان مبدل به بغض های خواهد شد که در دلها سنگ خواهد گشت۰

ودر تفتان که منطقه شدیدا خشک وخشن وافتاب بسار سوزان واب هوای بس غیر قابل تحمل

داردودر اوایل تنها یک دو سرپناه برای مسافرین از راه رسیده وموتروانهای پاکستانی بود که

به ایران می آمدند وبیشتر هزاره های کویته وبلوچهای منطقه رفت وآمد داشتند با ورود

مهاجرین دراین منطقه مرزی سپری کردن چند شب وروز این محل رونق گرفته ومهاجرین

طبق برنامه های نیروی مرزی ایرانکه هفته چند بار مرز را از گلوگاهی بنام میل ۷۲ باز

میکردند باید انتظار میکشیدند زیرا پشت سیم های خاردار ایران هیج سرپناهی نبود وجز شبهای

ریگ روان وروز های سوزان چیزی بهچشم نمیخورد وخانواده ها ومهاجرین مجرد که از

پذیرش باز می ماندن بناچار چنین وضعیتتحمل میکردند وروز به روزبا تغیر اوضاع مهاجرین

در شرایط بدتر وغیر قابل تحمل ترقرار میگرفتند بطوریکه در امتداد سیم های خارداروصحرای

سوزان قبرستانی از فوت کودکان وسالخوردگان بزرگتر میشد واز طرفی قاقچبران بلوچ از

شرایط کمال استفاده کرده و با خط ترانسپورتی موترسایکل در امتداد مرز با تبلیغ اینکه مجرد

ها را ایران نمی پذیرد سعی در انتقال ها به زاهدان شهر مرزی ایران مبادرت میکردند که بعد

ها این امکانات ساده انها تبدیلموتر ها شد ونیروهای مرزی کاملا ازین موضوع اگاه بودند


انها مرهم برادری خواهد گذاشت اما بی خبر ازاینکه در مرزهای پا خواهند گذاشته که امید

تبدیل به یأس و انتظارات شان مبدل به بغض های خواهد شد که در دلها سنگ خواهد گشت



ص۱۰



ودر تفتان که منطقه شدیدا خشک وخشن وافتاب بسار سوزان واب هوای بس غیر قابل تحمل

داردودر اوایل تنها یک دو سرپناه برای مسافرین از راه رسیده وموتروانهای پاکستانی بود که

به ایران می آمدند وبیشتر هزاره های کویته وبلوچهای منطقه رفت وآمد داشتند با ورود

مهاجرین دراین منطقه مرزی سپری کردن چند شب وروز این محل رونق گرفته ومهاجرین

طبق برنامه های نیروی مرزی ایرانکه هفته چند بار مرز را از گلوگاهی بنام میل ۷۲ باز

میکردند باید انتظار میکشیدند زیرا پشت سیم های خاردار ایران هیج سرپناهی نبود وجز شبهای

ریگ روان وروز های سوزان چیزی بهچشم نمیخورد وخانواده ها ومهاجرین مجرد که از

پذیرش باز می ماندن بناچار چنین وضعیتتحمل میکردند وروز به روزبا تغیر اوضاع مهاجرین

در شرایط بدتر وغیر قابل تحمل ترقرار میگرفتند بطوریکه در امتداد سیم های خارداروصحرای

سوزان قبرستانی از فوت کودکان وسالخوردگان بزرگتر میشد واز طرفی قاقچبران بلوچ از

شرایط کمال استفاده کرده و با خط ترانسپورتی موترسایکل در امتداد مرز با تبلیغ اینکه مجرد

ها را ایران نمی پذیرد سعی در انتقال ها به زاهدان شهر مرزی ایران مبادرت میکردند که بعد

ها این امکانات ساده انها تبدیل به موتر ها شد ونیروهای مرزی کاملا ازین موضوع اگاه بودند

وقتیکه مهاجرین از طریق راه قاچاق به زاهدان میرسید با راهنمای به قاچاقبران به دفتر

گروه ها میرفتند ومسولین گروهها هم با گرفتن مبلغی برگه تردد مؤقت انها را خود


از قرارگاه انصار ویا فرمانداری سیستان وبلوچستان میگرفتند و...
ص
۱۱




محدودیت های شغلی وچگونگی استقرار مهاجرین در شهر های ایران



مادامیکه مهاجرین پس از طی خطرها وهذر از مال وجان وپشت سر گذاشتن تجربه های تلخ

در مسیر هزاران کیلومتر راه وبه امید بقأ وبازگشت پیروزمندانه در فردای تاریخ شان در پشت

میل ۷۲ مرز ایران به انتظار امید ها واینده نامعلوم خود روزها وشبها به انتظار می ماندن و

و انتخابی جز این نداشتند وهرانچه داشته بودند هزینه این سفر کرده بودند .

هفته ۲یا ۳ بار مسولین ایرانی همراه با شماری نیروی نظامی وهمچنین تعدادی ازمسولین


گروه ها سازمانها ی خود ماخودما از با تاریک شدن هوا در محل با چند بس میرسیدند ودلیل


امدن شبهنگام شان شکسته شدن شدت گرما وهوای سوزان سرمرز بود وهجوم خانواده ها که

وافراد بی حوصله وخسته از انتظار باعث میشد که ساعت ها طول بکشد تا نخست مسولین


گروه هاواحزاب افراد ویا خانواده های مورد نظر شانرا دسته بندی ویا به اسم خود شان ثبت

کنند تادر اینده از حمایت انها برخوردار شوند وهر کدام را بامشخصات ثبت نام ووارد خاک

ایران میشدند وبا بس هایکه اماده حمل انها بود ظرفیت سازی وبه حل دیگری انتقال اده میشد

وانهایکهاز قافله باز می ماندن وبا التماس کردن واقاو برادر گفتن سیم های خاردار ودر بسته را

در دستان خسته خود میفشردند تا بلکه چانس یاری شان کند واقا وبرادر یک نگاه به انها کند

مجبورمیشدند تا نوبت دیگر فرا رسد وخود را سرزنش ازبد چانسی ومیکردند وبا عالمی

از افسوس و نگاه های خسته وطنداران خود را بدرقه می نمودند



ص ۱۲


زمانیکه مهاجرین پذیرفته شده سوار بر بس میشدند بدون اینکه بدانند شبهگام حرکت داد شده

وپس طی مسافت صد ها کیلومتر در « محل قرنطینه » زاهدان و« قرنطینه کرمان » انتقال می

یافتند ، قرنطینه کران در ۳۸٫۳۰درجه شمالی و۵۰٫۵۷ درجه شرقی موقیعت جغرافیائی در

جنوب شرقی مجاور شهر کرمان احداث گردیده بود و ساختمان یک طبقه ای در جهت شمالی

وجنوبی بصورت طولی در اوایل نیم ساخته وبعد ها بوسلیه خود مهاجرین اباد شده میرفت ودر

سمت غربی ان ساختمانهای مسولین ،نیروی اتظامی ومحل صحی ساخته شده بود که در قسمت

وسط یک میدان بزرگ وجود داشت که مهاجرین برای شناسایی وگرفتن مایحتاج شان به صف

ایستاده ومنتظرمیشدند مهاجرینکه در این وامثال چین قرنطینه ها وارد میشدند پس از ۱۰ تا ۲۰

روز وانجاممعاینات صحی لازم وتصمیم مسولین در جابجای انها معطل وانهایکه بعنوان مریض

نسبت به وضع شان تشخیص داده میشد ۶ ماه باید در چنین قرنطینه ه می ماندن واین به معنی

بود که درطی پروسه شناسایی اولیه مسولین صحی وافراد ذینفع بیشتر کسانی را مریض

تشخیص میدادندوضع مالی خوب میداشت ویا توانایی جسمی که بیشتر از اولی طلب رشوه

بواسطه واسطه هامیشد و ازدومی طلب کار دراعمارنیمه تمام قرنطینه میشد ودرین قرنطینه ها

موارد متعدید برخورد های تحقیر کننده وخشن ودر بسا موارد ضد اخلاقی وجود داشت ورقم

رشوه ها از سقف۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان میرسید وواسطه پس از گرفتن این مبلغ سریع گواهی


ص ۱۳



وقتیکه پروسه شناسایی اولیه و تصمیم گیری مسولین قرنطینه مشخص میشد مهاجرین برای

اسکان وترخیص به شهرهای مجازشامل تهران، بندرعباس، اصفهان، شیراز٬ مازندران،

وشهرکهای تابع ان برگه تردد داده میشد ومهاجرین با هزینه شخصی فقط مجاز بودند در میسر

شهر های قید شدهقید شده بروند و درمقصد ویا تردد غیر ان تردد غیر مجاز شناخته شده وپلس

راهها در برخورد با این مورد ویا موارد انها را بازداشت وپس بازرسی بدنی وبرخورد های


سلیقه ای انها را راهی اردوگاههای مرزی درصورت گروهی ویا به تعداد کم وفردی میکردند

با این ترتیب این مهاجرین پس از رسیدن به شهر قید شده موفق به پیدا کردن کار وتامین زندگی

خود میشد خوب والا قاچاقی به شهر های دیگر میرفتند واگر به مقصد میرسیدنموفق به یافتن

کار میشدند وکاری پیدا میکردند مجبور بودند که از محیط کاری شان خارج نشوند که امکان

گرفتن وبازداشت شان توسط نیروی انتظامی حتمی بود که این نیرو ها گاه وبیگاهی در محل

کاروزندگی مهاجرین بصورت ضربتی وارد میشدند ودرخواست برگه اقامت وترسانیدن

مهاجرینتفریح اخر هفته وبیشتر وقتها بمنظور اخاذی ویا دستورات مرکز شان صورت میگرفت

واین سیاست حساب شده بود که مهاجرین در همه حال اسایش روحی وروانی نداشته و نیروی

انتظامی را چون سایه احساس کنند و حالا یکی از دلیل های شهر های مشخص در برگه


ص۱۴


که قید میشد ومهاجرین حق انتخاب نداتند این بود که بر اساس نیاز بازار کار وضروت های

نیروی کاری ارزان بود که بر اساس شغل های قید شده از سوی « شورای هماهنگی امور

افغانیه» در شهر های مذکور در نظر گرفته شده بود که بعدا در مورد این نهاد شرم اور و

توهین کننده وتحقیر ساز صحبت خواهیم کرد واما ضرورت این شهر ها تهران بعنوان پایتخت

ایران نیاز به نیروی عظیم کار داشت وپلانهای خط مترو، گسترش شهر سازی ونیاز مسکن

وساختن زیرساختهای شهری دیگر به دلیل مهاجرت درون کشوری خود مردم ایران که سالانه

بطور متوسط ۱۰۰۰۰۰ مهاجرت درون کشوری را پس از انقلاب جمهوری اسلامی شاهد بود

ودلیل ان عدم برنامه ریزی چنین مهاجرت عدم برنامه ریزی حساب شده رژیم جدید ونبود

امکانات رهایشی واسآیش در شهرستانها ووقوع جنگ ایران عراق بود بخصوص که از شهر

های جنوب وجنوب غربی ایران این مهاجرت گسترده تر بود وبندر عباس بنابر نیاز تخلیه

کشتیها وحمل بار ووجود اب هوای گرم وکمبود نیروی کاری محلی واصفهان بدلیل وحود

کارخانههای سنگبری ٬موزائیک سازی که مواد اولیه ساختمانی بازار مسکن را مرفوع میکرد

وشیرازبنابر داشتن کارخانه های پلاستیک سازی که عموما در خارج شهر ها واقع بود ونیروی

بومی کمتر تن به این کار ها میداد ومازندران نیز بدلیل باغ های میوه وفارمهای کشاورزی که

نیرکمبود شدید به نیروی کار داشتند وکمبود همه این نیروی کار محلی اول بنابر مهاجرت های

درون کشوری ،دوما شرکت در جنگ وسوما رشد شهر نیشنی وبالا رفتن درامد های مردم



ص۱۵

ورشد اشتغال های کم زحمت وگسترش تجارت وامتیاز های دولت در خود کفایی بود که در

تحریم جهانی قرار گرفته بود واشتغال های سنگین وشاقه شدیدا به کمبود نیروی کار قرار

داشت وتنها مهاجرین افغانستان میتوانست بعنوان نیروی جاگزین وقابل اطمینان قرار بیگیرد

زیرا نه قانون مدنی وحقوقی ایران پشتوانه انها بود ونه از خود دولت وحامی داشتند که بانی

حقوق شان باشد نیروی کار ارزان وبدون بیمه وحقوق کارگری که مجبور بودند با درامد کمتر

نیرو وانرژی خود را بفروشد وچه بسا که در بسیاری موارد کار فرمایان از دادن ان حقوق سر

باز میزدند ویا رد مرز میشدند وبعنوان « افغانی پدر سوخته» جرأت شکایت هم نداشتند

جدا از اینکه مهاجرین از اوان ورود به خاک ایران مکلف به تامین خود بودند و هیج نهاد

دیگربین الملی در زمینه کمک به انها فعال نبود ،البته در سالهای بعدی کمیساریای سازمان ملل

متحد در تهران یک بخش بخش صحی را برای مهاجرین فعال کرد ومهاجرین نیازمند که

توانائی پرداخت هزینه های هنگفت بیماری ویا حوادث ناشی از محیط کار را نداشتند با مراجعه

به این نهاد بخشی از هزینه مذکور را میگرفتند که انهم مسقیما به تعرفه حسابداری شفاخانه

واریزمیشد تا بیمار ویا مهاجر آسیب دیده مرخص شود واین همکاری نیازمند کاغذ بازی

ومراجعه فامیل ویا شخص همراه بیمار صورت میگرفت .



ص۱۶

شرکت های خصوصی وپیمانکاران ایرانی در امور کار های ساختمان سازی، گاز کشی شهرها

وایجاد فضای سبز وپارک سازی وکارخانه های سنگبری وموزائیک سازی که نیاز شدید بازار

بازسازی ایران بعد از جنگ داشت وکانال کشی خط مترو در تهران از استخدام مهاجرین دو

منفعت بزرگتر دیگر را در نظر داشتند . اول اینکه بکار گرفتن نیروی کارخوب وارزان با

قابلیت در همه سطوح سبک وسنگین بدون تأمین مسایل اولیه امینی وتهیه سرپناه وغیره که اگر

کارگر مهاجردر حین اجرای چنین کار هار زیر سقف ساختمان ها ودیوار های کهنه ویازیر

آوار خاکهایکانال کشی ویابالاخره اعضای بدن شان زیر دستگاه های عظیم سنگبری وماشین

آلات پلاستیکسازی وسایر موارد میشد شرکت ها وپیمانکاران وصاحبان کار فقط در صورت

نشان دادن لطف ومنت گذاری حق درمان را پرداخت میکردند ولو که فرد ویا افرادی کشته ویا

برای همیشه ناقص العضو میشد وکمتر اتفاق میفتاد که بیشتر ازینها صورت بیگیرد .

دوم ، با اسخدام این مهاجرین شرکتها وپیمانکاران معاف از بیمه وامتیاز های کارگری ودر

قبال مسایل ایمنی وصحی محیط کار هیج مسولیت نداشتند ودر خیمه گاه ها واطاقهای کارگری

بیشتر از ظرفیت کارگران مجبور به گذرانیدن شب وروز خود بودند ،وزارت کار ونهاد های

صحی ذیدخل هیچگاه برای مهاجرین ارزش کارگر قایل نبودند و از طرفی نیز کثرت مهاجرین


ص۱۷

باعث میشد که کارفرمایان در اخراج کارگر وکارگران خود کمترین صدمه را بیبنند واین وضع

دراینکه کارگران در تحمل هر گونه شرایط وخواسته های کارفرمایان اعتراضی نکند تبدیل به

یک فرهنگ وصفت برای مهاجرین درامده بود وجنبه دیگر این فرهنگ وصفت حس اعتماد

سازی بین کار فرما وکارگر بود که جامعه مهاجرین در کمترین زمان توانستند که صداقت در

کار وشرافت در محیط کار وفرهنگ باورمندی به ارزشهای انسانی خود وفرهنگی خود را در

جامعه کاری ومحیط زندگی در جامعه ایران را به اثبات برسانند زیرا سیاست دولت که از

رسانه های تصویری ونوشتاری در قبال کشور افغانستان تبارز ومعرفی میشد جز تصویر های

از روستا های تخریب شده جنگ وفرار مردمان از صحنه جنگ چیزی بیشتر نبود و در

روزنامه ها نیز جزتعریفی از آوارگان جنگی وترحم بزرگ دولت ایران چیزی دیگر اضافه

نمیشد البته در سیاست خارجی رسانه های دولتی این بعنوان یک اصل تغیر ناپذیر گنجانده

شده بود که خبرنگاران بخصوص در گزارش تصویری از کشورهای همسایه مؤظف به تصویر

تصویر برداری از دهات ومناطق عقب مانده بودند تا ملت ایران انچه دارند افتخار کنند که

سربلند و پیشرفته تردر منطقه هستند طوریکه در کل تاریخ این کشور تاریخ سازی غلط تبدیل به

یک اصل و تفکر دولت های گذشته وحال بوده وهست که نسل امروز ایرانی رادر مقابل صدهاچرا

چرا قرار ها قرار داده استها

ص۱۸

دولت ایران برای اینکه در ایام جنگ « ایران وعراق » بتواند از وجود مهاجرین در

جبهات جنگ استفاده برد و در جاهائیکه حفرکانالهای جنگی وسنگر به نیروی انسانی

نیاز داشت و زمینه این طرح را بعضی گروه ها وسازمان های تازه تأسیس خودی برای خوش

خدمتی ودر تلاش برای بقا ویافتن پشتوانه از سوی مقامهای ایرانی فراهم میساخت و از

احساسات مذهبی جوانان مهاجر سؤ استفاه کرده وانهارا با وعده های واهی ترغیب به

فرستادن درجبهات جنگ میکرد ،اگر در جنگ کشته میشدند یا اسیر مهم نبود واگر درفتح سنگر

های عراقی نقش میداشند بنام افتخارفتح نصیب نیروی حزب الله وبسج ختم میشد دراینجا فقط

به یک سند پیام حزب رعد افغانستان به امام خمینی اشاره میکنم. « محضر مبارک رهبر

عالیقدر امام خمینی مذله العالی: ما به انقلاب اسلامی ایران تحت رهبری عظیم الشان امام امت

ایمان کامل داریم که انقلاباصیل ایران الگوی برای جنبش تمام مسلمین ومستعضیفین جهان است

... دراین فرصت حساسما مسلمانان مجاهد حزب رعد افغانستان بدین وسیله از حضور مبارک

درخواست می نمایم تا به ما اجازه داه شود که در وشادوش برادران قهرمان مسلمان ایرانی خود

درجهاد با رژیم منحط و...عراق شرکت نمایم ....» روابط عمومی حزب اسلامی رعد

افغانستان -رونوشت این پیام به آقای سید ابوالحسن بنی صدر نیز فرستاده شده - نشریه «پیکار

اسلامی»ارگان نشراتی حزب رعد شماره ۱۰ سال دوم میزان ۱۳۵۹» ودهها مدرک زنده دیگر



ص۱۹


سید ابوالحسن بنی صدر اولین ریس جمهور رژیم جمهوری اسلامی بعد از پیروزی رژیم بود و

سال۱۳۶۰به دلیل تنش بین او وخمینی رهبر انقلاب اسلامی برکنار شد ومثل منتظری که پس از

قایم مقامی رهبر انقلاب به دلیل مخالفت با بعضی دیدگاههای خمینی مثل کشتار زندانیان وادامه

جنگ وعدم صداقت در روابط خارجی و...پس از ۴ سال قایم مقامی رهبر وبیشتر از ۱۰ سال

پستمجلس خبرگان قانون اساسی جمهوری اسلامی مجبور به استعفا وسپس به حبس خانگی

محکومگردید .ورهبران تازه به دوران رسیده ما نیز برای کسب مقاصد وپیشبرد اهداف گروهی

ونزدیکی به مقامات جمهوری اسلامی مهاجرین را وسیله قرار دادند وبدبختانه که با وجود

همه این مسایل مهاجرین افغانستان هویت یک آواره جنگی بیش نداشت که مجریان دولت ،

قانون ونورم های مشخص را در اسکان وجابجایی در ادوگاهها و رد مرز ونوع برخورد

را نسبت به حضور شانرا در جامعه خود اعمال کرده وجرأت وجسارت هرگونه اعتراض

وواکنش را از سوی مهاجرین در نطفه خنثی میکرد .

اما دولت ایران، جنبه اعتماد سازی ووجود باورمندی ملت خود را نسبت به برخورد با جامعه

مهاجرینرا که پس از سالهای اولیه بوجود امد وکم کم در حال باورمندی وجا افتادن بعنوان یک

فرهنگغالب بر همه منفی بافی ها شده بود نتوانست کنترول کند که عبارت بود از اعتماد بدون

چونوچرا کافرمایان وملت ایران نسبت به صداقت ووجدان کاری وپاکدامنی مهاجرین در محیط


ص۲۰


هایکاری وزندگی واین تها دلخوشی مهاجرین در تحمل شرایط موجود بود که کارفرمایان با

اعتمادکامل حق اسکان انها را در محیط کاری میدادند ونسبت به افراد بیکار واقارب شان که

مجبورند تا کار جدید پیدا کنند حساسیت نشان بدهند ونیز خانواده ها هم قادر میشوند که محل

سکونت خودرا طبق درامد در بین جامعه ایرانی پیدا کنند ودر برخورد با محیط زندگی کمتر

هراس داشتهباشند هرچند که گهگاهی مجریان نیروی انتظامی با حضور در محل ویا نسبت دادن
بعضی ناهنجاریها مزاحم زندگی انها میشوند بانهم قابل تحمل است که در سالهای اینده وضع

کاملا برعکس میشود و طرحهای شناسائی پی هم بکار گرفته شده ومهاجرین قانونی وغیر

قانونی بوجود میائید وکارفرمایان بجرم داشتن کارگر افغانی تهدید به جریمه وزندان میشوند

ودولت برای توجیهه فساد های اجتماعی را بزرگنمایی واکثرا به مهاجرین نسبت میدهد ونیروی

انتظامی ایران خود در برخورد با مهاجرین هار وخودکامه میشوند ودهها مسایل دیگر که

حضور مهاجرین را تهدید به آسیب پذیری وتحمل وضع زندگی را شکننده تر میسازد که به

ترتیب به شرح ان خواهیم پرداخت


ص ۲۱


علاوه بر قرنطینه کرمان قرنطنیه زاهدان هم جز محل پذیرش مهاجرین بود که عین دستورات

را دنبال میکرد وبا این تفاوت که دفاتر گروه ها در زاهدان مرکز ولایت سیستان وبلوچستان

قرار داشت وانها طبق اعتبار ونفوذ شان پیش مقامات ایرانی هفته ۲-۳ بار از ۱۰ تا ۳۰ نفر

را پذیرش واز «شورای هماهنگی امورافغانیه وقرارگاه انصار » برگه تردد مؤقت میگرفتند

که اخاذی پول از مهاجرین سبب میشد که مسولین دفاتر هرچند ماهی تغیر کند وبیشتر

گروه های سازمان نصر، حرکت اسلامی-شیخ آصف ، نهضت اسلامی ، جهاد پاسداران و

سازمان نیرو از جمله گروه های در صدر بود .

واما در استان « ولایت» خراسان رضوی که مرکز ان مشهد است وضعیت فرق می کند

چرا که از میل ۶۹ میرجاوه بیشتر مردم مرکزی که عمدتا شیعه هستند وتاجیکها ودر کل

فارسی زبانها بعنوان کتله های بزرگ پذیرش میشد اما از مرز زابل وحط فاصل زابل
اسلام قلعه تعداد زیادی از مردمان صفحات جنوب غربی وغرب کشور بود که با تیره

های قومی گوناگون واکثرا سنی مذهب بودند ورژیم ایران سیاست های چندگانه در

پذیرش مهاجر داشت وویژا در پذیرش خود در استان خراسان که با داشتن ۶۱۹ کیلو-


- متر مرز مشترک با افغانستان بالاترین رقم مهاجر پذیری در طول سالهای


ص۲۲


بین ۱۳۵۰ تا ۱۳۷۳ دارا بوده است این استان که هم مرز با ولایات هرات، فراه ،

نیمروز وهلمند میباشد که از لحاظ تکلم مردم ما درین ولایات به زبانهای دری ، پشتو

وبلوچی صحبت وبا عنعنات وفرهنگ های متفاوت هستند ونیز مشترکاتی - فرهنگی

مذهبی ، زبانی واقتصادی با مردم استان خراسان بویژه شهرستانهای زابل ،بیرجند -

تایباد غربی وقاین داشتند ازین لحاظ برای ایران از مقام ویژه وحساس برخوردار بود

وتنها طبق آمار منابع ایرانی وخارجی در حدود-۵۵۷۰۰۰- مهاجر فقط دراین استان

شهرستانهای مربوطه اسکان داده شده بود که ازین رقم در حدود - ۱۸۰۰۰۰ -مهاجر

در مهمانشهر ها واردوگاههای واقع در بیرجند، قاین و خواف اسکان داده شده ودر حدود

-۲۵۰۰۰ - از مهاجرین د اردوگاههای مراقبتی -قرنطینه بهاشتی شهرستانهای فریمان ،

کاشمر وسبزوار بسر میبرده است ورقمی در حدود -۲۹۶۵۰۰- در مشهد مرکز خراسان

بطور پراگنده زندگی میکرده است که این سیاست نخست از تمرکز وتجمع مهاجرین جلو -

گیری کرده ودر وهله دوم از باز داشتن انها در زمینه های اقتصادی و فرهنگی پیشگیری

وکنترول گردد تا بدین وسیله از تنش ها وتاثیر گذاری مسایل مذهبی ، فرهنگی مهاجرین

جلو گیری بعمل بیائید .


ص۲۳


اردوگاهها وقرنطینه های مراقبتی در دل کویر وخارج شهرها


طوریکه ذکرشد شورش مردم علیه اختناق دولت حاکم وسپس قیام مردمی علیه تجاوز

شوروی به کشور را بهمراه داشت به طبع ان ولایات غربی کشور با داشتن مزرهای

مشترک طویل با ایران بزرگترین حجم وتعداد مهاجرین را تشکیل میداد که بیش از ۹۰-

فیصد انها به قصد بازگشت ویا تامین جبهه قیام مردمی به مر های ایران پناه آوردند و

مقامات ایران با تحلیل اینکه اوضاع افغانستان بسوی یک بحران وبی ثباتی طولانی در

حرکت است در جابجای این مهاجرین سیاستهای مشخص و با تدبیرهای اینده نگری بیشتر

نسبت به پاکستان روی دست گرفت و مسولین انها دراستان خراسان وشهرهای تابع ان در

پذیرش مهاجرین صلاحیت های متفاوتی داشتند تا از یک طرف با پراگندگی وتجمع مهاجرین

از تجمع وتمرکز انها جلوگیری کند واز طرفی دیگر از بازگذاشتن دست انها در زمینه های

اقتصادی وفرهنگی پشگیری کند وبدینوسیله تنشها ، تاثیرگذاری مسایل چون مذهبی وفرهنگی

مهاجرین کاملا تحت کنترول ومراقبت قرار میگرفت که طبق آمار های خود شان ۹۲-فیصد

ازی مهاجرین را برادران تسنن کشور ما ومتکلم به زبانهای پشتو وبلوچی تشکیل میداد

که ایران هراس در آینده از تشکیل کمربند وپیوستگی جغرافیای سرزمینهای شرقی اش از کناره

رود عمان گرفته وبا قوی شدن در تربت جام وبلوچستان تا مرزهای روسیه سابق وترکمنستان


ص۲۴


امروزرا داشت که مبادا حس خودمختاری واستقلال خواهی قوت بیگیرد همچنانکه اکثر مقامات

وکارمندان دولتی در سیستان وبلوچستان وتربت جام از مناطق غیر انست .بهرحال دراین جا

یک نموداری از آمار ومنشإ طایفه از مهاجرین مقیم دهه شصت را فقط در بیرجند وقاین شهر

خراسان میاورم

اسم طایفه تعداد درصد منشأ جغرافیائی

پوپل زایی ۴۵۸۳ ۹/۴ ولایت فر

علیزایی ۲۱۰۵ ۴/۴ ولایت فراه

عاشقزی وبارکیزی ۴۷۰۳ ۹/۸ ولایات فراه ،هلمند،مرکزی

نوروزی، اسحقزی ۲۴۰۷ ۵۰/۲ فراه ونیمروز

بامدی ۲۰۴ ۵/۲ فراه وهلمند

سادات و میر ۶۱۶۵ ۱۲/۹ فراه

صدیقی ۷۱۸ ۱/۵ فراه

زوری ۱۵۰ ۰/۳ فراه

تیموری ۸۶۳ ۱/۸ فراه

تاجیک ۱۸۵۰ ۳/۹ قلعه گاه ،فراه ، هلمند


ص۲۵


قرار آمار های ارائه شده از سوی وازرت کشور ایران در نهاد مربوطه به مهاجرین که اکثرا

محرمانه و از طرفی این آمارها در نهادها واروگانهای ایرانی مرتبط به امور مهاجرین هم -

متفاوت هستند ،نشان میدهد که اسکان مهاجرین فقط در استان خراسان از سال-۱۳۶۳ -تا

-سال ۱۳۶۷ از- ۵۶۶۴۸۶- مهاجر به - ۷۶۲۲۴۱۷ - مهاجر میرسد که از این رقم تعداد

حدودی -۲۵۶۵۲۶ -مهاجر در مشهد مرکزاستان خراسان بصورت پراگنده اسکان داده شده

است واکنون با بررسی این نمودار میخواهم به نکاتی بپردازم که جالب توجه وتعمق است



شهرستان ---- سال ۱۳۶۲---- فیصدی ---- سال ۱۳۶۷---- فیصدی

مشهد--- ۲۵۱۲۷۰ ---- ۴۴/۱ -----------۲۹۶۵۲۶---- ۳۸/۹

بیرجند------۸۵۰۷۲ ---۱۴/۹ -------- ۱۴۸۲۷۶----۱۹/۴

تربت جام-- ۸۰۶۴۹ -- ۱۴/۳-----------۲۳۵۴۰ ---- ۱۲/۳

تایباد ---- ۵۲۱۲۶ ---- ۹/۱ ----------- ۶۸۵۳۰ ---- ۹

خواف ---۲۵۷۳۱----- -۴/۵ ----------- ۳۵۸۶۰ ------۴/۷

قاین -----۱۵۶۷۰ --- ۲/۷۵ -----------۲۷۵۴۰ ------۳/۶

طرقبه --- ۲۵۵۳ ---- -۰/۴۴------------ ۳۱۲۵ ----- ۰/۴

فریمان--- ۲۰۵۲------۰/۳۶ ------------ ۲۸۶۰-------۰/۳۷
---------------------- بقیه - ص-بعد ------------------------- ص۲۶


بقیه ص قبل

شهرستان ---- سال ۱۳۶۲---- فیصدی ---- سال ۱۳۶۷---- فیصدی

کاشمر--- ۱۰۴۳ ----=۰/۱۸--------------۲۱۶۶ -------۰/۲۸
قوچان--- ۱۲۶۳ -----۰/۲۲ -------------۱۷۸۰ ------ ۰/۲۳

نیشاپور--- ۱۲۱۷ ----۰/۲۱ -------------۱۶۸۵-------۰/۲۲
چناران---۷۱۰ ---- --۰/۱۲--------------۱۶۸۰--------۰/۲۲
گناباد---- ۱۰۴۸------۰/۱۸ -------------۱۴۵۲---------۰/۲
طبس ----۵۲۵ -------۰/۰۹ -------------۹۶۰ ------ ۰/۰۱۲

سبزوار--۱۲۵--------۰/۰۲ --------------۵۷۰------- ۰/۰۷

بجنورد -- ۱۵۲------ ۰/۰۳------------- ۳۱۵ ------- ۰/۰۴

فردوس --- ۱۵۵ --- ۰/۰۳ -------------۲۳۰ ------ ۰/۰۳

شیروان--- ۱۰۳---- ۰/۰۱۸ ------------ ۱۸۰------۰/۰۲۵

اسفراین ---۳۱ ----- ۰ ---- ------------۱۴۲--- - ۰/۰۱۸

بدون اقامت --۴۵۰۰۰ -۷/۹ ----------۷۵۰۰۰ --------۹/۸


جمع کل--۵۶۶۴۸۶-- ۱۰۰-----۷۶۲۴۱۷ -------۱۰۰ -


طبق اعلام مقامات استان خراسان از-۲۹۶۵۲۲ - نفر مهاجر ساکن مشهد تعداد -۱۸۵۰۰۰ -

نفر که اکثرا از نقاط مرکزی وفارسی زبانهای هرات ، کابل،مزار وسایر شهر های افغانستان

است را در مناطق گلشهر ،گلشور،مشهدقلی،فرقی والتیمور ساکن داده اند ودر حدود -

۱۱۰۰۰۰- را که عموما از ولایات فراه ،هلمند ، بادغیس ، وزابل بوده اند را در مناطق چون

همت آباد ، کوره پز خانه ها در کنار کشف رود ، قلعه خیابان ،تربت جام ، خواف ، بیرجند و


۲۷ص



قاین شهر اسکان داده بودند و این پراگندگی ونوع اسکان نشانگر یک برنامه ریزی میکانیزه

شده در کنترول ومراقب های ویژه از جنبه های مذهبی وفرهنگی وتأثیر گذاری وتأثیر پذیری

در جذب مهاجرین در بین جامعه ایرانی بوده که مسولین نظام سعی به موازات ان سیاست

بهره گیری از توانجسمی ووشغلهای مورد نیاز بازار کار را درصدر هدف مندی خود قرار

داده است که برای روشن شدن این موضوع گزارش یک نشست مسولین را در خاتمه بحث
خواهم اوردکه یک جمعبندی کل را پیرامون وضعیت مهاجرین وطرز دیدگاه های یک نظام

به اصطلاح اسلامی وعدالت خواه را نشان میدهد

حالا از- ۲۹۶۵۲۵ - مهاجر ما که در شهر مشهد اسکان داده شده طبق این نمودار در سال

۱۳۶۷ از ازچه منشأ جغرافیای کشور ما بوده است

نام مناطق-------تعداد-------فیصدی -------نام مناطق-------تعداد------- فیصدی
هرات-----۱۴۱۰۱۵ -----۴۸/۵-----------هزاره جات ----۷۶۰۰۰۰----۲۵/۷

کابل------۳۴۰۰۰-------۱۱/۵------------مزارشریف-----۲۳۰۰۰------۷/۷

غور-----۴۵۰۰---------۱/۵--------------بادغیس--------۴۰۱۰---------۱/۴

فراه------۲۰۰۰--------۰/۷---------------فاریاب--------۳۰۰۰-----------۱

بغلان ----۲۰۰۰-------۰/۷----------------سایر مناطق۷۰۰۰-----------۲/۳

--------جمع کل -------۲۹۶۵۲۵--------------------------------------۱۰۰


ص۲۸

طوریکه دولت ایران نسبت به استان خراسان وسیستان وبلوچستان دقت عمل بیشتر

وسیاست مکانیزه شده در قبال مهاجرین داشت واز سوی نگران بافت مذهبی و فرهنگی

این استان ها بوده واز جانبی گرایشات نارضایتی سیاسی بخصوص در سیستان وبلوچستان

حکومت مرکزی رابنوعی هشدار میداد چنانکه مسولین رژیم از سال ۱۳۶۰ یک تصفیه

حساب کلی در درون -جامعه مهاجرین وشخصیت های سیاسی ،فرهنگی وچهره های بانفوذ

احزاب وگروه ها در مشهد ،تهران وقم که مرکز تجمع مهاجرین وفعالیت چهره های راستین

ونخبه گان فرهنگی بود زد که هدف اصلی ان تصفیه وفیلتر کردن جامعه مهاجرین بود

وبه موازات ان برداشتن نخبه گان فرهنگی ومبارزین وسیاسیون راستین از بدنه گروه ها

وسازمانها تابا برداشتن این چهره هاوشخصیتها نه تنها جامع مهاجرین ما ابعاد حقوقی

وسیاسی بخود نگیرد بلکه سازمانها وگروه هانیز جزفرمانبرادری ، استقلال سیاسی و

مفکوره ازادمنشی نداشته باشد ودر سایه کرامات والطاف --برادران ایرانی رنگ وشکل

فرمایشی بگیرد وخیلی ازچهره های شناخته شده در این فلیتروتصفیه سازی از ایران بنام

«منافق ، ضد لایت فقیه ،متهم به گرایشات چپ » اخراج ویا ناپدید گردیدن بعنوان مثال:

میثم اخگر بعد از اخراج از ایران در پاکستان رفت وگروه توحیدی بنام قیام مستعضفین را



ص۲۹


را تشکیل داد وامروز منتقد مطرح است وشهید مزاری که رهبر حزب وحدت بود ودر

ودر تبانی سیاست های ایران شهید شد

عاقلی که تازه از زندان ژریم خلق وپرچم ازاد شده موسیس «جنبش اسلامی » که

دفترش درنیاوران در سال ۱۳۶۴ غارت وخودش در مشهد مفقود شد

رحمیی از مؤسیسن « نهضت اسلامی» دستگیر وپس از ماه ها زندان در سال۱۳۶۳

سند برائت خود را میگیرد

کادر های «جنبش مقاومت اسلامی» که نشریه شان بنام « پیام مهاجر» توقیف ودفاتر

شان درمشهد ،قم وتهران مسدد واکثر شان ازایران اخراج میشود

اخراج شیخزاده خزائی که روحانی متنفذ ومعترض از قندهار وموسیس سازمان فلاح

که به حزب دعوت اسلامی پیوست

تکفیر «انجمن دانشجویان برونمرز افغانستان » ومتهم کردن شان به فعالیت های
ضد ولایت فقیه که دفتر و نشریه شان که بنام« رهروان اسلام» بود در شهر شیراز
توقیف وافرادش در تابستان سال ۱۳۶۸ اخراج ویا نا پدید گشت

چون این تنها نشریه ای بود که در ارتباط با دنیای خارج داشت ومن تهیه گزارش

برای یکی از شماره هایش پس از عبور از موانع وپاسگاه ها از مرزایران میل ۷۲

خارج وبمدت یکماه در بین مهاجرین ماندم پشت مرز تصویری از یک جهنم بود که


ص۳۰


مهاجرین ما را بسررسانیده بود وپیشمان از امدن وناگزیر در ماندن و کباب شدن در هوای

خشک سوزان دشت بی رحم که جز شلعه های حرارت افتاب که از زمین بر میخاست

وناله کودکان، شیون زنان که سوگوار عزیزان اش بودند وهر روز چند جنازه طفل وپیر

مرد را که از شدت گرما وگرما زدگی وعدم کمترین امکانات دفن میکردیم وقبرستان هر

روز بزرگتر میشد و هموطن های ما انجا برای بقای شان و در انتظار پذیرش ، زمین را

هر کی بقدر توانش گودال کنده بود وبا چادر روی انرا سایه می انداخت تا از اطفال وکهن

سال ومریض شان مراقبت کند ودر مواردی که بلوچها چوب برای برپا کردن یک سایه بان
میاورد بهترین مژده بود وان -چوبها را به قیمت گزاف میخریخدن ونان خشک تنها غذای

قابل دسترسی بود که بلوچها میاوردند ومیفروختند شدت گرما طوری آزاردهنده ونفس گیر

بود که توان مارا بریده بود وشب هابادهای تند صحرایی به وزیدن میگرفت وخاک های

بیابان را به سروصورت ما میریخت وخطر این باد ها گاهی بحدی میرسید که جان پیران

واطفال را شدیدا تهدید میکرد ودر مواقعی که میشد جان طفل ویا نا توانها را نجات بدهی

به مرزبانان التماس میکردیم که حد اقل کمک رابعنوان یک انسان از ما دریغ نکنند اما

انها ما را به مسخره میگرفتند وبا رفتار های توهین آمیز وعدم توجه انها ، بیشتر داغدار

ترمیشدیم ، باسر افگندگی نزد بستگان آسیب دیده ها برمیگشتیم . نحوه پذیرش انهاهفته

دوباربا غروب آفتاب شروع میشد تا مبادا شدت گرما ازارشان بدهد وتنها کمک انساندوستانه

شان روزی یک تانکر آب بود که ازشدت گرما در تانکر های فلزی بحالت جوش میامد وانرا

مهاجرین دربین خود قسمت میکرد ودهها مورد دیگر که پس ان سالها رخ داد


ص۳۱



از انجايیکه استان خراسان به مرکزیت مشهد از لحاظ موقیعت مذهب وابعاد اقتصادی

وتجاری هم برای مردم صفحات مرکزی وفارسی زبانهای ما مقام ویژه داشت از جانبی

دیگر با ولایات غربی اهمیت خاص داشت واز سالهای آغازین هجرت مردم مابا شناخت

مقدماتی این استان را ترجیح میدادند وطبق آمار های ایرانی وخارجی که ارزیابی شده

در حدود ۵۵۷۰۰۰ مهاجر دراین استان وشهرستانها ووشهرکهای تابع ان پذیرش وسکنی

داشته اند که ازین رقم طبق نمودار/ ۲۹۶۵۲۵ /مها در مشهد و/۱۸۰۰۰/مهاجر دراردوگاه

واین اردوگاه ها در شهرستانهای« بیرجند - قاین -وخواف » اسکان داده شده بودند .

ودر حدود /۲۵۰۰۰/ نفر هم در«قرنطنیه » های حفاظتی شهرستانهای« فریمان ، کاشمر-

-سبروار » بسر می برده است که به چند مورد ا اشاره میکنیم .



اردوگاه مهواز



موقیعت جغرافیای این اردوگاه در /۱۶۰/ کیلومتری جنوب شرقی بیرجند وهمچنین در

نزدیکی مرزغربی ولایت فراه قرارگرفته است . منطقه ای است کویر وخشک که

که طبق آمار « شورای امور آورگان افغانی » -؟- مشهد در سال ۱۳۶۷ درین اردوگاه قریب

به /۲۳۰۰/ خانوار که شامل /۱۰۵۰۰/ نفر میرسیده است زندگی میکرده اند واین مهاجران

ترکیب از طوایف نوروز، /۴۳۰۰/نفر بامدی /۲۶۰۰/نفر باریکزی/۱۲۵۰/میر/۱۱۵۰/نفر

صدیقی/۷۰۰/نفر سادات/۵۰۰/نفر تاجیک/۲۰۰/نفر عرب/۱۰۰/نفر از ولایت های فراه را

در برمیگرفته است« اردوگاه مهواز» طوریکه از مویعت جغرافیایی اش پیداست دردل کویر

بی آب وغیرقابل سکونت ودر گرداب هوای گرم وداغ تابستان وسرمای شدید زمستان احداث

شده است .مهاجرینکه دراین اردوگاه اسکان داده شده بودند تبعأ علاوه برمقررات شدید امینتی

تأمین ما یحتاج اولیه زندگی شانرا به ازای کار اجباری بدست میآورده اند ویکی از اهداف

چنین اردوگاهها ی چند منظوره مسکونی ساختن وزراعتی ساختن وراه سازی در کنار مرز

های افغانستان وبهره گیری در اینده ازان وایجاد تاسیات امینتی وحفاظتی در مواقع وضرورت

های اتی مدنظر بوده است تادربرابر نان وآب ونیروی کار مجانی بتواند توسط خود افغانها -

در گسترش خاک وتجاوز به نقاط صفر مرزی اهداف اش پیاده کند بخصوص در تنشهای

موجود در مسله تقسیم بندی آب هیرمند که بر میگردد به «۱۴۲سال» قبل از امروز

ص ۳۲


یعنی زمانیکه «ژنرال فردیک گلداسمیت» ریاست هیأت استعماری انگلیس را بعهده داشت و

مرز میان افغانستان وایران را در منطقه سیستان روی آب هیرمند بطول «۱۵۷کیلومتر»

قرار داد وازآن زمان تاکنون این مسله با وجود حکمیت های دوکشوری وبین الملی مورد

مناقشه بوده وهرگاه ایران در حکمیت های متعدد با پالیسی برترخواهی خودش به اهداف

مورد نظرش نزدیک شده به اجرائی شدن اش قانع گردیده وبعد از مدتی همان توافق را مبنا

قرار داده و به امید بازهم بیشتر خواهی دست به دامن جامعه جهانی شده تا بلکه بران اضافه

شود

طوریکه وجود آب هیرمند برای هردو کشور نقش حیاتی و استراتژیک دارد دو

نهاد «جهاد سازندگی وبنیاد مستعضفان » ایران که درموازی با پلان های

بزرگ عمران ایران برنامه ریزی و تهداب گذاری شده است نیزدر استفاده

وبهره کشی از وجود مهاجرین استفاده کرده وبخش بزرگ سیاست اردوگاه

سازی دردل کویرها وبیابانهای سوزان وخالی از سکنه یکی ا ز برنامه های

این دو نهاد نیز بوده -است ،زیرا دولت ایران پس روند خشک سالی ها وکوچ

اهالی روستا های بیرجند از دهه پنجاه به این طرف به سوی شمال ،گرگان

،مشهد وکرمان باعث ان شد تا باایجاد اردوگاه های مهاجرین در این ساحه ها



ص۳۳


اول باعث آبادانی این مناطق بوسیله مهاجرین یعنی « کار در مقابل نان»

بپردازد واز جانبی با اسکان این مهاجرین درین نقاط با بهه گیری ازعدم

یک حکومت مرکزی قدرتمند در کشور پلان های درازمدت خود را درحفر

چاه های عمیق وذخیره سازی آب در مخازن بزرگ آب گیری و سد سازی

خود در زمینه سازی مجدد زیست و زراعی کردن مناطق مورد نظر بوده

است وطرح اردوگاه های مهاجرین در نوار مرزی شرقی ایران توأم با سیاست

های پلان شده بوده است که در آتیه بحث دنبال خواهیم کرد



ص۳۴



اردوگاه شمس آباد

موقیعت جغرافیای این اردوگاه در شمال شرقی روستایی از توابع «طبس

مسینا»در شرق بیرجند قرار دارد که از بیرجند ۱۴۰ کیلومتر فاصله دارد که

براساسآمار «شورای هماهنگی امورآورگان افغانی» مشهد در سال ۱۳۶۷ در

این -ادوگاه/ ۳۴۳۰۰ / نفر مهاجر از ترکیب ۸ طایفه از ولایات فراه،هلمند

ونیمروزدر آن جا داده شده است که به ترتیب - ۱۸۰۰۰- نفر از طایفه

نوروزی -۶۰۰۰-نفر مهاجر از طایفه باریکزی وپوپلزی و-۳۰۰۰- نفر

مهاجر از طایفه علیز-۲۵۰۰- نفر مهاجر از طایفه تاجیک -۱۵۰۰- نفر مهاجر

از طایفه سادات و-۱۵۰۰- نفر مهاجر از طایفه روزی و-۸۰۰ ۱- نفر مهاجر

از طایفه تیموری بوده است۰

منطقه شمس آباد طوریکه ازموقیعت جغرافیائی آن پیداست منطقه غیرمسکونی

وغیر قابل زراعت می باشد و تنها دو رشته قنات توسط بنیاد مستعضفان ایران

برای تأمین آب که اروگاه را اداره میکند ساخته شده است .گذشته از مسایل یاد

شده هدف دیگری که از احداث این اردوگاه دراین مناطق مورد نظر است

اول-مسکونی ساختن این مناطق بعد از اخراج مهاجرین ویافتن زمینه های قابل

زیست طبیعی برای زراعت وبهره برداری از انها در اینده پیش بینی شده -



ص۳۵


است ، زیراساختمان چنین اردوگاهها دردل کویروبیانانها بیشتر شکل تشکیلات

اداری داشته واعمار خانه های مسکونی وجاده سازی این مناطق توسط خود -

مهاجرین بصورت مجانی وبیگاری وجبرا انجام میشده که در قبال آن مایحتاج

اولیه زندگی شان که گاهی با منت وکم وکاست داده میشده تا این مناطق را به

بهر براری اولیه برسانند

دست اندر کاران ومسولین ایرانی در امور مهاجرین که به ندرت کلمه مهاجر را بکار میبردند

وبیشتر کلمه« آوارگان جنگی افغانی » را در مکاتبات وادبیات رسانه ای شان استفاده می کردند

زمانیکه تجمع مهاجرین در ابعاد مذهبی ، فرهنگی، سیاسی ومسایل ترکیب های قومی در یک -

اردوگاه افزایش ویا قابل توجه قرار میگرفت سریعا سیاست پراگندگی سازی را در نقاط ومناطق

مختلیف ایران به مورد اجرا میگذاشتند که آمار سال ۱۳۶۶ ازین مورد در اردوگاه ملا هادی -
سبزواری که در غرب نیشاپور واقع شده است بعنوان نمونه میاورم


ص۳۶


پراگنده سازی مهاجرین از اردوگاه ملاهادی سبزواری به استان

به استان های مختلف ایران در سال ۱۳۶۶ ورد مرز شده ها


استان «ولایت» تعداد اخراج شده

مرکزی----------------------۷۶۸

تهران-----------------------۴۰

خراسان---------------------۱۵۵

مازندران--------------------۱۰۶

سمنان-----------------------۲۹

اصفهان---------------------۴۴۷

فارس----------------------۳۹۳

چهارمحال وبختیاری--------۹۵

کهکیلویه--------------------۸۷

بوشهر----------------------۲

سیستان---------------------۴

لرستان---------------------۲۳

همدان----------------------۸۸۵

گیلان----------------------۱۸

اخراج شدگان از ایران------۱۶۰

قابل ذ کر است غیر از این اردوگاه ها که حالت دایمی یا طویل المدت داشت اردوگاه های دیگری


ص۳۷


مراقبتی وقرنطینه های در شهر های مشهد، تایباد ،فریمان ،کاشمر، سبزوار ، کهریزک تهران -

شهید دستغیب شیراز و... وجود داشتند ودرهر کدام از اینها قوانین اداره وکنترول مسولین خود

اردوگاه حاکم بود وبویژه اردوگاه« سفید سنگ» خراسان و «تل سیاه » که هرکدام قتل گاه ومحل

شدید ترین شنکجه گاه بود که به جرأت میتوان گفت کثیف ترین لکه ننگ برای رژیم جمهوری ۰

اسلامی ایران وتلخ ترین تجربه برای مهاجرینی بود که به این اردوگاه ها بجرم افغانی بودن شان

کشیده اند ودیده اند

ًًً

وضعیت مهاجرین بعد از نیمه دوم دهه شصت در رویکردجدیدسیاسی ایران



درنیمه دوم دهه شصت برای مهاجرین ما سر آغاز فصل جدید سرنوشت مملو از رنج ودرد را

بیشتر از پیش چند برابر ساخته وبوجود آمدن فضای ترس و وحشت از سوی رویکرد جدید -

نظام جمهوری اسامی در قبال مهاجرین باور ها ونا باوری های تازه را همراه آورد که نه تنها

امنیت جانی شانرا تهدید میکرد بلکه فشار های ناشی از وضعیت جدید شوکه عصبی وروانی را

بر همه خانواده های مهاجرین افزایش داد .

سه تحول داخلی وسیاست خارجی درایران بهانه ای شد تا مسولین ودستگاه اجرای رژیم ایران

غیر انسانی ترین برخورد را نسبت به چگونگی حضورمهاجرین در ایران را بطورسیستماتیک

به اجراء بگذارند وفضای ترس ووحشت در دل مهاجرین بوجود بیاورند که مزید بر رنج ها و

درد های موجود فصل دیگری از سرنوشت تلخ را بر جامعه مهاجرین تحمیل کنند که ناگزیربه

:بطور خلاصه یاد آور شوم اینکه :

یک : بركناري آيت الله منتظري از سمت قائم مقام رهبري كه انتظار ميرفت بعد از مرگ آيت الله خميني جانشين او باشد در سال ١٣٦٧ به دلايل مختلف سياسي واز جمله اختلاف نظر او با آيت الله خميني در ارتباط بر سر مسايل حقوق بشر وانتقاد هاي شديد او از رويه اجرايي نظام و اينكه او هرزگاهي كه فشار هاي رژيم بر جامعه مهاجر افزوده ميشد بي پروا از دولت گله مند ميشد وتنها مرجع حامي مهاجرين بحساب ميامد و با مجبور كردن او به استعفا وبعد در مقابل قلمداد كردن او درمقابل نظام ديگر صحبت ها وموضع گيري او در قبال مسايل ووضع موجود تاثير گذار نبود
.
٣٨.
دوم :
اواخر سال ١٣٦٧ نمايندگاني از خميني نامه اي
بنام (دعوت به اسلام ) به گورباچوف ورهبري اتحاد شوروي تقديم كردند وبه اين بهانه عليرغم
شعار هاي تند وضد ماركسيستي چراغ سبز سياسي رژيم ايران را روشن وروند عادي سازي
روابط سياسي آغاز شد وپس از وفات خميني در بهار سال ١٣٦٨ اين روند شتاب بيشتر گرفت ورژيم ايران براي كاهش فشار هاي تحريمها وسبك سازي فشار هاي داخلي وخارجي اتحادشوروي را پشتوانه قرار داد وديري نگذشت كه ازمعابر ،مساجد،دفتر ويوانها وتجمع هاي خياباني ونماز جمعه ها شعار (مرگ بر شوروي) حذف وحتي گروههاي جهادي افغانستان را مجبور بر رعايت اوضاع جديد كرد وشعاع اين سياست بر جامعه مهاجرين هم تاثيرات منفي وسنگين خود را گذاشت چون توقع رهبري اتحاد شوروي ايجاب ميكرد كه لبه تيز شمشير كفر سيتزي رژيم ايران با رژيم خلق وپرجم هم در غلاف شود شود ورویه مسالمت آميز را بخود بيگرد

كه بصورت فشرده بار منفي اين تحولات را بر جامعه مهاجرين بر ميشماريم
پر واضح بود كه حضور بيش از دو ميليون مهاجر كشور در ايران يكي از امتياز هاي حساس رژيم ايران در قبال تشويق ويا گرفتن امتياز هاي متقابل از روسيه بود كه معامله سرنوشت مهاجرين ما اولين تحفه در تعارف هاي سياسي بين ايران وروسيه قرارگرفت وبراي بازگشت انها به افغانستان كه موفقيت بزرگ


ص٣٩
.
براي رژيم خلق وپرچم محسوب ميشد وميتوانست پايه هاوروابط بين الملي رژيم را ترميم كند طرح پلانها برمبناي سه روش ازسوي مجريان امور به مورد اجرا گذاشته شد
١- كنترول ونظارتهاي دقيق وبرخورد هاي شديدتر نسبت به گذشته وطرح ممنوعيت مسافرت بين شهري و دستگيري ورد مرز مهاجرين به هر بهانه وايجاد اردوگاه (تله سياه) وسنگ سفيد براي ردمرزيها وبه اجرا گذاشتن كثيف ترين شكنجه ها تا ايجاد رغبت ووحشت كند كه پيامي باشد براي انهايكه هنوز خاك ايران را أمن ميدانستند وقصد پناه آوردن داشتند .
٢- ايجاد وقوع جنايات ناموسيواخلاقي، دزدي درمحله هاي مهاجرنشين توسط افراد گماشته شده و ونيز عوامل رژيم خلق وپرچم كه پس از

--------------- ٤٠ --------
عادي شدن روابط روسيه وايران سفارت دولت خلق وپرچم در تهران فعالتر ورسمي تر از گذشته شده بود تا از يكطرف روزنامه ها ومطبوعات وقوع چنين جنايات وسرقت ها بنام مهاجرين قلمفرسايي وبزرگنمايي نموده وبصورت مستقيم مهاجرين را عامل چنين جنايات معرفي كرده وذهنيت جامعه را عليه مهاجرين به انتقام جويي بكشاند واز طرف ديگر نيروي انتظامي به بازداشت ودستگيري مهاجرين درمحل واطراف اين رخداد ها پرداخته وبدون تحقيق وبررسي وبازپرسي پس از لت وكوب هاي بي رويه انها را رد مرز ميكردند وادامه چنين طرحهاي سازمان يافته كه سيستماتيك دنبال وبر دامنه وشدت افزوده ميشد كليه مهاجرين را به رغب ووحشت انداخته وامنيت وآرامش را از مهاجرين گرفته بود واذهان ساده لوح جامعه وقشري از جوانان كه فخرشان روزنامه بدست گرفتن بود با مجرم دانستن مهاجرين در اين حوادث به اذيت وازار كردن وگاهي با لت وكوب


-----------------٤١-------------

كردن مهاجري در جمع عام اقايي ومسوليت خود را تبارز ميدادند وبچه هاي مهاجرين در مدرسه مورد طعنه واذيت كردن قرار ميگرفتند .
نيش زبانهاي مردم ،احساس حقارت وصلب امنيت از جانب نيروي انتظامي ودامنه تبليغات وسيع رسانه ها از جمله عواملي بود كه مهاجرين خود را محبوس درزندانهاي رواني ومحيط كاري شان بسازند.
اینها وتصمیمات بعدی دولت ومجلس ایران از طرفی دیگر به تعبیری واکنش رسمی ایران به

دور جهارم کنفرانس ژنو که بین دولتین کابل -اسلام آباد و با ضمانت رسمی وزیران خارجه

شوروی وآمریکا وسازمان ملل در اجرایی شدن مفاد اش در ۱۴ اپریل ۱۹۸۸ به امضإ رسیده

بود ونادیده گرفتن ایران در کنفرانسها چیزی بود که عقده اش را سر مهاجرین باید خالی میشد


« در توافقنامه ژنو توضیخ خواهیم داد»


--------------۴۲-------------


طرح استقرار مهاجرین در اردوگاههای ویژه وتصویب ان از سوی مجلس ایران


بتاریخ ۷-۹-۱۳۶۸ تعداد ۱۶۵ نماینده مجلس ایران طرح استقرار مهاجرین افغانی در اردوگاهها

ها را با اکثریت آرا با قید دو فوریتی امضا ومورد تصویب مجلس قرار دادند

واین نمایندگان مجلس ایران که خود را نماینده یک ملت مسلمان وبا گذشته فرهنگی بزرگ

میدانستند و هر کلام وسخن شانرا بنام خدا وقرآنش آغاز میکنند وخود را مسلمانتر از همه و

انسان تر از همه انسانها به رخ میکشند - باید بااین سند کردار وگفتار شان که براستی امر

در هیج ورق تاریخ از هیج نظام فاشیستی وجنایتکار در گذشته وحال ثبت نشده است کمی تأمل

کرد

نمایندگان مجلس ایران با ارایه این طرح در صحن مجلس با صراحت کلام وبا تمامی وقاحت که

از فاشسیست ترین ادمها انتظار نمیرفت در موافقت آن سخنرانی کرده وعنوان کردند که بیش از

هشتاد فیصد یعنی« یک میلیون ودوصد هزار ز مهاجرین افغانی» قاچاقچی مواد مخدر ،

سارق»ادمکش ، خاین وجنایتکار وآلوده به فساد اخلاقی هستند وامنیت وسلامت کشور را

شدیدأ تهدید میکنند و مردم ما از دست اینها امنیت وآسایش ندارند وبه داد این مردم برسید
که زن وبچه شان د ر تهدید مرگ وتجاوز جنسی واموال شان در معرض غارت بدست

افغانهاست) ...؟ اینها چند نمونه از سخنان نمایندگان موافق است

وتنها یک نماینده مردم ساوه اقای مهدی ساوه جی در مخالفت با این طرح صحبت واز حیثیت


-----------------------۴۳-----------------



نشد ودربین صحبتهای موصوف ریس مجلس مداخله کرده وهر دفعه دستور نشستن به ایشان میداد

ودر حالیکه سخنگویان نماینده گان موافق مثل شهرکی واحمد ناطق نوری« ۸۰ فیصد»مهاجرین

مسلمان افغانی را رسماٰ وبا لحن زشت وعقده یی پشت تربیون مجلس شورای اسلامی جنایتکار

جاسوس ، دزد ، آدمکش ، خاین ،فاسد وقاچاقچی و غارتگرو... معرفی کردند که امنیت ملی و

سلامت اجتماعی ایران را به خطر انداخته است وبالاخره این طرح که در نشست رأی گیری و

علنی مجلس روز ۱۲/۹/۱۳۶۸ با قید یک فوریت به تصویب رسیداین نشست مجلس علنی و

همزمان در رادیو هم پخش میشد ،ملتی را رسما محکوم ومجرم به قانون وشرعیت رژیم

جمهوری اسلامی کردند که هیجگاه مرتکب نشده بودند و حالا انعکاس این مصوبه مجلس را

در روز نامه ها ومطبوعات رژیم ایران هم میآوریم ونکاتی هم خواهیم نوشت
انعكاس طرح استقرار مهاجرين افغاني در
مطبوعات ًروزنامه هاي ايران وديدگاه هاونظرها

روزنامه ابرار : ٨ قوس" آذر" چهارشنبه ١٣٦٨
( لزوم كنترول ونظارت بر مهاجرين افغان-
مجلس شوراي اسلامي روز گذشته طرحي را تصويب كرد كه بر اساس آن مي بايست مهاجرين مسلمان افغانستان در اردوگاههاي ويژه استقرار يافته واز سوي دولت جمهوري اسلامي نظارت وكنترول دقيق نسبت به مسايل انها اعمال گرده ٠ اين طرح كه باقيد دوفوريت از تصويب گذشت از جهات بسياري قابل تأمل وبررسي است كه درواقع دريك اظهار نظركلي-


------------------٤٤----------------------------------


- ميتوان گفت ، اقدام مؤثر برخي نمايندگان ودرك حساسيت وضرورت رسيدگي به چنين مسله اي ازسوي قاطبه نمايندگان مردم قابل ستايش است كه اتخاذچنين موضعي منطقي از سوي مجلس شوراي اسلامي ونمايندگان دردآشنايي مردم - اميدواريم مجلس شوراي اسلامي با تصويب اينطرح قانوني وشوراي محترم نگهبان باتائيد آن شاهداجراي دقيق وصحيح آن بوده تا ضمن رفع معضلات فراوان موجود دراين رابطه امنيت وحرمت جامعه اسلامي و اطمينان خاطر مردم مسلمان ايران فراهم شود)

--------------------

روزنامه اطلاعات ٩ قوس" آذر" ١٣٦٨شماره ١٨٩١٣-و ٢٣ قوس ١٣٦٨ شماره ١٨٩٢٥

طرح استقرار مهاجرين افغاني در اردوگاهها وكنترول ونظارت برآنها درجلسه علني امروز مجلس مطرح شد اين طرح به شيوه يك فوريتي "پيش از نوبت در مجلس مورد رسيدگي قرارگيرد دولت در مدت ٣ ماه م

شناسايي كند وآنانرا در اردوگاه هاي ويژه اي كه اين منظور ايجاد شده است إسكان دهد تابه اين ترتيب فعاليتهاي سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي واجتماعي مهاجرين زير كنترول ونظارت دقيق قرار گيرد -


ادامه دارد

























رضا علوى

از کتابخانۀ:

رضا علوى

نویسنده:

ص -علوی











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us