څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
facebook

تشدید در زبان دری


تشدید از مواردی است که از خطّ عربی اقتباس شده و در نوشتار دری بکار میرود اما علت بکارگیری آن در دری با زبان عربی کاملا متفاوت است. لغات تشدیددار زبان دری بسیار اندک‌اند و جایگاه تشدید در این واژه‌ها یا در پایان هجای اولِ کلمات دوهجایی است یا در پایان واژه‌ها به هنگام اضافه‌شدن به حرف، پسوند یا واژه‌ای دیگر. دلیل اصلی آوردن تشدید در زبان دری، گردش‌های زبانی و درگیری زبان در تأکیدهای گفتاری و موسیقی کلام است. پس این عنصر در زبان ما بیشتر جنبهٔ شنیداری دارد. در میان حروف دری، سه حرف «ر»، «ک» و «ل» بیشترین تشدید‌پذیری را دارند.

زبان دری که خط خود را از شکل نوشتاری زبان عربی اقتباس کرده، در طول سالیان متمادی بسیاری از ویژگی‌های این زبان را نیز پذیرفته و جزء ذاتی خود کرده است تا آنجا که امروز هرکس ادعای آشنایی با این زبان را دارد، آن‌ها را از خصوصیات دری میداند. یکی از این ویژگی‌ها به‌کاربردن تشدید (-ّ) است. «تشدید ادغام کردن دو حرف هم‌جنس است» (فرهنگ لاروس). تشدید که از «شدت»‌ و «شدید شدن» سرچشمه گرفته، لغتی است تازی به معنی شدت‌بخشیدن به تلفظ یک حرف و شدیدتر بیان‌کردن آن و منظور از آوردن آن در نوشتار، سکون یک حرف و تکرار دوبارهٔ آن در گردش زبان و تلفظ واژه‌هاست. وجود تشدید در زبان باعث گرفتگی آوایی و تکرار یک حرف میشود و در برخی زبان‌ها که این اتفاق بیش از حد میافتد، زبان به چالشی دچار میشود که آن را از روانی و رسایی دور میکند.


ویژگی‌های واژه‌های مشدّد در زبان دری:

کلمات مشدّد زبان دری ویژگیهای دارند که در زیر به آنها اشاره میکنیم:

الف- بیشتر کلمات مشدّد دری، دو هجایی و در وزن عروضی شامل دو هجای بلندند: [بچ + چه]، پلّه (پل + له]، زریّن [زر + رین]، گلّه [گل+ له]، یکّه [یک + که]، ارّه [ار + ره]، فرّخ [فر + رخ]، برّان [بُر +ران] و...

مهره‌ٔ انجم ز زریّن حقّه ساخت با فلک در حقّه هر شب مهره باخت (منطق‌الطیر/ ١)


ب- کلمات تشدیدار در زبان دری به دو دسته تقسیم میشوند:

١. واژه‌های که تشدید را در وسط خود دارند؛ مانند بچّه، خرّم، درّه، لکّه، غرّش، برّه و... .

ای خرّم از بهار رخت روزگار عمر
باز آ که ریخت بی گل رویت بهار عمر
(حافظ/ ٣۴٢)

خاقانیا ز غرّش بی‌هوده‌شان مترس
جز آب و نار هیچ ندارد سحابشان
(خاقانی/ قصیده ١۷٠)

٢. واژه‌هایی که به‌هنگام افزایش و نسبت، در وسط یا پایان خود، مشدّد میشوند:

- گرفتن پسوندها و ضمایر: مانند: زریّن، پّرّم؛

که گر پروری بچّه‌ی نرّه شیر شود تیز دندان و گردد دلیر
(شاهنامه/ ٣۴۴)

همچو پرّه و قفل، من چون جفت گردم با کسی همچو مرغ
کشته آن دم پَرّم از من برکشند
(ناصر خسرو/ ۷۵١)

بر نشان پای آن سرگشته راند
گرد از پرّه‌ی بیابان برفشاند
(مثنوی / دفتر ٢)

- پذیرفتن نقش‌نمای اضافه:

طاووس را بدیدم میکند پرّ خویش گفتم مکن که پرّ تو با زیب و با فر است
(خلاصه مثنوی/ ٨٢)

- «واو» ربط: فرّ و شکوه، فرّ و آیین

جهان گشت با فرّ و آیین و آب بتابید از آن سان یکی آفتاب
(شاهنامه)

شه طیبان جمع کرد از چپّ و راست
گفت جان هر دو در دست شماست
(مثنوی/ دفتر اول)

یکی را پای بشکستیّ و خواندی
یکی را بال و پر دادیّ و راندی
(خسرو و شیرین / ١٢٩)

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آریّ و به غفلت نخوری
(گلستان/ ۴٩)



پ- قرار گرفتن تشدید بر روی واژه‌های دری ذاتی نیست و به خاطر مضاعف‌بودن ریشه‌ها و تکرار یک حرف در ریشه‌ٔ واژگان نیز نیست بلکه دلیل آن بیش‌تر سماعی و تأکید زبان بر روی یک حرف است؛ چنان که در واژه‌های «زریّن» و «زریّنه» که از دو قسمت «زر» به معنی طلا و پسوند نسبی «ین» و «ینه» تشکیل میشود، واژه‌ٔ زر که دوحرفی است تنها در ترکیب با پسوندهای نسبی «ین» و «ینه» به‌جای تأکید بر حرف «ر» در گردش زبانی، تشدید گرفته است؛ این در حالی است که همین کلمه در ترکیب با پسوند نسبی «ی» تشدید نمی‌پذیرد (زر + ی = زری) و به هنگام موصوف یا مضاف قرارگرفتن نیز مطابق تأکید کلام می‌تواند تشدید بپذیرد یا نپذیرد: «زرّ سرخ»، «زرِ سرخ». همچنین است کلمه‌ٔ «پر» در «شب‌پرک»؛ و «فر» و «پر» در ترکیبات زیر:

شب‌پره گر وصل آفتاب نخواهد
رونق بازار آفتاب نکاهد
(گلستان/ ١٣٨)

وصل خورشید به شب‌پرّه‌ٔ اعمی نرسد
که در این مرحله صاحب‌نظران حیران‌اند
(حافظ / ٢٦٠)

طاووس را بدیدم میکند پرّ خویش
گفتم مکن که پرّ تو با زیب و با فر است
(خلاصه‌ی مثنوی/ ٨٣-٨٢)

بگریست زارزار و مرا گفت ای حکیم
آگه نه‌ای که دشمن جای من این پر است
(سعدالدین کافی)



ت- تشدیدها گاه حذف میشوند و گاه بکار میروند؛

با مطالعه‌ٔ سیر زبان و ادبیات دری و پژوهش درباره‌ٔ لغات مشدّد دری در دیوان‌ها و آثار شاعران و نویسنده گان دری‌گوی، این نتیجه حاصل میشود که وجود تشدید بر روی کلمات دری کاملا شفاهی و سماعی است. چنان که برای مثال، «بچّه» در شعر رودکی سمرقندی (م ٣٢١ ه . ق) با تشدید تلفظ شده ولی قرن‌ها بعد و در شعر شاعرانی چون فردوسی (م ۴١٠) و حافظ (م ۷٩٢) و دیگران، هم با تشدید و هم بدون تشدید بکار رفته است:

مادر می را بکرد باید قربان
بچّه‌ٔ او را گرفت و کرد به زندان
(رودکی / ٣٣)

یکی گور پیش آمدش ماده بود
بچه پیش از او رفته، او مانده بود
(شاهنامه / ۴٣٩)

بدو گفت ای بچّه‌ٔ شهریار
به تو شاد بادا می و می‌گسار
(شاهنامه/ ٣٣١)

آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچّه کرد و رو به آرام گرفت
(خیام/ ٦٦)

ور بچه گیرد از او شهناز او
دیو در نسلش بود انباز او
(مثنوی / دفتر ۵)

بچّه بیرون آر از بیضه‌ٔ نماز
سر مزن چون مرغ بی‌تعظیم و ساز
(مثنوی/ دفتر ٣)

نغز گفت آن بت ترسابچه‌ٔ باده
‎پرست شادی روی کسی خور که صفایی دارد
(حافظ/ ١٦٦)

یا رب این بچّه ترکان چه دلیرند به خون
که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرند
(حافظ/ ٢۴٩)

یا کلمه‌ٔ «برّه» که به هر دو صورت در ادب فارسی رایج است:

بتابید از آن‌سان ز برج بره
که گیتی جوان گشت از آن یکسره
(شاهنامه/ ٢۷)

پس از پشت میش و بره، پشم و موی
برید و به رشتن نهادند روی
(شاهنامه / ٢٨)

سحر تو نمود برّه را گرگ
بنموده ز گندمی جوی را
(ناصرخسرو/ ١١٦)

هر برّه ز گرگ شیر آشامد
هر پیل انیس کرگدن گردد
(همان/ ۷٠۵)

کسان شهد نوشند و مرغ و بره
مرا روی نان می‌نبیند تره
(بوستان سعدی)


و برخی دیگر از واژه‌های متداول زبان دری مانند: «تره»، «امید» و «پشه».

دریاب تو این یک دم وقتت که نئی
آن ترّه که بدروند و دیگر روید
(خیام/ ٨١)

از پی توست این همه امّید و بیم
هم تو ببخشای و ببخش ای کریم
(مخزن‌الاسرار / ۵)

بدین امّیدهای شاخ‌درشاخ
کرم‌های تو ما را کرد گستاخ
(خسرو و شیرین/ ١٢٨)

نیم پشّه بر سر دشمن گماشت
بر سر او چارصد سالش بداشت
(منطق‌الطیر/ ٢)

جبّار به نیم‌پشّه او را
خوش داد سزا که ما گواییم
(عنصری)

این قاعده خاصّ نظم و شعر نیست، بلکه در متون نثر و در میان صحبت عوام و خواص نیز میتوان این اختلاف آوایی و تلفظّی را دریافت؛ مانند کلمات «درنده» و «برنده» که امروز به هر دو صورت کاربرد دارند. همچنین ممکن است برخی کلمات و ترکیبات در‌هنگام معکوس‌شدن و جابه‌جایی تشدید خود را از دست بدهند؛ مانند «آهوبچه» که در عکس خود به «بچّه‌آهو» تبدیل میشود؛ همچنین است «ترسابچه».



ث- در میان حروف فارسی، «ر»، «ک» و «ل» بیش‌ترین تشدیدپذیری را داشته‌اند؛ چنان‌که در بیش از ۵٠ درصد واژه‌های مشدّد یافت شده، تشدید روی حرف «ر» قرار گرفته است: برّان، پرّان، درّان، غرّان، غرّش، غرّید، درّنده، ارّه، برّه، نرّه، پرّه، درّه، بّرّا، گرّا (موی‌تراش)، خرّم، زریّن، فرّه، فرّخ و... .

نکته‌ٔ مهم و قابل‌توجه در این شماره آن است که بدانیم در خط پهلوی شکل نوشتاری حروف «راء»‌ و «لام» یکی است و این خود تأکیدپذیری این واج (ر) را در زبان دری بیشتر مینمایاند. جالب این‌جاست که برخی از واژه‌های که امروز با حرف «لام» تلفظ میشوند، در زبان پهلوی با «ر»‌ بیان می‌شده‌اند مانند: «پلّه» که در گذشته parrak بوده است.

نکته‌ٔ دیگر این‌که حرف «ر» تنها صامتی است که به‌هنگام تلفظ زبان را به چرخش و تکرار حرکت وامی‌دارد و شاید تأکید بر این حرکت بوده که در ترکیب با خطّ و زبان عربی، شکل تشدید را پذیرفته است.



نتایج:

١. با توجه به واژه‌های مشدّد در زبان دری، میتوان نتیجه گرفت که واژه‌های دری تحت تأثیر چند چیز تشدید پذیرفته‌اند:

الف- تأثیر تلفّظ و بیان افراد و اقوام جامعه: بچه و بچّه؛

ب- تأثیر اضافات مانند کسره‌ٔ نقش‌نمای اضافه و واو ربط؛ مانند: زرّ سرخ، فرّ و شکوه

٢. بیشترین تشدیدپذیری و تأکید کلامی زبان دری روی حرف‌های «ر»، «ک» و «ل» است؛ مانند: درّه، یکّه، گلّه؛

٣. علت اینکه گفته میشود تشدید از عربی گرفته و در زبان دری استفاده شده، این است که در کلماتی که حروف «پ، چ، ژ، گ» دارند نیز تشدید یافت میشود؛ مانند: بچّه، گلّه، پلّه.

۴. علت استفاده از تشدید در زبان دری و قرارگرفتن آن بر روی واج‌ها و واژه‌های این زبان، همچون زبان عربی، مضاعف‌بودن ریشه‌ٔ واژه‌ها و وجود دو حرف هم‌جنس پشت‌سرهم که اولی ساکن و دیگری متحرک باشد، نیست بلکه دلیل اصلی آن، گردش‌های زبانی و درگیری زبان در تأکیدهای گفتاری و موسیقی کلام است. پس تشدید بیشتر جنبه‌ٔ شنیداری دارد.


سیف الله فضل

از کتابخانۀ:

سیف الله فضل

نویسنده:

آریا ادیب











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us