څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

تاريخچه حديث


پس از قتل حضرت عثمان که بر سر خلافت فتنه برخاست و بسياری داوطلب احراز اين مقام شدند، هر دسته به طرفداری از گروه خود دنبال دليل تراشی رفته و دلايل خود را به احاديث تحکيم کردند و هر جا که لازم ميشد حديثی ميساختند و از آن استفاده کردند، و در نتيجه جعل حديث معمول شد. مثلا مهلب بن ابی صفره که از نجبای زمان خود بود برای تضعيف خوارج حديث جعل ميکرد، و اين موضوع را بسياری هم ميدانستند ولی معتقد بودند که بايد از هر نيرنگی در پيشرفت جنگ استفاده کرد.
حديث سازان در پاره یی از موارد به گناه خويش اعتراف ميکردند. مثلا همينکه محمد بن سليمان والی کوفه در سال ۱۵۳هجری فرمان قتل اين ابوالعوجاء را صادر کرد، وی گفت حالا که مرا حتمآ ميکشيد بدانيد که ۴۰۰۰ حديث جعلی ساخته و پرداختم و بدان وسيله حرام شما را حلال و حلال شما را حرام کردم، و با آن احاديث بيجهت روزه خود را گشوديد و بيجهت روزه گرفتيد .
ديگر از حديث سازان مشهور احمد جوباری و ابن عکاشه کرمانی و ابن تميم فريابی استند که بطوريکه ابن سهل سری
. ميگويد اينان ده هزار حديث از پيش خود جعل کردند، و همين حديث سازی ها منشاء بسياری از جنگها و فتنه ها شد
(جرجی زيدان، تاريخ تمدن اسلام)

تعداد احاديث ساختگی در همان آخر قرن اول هجری يعنی بفاصله کمی پس از درگذشت ، « حديث پردازيها » بر اثر اين پيغمبر، به صدها هزار رسيد.
و مؤسس فقه حنفی، که از فقهای درجه اول عصر خود بود و فقط چند دهه پس از محمد « امام اعظم » ابو حنيفه، معروف به ميزيست، با وسواس خاصی که بعدآ بصورت ضرب المثل در آمد، از ميان ۷۰۰۰۰۰ حديث رايج عصر خود فقط ۱۰۶۷ حديث گردآوری کرد. « مسند ابوحنيفه » را صحيح دانست، آنهم بر اساس گفته شاگردش ابويوسف که آنها را در کتابی بنام مورخ معروف عرب، تعداد احاديثی که مورد تأييد قطعی ابوحنيفه قرار گرفت فقط ۱۷ عدد بود. « ابن خلدون » ولی به تصريح مسند ابوحنيفه نيز حديثهای بيمعنی « موثق » و به احتمال قوی اين نظر به حقيقت نزديکتر است، زيرا در ميان ۱۰۶۷ حديث پيش از آنکه به عقد » : زياد ميتوان يافت، که نمونه ئی از آنها اين حديث است که از عايشه همسر پيغمبر روايت شده است «. رسول الله درآيم، جبرئيل تصويری از او برای من آورد، و مرا ديدن جمال رسول خدا بسيار خوش آمد معروف و بسيار معتبر خود، ضمن نقل « صحاح » جهان حديث، در دو « شيخين » ، امام محمد بخاری و امام مسلم نيشابوری ولی همين دو بزرگوار، در حديث ديگری که ،« اين تصوير بر پارچه ای ابريشمی نقش شده بود » اين حديث اضافه کرده اند که جبرئيل به حضرت محمد گفت ديروز آمده » در همين دو کتاب خود نقل کرده اند، روايت ميکنند که « ابوحنيفه » از همان کتاب
«. بودم تا فرمانی را بتو ابلاغ کنم، اما بر سر در خانه ات پردهً مصوری را ديدم و بدرون نيامدم
و هيچيک از اين محدثان و محدثان بزرگوار بعد از آنها ضرورتی در حل اين چند مشکل نيافته اند که : اولآ عايشه زمانيکه هنوز همسر پيغمبر نشده بود و سنش هم از هفت سال تجاوز نميکرد چه مقامی داشت که جبرئيل بر او نازل شود؟ ثانيآ اگر برای عايشه آورد؟ ثالثآ چرا حضرت « پارچه ابريشمی » تصوير تا بدين حد در نزد خدا مکروه بود، چرا خود جبرئيل آنرا بر رسول خودش بر در خانه اش تصويری آويخته بود؟ رابعآ آيا جبرئيل اختيار داشت تنها بخاطر ديدن چنين تصويری، بدون اجازه خداوند و بی آنکه فرمان او را به رسولش ابلاغ کرده باشد، به آسمان بازگردد؟
دکتر حسين هيکل در کتاب زندگانی محمد مينويسد که در همان قرن دوم هجری شماره احاديث منسوب به پيغمبر به ۶۷۰۰۰ « . حديث درست در ميان آنها چون موی سپيد بر گاو سياه بود » معروف « صحيح » رسيده بود، که به قول دارقُطنی صاحب ابوبکر بن راشد در تصحيح المصباح از ابوداود سجستانی سليمان بن اشعث بن اسحق بن » : در لغتنامه دهخدا آمده است که بشيربن شدادبن عمر وبن عمران السجسانی الازدی بالولاء حکايت کند که گفت: از پيامبر ۵۰۰۰۰۰ حديث نوشتم، پس ۴۸۰۰۰ حديث از آن عده کثير برگزيدم و کتاب سُنن را ترتيب دادم مرکب از اخبار صحاح و نزديک به صحاح، اما خودم تنها «. به اصالت ۴ حديث از آنها يقين دارم متذکر ميشود که : ابوهريره از صحابه مستقيم حضرت محمد در جنگ خيبر جزو « تاريخ تمدن اسلام » جرجی زيدان در اصحاب درآمد، ولی بيش از چهار سال مصاحبت او را نداشت و از مقربان و نزديکان نيز نبود، معهذا به تنهايی قريب
۵۰۳۰۰۰ حديث از او روايت کرد.

بخاری و مسلم، موثق شناخته شده اند چنين است: « صحاح » نمونه ای از آن قسمت از احاديث ابوهريره که در ابوهريره از رسول اکرم صلی الله عليه و آله روايت کند که حضرت موسی هميشه نهان از بنی اسرائيل آببازی ميکرد. »--
ميگفتند: قطعآ فتق دارد. يکروز که لباس خود را به سنگی نهاده بود سنگ براه افتاد و موسی بدنبال آن دويد تا بميان قوم
رسيد و او را بديدند. آنگاه سنگ ايستاد و موسی لباس خويش برداشت و سنگ را زدن گرفت، و چند زخم منکر بدان زد، و
اشاره به همين حادثه « لاتکونوا کاالذين آذوا موسی خبراه الله مماقالوا » : همانا که آيه شصت و نهم از سوره احزاب که گويد است.
در حديث است از رسول اکرم، که فرمود: شيطان در نماز مزاحم من شد. با او کُشتی گرفتم و مغلوبش کردم. و خواستم او » و نقل از کتاب نهج الفصاحه). ) «. را به بند کشم تا بازيچه کودکان مدينه شود، ولی از اينکار انصراف يافتم
مدعی بود که ۶۰۰۰۰ حديث از محمد « در هر شبانروز صد رکعت نماز ميگذاشت » عبدالملک بن محمد ابوقلابه رقاشی، که از بر دارد، و قاضی موصلی ادعا ميکرد که تعداد احاديث که از محمد با اسناد آنها در حفظ دارد ۲۰۰۰۰۰ است، و اين عقده تعداد احاديث رسول را که از برداشت از ۲۵۰۰۰۰ متجاوز ميدانست .

يحيی ين معين مری مدعی بود که ۶۰۰۰۰۰ حديث با دست خود نوشته است، و تازه درباره او روايت شده است که محرّرين او نيز به امروی دو ششصد هزار حديث ديگر يعنی يک ميليون و دويست هزار حديث را که با مال خود او جمعآ ۱٬۸۰۰٬۰۰ يکصد صندوق دست نخورده ديگر از احاديث از » حديث ميشود ضبط کرده اند، و باز روايت شده است که پس از وفات يحيی «. او باقی مانده بود، « حبيب السير » ولی احتمالآ حد نصاب حديث نويسی متعلق به محدثی بنام ابومسعود احمدبن فرات الرازی است که طبق روايت
به خط خودش ۲۵۰۰۰۰ حديث کتابت کرده بود »

از قريب ۷۰۰۰۰۰ حديث، ۹۲۰۰ حديث را « امام المحدثين » در قرن سوم هجری، امام محمدين اسماعيل البخاری ملقب به خود گردآوری کرد ( که تازه ۳۰۰۰ حديث از آنها مکرر است)، « صحيح » برگزيدند که از ميان آنها ۷۰۰۰ حديث را در کتاب و بدين ترتيب از هر ۱۵۰ حديث رايج زمان خود فقط يکی را صحيح دانست. ( نمونه ئی از همين احاديث برگزيده و غربال شده، در صفحات قبل و در صفحه ۱۳۸ اين کتاب آمده است.

خود را از روی ۳۰۰۰۰۰ حديث ترتيب داد، که اين دو محدث « صحيح » در همان زمان ابوالحسن مسلم بن حجاج نيشابوری آنها بعدآ همراه با کتابهای حديث ابوداود و ترمدی و ابن ماجه « صحاح » يافتند و « شيخين » بعنوان محدثان درجه اول عنوان صحيح های ششگانه) نام گرفت و معتبرترين کتب حديث عالم تسنن شناخته شد. بعدآ احمد بن حنبل ) « صحاح سنه » و نسائی خود را از روی يک ميليون حديث تدوين کرد که برای صد و پنجاه هزار از آنها سند آورده بود. بسياری از اين « مسند » کتاب احاديث بعدها مورد قبول و نقل و استناد محدثان شيعه قرار گرفت
او آمده است: « صحيح » اين حديث ترمدی درباره تفسير است که در ،« معتبر » ...... و نمونه ای از اين احاديث
خدا چون آدم عليه السلام را بيافريد، همه ذرّيهً او را در روی زمين پيشاپيش بدو نشان داد. وی حضرت داود عليه السلام را
بديد و دلبسته او شد و از خدا پرسيد: اين کيست؟ جواب آمد که اين مردی است داود نام. و چون آدم بدانست که عمر داود فقط شصت سال است از خدا خواست که چهل سال از عمر او بگيرد و بر عمر داود بيفزايد ....... و چون عزرائيل در هنگام موت بر او درآمد آدم گفت: زود آمده ای که عمر من هزار سال است تمام مقدر شده است. گفت: مگر نه از آن چهل سال به داود «. بدادی؟ گفت: چنين نکردم. و از آن روز بود که سند نوشتن و شاهد گرفتن برام مردمان مقرر گشت
مسلم آمده است: « صحيح » بخاری و هم در « صحيح » و اين نيز حديثی ديگر، که هم در عزرائيل به موسی درآمد که جانش را بگيرد، اما موسی مشتی بزد و نابينايش کرد. پيش خدا رفت که مرا نزد بنده ای از -- »
بندگان فرستاده ای که نميخواهد بميرد، و چشمم را هم کور کرده است. خدا چشم وی بدو داد و فرمود: باين بنده من بگو اگر «. دوست داری زنده بمانی دست بر پوست گاوی نه و بشمار، هر مو که زير دست تو پنهان شود سالی زنده خواهی بود خود در تکميل اين حديث آورده است که: « مسند » و ابن حنيل، در «. همانا که تا زمان اين واقعه عزرائيل آشکارا نزد کسان ميشد، و از آن پس که ضرب شست موسی را بديد نهان گشت --»
برای اينکه تصوری کلی از رونق بازار پر برکت حديث سازی و حديث پردازی در قرون اوليه اسلامی، بخصوص در جهان تشيع (از آغاز قرن چهارم هجری) داشته باشيد، بعنوان نمونه فهرست زير را که تنها شامل اسامی محدثان و راويانی است که « ابی ها » و « ابن ها » شروع ميشود، از لغتنامه معروف دهخدا برايتان نقل ميکنم، و البته اگر بنا بود « ابو » نامشان با پيشوند و غير آنها نيز اضافه شوند، اين فهرست چندين برابر طولانی تر ميشد. تازه همين فهرست که ۲۴۰۰ نام را شامل ميشود، به تنهائی قريب 600۶۰۰ صفحه از حرف الف لغتنامه دهخدا را ، از صفحه ۳۶۵ تا صفحه ۹۵۵ آن در بر گرفته است.

بسياری از اين محدثين، کسانی هستند که کنيهً آنها يکی است، و فقط اسامی خاص خودشان و پدر انشان فرق دارد. همه اين
اسامی خاص در لغتنامه آمده است، ولی در اينجا از نقل اين اسامی صرفنظر شده و تنها به تذکر اينکه چند نفر يک کنيهً
مشترک داشته اند اکتفا گرديده است:

ابوابراهيم ناصر علوی ، ابواحمدبن الرضيح ، ابواسحق ، ابوالبرکات ، ابوبشيرالعمی ، ابوبشيردولابی ، ابوجعفرالقمی،
ابوجعفرآملی ، ابوجعفرنبيره شهيد ثانی ، ابوالحسن مدائنی ، ابوحفص ( ۳۳ محدث ) ، ابوالحلم ( ۱۳ محدث ) ، ابوحکيم ( ۶
محدث ) ، ابوحماد ( ۳ محدث ) ، ابوحمدان ( ۴۲ محدث ) ، ابوحمزه ( ۲۰ محدث ) ، ابوحميد ، ابوحميه ، ابوحنيفه ( ۵ محدث) ، الوالحويرث ، ابوحيان الاشجعی، ابوحيوۀ ، ابوخازم ( ۹ محدث ) ، ابوخالد ( ۲۶ محدث ) ، ابوخبيئه ، ابوخبيب ، ابوخداش، ابوخراش ، ابوخريق ، ابوخريم ( ۲ محدث ) ، ابوخزامه ، ابوخزيمه ( ۵ محدث ) ، ابوالخشخاش ، ابوخشه ، ابوخشينه ( ۲محدث ) ، ابوالخصيب ، ابوالخطاب ( ۵ محدث ) ، ابوخفاف ( ۲ محدث ) ، ابوخلاد ، ابوخلف ( ۶ محدث ) ، ابوالخليج ، ابوخليد، ابوخليفه ، ابوالخليل ( ۳ محدث ) ، ابوخميصه ، ابوخيثمه ( ۴ محدث ) ، ابوالخير ، ابوخيره ( ۳ محدث )، ابوالدالان
......... ما در اينجا از دوباره نويسی اين ليست نامها خودداری کرديم...........

ابوالهزهاز ، ابوهشام ( ۱۷ محدث ) ، ابوهلال ( ۱۰ محدث ) ، ابوهمام ( ۹ محدث ) ، ابوهند ( ۴ محدث ) ، ابوهنيده ( ۴ محدث
) ، ابوهياج ، ابوالهيثم ( ۲۵ محدث ) ، ابويحيی ( ۴۷ محدث ) ، ابويزيد ( ۳۴ محدث ) ، ابويسار ، ابواليسع ( ۴ محدث) ،
ابواليسير ( ۲ محدث ) ، ابويعفور ، ابويعقوب ( ۱۳ محدث ) ، ابويعلی ( ۶ محدث ) ، ابواليقظان ( ۳ محدث ) ، ابواليماه ( ۸ محدث ) ، ابويوسف ( ۱۴ محدث ) ، ابويونس ( ۱۱ محدث ) .
به ميدان دين هجوم آورده بودند، چه چيز « مور و ملخ » اين محدثين بزرگوار، اين اقيانوس العلوم ها و بحرالعلوم ها که مثل شنيده « صحابه » تاره ای داشتند که بر روايات محدثان قبلی بيفزايند؟ در کوتاه مدتی پس از در گذشت پيغمبر، همهً روايات شده بود، و بعد هم آن صحابه مرده بودند.
های مختلف در « رحله » جست و جوهای فراوان و غالبآ عوامفريبانه ای نيز توسط عده ای از محدثان بعدی، بصورت
سرزمينهای اسلامی به منظور پيدا کردن منابع احتمالی دست نخورده ای از حديثهای ناشنيده، انجام گرفته بود.
شدن دست به تأليف کتاب تازه ای در حديث ميزد، غير از جعل حديثهای تازهً « محدث » در اينصورت آن کسی که تنها بخاطر چه راهی در اختيار داشت تا اثرش مورد توجه قرار گيرد؟ و چه ميتوانست بکند اگر نميخواست « دست اول » و « ناشنيده»
باشد؟ « حديث گو » و نه « حديث ساز»
۱)- يک حساب ساده رياضی نشان ميدهد که اگر برای استخراج و تنظيم و پاکنويس هر حديث با وجود طولانی بودن بسياری )
از احاديث، فقط ۱۰ دقيقه صرف وقت شود، و اگر اين کار بدون احتساب ساعات نماز و عبادت و خواب و خوراک و ساير امور روزمره و آنهم چهارده ساعت در هر شبانروز انجام بگيرد، و اگر تمام ايام سال، بدون احتساب جمعه و تعطيل و ايام ناخوشی و حج و غيره صرف حديث نويسی شود، باز هم حجۀ الاسلام قريب يکصد سال يعنی ظاهرآ از روز تولد تا آخر يک عمر يکصد
ساله، مشغول اين کار بوده اند.
زینب نیک بین

از کتابخانۀ:

زینب نیک بین

نویسنده:

حاجی بریالی مجرب











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us