څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

نگاهی گذرنده به تاریخ


سر زمین کنونی افغانستان را می توان پیوندگاه تمدن ها یا « شاهراه فاتحان » خواند. بر اساس کاوش های باستانشناسی دیده می شود که این محل « پیوندگاه » چار فرهنگ مهم « شرق میانه » ، « اسیای مرکزی » ، « آسیای جنوبی»و « شرق دور » می باشد طایفه ها ، عشیره ها، قوم ها و قبیله های گونا گون در عصر و دور Paleolithic در حدود بیش از صد هزار سال پیش از تولد حضرت عیسی (ع)،در این سر زمین زنده گی می کردند، از دره « کور » Kur واقع در بدحشان توته هایی از جمجمه انسان « نندرتال » Neanderthal (از دیدگاه بشر شناسی، به انسانی گفته می شود که دارای جثه نیرومند بوده ولی هنوز توانایی مغزی اش رشد ننموده است . این اصطلاح، به آن جمجمه انسانی به کار می رود که در محلی به نام «نندرتال » واقع در « دو سلدور » Duseldorf جرمنی کشف شده است. از این نگاه تمام انسانان مربوط به « گروه قفقازی» Ceacasoid را که در دوره « یخچال های اول » در اروپا، در غرب و مرکز آسیا، زیست می کردند، وارد این دسته بندی می گردد.) همراه با ابزار دیرینه سنگی که 30 هزار سال پیش مورد استفاده بوده، به دست آمده است. برخی سند ها شاهد این امر اند که فرهنگ « نوسنگی » Neolithic که بر پایه رام کردن جانداران استوار بوده ، در این جا و جود داشته است. اثر های دور و عصر مفرغ Bronze گواه برآن اند که در این جا تمدن پیش از تمدن « وادی سند » Indus Valley و جود داشته است. این جا، شاهراه داد و ستد بازرگانی میان بین النهرین Mesopotamina و مصر در عصر « مفرغ » بوده است. «لاجورد » Lapiz Lazuli مهم ترین سنگ قیمتی یی بود که از این جا در دل آن سر زمین ها راه یافته است.

از لحاظ تاریخی « کورش » دوم Currus2 شاهنشاه هخامنشی Achaemienla در سده ششم پیش از تولد حضرت عیسی (ع) بر این جا دست یافت. « داریوش » اول Darus 1 پایه های این فرمانروایی را تحکیم بخشیده و بر ولایت های اریا Aria ( هرات) با کتریا Bactria (بلخ) ستاگیدیا Sattagydia ( غزنی تا دره سند ) ، اراکوزیا Arachosia (کندهار) و درنگیانا Drangiana (سیستان) دست یافت، بعد ، سکندر بزرگ Alaxader the Great 427 پ، م . جای هخامشیان رامی گیرد. پس از آن دوران فرمانروایی خاندان « سلوکی » Seleucid منسوب به سلوکوس 358 تا 281 پ، م، می رسد .( این نام سلسله خانواده یی است که پس از اسنکدر بر این سر زمین فرمان رانده اند). سپس خانواده « موریا ی » Maury « هند » در وجود « اشوکا » Ashoka جای آنان را می گیرد، بعد نوبت خانواده محلی یونان – باختر Greco –Bactrian بعد پارتیان Parthians کوشانیان Kushans ، ساسانیان Sasanians و هفتالی یا یفتلی Hephthalites , و دیگر ان رسیده است .

شجره « افغانان » اسطوره و واقعیت

تاریخ قوم « افغان » مانند همه قومان دیگر ، از اسطوره آغاز می گردد و راه به واقعیت باز می نماید. در این جا باید از افسانه و اسطوره حرف زد تا به واقعیت دست یافت.

اسطوره ها :

تاریخ اولی « افغانان » در هاله یی از اسطوره ها و افسانه های پیش از تاریخ پنهان است. « افغانان در اسطوره هایی که تاریخ اش به پس از گسترش اسلام می رسد، سعی بر آن دارند تا به شکلی از شکل ها خویشتن رابه افسانه ها پیوند بدهند. گذشته یی پیش از آن، در پرده یی از اسطوره های دیرین ، یعنی پیش از اسلام ، در هم پیچیده شده است.

1- یهود ملک تالوت

آن گاهی که « وانیست تا» Vanistta در مورد باورو اعتقاد « افغانان » به این امر که آنان فرزندان « ملک تالوت » Malek Talut یا « شاه ساول » King Saul ( اولین شاه «اسراییل » در سده یازده پ ، م) می باشند، حرف می زند ، به کتاب « اسرار الافغانه» اثر دولوی « خیرالدین » اشاره می نماید. بر اساس این باور « تالوت» یک پسر داشت به نام « افغان» . او مرد شجاعی بود و « جنان » و « دیوان» را درید تصرف خود داشت. او سفر به کوهستان ها را دوست داشت. پس از مرگش فرزندانش زنده گی آزادی رابرگزیدند به ساخت قلعه های دست زدند . آنان به این باور اند که

« قیص» چهره افسانه یی دیگر، است. میان این دو ، سیزده نسل تفاوت وجود دارد!

به باور دیگر « افغانان» باز مانده گان « بنی اسراییل» اند. کسی که توسط « بخت النصر» شاه « بابل» که در سده پنجم پ م. « بیت المقدس» رافتح و یهودان را به « هزاره » یا « نظارت » جایی که از آن «الجبل» ذکر شده تبعید نمود.

در این مورد تا کنون سند های روشن به دست نیامده و بساده گی می توان گفت که این باور به افسانه تعلق دارد.

2- اسلام

«قیص» ، « کیس» ، « قیص السلام » یا « عبدالرشید »

بر اساس این سند شجره نویسی « افغانان» صرف نظر از این که تا چی پایه ارزش دارد، همه به این باور اند که به قیص یا عبدالرشید جد مشترکی ، پیوند دارند. آنان به این عقیده اند که « قیص» نزد « حضرت محمد (ص» پیامبر اسلام می رود و مسلمان می گردد. پیامبر اسلام بر او نام عبدالرشید را می گذارد. بر اساس همین افسانه خالد بن ولید فرمانده معروف اسلام زیر فرماندهی او به فتح «سوریه» موفق می گردد. اما ، مورخان عرب ، بر عکس این افسانه، نامی از « قیص» نمی برند و هم چنان در مورد واژه « افغان » نیز خاموش اند. به این گونه می توان به این نتیجه دست یافت که این دیدگاه به صورت کامل، به اسطوره و افسانه تعلق دارد.در این راستا، اسطوره ها و افسانه های دیگری نیز و جود دارد:

افغانان یا پتانان به این باور اند که قیص در کوه « د کیسه غر » ( به معنای کوه قیص) در خراسان یا خراسان کا کر به خاک سپرده شده است. این ساحه در ایالت « ژوب» در غرب کوه سلیمان قرار دارد. سلسله کوه های سلیمان میان در یای «گومل» و شمال در یای « سند» واقع است.

بر پایه اسطوره یی دیگر « سلیمان » Solayman پسر حضرت داوود (ع) 934 ق. م پادشاه « یهود » برای ازدواج با « بلقیس »باری به نیم قاره هند سفر نمود، آن گاهی که او از این جاه سوار بر تخت پرنده ( قالینچهء پرنده اش) بر می گشت « بلقیس » از او خواهش نمود تا برای آن که آخرین نگاه را بر زادگاه اش بیاندازد ، لحظه یی در آن جا توقف نماید. به این گونه « تخت پرنده » اش مدتی بر قله کوه فرود آمد. از آن پس این قله به نام « تخت» سلیمان یاد می گردد. این قله هم اکنون پیش از سه هزار متر بلندی دارد. بر اساس افسانه دیگری کشتی « حضرت نوح (ع) » پس از فرو کشی توفان، بر یکی از قله ها کوه سلیمان فرود آمد.

واقعیت ها

بر اساس دیدگاه برخی مورخان، امیر عبدالرحمان (1880 تا 1910م ) بنیاد گذار افغانستان کنونی است. او این سر زمین را « یاغستان» می خواند. می توان آن را سر زمین رام نشدنی ، سرزمین ازاد یا سر زمین منفرد و یگانه خواند.

واژه افغان در متن های کهن:

واژه افغان یک نام کهن است. برخی دانشمندان ردپای آنرا در سند های دوره ساسانیان به شکل واژه ابگان Abgan یافته اند. این واژه را به شکل اواگان Avagana تلفظ می کنند. گفتنیست، که مردم همین اکنون آن را اوغان یا اوگان Awgan می خوانند. برای بار اول « وراها مهرا » varaha Mihira ستاره شناس هندی در آغازسده ششم عیسوی ، در اثراش به نام « برهات- سمهیتا » Brhatß Samhita واژه اوگان را به کار برده است.

من به این باورم که عربان متجاوز و فاتح واژه اوگانا ، اوگان و یا ابگان را به اصطلاح معرب ساخته اند. آنان بر اساس دستگاه صوتی خویش حرف « و » را به حرف «ف» و «گ » را به « غ» تبدیل نموده اند.

در سده هفتم « هیو ان تساگ» Hsuan Tsang زایر چینایی که به زیارت معبد های بودایی به این جا سفر کرده، از مردمی به نام « آ پوگین » A- pokiek ذکر نموده است.
حاجی محمد راحت

از کتابخانۀ:

حاجی محمد راحت

نویسنده:

صدیق رهپو طرزی











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us