څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

هرات


هرات يک از شهر های تاريخی افغانستان بوده که در سمت غربی آن و هم مرز با ايران قرار دارد ، هرات شهری است که از آن در کتيبه قديم به نام هريوا ياد کرده اند و همچنان در اوستا کتاب دينی زردشتيان نيز از آن نام برده شده و منابع ادبی يونانی ، اين ساحه را <آريا> ناميده اند.

اين شهر نه تنها اهميت سوق الجيشی داشت ، بلکه مرکز مهم تجارتی نواحی مديترانه ، قاره هند و تا کشور چين را تشکيل ميداد ، با در نظر داشت همين نقش هرات ، پادشاهان ساسانی تضميم گرفتند تا پلی مستحکمتر و فراختر بر هريرود بنا کنند که آثاری از اين پل که به پل مالان مشهور است تا به امروز به جا مانده است ، پل مذکور برای سياحين بشمول ظهيرالدين بابر خيلی جالب و تماشائی بود .

داستانهای عشقی زيادی پيرامون چگونگی ساختمان اين پل ساخته و پرداخته شده است . روايت ميشود که زنی بنام ( بی بی نور ) و خواهرش ( بی بی حور ) با پشتکار و زحمت زياد پوستهای تخم را جمع کردند و با گل تهداب آن مخلوط نمودند تا آن پل بتواند بر داشت وزن و ثقل وسايل نقليه را داشته باشد.

در قرن دهم ميلادی سلطان غياث الدين غوری فرمانروای غور و فاتح دهلی که به امر او منار جام بنا يافت ، مسجدی را در هرات اعمار کرد که بعنوان مسجد جامع تا کنون پا بر جا مانده است. امروز يک قسمت کوچک کاشی کاری آن بنای پرشکوه با خط کوفی آن با قيست اين کتيبه نه تنها يک نمونه عالی خطاطی کوفی است ، بلکه از نگاه تاريخ نيز اهميت بسزائی دارد.

در سال ۶۱۸ هجری مغولها هرات را تسخير کردند و با يک حمله مرگبار ، آثار تاريخی و فرهنگی آن ناحيه را از بين برده زندگی آرام مردم را مختل و دگرگون ساختند . نقل شده است که آتش و شمشير در سراسر شهر بچشم ميخورد ، اهالی شهر قتل عام شدند و احدی زنده نماند . در نتيجه شهر هرات به خرابه ئی تبديل شد و برای پانزده سال به همان وضع باقی بود .

در دوران تسخير مغولها٬ تولی خان قوماندان نظامی مغول علاقمند هوای گوارای آنجا شد و مايل نبود که آن شهر مانند شهرهای ديگر آن ناخيه ويران شود . اما والی هرات را مجبور به تسليم ساخت و بزرگان شهرا را هم به قتل رساند ، مردم عادی از مرگ نجات يافتند ولی يک سال بعد دست به شورش زدند ، عساکر مغول برگشتند و با روش و حشيانه ئی که داشتند تمام زنده جانها را از بين بردند ، طبق روايت مورخين ، اين شورش حدود ۶۰۰۰۰ نفر قربانی به جا گذاشت بعد از اين فاجعه الخانيان يکی از شاهزادگان قيصر را که شمس الدين کورت نام داشت بحيث والی هرات تعيين کرد و او سلسله خاندان خود را بنا نهاد به اين تربيب ولايت هرات تحت قيادت زمامدار محلی دوباره سر و سامان پيدا کرد ، علاقه او به آن ناحيه او را بر آن داشت که در مورد آبادی و زيبائی شهر و نواحی آن اقدام کند . يک ديگ بزرگبرنجی از دوران کورت که اصلا برای شربت در مراسم عيد و جشنها از آن کار گرفته ميشد ، در حويلی مسجد جامع آنجا وجود دارد .

يکنيم قرن بعد وقتی تيمور لنگ هرات را متصرف شد آنرا دوباره بخاک يکسان ساخت اما هرات پس از زمانی دوباره آباد شد و به اوج شکوه و جلال سابق خود رسيد . ظهيرالدين بابر در باره حکومت پادشاه وقت مينويسد : ( شهر هرات در دوره حکومت سلطان حسين بايقرا < نواسه تيمور > ، طبق فرمان وسعی بليغ او ترقی شايانی کرد که هيچ شهری درين جهان مسکون به پايه آن نميرسيد.)

در دوره تيموريان علم و صنعت در هر رشته رونق گرفت ، يادگارهای زيبای تاريخ که امروز جزء مهمی از گنجينه های ملت ما محسوب ميشوند ، در همين دوره در دنيای هنر پا به عرصه وجود گذاشتند ، شاهرخ پسر تيمورشاه عهده دار تزئين بناها و يادگارهای تاريخی و همچنين توسعه مقبره شيخ انصاری در گازرگاه بود ، دو تا از زيبا ترين يادگارهای تاريخ هرات به هدايت گوهرشاد ( همسر شاهرخ )‌در همين دوره بنا يافتند ، او همچنين موسس مدرسه و مصلای هرات است که از آن دو فقط چند منار باقی مانده است ، وقتيکه ملکه در گذشت او را در مقبره مجلل در يکی از همان بناها بخاک سپردند.

جامی شاعر نامدار "دری" در همين عصر ميزيست و علی شير نوائی ، سياستمدار متبحر با نوشتن ديوان خود ، زبان چغتائی را جان تازه داده به آن ارزش ادبی بخشيد . بابر در باره نوائی مينويسد ::< هيچ شاعر ترکی زبان نتوانسته است به رسائی و سلاست اشعار نوائی شعری بسرايد.> استاد بهزاد ، نقاش و مصور معروف هم در ميدان هنر ، نقش مهمی را ايفا نمود ، خلاصه در هر گوشه و کنار آن سرزمين شاعر ، موسيقيدان ، خطاط ، نويسنده ، نقاش و هنرمندان ديگری که در پيشه خود نبوغ و مهارت داشتند عرض وجود میکردند.

سلطان حسين که خودش از سلسله تيموريان بود خواست اجتماعی بوجود آورد که بر پايه آزادی و رعايت حقوق فردی و اجتماعی استوار باشد و محيطی را فراهم سازد که هر فرقه و نژاد زيست با همی داشته با يکديگر در صلح و آرامش زنده گی کنند ، سلطان حسين دربار خود را برای اجتماعی که ميخواست مطيع او باشد ، به يک دادگاه انصاف و عدالت تبديل کرد ، وقتی يکی از پسرانش مردی را کشت ، او را به دست عدالت سپرد ، زيرا ميدانست که پسر مقصر است و بايد به انتقام خون مقتول به قتل برسد . به اين تربيب نشان داد که هيچکسی ، حتی پادشاه هم نميتواند فوق قانون و از مجازات مستثنی باشد .

پس از وفات او سلطنت در خانواده اش دوامی نکرد ، چون پسرانش اشخاص کاهل ، بی تجربه و بی کفايت بودند ، همه بر کنار شدند و يکبار ديگر هرات به خون و آتش کشيده شد و تا سه قرن ديگر در کشمکش جنگ بين صفويان و ازبکان قرار گرفت .

صفويان که زمان بيشتری حکومت آنجا را در دست داشتند ، سر انجام بدست ابدالیان شکست خوردند و والی ابدالی در آنجا اعلام استقلال کرد ، در سال ۱۷۲۹ نادرشاه افشار شهر هرات را موقتا متصرف شد و واليان ابدالی را مطيع خود ساخت ، اما بعد از قتل نادر ، هرات دوباره به افغانستان بازگشت.

تاريخ هرات پيوسته در فراز و نشيب بوده است و بعد از هر تجاوزی توانسته است که دوباره خود را احيا کند حتی قوای ويرانگر مغل هم قادر نشد که روح آزادیخواهی مردمان آن سرزمين را بکشد و کسانی که از آشوب جنگ جان سالم بدر بردند توانستند از خاک بر خيزند و به زنده گی آغاز کنند و شهر را بر خرابه های آن دوباره آباد سازند.

حاجی محمد راحت

از کتابخانۀ:

حاجی محمد راحت

نویسنده:

خلیل حبیبی











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us