څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

میتراییسم


در قرنهای ابتدائی پس از میلاد مسیح، میتراییسم رقیب بسیار جدی مسیحیت بود. چرا که در آن زمان میترا تنها ناجی و نشان دهنده راه و آیین زنده گی بود. به دلیل حضور موازی دو سیستم قوی دینی در یک زمان و در یک جا، 25 دسامبر، روز تولد میترا، روز تولد «مسیح» شد و درست از همینجا نفوذ ایده های میترائی به مسیحیت آغاز شد.


در آغاز قسمت عمده آئین مسیحیت را میتراییسم تشکیل میداد. ولی به مرور زمان هنگامی که موقعیت دین رسمی امپراتوری روم را پیدا میکند، جریان تصفیه ایده های شرقی شروع میشود. حتی آوازها و سرودهای مذهبی «آریایی» که در آن «آشوزردشت» تولد ناجی (حضرت عیسی) را پیشگویی کرده و به تعمید او نیز اشاره شده و در انجیل هم آمده، قانونی و مقدس به حساب نیآمدند.


از قرن چهارم میلادی، مسیحیت دچار تضادهای داخلی و مبارزات بیرحمانه و سفت و سخت داخلی برای حفظ حقوق احکام و انجیل میشود و دین مسیحیت با ترس شدید از نابودی روم٬ با آنکه منشعب از میتراییسم با ریشه های زردشتی بود، کوشش میکند خود را مستقل کند.

هر دو امپراتوری ( روم و پارس ) به خدای خورشید، میترای شکست ناپذیر، معتقد بودند و خود را بنده خدا، پدر «میترا» میدانستند. که این به معنای پیوند روحانی دو دولت قوی غرب و شرق بود و میتوانست به ایجاد تشکیلات واحد سیاسی - دولتی دو امپراتوری عظیم بیانجامد. که اگر این اتفاق میافتاد، شاید تاریخ جهان سرنوشتی دیگر پیدا میکرد و به تکامل خود میرسید.


کنستانتین اول، امپراتور مسیحی که به تحکیم ایدیولوژی امپراتوری معتقد بود، به خوبی میفهمید که به کمک میتراییسم این کار عملی نیست و خطرناک جلوه میکند. از طرفی میتراییسم به عنوان سازنده ساختار خشک و بسیار منظم، به سلسله مراتب سخت وفادار است و برای رسیدن به پله جدید، نیاز به مردانگی عظیم و قهرمانی شخصی بوده و بدین ترتیب روز به روز از تعداد پیروانش کاسته میشده است.


مسیحیت از این نظر بیشتر مردمی بوده و هرکدام از اسقفها میتوانستند پایه گذار جریان نوی مسیحیت باشند. با نتیجه گیری از اساس تیوریک، با توجه به عقاید و نظرهای شخصی و با استفاده از اتوریته خودبین پیروان، برای ارضای منافع شخصی و کلیسا که هیچ ارتباطی با آموزش پاک عیسی نداشته است، تاریخ مسیحیت، انباشته از خرافات متنوع و مسایل من درآوردی رنگارنگ، از ایده های شرقی دور میشود و با هم پیچیدگی مرموز فقهی پیدا میکند و خطر افتادن به دام صوفیسم تهدیدش میکند.


میتراییسم سخت به بروز مسایل از خود ساخته، گمراهی و کفر امکان نداد و حتی در محیط جنگ که میتراییسم در آن رشد کرده بود، نتوانست صحنه شرط بندی فقهی شود. در صورتی که مسیحیت به عنوان یک ایدیولوژی همه کاره به مردم اجازه داد با اعتقادات و نظرات مطلقا مختلف و متنوع، زیر نشان عیسی مسیح، پیرو و هوادار باقی بمانند. که این شرایط، نقش بسیار عمده ای را در پخش و توسعه کلی دین مسیحیت ایفا کرد.



بدین ترتیب دموکراسی در مسیحیت و بسته بودن میتراییسم، بسیاری از مسایل را مشخص کرد و به دلایل سیاسی، میتراییسم متحمل شکست میشود. میتراییسم با ریشه های آریائی به عنوان دین رسمی دولتی که روم را از قدرت جهانی محروم کرده، برای رومیها غیر خودی و نامفهوم باقی میماند.



دین زرتشت در زمان ساسانیان، موقعیت ایدیولوژیکی دولتی داشته، در حالی که روم فاقد همچون ایدیولوژی بوده، در صورتی که نیاز با آن در آن زمان بسیار محسوس بوده است. کنستانتین تمام نیرویش را روی مسیحیت گذاشت تنها با یک هدف که روم استقلال ایدیولوژیکی و مذهبی نسبت پیدا کند.



میتراییسم تأثیر بسیار گسترده ئی بر مسیحیت گذاشت. ولی به دلایل تاریخی، ایدیولوژیکی و سیاسی از بین رفت و جای خود را به مسیحیت داد. نه فاکتورهای تاریخی و نه ایدیولوژیکی نتوانستند مشخص کنند در مبارزه بین دو دین زردشتی و مسیحیت، کدام یک پیروز از میدان به در میآید، اگر فاکتورهای سیاسی پیش نمیآمد.


ولی به هر صورت، مسیحیت در بسیاری از مسایل و مراسم مذهبی مدیون میتراییسم باقی میماند و در آیین مذهبی اروپا ریشه های شرقی نفوذ میکند و جای میگیرد.



به عنوان نمونه:


1 - میتراییست ها در میترا، خدای نور و ناجی بشریت را دیدند. مسیحی ها نیز در مسیح همان را.


2- میترا پسر خداست. مسیح نیز همچنین.


3- میترا از زن آفریده شد. مسیح نیز. داستان تولد عیسی، همان داستان تولد میترا است.


4- میترا در غاری تاریک به دنیا آمد و اولین کسانی که فهمیدند، چوپانها بودند که به عنوان هدیه، طلا و مواد معطر و خوشبو آوردند. آیا این همان داستان انجیل نیست؟


5- میترا همچون عیسی، واسطه بین خدا و مردم است.


6- میترا و عیسی، هر دو مجری خواسته های پدرند و فرستاده های او هستند روی زمین. با این تفاوت که عیسی پسر «یهوه» و میترا پسر خدا. یهودیها، یهوه را همان خدا میدانستند که در انجیل آمده است.



7- ماموریت میترا، مبارزه با اهریمن، شیطان و بندگان اوست که وقتی در آخرین روز هستی برای داوری بشریت میآید، پیروزی نهایی نور و خوبی بر تاریکی و ظلم است که این وظیفه عیسی است از نظر مسیحیان.


8- عروج میترا به درگاه خدا پس از آخرین ماموریت هایش روی زمین، بسیار شبیه داستان عیسی است. ایفا کننده دستورات پدر روی زمین و بازگشت او به آسمان.


9- حتی نشانه گرایی میتراییسم در مسیحیت رخنه کرد: صلیب : میتراییستها صلیب را در دایره (سمبول قدیمی خورشید) رسم میکردند و چهار گوشه صلیب، همان نقطه اساسی و بنیادی راه سالانه خورشید است. دو نقطه: اعتدال ایام (روز و شب) و دو نقطه انقلاب خورشیدی. در مسیحیت، صلیب نشانه رنج و مقاومت شد. با اینکه خورشید را در خود حفظ کرد.


10- جشن مقدس تولد میترا، 21 دسامبر در تاریک ترین شب سال در تاریک ترین غار، نشانه تولد نور و پیدایش امید و نشانه زایش دوباره طبیعت است. جشن مقدس عیسی نیز درست در همین شب در زمان انقلاب خورشیدی زمستانی است.



11- نشانه های خورشید، صلیب در دایره را میتوان در صحنه های غذاخوری مقدس (تغذیه تقدیس) میترا دید. مراسم نان گرد در کنار میترا که به چهار قسمت تقسیم شد. نان و شراب شیرین، مراسم مقدس میتراییست هاست. نشانه سفره پر برکت میترا و مددیاران اوست. نشانه های خوشبختی در زندگی آینده و جاودانی در پادشاهی میترا، که در مسیحیت نیز دقیقا همانگونه است. با این تفاوت که نان، نشان پاره های تن عیسی است و شراب شیرین نشان خون او و نشانه سفره پر برکت مسیح. بار عاطفی این مراسم، چون خاطره ای است از آخرین شام عیسی با حواریون.


12- غسل تعمید که از نظر بندگان کیش میترا، شست و شوی انسان از گناهان مرتکب شده بود، چون اعتراف به گناهان و بخشش گناهان گناهکاران در میتراییسم با همان شکل به مسیحیت منتقل شده است.


13- مفهوم کلیسای جنگجو و جنگنده نیز از میتراییست هاست. خود سازمانی پیشرفته کلیسای مسیحیت در بسیاری از مسایل یادآور سیستم خوش قد و قامت و منظم میتراییست هاست.


14- مقام برتر کلیسای کاتولیک همچون کپی پله های برتر و مقدس میتراییسم به همان نام خوانده شد: پدر، پاپا، پاپ، پادر (در واتیکان) سران مذهبی میتراییسم خواستار نظم محکم و سخت از طرف پیروان بودند.


15- روزه ها، خویشتنداری و ... میتراییسم به عنوان دین مردانه، دین جنگجویان شد و به همین دلیل موفقیتهای بیشماری را در بر داشت. از شمال گرفته تا «اورلیان»، «گالیان» و «دیو کلتیان.در زندگی غیر جنگی نیز مهمترین وسیله حفظ آرامش در جامعه به عنوان تنه استوار و بنیادی، دولت بود.


15- تا به امروز مقامات ارشد مسیحی (ارخی یری و ارخی مندری تی) کلاهی دارند به عنوان لقب دینی به نام «میترا» که از آریائیان به ارث بردند و «میترا پولیت» که درجه برتر در کلیسای کاتولیک است و واژه متروپولتین شهر «میترا» شهر خورشید، که محل زندگی مردم است به عنوان پایتخت میدانستند.


مسیحیت با این که با توجه به تعصبات مذهبی بین هواداران، با تکیه بر اعتقاد و آمال و افکار مذهبی شخصی صریحا خود را از دیگر ادیان دور کرده و بر خلاف یهودیت سعی نکرده خود را از عناصر بت پرستی و خرافات دیگر ادیان ایزوله کند و با این همه سرشار از تأثیرات میتراییسم باقی مانده است.دین «میترا» که از دو هزار سال قبل از میلاد مسیح بین آریایی ها به عنوان خداوند پیمان (در اوستا نیز با نام ایزد پیمان یاد شده) رواج داشته، در سال 66 میلادی در دیدار «تیرداد» شاه به «نرو» معرفی و سال 325 میلادی، دین رسمی امپراتوری روم بود. در قرن یکم میلادی، در زمان امپراتوری اشکانی از طریق ارمنستان و استان پونتش (استانی که در حاشیه دریای سیاه بوده) توسط مهردینان آریایی و بازارگانان به اروپا رفته و با اندیشه های افلاطون در هم آمیخت.




اسامی روزهای هفته با تغییرات گویشی و نوشتاری از میتراییسم تا به امروز مشاهده است:



دوشنبه (مه شید) از خدای ماه یا «مون»، در انگلیسی «ماندی» و در آلمانی «مونتاک.»


سه شنبه (بهرام شید) روز «تی ویس» و در انگلیسی «تیوزدی» و در آلمانی «دینستاک.»


چهارشنبه (تیر شید) روز «وودین» و در انگلیسی «ونزدی» و در آلمانی «میتوخ.»


پنجشنبه (برجیس شید) روز «تور» و در انگلیسی «ترزدی» و در آلمانی «در دونر» یا «دوترستاه.»


آدینه (ناهید شید) روز خدای باروری یا «اریر» و در انگلیسی «فرای دی» و در آلمانی «فرات تاگ.»


شنبه (کیوان شید) روز کیوان یا «ساتورن» و در انگلیسی «ساتردی» و در آلمانی «سام تاگ.»


یکشنبه (مهر شید) روز خورشید و در انگلیسی «سان دی» و در آلمانی «سون تاگ» که توسط کنستانتین در سال 321 میلادی روز خورشید (مهر) تعطیل هفتگی شد.


دوازده نشانه آسمانی از یاران میترا بودندکه به حواریون تبدیل شدند.


محرابه های بسیاری در آلمان، فرانسه و روسیه، یا اتفاقی به هنگام مرمت کلیساها کشف شده که گویای مهر پرستی در نقاط مختلف گیتی است.


مسیحیت با گرفتن مسایل و سنت ها و مراسم و فلسفه میتراییسم، روح دموکراتیزه شده کومونهای اولیه، سرچشمه فرمانبرداری آنها، شراره های خورشید و نور، افسانه تولد و چوپانها و هدایا، قانون عهد و پیمان و شرافت (عمل به حرف زده شده)، قانون اخلاق و رفتار، استفاده از ناقوس و شام، آب مقدس، غسل تعمید و نوازندگی به هنگام خوردن نان و شراب در محرابه های میترانی، پیمان داشتن با او که در انجیل به نام «عهد جدید» آمده، تقدیس 25 دسامبر و عروج، خویشتن داری و پرهیز، آیین آسمان و جهان نما، تفکر درباره موجدیت یافتن از ایزدان، قربانی کردن، خدمت به نزدیکان و حمایت از تمامیت جهان مجسم، مبارزه مداوم و جاودانی بین خوبی و بدی (با پیروزی اولی بر دومی)، جاودانگی روح، رستاخیز و داوری، نابودی و مرگ آتشین دنیا (هستی)، تعیین کننده راه تمدن اروپا میشود. اروپایی که در آغوش تمدن یونانی - رومی با گرفتن میراث فرهنگی و مذهبی، با ریشه گیری و کمک دین قدرتمند قدیمی آریایی تا به امروز مدیون میترانیسم و علوم مختلف آریایی است.


حاجی محمد راحت

از کتابخانۀ:

حاجی محمد راحت

نویسنده:

خورشید عیسی











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us