څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
facebook

بانوی بلخ


این داستان را ابن بطوطه (۱) در سفرنامهٔ خویش (ترجمهٔ محمد علی موحد) هنگام عبور از بلخ ثبت کرده است و به عنوان تاریخچهٔ بنای مسجد باستانی بلخ٬ به فرمان بانوی بلخ آورده است. روانشاد عبدالرحمن پژواک این قصه را بطور منظوم به ما یادگار گذاشته.

زنی بود در بلخ بامی و شاد

که گیتی چنو دختر هرگز نزاد

گزیده به شاهی بلخ گزین

بهین ملک جمشیدش زیر نگین

بلندان درفش درفشام او (۲)

درفشام ملک سریرام او (۳)

بسیرت فرشته به صورت چو حور

به ‌چهر ‌همچو ‌ماه ‌‌و‌ به ‌‌مهر ‌‌همچو ‌‌هور

فضائی اگر بلخ، برجیس آن

سبائی اگر بلخ، بلقیس آن

چو بدر منیرش کمال از جمال

به نیکی نشان و به پاکی مثال

به داد و دهش دست او استوار

ز عدل و سخا تخت او برقرار

جهان گر همه دل، جهاندار او

اگر دل همه درد٬ تیمار او

نکوئی و دانش دو دستور وی

رعایتگری دین و دستور وی (۴)

به مردم پژوهیش٬ ایمان سخت

به عهد استواریش٬ پیمان سخت

ز بغداد زی بلخ آمد نشان

به تطغرای تمغای عباسیان (۵)

که بر نام سلطان بعنوان باج

ز مردم ستاند سه چندان خراج

چو فرمان سلطان بغداد دید

لب از خشم جور زمانه گزید

چو بر جور دیگر بگردد زمان

شود حکم دجله بر آمو روان

اگر دست یابد عرب بر عجم

بصحرا نشینان دهد جام جم

فروشد غباری بر اُمّ‌البلاد

بر آیینهٔ سور دلهای شاد

به مردان اندیشه شد عرصه تنگ

که جائی نماندست جز بهر جنگ

ز اندیشهٔ جنگ و پیکار مست

شدند و کشیدند از کار دست

زنان‌سرمه‌ از چشم و غازه ز روی

بشستند و شانه نکردند موی

کهن جامه کردند در بر همه

ز تن دور کردند زیور همه

سوی خرگه شاه‌بانو روان

شدند همچو زی مه روان اختران

که ای مادر مهربان بزرگ

مهین بانوی دودمان سترگ

ز تدبیر تو شاد و آباد بلخ

ز شمشیر تو زیست آزاد بلخ

به ما کینه توزی ز بغداد چیست‌؟

به بلخ گزین راز بیداد چیست ؟

نه ‌‌ما را به بغدادیان دین‌‌ یکیست‌‌؟

خدا و پیمبر در آیین یکیست‌؟

درین چند سالی که بر ما گذشت

نکو یاد داری چه بر ما گذشت

سه پیکار سه ساله با کافران

که یاری نکردند بغدادیان

سه سال دگر ز آسمان بر زمین

نیامد یکی قطره ز ابر نمین

نگشته هنوز آب در جوچه باز

که بغداد کرده سر کیسه باز

اگر کفر از کعبه آید برون

ندانیم حال مسلمانست چون

چو شهبانوی بلخ دستان شنود

به صد مهربانی زبان برکشود

که این کار را چاره شمشیر نیست

گشودش جز از راه تدبیر نیست

روان سرمهٔ چشم تازه کنید

به مشکوی رخساره غازه کنید

هراسی ز جنگ و ز بیداد نیست

دگر چون سپاهی ز بغداد نیست

بمردان روان داده ام من پیام

که شمشیر دارند اندر نیام

زنان سور کردند و شادان شدند

از آن مژدهٔ نیک حیران شدند

همه با دل شاد گشتند باز

نبود آگاهی هیچکس را ز راز

چو سلطان بغداد را شد خبر

که آمد فرستادهٔ او به فر

روانش به دربار فرمود بار

که آگه کند زودش از راز کار

فرستاده آورد نزدیک‌‌ شاه

به طشت زرین ز آبنوس سیاه

یکی طرفه صندوق گنجینه‌ای

درفشام و روشن چو آیینه‌ای

مُرصّع بیاقوت سرخ بلخش (۶)

مزین به گلگونه لعل بدخش

یکی نامه با جعبه همراه بود

که بنوشته بر بانوی شاه بود

که ای آفتاب جهانرا تو ماه

نگین سلیمان و دیهیم و گاه

شه ‌از ‌‌بلخ خواهد سه چندان خراج

منت میدهم سه سه چندان بباج

که هرچند فرمان بغداد بود

ز مردم ستاندنش بیداد بود

گیاهی به پایان هفت سال شوم

ندارند مردم در این مرز و بوم

نداند کسی‌ که ‌کاندرین ‌‌جعبه ‌چیست ؟

که ‌پوشیده ‌آنرا و در خورد کیست‌؟

نیفگنده مردی چو بر آن نظر

زنی چون ترا می سزد زیب بر

به خلوت سر جعبه را باز کن

مرا از قبولش سرافراز کن

چو شهبانو دید ارمغان شگفت

سر انگشت ‌‌حیرت بدندان گرفت

هراسان و حیران با خویش گفت

چنین گنج نتوان ز سلطان نهفت

به خلوت چو آن ‌‌جامه سلطان ‌‌بدید

بافغان درآمد گریبان درید

که از اقبال نیک و ز یاری بخت

نشستم همه عمر برگاه تخت

به نیرو و قدرت جهان پهلوان

سر و سرور شاه ‌و شاهنشهان

زمین و زمانم به زیر نگین

مهین سرورانم رهیئی کمین

نیاورد کس چون به زانو مرا

که آورد این شهبانو مرا

ز مردم پژوهی و داد آوری

ز روشندلی و ز دانشوری

به چون زن سزد کشور و‌تخت ‌و ‌تاج

نه مردی که گیرد ز مردم خراج

به مردم ندادن چه‌ شاهیست این‌؟

ستاندن ز مردم گدائیست این

به بانوی بغداد فرمود شاه

که زی بلخ بامی کند روبراه

پیامبر نشاید به مینوی بلخ

بجز تو فرا نزد بانوی بلخ

ندیدست چشم زمان هیچگاه

قرانی چنان در میان دوماه

چو خلوت گزیدند و تنها شدند

بجان گرم شیرین سخنها شدند

میان سخنها ز احوال شاه

سخن کرد با وی ز افغان و آه

بدو گفت بانوی بلخ گزین

که ای زیب اورنگ و تاج و نگین

برین جامه زین پیش هرگز همی

نکرده نظر هیچ نامحرمی

ترا زیبد این جامه ای اشک ماه

که نامحرمت نیست چشمان شاه

من هرگز نپوشیده ام جامه‌ای

که افتد بر آن چشم بیگانه ای

ز شه تحفهٔ بس گرامی مراست

چو آزادی بلخ بامی مراست

نگیری گر این جامه کاری کنم

جهانرا از آن یادگاری کنم

ز بیگانه چون بلخ آزاد کرد (۷)

از آن جامه یک مسجد آباد کرد

توظیح ها:

۱-ابن بطوطه از جهانگردان و جغرافیه‌نگاران معروف اسلام است که از اهالی‌ طنجیر ‌بود ‌و به روایتی بین سالهای ۱۳۰۴ ـ ۱۳۸۸‌میلادی ‌میزیست. این دانشمند شهیر مدت سی سال به سفرهای طولانی پرداخت و بعد از عبور از جیهون به شهر باستانی بلخ رسید و از مساجد ، مدارس و اماکن متبرکه ام البلاد (بلخ) به شمول مسجد بزرگ آن ، که به مسجد هفت گند مشهور بود٬ و موضوع داستان فوق را تشکیل میدهد، دیدن کرد. بانوی بلخ بانی این مسجد زنی بود که شوهرش داود بن علی نام داشت و در عهد عباسیان می زیست‌. خلیفه مذکور در این داستان همان ابوجعفر عبدالله‌المنصور (‌۷۵۴‌ــ ۷۷۵‌) است.

۲-درفشام: درفش دار بلند و نیر٬ درخشان؛

۳-سریرام: واژهٔ اوستایی به معنی زیبا که همیشه صفت بلخ بوده؛

۴-دستور: بضم دال به معنای وزیر؛ و به فتح دال به معنی شیوه و آئین؛

۵-تمغا: فرمان یا نشان؛

۶-بلخش: بر وزن بدخش٬ ابن بطوطه آنرا تلفظ عامیانهٔ بدخش میخواند.

۷-بلخ: شهر بلخ را در کتب قدیم به نام های باختریس، بخدیم، بلهیکا، باختر٬ بلخ بامی و بلخ الحسنا هم ياد کرده اند. گهوارهٔ مدنیت آریایی٬ پرورشگاه ادیان ودایی٬ اوستایی٬ بودایی برهمنی و اسلامی. پایتخت امپراتوری باختریا. شمالی ترین مرکز آیین بودا‌‌. بلخ به سال ۶۵۳ عیسوی توسط اعراب فتح گردید و در دنیای اسلام شهرت بسزایی یافت، تا جایی که آنرا اُم اٌّلبلاد خواندند. این شهر زیبا در حوالی سال ۱۳۲۱ عیسوی مورد حمله چنگیز قرار‌‌گرفت ‌و ‌ویران‌شد. گویند مسجد بزرگ و باستانی بلخ، که ابن بطوطه از آن یاد میکند به مسجد هفت گنبد و همچنان به مسجد حج‌ پیاده‌ نیز ‌شهرت‌ داشت. برخی را عقیده بر آن است، که این مسجد روی خرابه های آتشکده معروف بلخ، که بانی آن زردشت بود و بعداً هنگام شیوع آیین بودا به معبد بزرگ بودایی مبدل گردید، بنا شده، که خرابه ها و رواق های آن تا به امروز به نظر می خورد.


حسیب الله فضل

از کتابخانۀ:

حسیب الله فضل

نویسنده:

عبدالرحمن پژواک











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us