څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

پروفیسور محمد میمنگی ، نقاشی از دیار ظهیر فاریابی


آیا از خود پرسیده اید که روحیه ی ملی در یک کشور چطور جان میگیرد و به کدام شیوه عرض اندام میکند؟ بدانید که این روحیه ، که در ظائر همگانی مینماید و در اصل فردی است ، آنوقت در ذهن یک فرد جامعه زنده میشود که آن فرد خود را ، با مرور زمان ، در پرتو اساطیر ، دستآورد ها ، هنر ها ، افتخارات و تجارب مشترک ملتی ببیند و آگاهانه و یا ناخودآگاه پارچه های از اینها را برداشته و آهسته آهسته به خود هوئیتی بتراشد. این تماس دوامدار فرد را چنان مجذوب خود میکند که او در هر شاهکار ادبی همشهریانش قصه ی خود را میخواند ، در هر نقاشی زیبای هموطنش رنگ های دلپسند خود را میبیند ، در هر ساز و آواز طنینی و ابرازی از احساسات درونی خود را میشنود ، و در هر کامیابی غریب بچه ی میهن خود ، رضامندی خود را می یابد.

به همین دلیل است که ملت های آگاه میکوشند حتی کوچکترین اثر و یا دستاورد خلق شده در پهنای کشور و جزئی ترین افتخار کسب شده در درازنای تاریخ خویش را ارج بگزارند و به گوش و دیده ی افراد ملت برسانند. البته این آگاهی فردی است که آگاهی یک ملت را تشکیل میدهد. و این رشد جزء و شیوه ی انتقال استعداد هایش است که کل را میسازد و به او کیفت بالا تر از جمع اجزاء میدهد.

در تلاش برای بیدار کردن و رشد دادن همین روحیه ی ملی بگذارید تا یکی از شخصیت های مهم هنری کشور ، پروفیسور غلام محمد میمنگی ، را برای شما ، دوستان دور از وطن ، معرفی کنم.

چندی پیش ، نوشته ی یکی از قلم به دستان منور ، آقای پامیرزاد ، بدستم رسید که میخواهم آنرا در این هفته با شما شریک بسازم.

غلام محمد فرزند عبدالباقی مينگ باشی و او فرزند صوفی مينگ باشی در سال 1252 خورشيدی در شهر ميمنه ی ولايت فارياب به دنيا آمده و تا هفت سالگی در آنجا بسربرده و سپس با مادرش به کابل آورده ميشود و در سرای نورمحمدخان واقع در گذر قاضی فيض الله خان در شهر کهنه ی کابل جابجا ميگردند و تحت نظارت شديد حکومت مستبد وقت قرار ميگيرند. دراينوقت برای غلام محمد پنج روپيه و برای مادرش سالانه سی روپيه ( تنخواه ) مقرر ميگردد و تمام جايداد منقول و غير منقول شان ظبط ميشود.

اينک دوسال بعد که غلام محمد نه ساله شده و در ميمنه سواد آموخته بود و به هنر رسم علاقه ی مفرطی داشت و مشق رسامی ميکرد ، هوای رفتن به زادگاه مألوفش بر سرش ميخورد و پرنده ی کوچکی را که چنانچه گفته شد بعدا به پرنده ی نجات مسمی ميگردد ، رسم ميکند و به ضميمه ی يک عريضه به وسيله ی شخصی بحضور عبدالرحمن خان تقديم ميدارد. اين رسم زيبا مورد توجه امیر قرار ميگيرد ولی او شک ميداشته باشد که رسمی به اين زيبايی از طرف غلام محمد نه ساله نقاشی شده باشد. لذا فورا دستور ميدهد تا قلم و کاغذ آماده و به غلام محمد ميگويد که در گوشه ی اتاق نشسته زير نظر خودش پرنده را رسم نمايد. از آنجا که شاعری گفته :

"نقاش نقش ثانی بهتر کشد ز اول"

غلام محمد آنرا به همان ظرافت و تناسب عالی رسم ميکند و عبدالرحمن خان از اين استعداد وی در شگفت اندر ميشود و به رفتش به ميمنه موافقه نمی کند برعکس به طبيب دربارش (داکتر جان گيری) انگليسی که نقاش ورزيده هم ميباشد دستور ميدهد تا غلام محمد را در ارگ در نزد خود هنر نقاشی بيامورد و حتی حاضری اش را شخصا کنترول مينمايد.

اينجاست که غلام محمد در پايان ده سال کار هنری تحت مراقبت شديد دربار ،هنر رسامی را به اوجش ميرساند و چنان لياقت حاصل ميکند که به معاش سالانه ی 1000 روپيه ی کابلی بحيث نقاش دربار عزو تقرر حاصل مينمايد. وی تا سال 1298 خورشيدی که دوره ی پايان حکمروايی حبيب الله سراج است به کارهای هنری خود ادامه ميدهد و آفريده هايی به جهان هنر تقديم مينمايد. اکثر آثار قيمتدار او که ارزش تاريخی داشتند در موزيم کابل وجود داشت ، معلوم نيست که حالاهم موجود هستند يا به يغما برده شده است.

دوره ی عروج و عزت ( عضويت در جنبش مشروطه خواهان) و تاسيس مکتب صنايع نفيسه درکابل

پرفيسور در دوره ی حبيب الله سراج به اوج شهرت هنری ميرسد و از کارهای خود غالبا حق الزحمه هم دريافت ميکند. چنانکه قبلا ياد آور شديم او با شخصيت های بزرگ سياسی ، علمی و فرهنگی کشورما محشور ميگردد و عضويت جنبش مشروطه خواهان را حاصل مينمايد که بعدا نامه ی آنها را به امير حبيب الله به جلال آباد ميبرد و مورد غضب او قرار ميگيرد و تحت فشار غل و زنجير به کابل فرستاده ميشود. ميگويند آنقدر بر دست و پا و گردن محبوسِين زنجيرها آويخته ميشد که يکی از آنها در زندان گفته بود که :

بندی یی را بس بود زولانه ی

اين همه زنجير در زنجير چيست

پروفيسور در اينوقت عضويت فعال جريده ی سراج الاخبار که تحت سرپرستی محمود طرزی نشر ميشد، عضويت انجمن معارف، عضويت اداره ی ترقی صنايع وطن راحاصل ميکند و يکی از همکاران نزديک مطبعه دولتی، مطبعه حربی و مطبعه معارف محسوب ميگردد و از همه مهم تر به کار خارق العاده که عبارت از ( تاسيس مکتب صنايع نفيسه ) در کابل است توفيق ميابد.

در سال 1283 خوشيدی ده نفر دانشجوی افغان و چهار نفر دانشجوی اتريشی که از روسيه پناه گزين افغانستان شده بودند به امر حبيب الله سراج به پروفيسور معرفی ميشوند و تحت نظر او هنر نقاشی را فرا ميگيرند.

به اين ترتيب اين شخصيت هنری و فرهنگی که در تاريخ معاصر کشور ما جايگاه والا دارد چه در مراکر هنری فوق الذکر و چه در ماشين خانه ی دارالسطنه کابل ، مکتب های حبيبه و حربيه ی وقت به صفت استاد نيز خدمت ميکند، شاگردان زيادی را تربيت و به جامعه هنری وطن تقديم مينمايد. پروفيسور به اثر لياقت و کاردانی با شخصيت های بزرگ ترک تبار آسيای ميانه ، ايران ، هند و ساير شخصيت های بزرک سياسی و اجتماعی کشور نيز آشنايی حاصل ميدارد و مورد احترام همه قرار ميگيرد که ازين جمله ميتوان از شخص شاه امان الله ، شاه محمدولی خان آگاه دروازی وکيل امان الله ، محمود طرزی و جميعت مشروطه خواهان نام برد که از هريک آنها تحسين نامه هايی ، آنهم يکی نه بلکه چندين تا در متن کتاب بچاپ رسيده که به عنوان پروفيسور ارسال کرده اند. شاه ايران لقب پروفيسوری شرق را رسما عنوانی عزيزالله خان سفير افغانستان درايران به پروفيسور اعطا کرده است.

پروفيسور غلام محمد ميمنگی در سال 1278 که به اوج شهرت رسيده بود و به القاب نقاش ، رسام ، مصور (صورتگر) نيز ياد ميگرديد و 25 سال داشت با يکی از اقارب خود بنام زينت بانو ازدواج ميکند که ثمر آن دو پسر و سه دختر است که نام های شان ازينقرار ميباشد :

1 ـ بانوحميرا خانم علی محمد خان بدخشی وزير دربار ظاهرخان. از وی يک فرزند بنام ضياء جان مانده است.

2 ـ غلام محی الدين خان فارغ مکتب صنايع نفيسه ی کابل. با طاهره دختر عثمان قل خان ازدواج کرده ثمر ازدواج شان شش پسر و دو دختر است. از پسران وی مصطفی ، فريد و وحيد هم مانند جد شان صاحب استعداد در هنر نقاشی هستند که نام های شانرا دراين مقاله ميخوانيم.

3 ـ عبدالروف ميمنگی فارغ مکتب امانی (نجات) با دختر يکی از علمای بزگ طب دوکتور ربيع بيگ ترکی ازدواج کرده، فرزندانش عبارت اند از نجيب الله سرخابی ، خالد سرخابی ، سهيلا سرخابی ( خانم همايون سرخابی ) ، فوزيه سرخابی ( خانم نعيم خان نزهيی ) و عبدالله سرخابی.

4 ـ بانو زرين تاج خانم شخصيت مبارز و نستوه وطن ، دانشمند ، شاعر و مشروطه خواه ، محمد کريم نزيهی جلوه است.

5 ـ بانو گوهر تاج خانم محترم نظيرقل خان ميمنگی يکی از شخصيت های ملی و مشهور ميمنه.

پرفيسور غلام محمد ميمنگی نظر به لياقت و استعداد عالی در ساحه ی هنر بسال 1922 ميلادی از طرف شاه امان الله که بر وی حق استادی دارد جهت کسب تحصيلات عالی به جرمنی اعزام ميگردد و در دانشگاه صنايع نفيسه ی برلين دوره ی دوساله دانشگاه را کمتر از شش ماه به پايان ميرساند و به لقب پروفيسوری سرفراز ميگردد. اين موفقيت را پروفيسور در حالی نصيب ميگردد که امتحان بزرگی را در بين 400 نفر از نقاشان خارجی زيرنظر هيئات سپری ميکند و به درجه ی اول کامياب ميشود و جوايز ذيقيمت از مقامات دانشگاه بدست می آورد و جرايد آلمان به تبليغات وسيع راجع به وی می پردازند و او به القاب نقاش افسانوی ، نقاش کيمياگر ، نقاش ديپلومات و نقاش اديب و نويسنده نيز مسمی ميشود. پروفيسور قريحه ی شعری داشته و در شعر مصور تخلص ميکرده است . اشعار پروفيسور مفقود گرديده است صرف يک نمونه ی آن از کتاب زندگينامه ی وی بدست آمده است و عنوان پسرش از جرمنی به وطن ارسال شده که در اينجا به حيث نمونه تقديم ميگردد:

از آن روزيکه از کابل سوی جرمن کمر بستم

به خدمتگاری ملت ز دام عمر برجستم

ز شادی (نور چشم من) به پيراهن نمی گنجم

بحمدالله رسيده نامه ات امروز در دستم

تو از من خواستی بکسی برای رفتن مکتب

الهی بهره ور گردی بچشم خويش ميفرستم

(سبک و روش نقاشی)

پروفيسور هنر ميناتوری و هنرهای ديگر را از قبيل تذهيب و نقش قلمدانی ها و پورتريت ها بشکل ، ميناتوری رياليزم و کلاسيک کار کرده است و سبک بهزاد را استادانه تعقيب نموده است.

استاد دهها تحسين نامه ، مدال و بخششی از اراکين بزرگ دولت بخصوص از شاه امان الله دريافت نموده است.

بقول غلام علی اميد ، هنرمند ، شاگرد و خواهر زاده ی ايشان ، او برعلاوه ی رسامی و نقاشی در موسيقی ، شعر و ادبيات ذوق و دسترسی داشته و به زبانهای ترکی ازبيکی ( زبان مادری ) ترکی استابولی ، فارسی دری و زبانهای خارجی بزبان انگليسی و آلمانی تکلم ميکرده است.

پروفيسور به کشورهای انگلستان ، هالند ، فرانسه ، بلجيم و ايتاليا مسافرتها نموده و از مراکز صنايع نفيسه و هنر های زيبای ممالک مذکور ديدن کرده ، بهره برده و بر ذخاير فرهنگی و هنری خود افزوده است.

بعد از سفر اروپا پروفيسور بروز سه شنبه هشتم ماه حوت 1302 خورشيدی وارد کشور ميگردد و از طرف منسوبين وزارت معارف وقت ، دوستان و اقارب از وی پذيرايی گرم و شايان صورت ميگيرد. مکتب صنآيع نفيسه ی کابل به ابتکار پروفيسور بروز چهار شنبه دوازده قوس 1302 خورشيدی برای بار اول توسط شاه امان الله طی مراسمی رسمی افتاح ميگردد. اولين عمارتی که شاگردان دروس شانرا در آن آغاز ميکنند کوتی لندنی در جوار پل آرتل بوده است.

پروفيسور معلم رسامی و نقاشی شهزادگان از جمله شاه امان الله نيز بوده و ازين سبب اعضای آن خاندان به او به نظر احترام می نگريستند. ( شايد يکی از عللی که حبيب الله سراج او را در جمله ی مشروطه خواهان اعدام نکرد همين مسئله بوده باشد.)

(تاريخ وفات)

پروفيسور صبح روز چهارشنبه پنجم قوس 1314 خورشيدی به سن 62 سالگی در منزل شخصی اش در باغ نواب کابل جان به جان آفرين می سپازد و در زيارت عاشقان و عارفان کابل به خاک سپرده ميشود. بايد ياد آور شد که مقبره ی شهيد مير عبدالقادرمينگ باشی پدر پروفيسور درجوار ستديوم ورزشی کابل قرار دادرد.

برای دوستانی که دلچسپی بیشتر به زنده گی و آثار پروفیسور میمنگی دارند ، رجوع کنید به کتاب دوکتور عنایت الله شهرانی به عنوان (شرح احوال و آثار پروفیسور غلام محمد میمنگی).

حسیب الله فضل

از کتابخانۀ:

حسیب الله فضل

نویسنده:

نامعلوم











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us