څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

ملا محمد جان


آهنگ معروف و تاریخی ملا محمد جان یکی از قدیمی ترین آهنگ های فولکلور یا محلی هرات باستان میباشد و در اصل سرود عاشقانه و بیان درد و سوزدل عایشه دختر عاشقیست که نذر گرفته بود تا در روز نوروز به مزارشریف به زیارت مولا علی (ع) رفته و دعا کند تا حاجت و آرزویش که رسیدن به ملا محمد جان است برآورده گردد.
در رابطه با آهنگ ملا محمد جان و داستا ن عاشقانه «عایشه و ملا محمد جان» در کتب مربوط به تاریخ هرات، روزنامه ها و جراید بارها مطالبی نوشته اند.
سرود عاشقانۀ ملا محمد جان بیانگر عشق واقعی این دو جوان بوده و داستانی دارد به این شرح:
در زمان حکمروایی تیموریان در هرات، بویژه در عصر سلطان حسین بایقرا (۱۵۰۶-۱۴۶۹ م.) و وزیر دانشمندش امیرعلی شیر نوائی، مردم از سراسر قلمرو آنان در روز نوروز به مزارشریف میرفتند و دولت هزینه مراسم عروسی جوانانی را که در این روز در مزار شریف برگزار میکردند، میپرداخت.
دوران تیموریان عصر شگوفائی هنر در هرات بود و مدارس متعددی در این شهر تاسیس شده بود و شاگردان در این مدارس به تحصیل علوم و فنون مختلفه میپرداختند. یکی از این مدارس، مدرسه ‌ئی بود در نزدیکی محلۀ سرحدیره در شمال شهر هرات و در جوار زیارت ملا حسین واعظ کاشفی. یکتن از طلاب این مدرسه ملا محمد جان نام داشت که همه روزه از محلۀ سرحدیره تا چشمه قلمفر که نزدیک زیارت مولانا عبدالرحمن جامی موقعیت دارد پیاده طی مینمود و صرف و نحو حفظ میکرد، ساعتی در کنار چشمه میآسود و شکرانه بجای میآورد.
یکی از روزها جمعی از دختران سرحدیره با عایشه که دختر یکی از افسران مقرب دربار تیموریان بود، غرض تفرج و گرفتن آب از چشمه قلمفر میرفتند و ملا محمد جان هم رهسپار مدرسه ‌اش بود. ناگهان بادی با تندی وزیدن گرفت و روسری عایشه را از سرش پرانده و بر شانۀ ملا محمد جان که در فاصله کمی از آنها قرار داشت، انداخت. عایشه وقتی به دنبال روسری اش رفت با ملا محمد جان رو در رو شد که از همان لحظه هردو عاشق و دلباخته همدیگر گردیدند.
ازآن روز به بعد عایشه و ملا محمد جان به کمک و زمینه سازی خواهر خوانده گان عایشه درکنار چشمه قلمفر، دور از چشم مردم دید و بازدید هایی بعمل میآوردند و چون به قول شاعر بزرگ شادروان واقف لاهوری «عشق مانند مشک بو دارد» داستان عشق عایشه و ملا محمد جان نیز آهسته آهسته برسر زبانها افتاد و تا به گوش پدر عایشه نیز رسید. پدر با شنیدن این حکایت، عایشه را در خانه زندانی کرد و ملا محمد جان و خواهر خوانده گانش از دیدار وی محروم گردیدند. دختران سرحدیره هر روز بر سر چشمه میآمدند و در فراق عایشه این سرود را میخواندند:
تابه کی ازما جدایی عایشه
اینقدرحیران چرایی عایشه
برسرچشمه نیایی عایشه
درین جریان ملا محمد جان به فکر ازدواج با عایشه میشود و از خانواده ‌اش خواستگاری مینماید. اما چون طالب ‌العلم بی ‌بضاعت بود پدر عایشه تن به این وصلت نداد. ملا محمد جان آموزش صرف و نحو را کنار گذاشت و روز به روز از درد فراق عایشه زار و ناتوان تر میگردید. این دو عاشق دلباخته نذری را بر عهده میگیرند، در صورتی ‌که حاجت شان برآورده شود و ازدواجشان صورت پذیرد در ایام میلۀ گل سرخ به مزار شریف رفته و مدتی را در آرامگاه حضرت علی (ع) خاکروبی نمایند.
روزی از روزها که عایشه باز توانسته بود، دور از چشم پدر با خواهر خوانده گانش بر سر چشمه بیاید، در جمع آنها با سوز و درد سرود ملا محمد جان را میخواند:

بیا که بریم به مزار ملا محمد جان
سیل گل لاله زار واوا دلبر جان
به دربار سخی جان گله دارم
یخن پاره ز دست تو نگارم
پس از مرگم بیایی بر مزارم
مدامم در دعا در انتظارم
بیا که بریم به مزار ملا محمد جان
سیل گل لاله زار واوا دلبر جان
به تن کردی گلم رخت سیاه را
کنم تعریف یار بی وفا را
به دنیا مه اگه غمخوار ندارم
بگیرم دامن شیر خدا را
بیا که بریم به مزار ملا محمد جان
سیل گل لاله زار واوا دلبر جان
بیا زیارت کنیم شیر خدا را
به چشم مالیم همان قلف طلا را
مه دعا میکنم آمین بگویین
خدا کامیاب کنه هردوی ما را
بیا که بریم به مزار ملا محمد جان
سیل گل لاله زار واوا دلبر جان

اتفاقاً در همین اثنا امیر علی شیر نوائی، وزیر دانشمند عصر تیموریان با عده ‌ئی از همراهان خود از آنجا میگذشت که در نزدیکی چشمه آواز عایشه توجه او را جلب کرد. بلا فاصله توقف نمود و آهنگ را از دور سراپا شنید.
امیر با فراست و نکته دانی که داشت، دریافت که در عقب خواندن این سرود فلسفه ئی نهفته است، بناً نزد عایشه رفت و با ملایمت و مهربانی از او پرسید که دخترم راست بگو، ملا محمد جان کیست و چرا در آهنگ صدای تو دردی نهفته است ؟
عایشه ابتدا از حیا پاسخی نداد و سکوت اختیار کرد. ولی امیر علیشیر با شیوۀ پدرانه به او وعده داد که اگر راستش را بگوید به او کمک خواهد کرد. سپس عایشه ماجرای عاشقانۀ خود و ملا محمد جان را مفصل به امیر حکایت نموده و افزود که ملا محمد جان از جمله طلاب مدارس شما است. فردای آنروز امیر شخصاً به خانه پدر عایشه رفت و به‌ عنوان پدر ملا محمد جان از عایشه خواستگاری نمود، پدر عایشه که وضع را چنین دید، به احترام شخص امیر به این وصلت راضی گردید. امیر این دو دلباخته را آنطور که تعهد کرده بودند به مزار شریف فرستاد و در همانجا مقدمات عروسی شانرا فراهم نمود. به این ترتیب این دو به هم رسیدند.
در بعضی از روایت ها آمده که ملا محمد جان، از شاگردان خاص امیرعلی شیرنوائی بود و بعد از عاشق شدن وی به عایشه، امیر مشاهده میکند که وضع روانی ملا محد جان تغییر نموده و هر روز زار و نحیف تر میگردد و دیگر به درس و مدرسه علاقه نمیگیرد، امیر به شیوه های گوناگون و به مهربانی و لطف، علت را جویا میشود و سر انجام ملا محمد جان حقیقت را میگوید و امیر شخصاً به خواستگاری رفته و همانطوریکه در فوق تذکر یافت، پدر عایشه به ازدواج دخترش با ملا محمد جان راضی گردید.

و اما آهنگ ملا محمد جان که راوی داستان عشق عایشه و ملا محمد جان است، در شهر هرات و دیگر نواحی برسر زبانها افتاد و سینه به سینه، قرنها منحیث آهنگ فولکلوریک در محافل و مجالس خوانده میشد و ماندگار شد.
آستایی (مطلع) آهنگ همان شکل اولی را دارد ولی نغمه سرائی ها در لابلای آهنگ و اشعار انتخابی انتره ها فرق نموده، به ذوق و سلیقه آواز خوانان از دوبیتی های محلی (فولکلور) انتخاب میگردد.
با به وجود آمدن صنعت ثبت (ضبط) صدا اولین بار شادروان استاد غلام حسین یکتن ازبنیاد گذاران موسیقی معاصر افغانستان تقریباً صد سال قبل (۱۲۸۴/۱۲۸۵هـ ش) یا (١٩٠٦/١٩٠٧م) آهنگ «ملا محمد جان» و آهنگ «نصرو نصرو جان» را با آرکستر ساز های مشکی در شهر کلکته هندوستان اجرا و در یک ریکارد ثبت نموده است. این آهنگ ها نه تنها در آرشیف رادیو افغانستان موجود بوده بلکه صفحه (ریکارد) آن حتی تا هنوز هم نزد بسیاری از هموطنان عزیز ما وجود دارد.
به تعقیب آن زمانیکه مسئولین وقت رادیو افغانستان به طرح و ابتکار استاد عبدالوهاب مددی، هنرمندان محلی خوان را از ولایات کشور به خاطر ثبت آهنگ های هر منطقه به کابل دعوت نموده بودند، خانمی به اسم « ثریا مژگان» با شوهرش آقای مژگان که ازهرات به کابل آمده بودند، این آهنگ را بصورت دوگانه در رادیو افغانستان وقت ثبت نمودند که همین اکنون نیز در آرشیف رادیو افغانستان موجود و بارها به نشر رسیده است. خانم ثریا مژگان میخواند: بیا که بریم به مزار ملا محمد جان، و شوهرش می خواند: سیل گل لاله زار واه واه دلبرجان.
بار سوم بین سالهای ۱۳۴۰ ــ ۱۳۴۵ خانم سلما كه تازه به آواز خوانی شروع نموده بود، این آهنگ را باز خوانی نمود که در رادیو افغانستان وقت و بعد ها در تلویزیون ملی ثبت شده است و در معرفی و کسب شهرتش نقش به سزائی داشته است. البته با ذکر این مطلب که آهنگ ساز محبوب کشور محترم کبیر هویدا با وارد نمودن یک قسمت کوچک اضافه گی در کمپوز قبلی آهنگ بر زیبائی آن افزوده اند.
قابل یاد آوریست که آهنگ ملا محمد جان یک آهنگ فولکلوریک مشهور و از قبل به اصطلاح گل کردگی بود که در آنزمان اگر غیر از خانم سلما هم هرکسی دیگری اجرا میکرد از شهرت برخوردار میشد.
آهنگ ملا محمد جان از زمان شادروان استاد غلام حسین تا کنون توسط خالوی شوقی، کریم شوقی، رحیم خوشخوان، ناوک هروی، غلام دستگیر سرود، غلام نبی زنده دل فوشنجی، محمد قاسم مسرور، ثریا مژگان، آقای مژگان، خانم سلما و بعدها استاد مهوش، شادروان ساربان، شادروان هم آهنگ، نعیم پوپل و عده ی بیشمار دیگر از هنرمندان افغان و همچنان هنرمندان ایرانی مانند خانم گوگوش، لیلا فروهر، خانم پوران و دیگر هنرمندان ایرانی، خوانده شده که اجرای خانم مهوش فوق العاده و از همه بهتر و جالبتر و ماندگار خواهد بود.
سیف الله فضل

از کتابخانۀ:

سیف الله فضل

نویسنده:

شهلا مرید











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us