څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
facebook

خسته ، هسته ، استه


خسته درگذشته به معنای زخمی ، مانده وتخمۀ درون میوه به کار رفته است . اکنون خسته درزبان دری به معنای مانده مگر بیشتر ماندگی ذهنی و درونی و تخمۀ میان میوه کاربرد دارد . دردیگر گویشهای فارسی تخمۀ میان میوه را هسته و استه هم می گویند . چون آن که درشعر ابوالمثل بخارایی ، شاعر دورۀ سامانی (سدۀ چهارم ) می یابیم .
کسی بی عیب نبود در زمانه
رطب را استه باشد در میانه
اگربناباشد که زبان نوشتار ما با زبان گفتارنزدیکترشود ، درزبان نگارش نیز خسته را می توان بگاربرد . خسته مانند هسته اصالت نگارشی دارد. درفرهنگ دهخدا می یابیم که : خسته استخوان خرما وشفتالو وزردالو وامثال آن ( برهان قاطع ) هسته ( ازناظم الاطبا ) عجم .تکس ، تکسک ، تخم ، حب و ... . درفرهنگ معین خسته به معنای هسته نیز آمده است و در فرهنگ عمید نیز درکنار کم توان شدن ازکار و مجروح به معنای هسته ومعادل آن شناخته شده است .

داکتر اسدالله حبیب

از کتابخانۀ:

داکتر اسدالله حبیب

نویسنده:

داکتر اسدالله حبیب











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us