څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

چرا سردار محمد داود خان از وظیفه صدارت کنار رفت؟


مرحوم شهید محمد داود بتاریخ ۶ سپتمبر ۱۹۵۳ م، بعد از استعفای سردار شاه محمود خان غازی، به حیث صدراعظم افغانستان عز تقرر حاصل نمود. او بعد از یک دوره نه و نیم سال عهده داری امور حکومت افغانستان، از وظیفه کنار رفت
.


او بعد از اینکه پلان پنجساله اول انکشاف اقتصادی به پایه تکمیل رسید و پلان پنجساله دوم هم در حالت اجرا قرارگرفته بود، چنین عقیده داشت که در پهلوی انکشاف اقتصادی، تطبیق تحول اجتماعی نباید از نظر انداخته شود. روی این مفکور پیشنهاد خطوط اساسی یک تحول اجتماعی ر ا در کشور به حضور پادشاه افغانستان تقدیم داشتند.
پیشنهاد مرحوم محمد داود راجع به خطوط اساسی یک تحول اجتماعی در افغانستان
مورخ ۹ سرطان ۱۳۴۱ ه ش
<<حضور اعلیحضرت همایونی پادشاه افغانستان!
انچه را امروز حضور شما به عرض میرسانم تصور میکنم در سرنوشت ایندۀ ملت افغان انقدر مهم و حیاتی و به دورۀ سلطنت شما انقدر اقدام بزرگ و تاریخی باشد که میتوان در اطراف ان کتابی نوشت و یک عالم دﻻیل و توضیحات بعرض رساند. اما میدانم عرایض طولانی هم برای کسی که مینویسد و هم برای خواننده، بعضا خسته کننده می باشد، لذا نمی خواهم عریضه طولانی باشد. کوشش میکنم به صورت بسیار مختصر چیزی را که به عقیده خود " که همیشه عقیده من بوده و خواهد بود " خیر و سعادت ملت افغانستان و اقدام بزرگ و تاریخی دوره سلطنت شما میدانم، به حضور شما به عرض برسانم. موجبات و دلایل اینکه چرا تحول اجتماعی باید در این مملکت به عمل آید، ضروری نیست در این جا توضیح کنم. زیرا در اطراف ان همیشه صحبت نموده ایم. افکار و نظریات بنده در این خصوص گمان می کنم کافی روشن و به حضور شما معلوم است. تصور میکنم که بهترین موقع اظهار همچو یک مفکوره از طرف حکومت وقتی بود که پلان دوم اقتصادی به شورای ملی تقدیم میشد و در ضمن ان خطوط اساسی تحول اجتماعی به سمع وکلای شورا رسانیده میشد. چون از یک طرف از طرز تفکر بعضی از رفقای کابینه اطلاع نداشتم و از طرف دیگر حضور شما به کابل تشریف نداشتید، بنا بر این موقع گذشت، اما هر قدم که برای خیر و سعادت ملی برداشت، میشود به هر وقت و زمانیکه باشد یقینا مفید و موثر است، مشروط بر اینکه بسیار نا وقت نشده باشد.
به عقیده من جریانات عصر و زمان تحولی را ایجاب میکند و حضور شما چنین یک تحولی را به حال مملکت موزون و مفید میشمارید "که بنده از هر نقطه نظر آنرا لازم میدانم" پس تصور میکنم عملی ساختن همچو یک مفکوره اگر به وقت و در یک فضای نسبتا مساعد تر صورت بگیرد، تاثیر ان عمیقتر و انعکاسات ان خوبتر خواهد بود. از این لحاظ باز هم بنده همین موقع را برای شروع این کار به وقت و بجا میدانم. شک نیست که تطبیق پلان پنجساله اول از هر جهت نزد اکثر طبقات بی تاثیر نبود و نهضت نسوان که یک قدم مهم اجتماعی مخصوصا نزد طبقات منور و جوان طرف تقدیر واقع شد و روی همرفته تا اندازۀ یک فضای امید و خوشبینی تولید نمود. اما باید دانست که انکشاف اقتصادی، افکار و ذهنیت های جدید اجتماعی را حتما باخود اوردنیست و اگر در قسمت حیات معنوی که به عقیده من فوق العاده مهم، ﺽروری و خالی از اشکال نیست، توجه و سنجش عمیق بعمل نمی آید و به غرض رهنمایی یک ملت به مقصد رسیدن به هدف مطلوب، موازی با پلان اقتصادی، پلان تحول اجتماعی طرح و عملی نمی گردد، روزی خواهد رسید که موازنه بکلی برهم خورد، دفعتا این مملکت به مشکلاتی دچار گردد که ممکن است در ان وقت حل ان انقدر سهل و ساده نبوده و به منفعت ملی افغانستان تمام نشود، چه مردم، مخصوصا طبقه منور، از نقطه نظر اجتماعی ارزو مند تحول بوده و به ان انتظار دارند و در خفا اقسام افکار و عقاید و ذهنیتها موجود است. اجانب برای مقاصد سیاسی خود مشغول فعالیت اند، این طرز حکومت برای مردم مخصوصا طبقات منور چندان خوش ایند نیست و خسته شده اند. برای حضور اعلیحضرت و بعضی دیگران، اگر این طرز قابل تحمل است، برای بنده که منسوب به خاندان هم هستم، چون عاقبت آنرا به ضرر مملکت و ناکامی سلطنت می بینم، براستی عرض میکنم که بعد از این قابل دوام نیست.
از طرف دیگر به صورت مستقیم و غیر مستقیم منسوب به خاندان، کاردار و یا بیکار، خورد و کلان، امتیازاتی به خودها قایل هستند و این چیز را یک حق مثبت و طبیعی خود میدانند، قوانین مملکت هر چه باشد در نظر انها بیش از چند کلمه بی معنی ارزش دیگر ندارد و غیره و غیره ... پس با همه باید مطابق قانون و مقررات رفتار کرد. پرسش و باز خواست و قتی ممکن و موﺛرشده می تواند که در ان امتیازی موجود نباشد و اگر امتیاز مو جود شد، مفهوم حقیقی قانون و عدالت از بین رفته و اگر این بازخواست یک طرفه اجرا می شود نتیجه ان جز از تولید عکس العمل و بد بینی به مقابل حکومت و سلطنت چیزی دیگری نخواهد بود.
اعلیحضرتا !
صفحات گذشته افغانستان بهترین درس است که میتوان از ان عبرت گرفت، تاریخ گذشته افغانستان و انچه را که خود در حیات دیدیم و تجربه کردیم، به ما واﺽح ساخت که جاه طلبی ها و رقابت ها و شخصیات و خود سری های افراد چه در خاندان سلطنتی و یا در دستگاه حکومت و چه در بین طبقات با نفوذ مملکت، جز ناکامی و بربادی خود انها، خسارۀ مالی و مصونیت مملکت نتیجه نداشت، و ندارد. خدا نکند که ان وقایع تلخ در این عصر و دورۀ سلطنت اعلیحضرت شما دو باره تکرار شود من که بار ها بحضورشما عرض نموده ام، ازصمیم قلب یکبار دیگر عرض میکنم که این طرز ادارۀ مملکت و این فضای خاندانی با ذهنیتیکه ان ها تربیه شده اند، بعد از این با هر تعبیریکه از ان کرده شود، چه از نگاه مسئولیت وظیفوی و چه از نقطه نظر عقیده شخصی برای من قابل تحمل نیست.
اعلیحضرت به تاریخ ۱۲ سنبله ۱۳۴۱ هـ ش مکتوب مرحوم محمد داود را پاسخ دادند و اصوﻻ باوی موافقت نشان داده و آنرا یکی از ارزو های پدرشان اعلیحضرت محمد نادرخان خواندند. ولی عملی شدن آنرا به وقت و زمان و افرادی که بتوانند مسؤولیت عملی ساختن آنرا بدوش گیرند، مو کول نمودند. با انهم مرحوم محمد داود در جواب اعلیحضرت افکار خود را در تحول اجتماعی جامعه افغانی نمود ﺽمن یک پیشنهاد به شاه تقدیم.
بعد از القاب....
به جواب مکتوب تاریخ ۱۲ سنبله ۱۳۴۱ اعلیحضرت احتراما بعرض میرسانم: برای من و رفقایم جای بس مسرت است که اعلیحضرت همایونی در اصل پرنسیﭗ میفرمایند که یکی ارزو های دیرین شان است، الحمداﷲ توافق نظر موجود است، همچنین اعلیحضرت به نکته مهم دیگری تماس فرمودند و می نویسند که: "بلکه یک هدف مقدس و مشخﺺ است که از افکار و ارزوهای عالی مؤسس این دوره یعنی اعلیحضرت محمد نادر شاه شهید سر چشمه میگیرد و امانتی است که بردوش ما گذاشته شده است ... بلی یک حقیقت مسلم است و به پیروی از افکار و ارزو های عالی ان شخصیت بزرگ است که میخواهم به ان هدف مقد س و مشخصی که خیر و بهبود ملت افغان در ان متصور است، نایل شوم. این فرمایش اعلیحضرت همایونی را کاملا تائید و تصدیق میکنم که اگر این مفهوم عالی انجام طبیعی و هدف نهائی این دوره نباشد گویا هم مبارزات و قربانی های پدران و مساعی امروزی ما معنی حقیقی خود را از دست خواهد داد. اینکه اعلیحضرت در پاراگراف اخیر خویش به وقت و زمان و اشخاص و رجالی که فردا مسؤولیت عملی ساختن این ارزو را بدون تردید بدوش گیرد اشاره فرموده و آنرا دو عامل مهم، بلکه شرط اساسی تطبیق نمودن این ارزوها شناخته فرمایش اعلیحضرت بجا است. در طی این پیشنهاد به عرض میرسد که وقت ان رسیده است و ما به این عقیده رسیده ایم که چنین نهضتی اغاز گردد. و هم بوجود آمدن اشخاص و رجالیکه بایست ادارۀ مملکت را در اینده به انها تقویﺾ نمود، مربوط به این است که چنین نهضتی مو جود باشد و چنین محیطی ایجاد گردد تا استعداد مردم موقع بروز و انکشاف بیابد. من معتقدم که اگر چنین حرکتی نباشد، رجالیکه مسؤولیت ادارۀ اینده را به عهده بگیرد اصلا بوجود نخواهد امد . پس از تذکر فوق اینک به اصل موﺽوع میﭙردازم . ارزوی یک تحول اجتماعی از دیر زمان به این سو نزد همه ما موجود است. به سابقه این ارزوها در این چند سال اخیردر ترقی و تعمیم معارف، انکشاف عمومی اقتصادی و اماده ساختن محیط برای اصلاحات اجتماعی و نشوونمای افکار ترقی خواهی حتی اﻻمکان سعی و مجاهدت به عمل امده است که در نتیجه این مجاهدت و انکشاف مذکور طبقه معتنابه جوانان و منورین در وطن به وجود امده که حاﻻ ارزوی این تحول به یک عقیده قابل تطبیق منجر گشته است. بنا براین وقت ان رسیده است که بران غور بیشتر بعمل آید و سعی جمیل بکار رود تا برای مردم افغانستان یک محیط اجتماعی و سیاسی مناسبتر و مترقیتر ایجاد شود که دران سیر تکامل جامعه و افراد این وطن در شرایط موافق با عصر و زمان و مطابق تعیینات مردم امکان پذیر باشد. خوشبختانه این اهداف مارا دین اسلام تایید میکند و از سوی دیگر سنن و روایات باستانی و ملی ما هم موید انست. برای تثبیت هدفهای مهم و نقاط بر جسته چنین تحول با همکاران خود تبادل افکارنمودیم و پس از مباحثات زیاد، طوﻻنی و مجالس متعدد به این نظررسیدیم که بایست به توکل به خدای بزرگ بانیت نیک و با حوصله فراخ این نهضت طوری به راه انداخته شود که بالتدریج به صورت ارتقایی به مدارج عالی تر منتج و منتهی گردد و نتایج مفید و مثبت از ان بدست آید. اجرای این مرام و پیشبرد این نهضت طور پیشبینی شده است که در ذیل بعرض میرسد:
الف : قانون اساسی افغانستان که در وقت و زمان دیگر و شرایط و ایجابات جداگانه ترتیب و تدوین شده است باید تجدید گردد، نقاط اهم و هدفهای برجسته این قانون که پیشبینی میشود چنین است:
۱:- رژیم، شاهی مشروطه و طرز حکومت پارلمانی و دموکراسی خواهد بود. حقوق جلیله پادشاهی در ان تثبیت خواهد شد. پادشاه نشانه وحدت و سلطه ملی و شیرازه تمام مملکت است. پادشاه بالاتر از قوای سه گانه قرار دارد. پادشاه به صفت فرد اول کشور غیر مسؤول شناخته میشود.
۲:- قانون اساسی تصریح خواهد کرد که اعضای خانواده سلطنتی کدام اند و چه حقوق و مزایا دارند.
۳:- آزادی های فردی و حقوق شخصی در این قانون اساسی تثبیت خواهد شد.
۴:- در قانون اساسی جدید به وجود آمدن دو حزب پیشبینی خواهد شد که در سیستم پارلمانی دو حزب فعالیت خواهد کرد . و برای اشغال کرسی های شورا جد و جهد خواهند نمود . حزب اکثریت را پادشاه به تشکیل حکومت مامور خواهد ساخت.
۵:- قانون جدید تثبیت خواهد کرد که دولت عبارت از قوای سه گانه تقنینیه، قضائیه، و اجرائیه می باشد . قوای تقنینیه عبارت از جرگه شورایی است که نمایندگان ان از اعضای حزب تثبیت شده از حوزه های معینه انتخابی خواهد امد. قوه قضاییه متشکل از محاکم ثلاثه، ابتدایه، مرافعه و تمیز است، که بکلی از تاثیر و اعمال نفوذ قوه اجرائیه محفوظ و مصؤون خواهد بود.
۶:- قانون انتخابات طبق شرایط یک نظام پارلمانی دموکراسی ترتیب خواهد شد.
۷:- در صورتیکه اساس تجدید قانون اساسی منظور شود، و تصمیم برای تدوین ان گرفته شود، اقدامات ذیل به عمل آید:
الف:- نشر یک ابلاغیه از طرف دولت که آغاز این تحول را با پروگرام ان به اطلاع عامه برساند.
ب:- یک عده علما و متخصصین برای تثبیت و تدوین مسوده قانون اساسی موظف خواهد شد که مسوده متذکره را در مدت ۱۲ ماه ترتیب نماید.
ت:- بعد از تهیه مسوده، لویه جرگه دعوت شود که به حیث مجلس موسسان قانون مذکور را تدقیق و تصویب نماید.
ث:- بعد از تصویب قانون اساسی از طرف لویه جرگه، حکومت فعالیت حزبی را سهولت خواهد بخشید تا نمایندگان خود را از راه مرام حزبی بفرستند به شورای ملی. برای اینکه این فعالیت صورت بگیرد، حد اکثر شش ماه فرصت داده خواهد شد.
ج:- در چنین سیستمی که آزادی عقیده و بیان، آزادی اجتماع و فعالیت سیاسی بیشتر شود و رونق زندگی گرم تر میگردد، حکومت سرپرست و حکومت های ما بعد دیگر برای حفظ امنیت و حفظ مصالح ملی به توجه و مراقبت جدی تر و مسؤولیت بیشتر مواجه خواهد شد.
لذا در خلال مدتی که قانون اساسی تدوین میشود، مسوده این قانون نیز تهیه میگردد.
این است مفکوره و پیشنهاد ما یعنی من و رفقای من که فوقاً به حضور شما رسانیده شد.
اعلیحضرتا!
در اخیر میخواهم عقیده شخصی خود را به عرض حضور شما برسانم. باید بدانیم که این اقدام تحولی بزرگی است و هر قدم بزرگ مخصوصا در مملکت ما شک نیست که مشکلات بزرگ هم دارد. اما گذشتن از مشکلات و رسیدن به منزل مقصود در صورتی ممکن است که انسانها اوﻻ به ان مفکوره عقیده کامل داشته، مشکلات و خطرات آنرا به تمام معنی قبول کرده باشند. پس از ان در تطبیق و عملی ساختن ان با عزم راسخ، خود گذری، صمیمیت و حسن نیت کامل به توکل خدای بزرگ بکوشند و بیاری خدای متعال پیش برود. در خاتمه صحت، موفقیت و سعادت دارین اعلیحضرت شما را از درگاه خالق بی نیاز تمنا دارم. با احترام.
پادشاه افغانستان به جواب مکتوب اخیر حاوی پیشنهادات، سکوت اختیار کردند. ممکن ایشان میخواستند یک تحول اجتماعی در جامعه به میان آید ولی نمی خواستند ابتکار عمل در دست سردار محمد داود خان قرار داشته باشد و نشود که تحول اجتماعی هم مانند نهضت نسوان و پلان های انکشاف اقتصادی ولو که در عصر پادشاهی ایشان عملی و تطبیق گردید، به کریدت حکومت سردار محمد داود خان تمام گردد. چه ایشان در جوابیه ۱۲ سنبله ۱۳۴۱ ه ش اعلیحضرت شان از وقت و زمان مساعد و افرادی که یک تحول اجتماعی را عملی نمایند، تذکراتی داشتند. مرحوم محمد داود انسان بسیار جدی با فهم عمیق و مصمم بودند، مفهوم عدم جواب پادشاه را درک کردند و از این لحاظ تصمیم اتخاذ نموده تا از وظیفه صدارت کنار بروند.
داکتر محمد علی ابدالی

از کتابخانۀ:

داکتر محمد علی ابدالی

نویسنده:

دیپلوم انجینیر کریم عطائی











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us