څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

نفوذ متقابله موسيقی ميان شرق اقصی و شرق ميانه


مقدمه
ھانری جورج فارمر يکی از متقدمين معاصر تحت عنوان « جورنال انجمن شاھی بريتانيای کبير و آيرلند » در شمارۀ اپريل 1934
مقاله ئی نوشته و در حصۀ اول آن « نفوذ متقابلۀ موسيقی ميان شرق اقصی و شرق ميانه »
روی ھمرفته نفوذ موسيقی آسيای ميانه را بر چين و در حصۀ دومی عکس آن يعنی
تاثيرات موسيقی چين را بر خاک ھای غربی آسيا شرح ميدھد. در حصۀ سومی از روی
چشم ديد غياث الدين نقاش ھراتی که با ھيئت سفرأ دربار تيموری ھرات در سال 1419
مسيحی عازم چين بود، وضعيت موزيک چين و ادوات موسيقی آنجا را بيان ميکند و در
آخر مقاله به کمک نگارشات ابن غيبی يکی از موسيقی دانان دربار تيموری ھرات
روشنی بيشتر به ادوات موسيقی آسيای ميانه و چين می اندازد. علاو بر اينکه اين مقاله
بصورت عام بخاک ھای کشور ما ربط دارد، در زمينۀ موسيقی که از امھات مسايل
ضروری امروزی است و به تعلقات موسيقی مملکت ما و چين روشنی می اندازد، به
ترجمه و نشر آن می پردازيم
.
احمد علی کھزاد


با وجود عقيدۀ عمومی که چينی ھا مردمان محافظه کار ميباشند، موسيقی و ادوات
شرق اقصی) راه ) « ختای دور » موسيقی بيگانه خيلی ھا پيشتر از استقرار رژيم مغلی در
و «Maurice Caurant موريس کوران » و نفوذ يافته است. در اثر تحقيقات موسيو
جمعی ديگر به وضاحت تام نفوذ شرق ميانه را در عالم موسيقی بر شرق دور تشخيص
ميتوانيم. البته اين نظريه ھم در بين است که شرق ميانه بر چين آنقدر ھا تاثير نکرده از آن
عقيده مند است که اصول موسيقی فارس و عرب چندان نفوذ زياد بر « مول » جمله موسيو
چين نداشته و استعمال چند آله موسيقی با اکثر احتمالات نتيجۀ مراودات بزرگی است که
ميان ممالک مذکور و چين در قرون وسطی برقرار بود.
مقالۀ خود را به ذکر داستانی شروع ميکند و ميگويد که در قرن سوم « جارج فارمر »
ق.م. در ميان چينی ھا قصه ئی معمول بود که قرار آن يکی از امپراطوران چين موسوم

2205 ق.م.) – 1766) «Hsia ھسيا » که پيش از دودمان «Huang Ti ھيوانگ تی » به
به «Ta hsia تاھسيا » را از غرب «Ling Lun لنگ لن » ميزيست، شخصی موسوم به
« توله » يعنی « لبو » برای ساختن « نی » فرستاد تا از آنجا « Vuan yu يوان يو » شمال
که در مسايل « شاوان » بياورد و توله اساس موسيقی چين شد. قرار عقيده مدقق فرانسوی
خواندن متون قديمه چينی و تشخيص محلات يد طولا دارد، ميگويد که مقصد از شمال
باختر است. بنابران قراريکه از روی افسانۀ قديمی چين معلوم ميشود، در « يوان يو »
چينی برای تجسس نی که برای ساختن « لنگ لن » حوالی بيش از چھار ھزار سال قبل
توله بکار ميرفت، به باختر آمده بود.
از داستان بالا اگر به حقايق تاريخی نگاه شود، ديده ميشود که تھذيب شرق وسطی (آسيای
206) «Han ھان » مرکزی) در سرزمين چين مخصوصاً از اوائل عصر سلطنت دودمان
ق.م. – 250 م.) به بعد نفوذ زياد نموده چنانکه مدققين عموماً در ين مسئله متفق اند( 1). در
220 ق.م. – 25 م.) که ختن و کاشغر و ) « ھان » دورۀ زمامداری شاھان اخير خاندان
کوتچه يعنی يک حصۀ زياد ترکستان شرقی (سنکيانگ) جزء سلطنت چين شد، مراتب
نفوذ تھذيبی علاقه ھای مذکور در خاک چين خيلی ھا بيشتر شد. سر اورل استين به
بشکل ناک در آنجا يافته است. از روی اين « بربط » تحقيقاتی که در ختن نموده يکنوع
آله ئی بوده که از ترکستان «Pi Pa پی پا » بربط و شکل آن معلوم ميشود که بربط چينی
شرقی بدانجا رفته است و ترکستان شرقی ھم آنرا از ترکستان غربی( 2) فرا گرفته است.
از روی وضعيت دست ھا ھنگام « پی پا » بعضی ھا به اين نظريه ھستند که کلمه چينی
تلفظ آزاد کلمه « پی پا » زدن بربط بميان آمده ولی اگر دقت شود، واضح ميگردد که
ساخته اند. « پربيتس » است که يونانی ھا از آن « بربط » فارسی
560 ) با يکی از خاتون ھای ترکی – 78) « ويو تی » در سال 568 امپراتوری چين
موسيقی « Kucha کوچه » ازدواج نموده مشاراليھا حينی که به چين ميرفت از علاقه
نام داشت و بربط بربری (يعنی بربط ترکمنی) « سو چی يو » نوازی را با خود برد که
را که در کشورش معمول بود، وارد چين « ھفت پرده » ميزد. اين شخص اصول موسيقی
کرد. چون نام ھای قديم چينی اين پرده ھا خارجی و اصل آن نه فقط فارسی بلکه آريائی
ميباشد، بدون شبھه گفته ميتوانيم که چين اين اصول را از کشور ھای غربی خود فراگرفته
Tiao تياو تياو » است( 3). از اين گذشته اصول تقسيمات ھشتاد و چھاری چينی موسوم به
را که از ھمين ھفت پرده برآمده چيزيست که محتملاً از روی دواير ھشتاد و چھار «tiao
گانه فارسی ساخته شده و برای اينکه با طرز نظر و عمل چينی موافقت کند، آنرا تحت
پارۀ تغيراتی آورده اند.
581 م.) موسيقی نوازان از – 618) « سوی » در زمان سلطنت امپراطوران خاندان
بخارا و سمرقند و کاشغر و کوتچه و نقاط ديگر به دربار چين خواسته شده بود. پادشاھان
عادت گرفته بودند و بعد از ينکه اين علاقه در « توفان » با موزيک «Wei وی » دودمان
640 بدست چينی ھا فتح شد، دسته ئی از خوانندگان و موسيقی نوازان تورفانی به دربار
ايشان باريافتند.


618 م.) که دامنه امپراطوری چين بطرف شرق تا – 907) « تانگ » در عصر دودمان
سرحدات فارس و سواحل بحيره خزر رسيد، زمينه انبساط نفوذ تھذيبی خاک ھای شرق
1279) « سونگ » ميانه در کشور چين مساعدتر شد. و در زمان سلطنت پادشاھان دودمان
960 م.) دايره آن وسعت گرفت و احتمال دارد که استعمال آلات زه دار موسيقی در –
چين ثمرۀ ھمين علائق تھذيبی باشد زيرا وجود آلات موسيقی ترکستان شرقی تا قرن 11
که در تحقيقات سر اورل استين، پاول پوليو، البرت لوکوک و البرت گرون وول ملاحظه
بما وانمود ميکند که چطور ميان شرق وسطی و اقصی « ارنوھوت » ميشود با طبقه بندی
ادوات موسيقی از « ھوت » تبادله در زمينه تھذيب بعمل آمده است. قرار تقسيمات مستر
سه جا، از آسيای غربی، از ھند و از آسيای شرقی به ترکستان شرقی آمده و از آنجا به
چين انتشار يافته است. بدون اينکه داخل جزئيات شويم و مثال آوريم ميتوان گفت که قبل
از ظھور فتنۀ مغل آسيای ميانه در آلات موسيقی چين نفوذ بخشيده است.
1213 م.) تماس ھای مستقيم تر ميان شرق – وقتيکه چين در دست مغل ھا افتاد ( 1268
ميانه و چين پيدا و برقرار شد و ادوات موسيقی از کشورھای اسلامی (اراضی غربی)
وارد شده است. از ين وقت به بعد آلات موسيقی اقوام مسلمان آسيای غرب در چين بيش
شھادت ميدھد چون در سلک « مارکوپولو » از پيش راه يافت و معروف شد. قراريکه
قشون مغل ھا عدۀ زيادی از اھل ترکستان شامل بود و عدۀ زيادی از صاحب منصبان و
اھل دربار فارسی بودند، نفوذ مجامع اسلامی در چين زياد شد و اکثر آلات موسيقی که از
بعضی ھای آن نام ميبريم بزبان حال شاھد اين مدعا است:
( تن - يو - له (چينی) تنبور (ترکی)، طنبور (عربی)( 4
سی - تو - ئر سه تار (ترکی و فارسی)
( ھو- پو - سو قابوز (ترکی)، قبوز (عربی)( 5
ھون – پو – سو قنبوش (عربی)
له – پا – پو رباب (فارسی)
ھه – اپره – چا – کو غيجک (ترکی)، غيچک و غيشک (فارسی)
( کو – اير – ئی قانون (فارسی، عربی)( 6
( سو – اير – نی سرنی (ترکی)، سرنا (فارسی)( 7
( يه – له – من بلابن (ترکی)( 8
( نه – که – له نغاره (ترکی)، نقاره (عربی)( 9
ته – يو – له طبل (عربی)
ته – يو دف (فارسی)، دف (عربی)
تا اينجا که قسمت اول مقاله تمام ميشود، نشان داده شد که چطور و بکدام تاريخ و بکدام
سنوات شرق، مخصوصاً شرق ميانه و باز ممالک اسلامی غربی آسيا از نقطۀ نظر
موزيک و ادوات آن به ترکستان شرقی و از آنجا به کشور پھناور چين نفوذ نموده و
چسان نام ھای يکعده آلات و ادوات موسيقی فارسی و ترکی و عربی به زبان چين داخل
شده است. در قسمت دوم مقاله عکس قضيه يعنی نفوذ چين به موسيقی ممالک اسلامی
آسيای غربی مورد مطالعه قرار يافته است.

اين قضيه ھم قابل قبول است که طرف مقابل يعنی چين ھم از خود تاثيراتی داشته است.
نفوذ چين در ترکستان شرقی امری است محقق ولی اين نفوذ در ترکستان غربی آنقدر
ذيدخل نيست و اينجا نه تنھا از نقطه نظر تھذيب و موزيک بلکه در بسا چيزھای ديگر
تحت نفوذ عميق اعراب و فارسی ھا آمده است. نفوذ شرق اقصی از اينجا ھم بيشتر
بطرف غرب سرايت کرده و در تصاوير قرن 14 تا 17 فارسی و مغلی آلات و ادوات
موزيک شرق اقصی مشاھده ميشود و حتی در قرن 13 روی ظروف گلی فارسی و
ظروف فلزی بين النھرين آلات موسيقی به اشکال غربی ديده ميشود که اصلاً اگرچه مال
اقوام تورانی است ولی اکثراً از خاک چين بدين جا نفوذ کرده و عامل انتشار آنھا در
ممالک اسلامی غرب آسيا تھاجمات مغل ھا و تاتارھا در قرن 13 و 14 ميباشد.
کسی « الاغانی » چين از ين وقت ھم پيشتر بخاک ھای غرب آسيا نفوذ داشته. در کتاب
نام « مشتاق چينی » ذکر شده است. العاشۀ ميمون آلۀ موسيقی را بنام « احمد الچينی » بنام
است. « مشته صينی » ميبرد و المفضل بن سلمه گويد که اين اسم صورت عربی شده نام
خوانده و آنرا مرکب از دو نيچه ميداند و نام « مستق » در قرن دھم مفاتيح العلوم آنرا
مينويسد. « بيشۀ مشته » فارسی آنرا
صنج » يعنی « الصنج صينی » ابن سينا و ابن زيله ھر دو از آلۀ موسيقی چينی به اسم
نام ميبرند و مميزۀ دلچسپ آن اين است که آرتيست در آن شکل يا به عبارت ديگر « چينی
قوس سوراخ ھائی را که آواز از آن ميبرايد، معکوس ساخته است. قراريکه بالا اشاره
کرديم تھاجمات مغل وتاتار به ممالک اسلامی راه نفوذ تھذيب شرق اقصی را باز کرده و
ضمناً موسيقی چين ھم نفوذ خود را بخشيد و بطور مثال سه آلۀ موسيقی را که در صنعت
و آرت قرن 13 و 16 بين النھرين و مغل ديده ميشود؛ اسم ميبريم:
« ياندور » گويند. نمونۀ دوم « پی پا » اولی بربط چينی است که چينی ھا خود شان آنرا
گويند. اين الۀ موسيقی « ھون – پيو – سو » يا « ھو – پيو – سو » چينائی است که آنرا
غالباً در تصاوير و ميناتوری ھای فارسی و مغلی ديده ميشود و يک نمونۀ آن در
نشر کرده است، طبع شده است. « مارتن » ميناتوری ئی که مربوط به آخر قرن 15 است و
شوانگ » ديگر چينی است که به اسم « ياندور » نمونۀ سومی محتملاً عبارت از يکنوع
شھرت دارد. « چين
در ين حصه که قسمت سوم و چھارم مقاله است نويسنده از روی چشم ديد غياث الدين
نقاش ھراتی و ابن غيبی موسيقی دان معروف دربار تيموری بر موسيقی چين و
کشورھای آسيای ميانه روشنی می اندازد.
يکی از منابعی که راجع به موسيقی چين در قرن 15 روشنی زياد می اندازد کتاب فارسی
ئی است که تا حال ھيچ يک از مولفينی که موسيقی چين را مطالعه کرده اند از آن استفاده
عبدالرزاق سمرقندی است و قسمت مطلوب در « مطلع السعدين » ننموده اند. اين اثر کتاب
شرح مسافرت نماينده گنجانيده شده که دربار تيموری ھرات به چين فرستاده و يکنفر از
ھنرمندان موسوم به غياث الدين نقاش با اين نماينده ھمراه بوده است.

اين ھيئت در دسامبر 1419 از ھرات برآمده و در سپتامبر 1422 مراجعت کرده است.
حاضره باشد و آنرا يکی از شھرھای عمده ختا « سوشو » که عبارت از « سکجو » در
خوانده، غياث الدين در دعوتی که به افتخار ھيئت داده شده بود، در باب موسيقی آنھا چنين
اسم ميبرد. بطرف راست و چپ « نقاره شاھی » يعنی « کوکه پادشاھی » مينويسد: اول از
آن موسيقی نوازان ياثوغان، بی له، کمانچه، نی، تنبورک، طبل دو روی صنج، چھار پاره
خان » و دھل مينواختند. اين ھا آلات و ادواتی بود که در داخل اطاق نواخته ميشد. در شھر
يعنی پيکنک حاليه ادوات موسيقی داخل اطاق و ميدان آزاد ھر دو را شرح ميدھد. « بالغ
را ديده بود و مينگارد که دو ھزار مغنی « ناقوس » و « کورکه » مشاراليه در بيرون قصر
با نوای الات سرود خود را ميخواندند. ادوات موسيقی ميدان آزاد عبارت از کوکۀ دھل،
دمامه، صنج و ناقوس بود. آلاتی را که جزء ادوات موسيقی داخل عمارات حساب ميکند:
ياتوغان، لی نه، موسيقار و چارپاره ميباشند و مينويسد که نوازنده اتوغان 12 مقام غير
ختائی را انجام ميداد. از ين بيانات واضح معلوم ميشود که در عصر سلطنت دودمان
موسيقی چين تحت نفوذ بيگانه آمده «Vuan يوان » و «Tang تانگ » ،«Ming منگ »
بود. قراريکه ذکر شد آلات متذکره موسيقی که غياث الدين نقاش ھراتی در شھرھای چين
(ختا) ديده و شنيده بود ھمه نام ھای فارسی و مغلی داشتند و به اين ترتيب در مورد ھيچ
يک از آنھا اصليت چينی آنھا را ثابت نميتوانيم. ادوات موسيقی دارای انعکاس آواز در
« کورکه » . موسيقی ختای اين زمان و عصر حاضر رول مھمی بازی کرده و ميکند
يکنوع نقاره بزرگی بود که در مواقع تشريفات استعمال ميشد. در عصر مغل ھای ھند
يکنوع نقاره بسيار « کورکه » ، قرن ششم) معلوم ميشود ) « آئينه اکبری » قراريکه در
بزرگی بود که برابر قد آدم بلند بود و جوره نواخته ميشد و برای ھر کدام آن يکنفر
نوازنده بکار بود که با دو چوب آنھا را بنوازند. در نزد مغل ھای فارس ھم اين نقاره
معمول بود و قراريکه از روی بھترين تواريخ اين عصر مثل مطلع السعدين و ظفرنامه و
و کوس و نقاره بود، جزء علايم « دمامه » حبيب السير معلوم ميشود، اين آله غير از
سلطنت شمرده ميشد. بعد از وفات ھر سلطانی آنرا تکه تکه ميکردند. شايد طبل الاکبر که
بوده باشد. « کورکه » ذکر نموده « ابو سعيد العراق » ابن بطوطه در موکب سلطان مغل
مينامند به چينی ھا نسبت ميدھند و به اين « کوس » ترک ھا مبدأ دھب بزرگ خويش را که
ميخوانند. « خاقانی » جھت آنرا
ذکر ميکند ولی مطلع السعدين اين دو را دو « دمامه » نام ديگر اين دھل را « آئينۀ اکبری »
آلۀ مختلف ميشمارد. بر ما معلوم نيست که غياث الدين نقاش ھراتی در ختا چه نوع دھل
امروزی بنگاله دھلی است که بدنه آن گلی ميباشد و جوره زده « دمامه » را ديده ولی
ميشود و يک نمونه آن که در کنسرواتور موسيقی بروکسل محفوظ است 46 سانتی متر
در ميان ادوات « دمامه » يا « کورکه » بلند و 36 سانتی متر قطر دھن آن است. تعيين
تانگ کو » موسيقی چين مشکل است ولی محتملاً اولالذکر عبارت از دھل بزرگ نوع
( بوده است.( 10 «Tang-ku
بوده و چون روی پايه ھم « دو سره » طبل دو روئی قراريکه از اسم آم معلوم ميشود دھل
چينی بود. دھل امروزه فارس، «Lung ku لنگ کو » آنرا ميگذاشتند، محتملاً عبارت از
دھل دوسره ئی است که شکل بدنه آن مانند پيپ ھای چوبی شراب ميباشد. پس چنين
بوده باشد. «Pufu پو – فو » مينمايد که آله ئی که غياث الدين در ختا شنيده

تنبوک فارسی در قرن 17 و امروز تبله ئی است که بدنه آن مانند مناصفۀ بدنه تخم است و
عرب توجيه کرده اند ولی امروز آله ئی بدين شکل در چين مورد استعمال « درابوکه » آنرا
ندارد.
صنج آلۀ موسيقی تاردار و تارھای آن فلزی بود و بلا شبھه عبارت از ھسنگ چينی بوده
چينی «Popan پوپان » و در فارس چھارپاره، الۀ تاردار چوبی را ميگفتند و محتملاً آنرا
به اين عقيده است که در ين کلمه اشتباھی «Quatrmere کواترمير » . ميتوان تعبير کرد
بوده ولی خود او در اشتباه است نه کاتب. « چھارتاره » از طرف کاتب رخ داده و اصل آن
ناقوس ختا که غياث الدين موصوف ديده و ميگويد که آويزان بود، بلاشبھه کريالی بوده از
و « نی » نقاش ھراتی از جمله ادواتی که با پف نواخته ميشد، فقط يکی .« ته چينگ » نوع
را ذکر کرده است. نی از خود دو نوع داشت يکی آنکه از منتھا اليه زده « موسيقار » ديگر
ميشد مانند توله عربی و فارسی و ترکی و ديگر آنکه از يک پھلو زده ميشود و از احتمال
تعبير کنيم، «Chih چيه » و «Hisiao ھيزيااو » بيرون نيست که زبان چينی اين دو آله را
چينی باشد. «Paihsiao پی ھزياو » موسيقاری که غياث الدين ديده است شايد
علاوه بر چيزھائی که گذشت، نقاش ھراتی دو آلۀ عجيب ديگر را اسم ميبرد، يکی
در يک رسالۀ موسيقی فارسی که مولف آن عبدالقادر ابن .« بينه » و ديگر « ياتوغان »
ذکر رفته و چنين مينمايد که در شکل اولی و « ياتوغان » غيبی ميباشد اولی آن بصورت
تذکار اسم آن اشتباھی از طرف کاتب رخ داده باشد. در مورد آلۀ دومی ھم اشتباه کاتب
که « بينه » نام دارد ولی « وينه » ذيدخل است. اگر چه در ھند ھم يکی از آلات موسيقی
پيش شد و قراريکه در کتاب ابن « بيبه » موضوع بحث ماست، اشتباھی است که در کلمۀ
را « پی پا » غيبی می بينيم اين اشتباه زاده طريقی است که در فارسی کلمۀ چينی
را پايانتر شرح ميدھيم. « پی پا » و « ياتوغان » . مينويسند
تی » يا «Huchin ھوچين » متذکرۀ غياث الدين آله ئی از نمونۀ « کمانچه » يا « کمانجه »
بود. عبدالقادر غيبی در موسيقی عملاً و نظراً مھارت داشت و در دربار «Tichin چين
سلاطين جلايری و تيموری موظف بود چھار نوع از اين الات موسيقی ختائی را در
آکسفورد محفوظ « بودلين » که در کتابخانه « جامع الالحان » رسالۀ موسيقی خود موسوم به
که آنھم در کتابخانۀ « مقاصد الالحان » است، نام ميبرد. رسالۀ ديگر موسيقی موسوم به
فوق است، او را تأئيد ميکند.
شه » ،« پی پا » ،« ياتوغان » ، ادواتی که مشاراليه ذکر ميکند و به مطالعه ما ارتباط دارد
چوبچه) ميباشد. ) « چوبحين » و « شيديرغو » يا « ديرغو
آله ئی بود مخصوص قوم ختا. اين آله اصلاً چوبی، « ياتوغان » قرار تعريف ابن غيبی
دراز و ميان خالی بود. در سطح آن تارھا ميکشيدند و در وسط آله خرک متحرکی بود که
نوازنده با ناخن ھای دست راست تارھا را ميزد و با انگشتان دست چپ در حاليکه روی
پرده فشار می آورد، يا خرک را بيجا ميکرد، آھنگ را تيز مينمود. قراريکه شنيده ايم

چنگ » نوازنده ماھر ھمۀ ادوار را در آن زده ميتواند. چنين می نمايد که اين آله از انواع
باشد. «Chu چو » يا «Cheng
ھم به گفتۀ ابن غيبی در ميان مردمان ختا مورد استعمال زياد داشت. قرار بيان او « پی پا »
اين آله کاسه ئی داشت به عمق 4 انگشت که 9 سانتيمتر شود. روی آن از چوب بود و
چھار تار داشت. ميان پايان ترين پرده ھا و يکی بالاتر 4.98 سانتی متر و ميان دومين
پردۀ پايان و يکی بالاتر 2.4 سانتی متر و ميان سومين پرده پايان و يکی بالاتر 4.98
است که امروز ھم تقسيمات پرده ھای « پی پا » سانتيمتر فاصله ميگذاشتند. اين آله ھمان
مينويسد که اکثراً اقوام ختا آنرا « شه ديرغو » آن بدين منوال است. ابن غيبی در باب
آلۀ بود با گردن طويل، مناصفۀ کاسه آنرا با پوست می « شيديرغو » . استعمال ميکنند
عربی يا فارسی بسته ميشد. « عود » پوشانيدند. چھار پرده داشت. سه پرده تحتانی شبيه
يعنی يک پرده 4.98 سانتی متری بين آنھا بسته ميشد. قراريکه شنيده ايم مردم ختا ادوار
ناميده ميشود. « کوکی » فارسی، عشاق، نوا و بوسليک را در آن زده ميتوانند و ھر جام آن
بود. « ھو – يوسو » محتملاً الۀ شبيه « شيدرغو » اين
خوانده و اين آله مرکب از يک عده نی ھائی بود « موسيقار ختا » را ابن غيبی « چوبچين »
که يکجا بسته ميشد و ذريعۀ نلی در آنھا پف ميشد و باد در جوفی خانه ميکرد. آھنگ ھا با
باز و بسته کردن سوراخ ھا با انگشتان صورت ميگرفت. خيال ميکنم اين آله ھمان
، چينائی باشد که با دم نواخته ميشود. / مجله آريانا، شمارۀ سوم، سال 1323 « چاوشنگ »

شمارۀ مسلسل 15 ، کابل/


يادداشت ھا:
. 1) – انسايکلوپيديای بريتانيکا چاپ يازدھم، جلد 6، ص 194 )
و از ترکستان غربی تخارستان و « سنکيانگ » 2) – مقصد از ترکستان شرقی )
« مترجم » . صفحات باختر و قسمتی از سغديان است
3) – مھمترين کشوری که در غرب چين افتاده آريانا يا خراسان يا افغانستان است. )
« مترجم »
بوده که از کلمۀ ترکيبی دنبۀ بره بميان آمده است « دنبره » 4) – اصل اين لغت )
« مترجم »
« مترجم » 5) - قاز پوز )
« مترجم » 6) – اکانون آريائی )
« مترجم » 7) – سرنی، سرنا آريائی )
« مترجم » 8) – بلبان آريائی )
« مترجم » 9) – اصلاً عربی از نقر کوفتن )
« مترجم » . کوس باشد « کورکه » 10 ) – ممکن است اصل لغوی )
اگر بعضی نام ھا نادرست تايپ شده باشد، معذوريم زيرا از روی يک متن کھنۀ
قديمی تايپ شد که بعضی نام ھا درست خوانده نميشد. (ب.ف.ک)


حاجی محمد راحت

از کتابخانۀ:

حاجی محمد راحت

نویسنده:

Henry George Farmer











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us