څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

اسلام و شمشیر ۴۸


نزد من یقینی است که دشمنان اسلام بر زوایای قرآن بیش از عالمان دین مامشرف اند و می دانند کدام کلمه را از کجای آیات بردارند و بر آن معنای مورد نظر خویش گذارند تا از طریق آن فصل گمراه کننده ی دیگری در فهم کتاب خدا بیافزایند و ما را به بی راهه ی دیگری اندازند. در یادداشت های نخستین «اسلام و شمشیر» گروهی از این کلمات را به اختصارارائه دادمکه معلوم می کرد تا چه اندازه برای بر پا کردن بلوای جنگ و گردن زنی و خون ریزی و غارت مال، در کتاب خدا، به لغات فاقد معنای مشخص توسل جسته اند و چه گونه ارباب زعامت ما در کرسی های حوزه و دانشگاه، بی اعتنا به این شگرد شیادانه به راحتی معانی پیشنهادیطراحیو نصب شده بر این گروه کلمات را پذیرفته اند. در آن جا ازنمونه هاییگفته شد که خداوند خود بر نا آشکاریمعنای آن، نزد عرب صدر اسلام،با قید و ما ادراک تایید گذارده بود و نیز با کلماتی چون ربیونباکسر حرف ر و چند نمونه ی دیگر نشان داده بودم که چه گونه الفاظی از قرآن که عرب زبانان امروز هم برای آن معنای معین و منطبق با دستور زبان خویش ندارند، مورد سوء استفاده ی مغرضین با قرآن و اسلام قرار گرفته وبا دور شدن از سهل اندیشی خبردار شدیم که خوانندگان قرآن را با چه ظرافتی به برداشت های برده فروشانه و کنیز بخشانه نیزدر قرآن هدایت کرده اند، به گونه ای که اینک لااقل در حوزه ی زبان فارسی دو ترجمه در دست نداریم که در مجموع مفهوم واحدی ازریزه کاری های بیان قرآن ارائه دهند و شاهدیم کههر یک از مترجمین اعتقادات و علائق خود را با بی پروایی تمام درآرایه ی دو قلاب و پرانتز، میان آیات الهی، به خواننده می خورانند و با ترجمه ها و تفسیرهایی مواجهیم که مثلا خرم شاهی با بی خیالی تمام و به تبعیت از هدایت تورات، در برابر اسراییل، درآیه ی۵۸ سوره ی مریم و موارد دیگر،مساوی یعقوب می گذارد، هرچند در همان قرآن ازیهود و نصاری شناختن ابراهیم و ذریه اش نهی شده باشد!؟

از نخستین خصوصیات آشکار و بدیع این گونه کلمات قرآنی که مورد بهره برداری دشمنانقرار گرفته، کاربرد مجرد و بی تکرار آن هاست، که امکان مقایسه و تطبیق را از محقق می گیرد، چنان که بر لأمة در آیه ی ۲۲۱ سوره ی بقره، لفظ و لغت مجردیکه کاربرد مجدد در قرآن ندارد و تمام منابع زبان عرب از درافتادن با آن طفره رفته اند، به سادگی و به قصد سوءاستفاده یمعینی معنای کنیز داده اند!؟ چنان که امروز با خواندن آیه ۱۷۸ سوره بقره، با توجه و تحت تاثیر تلقینات قبول کرده ایم که حر به معنای آزاد مرد و عبد مفهوم برده را دارد، بی این که بتوانیم هیچ یک از این دو برداشت را به ریشه ای در زبان عرب متصل کنیمو پیشینه پیش از اسلامبرای آن ها بتراشیم.اشاره بالا البته بدان معنا نیست که در معنای هر لغت مجرد ذکر شده ی قرآن چون نجس و جزیه نیزمردد شویم زیرا که هر دوی آن ها به مصدری شناسا متصل اند،امااینک نحوه ی آشنایی عمومی و حتی عرب زبانان با مفهوم کلماتی در قرآن عظیم که به ریشه ای در آن زبان متصل نیست، چنین است که نخست مترجم و مفسری بر آن کلمات و لغات معنای ضمنی و تفسیری می گذارد و سپس آن لغت با همان معنای تفسیری خود به گردش در می آید که از نمونه های برجسته ی آن آزاد مرد فرض کردن حر و برده انگاشتن عبد است.

در اینمرحلهباید به محدودیتی اشاره کنم که محقق زبان عرب را در تنگنا قرار می دهد و آن فقدان متن های مبسوط و مفصل از زبان عرب پیش ازظهور اسلام و نزول قرآن است که بتوان از آن ها در ریشه یابی لغات مبهم و ناآشنا سود برد. زیرا یافته های نمونه وار از زبان و لغت عرب که بر آنتاریخ پیش از اسلامرا زده اند،تنها کتیبه ها و سنگ قبوریاست که جز چند کلام بر آن ها حک نشدهو قرآن نخستین متن مفصل به زبان عربی است کهبه آن زبان هویت جهانی بخشیده، راه نما وزیر بنای محکمیبر بالا بردن پایه های کلاسیک آن، از صرف و نحو و قواعد دستوریشده و موجب و منبع و مستندی برایشکل گرفتن زبان عرب امروز است،اما نمی توان نپذیرفت که اعراب صدر اسلام، گاهدر ادراک کامل معانی و اشارات لغات و کلمات و تفاصیل مذکور در پاره ای از آیات در می ماندهاند، زیرا خداوند دعوت می کند از سر نادانی و خامی، از آیه های قرآن، به تفتین توطئه گران، برداشت های نادرست و تاویلگرانه نکنند.

«هو الذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و آخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه و ابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الا الله و راسخون فی العلم یقولون آمنا به کل من عند ربنا ...اوستنازل کننده ی این کتاب بر تو، که آیاتی در آن احکامو اساس است و مختصری شبهه بر می انگیزد. آن ها که اعوجاجی در قلبشان است،با گزینش آن شبهات، از راه توسل به تاویل، فتنهمی انگیزند،حال آن که تاویل آن ها را فقط خدا می داند. عالمان پا برجا می گویندهمه از جانب خداست وبه تمام آن ها ایمان داریم ...». (آل عمران، ۷)

بدین ترتیب سوء استفاده ازپاره ای ظرائف قرآن،که گشایش آن بر عرب صدر اسلامدشوار و حتی ناممکن بود،از سوی کسانی، به تایید آیه ی بالا، امری قدیم و غیرقابل انکار است، ترفندی که عمدتا در موارد معینی دست آویز دشمنان اسلام و اهل کتاب پیشین قرار گرفته و زادگاه صنعت تفسیر است، تا صحت و امانت و استحکام قرآن راتهدید کنند و برای بنیان های دین اسلام سئوال بتراشند.پیش از این مجموعه ای از این شیوه های شیادانه در برخورد فتنه گرانه با لغات و ترکیبات کلام در زبان قرآنمجید را در تفسیر عتیق نیشابوری خوانده ایم. شاید در باور کسانی نگنجد وشگفت ببیننداگرتوجه دهم که از قبیل این لغات مجرد و بی تکرار قرآن، یکی هم حر است که تنها و فقط برای یک بار در آیه ی ۱۷۸ سوره ی بقره آمده است و در باب های مصطلح و تصریفی زبان عرب جز محرر در آیه ۳۵ سوره ی آل عمران ندارد که معنای آن به مبلّغ نزدیک تر استو تحریر که هر چهار کاربرد آن به همان تحریر رقبة مؤمنة پیش گفته اختصاص دارد و عجیب تر این که این هر دو مشتقدربرداشت به عنوان نویسنده و نوشتار هم،با معنای کنونی، که برای حر ساخته اند، به کلی نامأنوس است، ضمن آن که تحریر با معنای آزاد کردنرا باید از ریشه ی حرر برداشت کنیم و نه حر!بدین ترتیب و بدون هیچ تعارف، لغت قرآنی حر هم از آن جا که معنای منضبطی برای آن در لغت عرب نداریم، به فهرست آن کلماتیمی پیونددکه کسانی با منظور پیش گفته یانباشتن صفحات قرآن از جنگ و مراودات بردگی بر آن معنای آزاد و در مقابله با عبد گذارده اند، تا انتساب حمایت اسلام از مناسبات برده داری از نظر حقوق جزا نیز مستندی به دست آورد. در حاشیه از این شک خود نیز بگویم که ساختن آن آزاد مرد روز عاشورا با لقب حرر هم دادن تاییدیه ای بر آزاد انگاشتن معنای حر است. حالا کسانی با گر گرفتگی معمول خویش می پرسند پس معنای حر چیست؟ تا جز اعزام آن ها به مراکز پاسخ دهنده رسمی چاره ای نماند و از این مطلب در این مرحله در می گذرم که آزاد و برده انگاشتن حر و عبد در آیه ی ۱۷۸ سوره ی بقره لااقل ده سئوال حقوقی بی جواب می تراشد که به زمان نیاز و به خواست خداوند از آن خواهم گفت، از جمله این که خلاف عرف، که مضمون و کاربردآیات قرآن را ابدی می شناسیم، اگرحر را آزاد و عبد را برده بیانگاریم، آن گاه متن و عمل کرد این آیه را لااقل به زمانه ی معینی محول و ارجاع به آن را منسوخ کرده ایم؟!

پیشتر با متن آیه یسوماز سوره ی نساء با خبر شدیم که در آن برای نخستین بار ترکیب ما ملکت ایمانکم ذکر شده بود.کلماتگسترده و با معانی روشنی که بلافاصله و با مقاصد مخصوص بر آن معنای کاملا بی مناسبت کنیز را گذارده اند. لحن آیه با ذکراومومنین را در گزینش میان ازدواج و یا بهره گیری از ما ملکت ایمانکم مختار کردهو فحوای کلام به گونه ای عام است که نمی تواند به کنیز تعبیر شود، زیرامعمولامردممتوسط و به خصوصمردان نوجواندر حد مالکیت کنیز تمکن نداشته اند، حال آن که آیه ره نمودی برای همگان است.

«والمحصنات من النساء الا ما ملکت ایمانکم کتاب الله علیکم و احل لکم ماوراء ذلکم آن تبتغوا باموالکم محصنین غیر مسافحین...و زنان خود دار مگر ما ملکت ایمانکم. چنین مقرر شد از جانب خداوند و جز این بر شما حلال است که بجویید با اموال خود بهصورت پاک دامنانه وبدون پلید کاری...». (نساء ۲۴)

این آیه ای است در تعاقب آیه ماقبل خود،که در آن خداوند زنانی را که نزدیکی و ازدواجبا آنان مجاز نیست فهرست می کند که در انتهای آن زنانی قرار می گیرند که خود را در حصار شخصی نگه می دارند. آیه با توضیح کامل و با روشنی تمام زنانی را که در تعریفما ملکت ایمانکم می گنجند از زنان محصن وخوددار جدا می کند.

«و من لم یستطع منکم طولا ان ینکح المحصنات المؤمنات فمن ما ملکت ایمانکم من فتیاتکم المؤمنات... واگر استطاعت ندارید تا ضروریات ازدواج با زنان خود دار و مؤمن را فراهم کنید پس ما ملکت ایمانکمرا از میان جوانان مؤمنبرگزینید». (نساء، ۲۵)

این آیه ی دیگری است مؤید این مطلب که ما ملکت ایمانکم جانشین نیازهای ارتباطی مردمان در زمانی است که امکان ازدواج مهیا نباشد.

«و اعبدوالله و لا تشرکوا به شیئا و بالوالدین احسانا و بذی القربی و الیتمی و المساکین و الجار الجنب و الصاحب بالجنب و ابن السبیل و ما ملکت ایمانکم...و خدا را بپزستید و چیزی را با او شریک نکنید و به والدین و اقوام و یتیمان و بی چیزان و همسایکان اطراف و و صاحب خانه ی کناری و در راه مانده و ما ملکت ایمانکم احسان کنید...» (نساء، ۳۶)

این آیه نیز نشان می دهد که احسان به ماملکت ایمانکم در زمره ی وظایفی است چوننیکی به خویشان و پدر و مادر و همسایگان و غیره. آیا در زیر این ترکیب از کلمات کدام حکمت الهی خفته است که کسانی با معناگذاردن کنیز،قصد رفع و رجوع و رد گم کردنآن را داشته اند؟ (ادامه دارد)
داکتر محمد علی ابدالی

از کتابخانۀ:

داکتر محمد علی ابدالی

نویسنده:

ناصر پورپیرار











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us