څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

اسلام و شمشیر ۴۷


اینک به معنای لفظ و لغت عبد در قرآن کریم وارد شوم، با این اشاره که کاربردآن، در ترکیبات و مشتقاتاسم و فعل و صفت، چون عابد و عبادت و معبود، غالبا به معنایپرستنده و ستایشگرآمده و به استقلال و انفراد در قرآن عظیمکم تر دیده می شود. معلوم است که قراردادن معنای بردهبر لغت عبد، به کلیخروج بهبی راهه است، زیرا برای برده در توصیفات موجود هم حقوقی قائل نشدهو در حدابزار جان داریگرفته اند کهاز زن و مرد در بازار می فروشند و تاآن زمانکه به کار آید، در اختیارخریدار می ماند. بردهچنان که گفته اند مالک چیزی نمی شود، از هر حقوقی ساقط است، اجازه ندارد معترضامر و وضعی شود،ولی دم ندارد و خونو دست مایه اشبه اختیار صاحب خویش است، حال آن که عبد مسلمان در قرآن، مومنی است تسلیم شده و طلب کار خداوند.

«ایاک نعبدوا و ایاک نستعین. تو را می ستاییم،و از تو کمک می طلبیم». (حمد، ۵)

تنها همین آیه در سوره شگفت انگیز حمد، که گویی چکامه ای است برایسپاس،که از زمین به آسمان می رود، تمام آن مراودات میان برده و صاحب رابر هم می زند و به رابطه ایملهم از شیفتگی و شوق و آرزومندیبدل می کند.

«...لا اعبد ما تعبدون. و لا انتم عابدون ما اعبد...نمی پرستم آنچه را می پرستید و نمی پرستید آن چه را می پرستم...». (کافرون، ۲ و۳)

می توان قریب ۱۵۰ نمونه عرضه کرد که عبدو ترکیبات و مشتقات آن در آیات قرآنبه پرستش اشاره دارد و زمان است بگویم که معنای درست عبدالله بردهو حتی بنده یبی موضع خدا نیست، که پرستنده ی اوست.با این همه باید از منظرلغوی و نه تفسیریبه چند آیه در همین موضوعپرداخت که منبع زایش تایید برده داری در قرآن دانسته اند. برای مزید حیرت بگویم، علی رغم این همه برده که در بازارهای مسلمانان می فروخته اند و حقه بازانی چون ناصر خسرو و ناپیدایی چون فردوسی و مجموع دیگری از حکایت بافان و صحنه سازان سفرنامه نویس و سیاح به وجود آن هاگواهی داده اند، فرهنگ بشری، حتی از نوع کنیسه ای آن هنوز نتوانسته است تاریخچه ای موجز و موجه برای برده داری بنویسد و آن چه در این باب مثلا در بریتانیکا یافت می شود تکرار همان فصولی است که در کتاب ها و آثارغیر ممکنی از صاحب قلمان غالبا فاقد منبعو موجودیت از قماش زیر می خوانیم:ابن قدامه، مقدسی، ابراهیم بن علی ابواسحاق شیرازی، سلیمان بن خلف باجی، عبدالرحمان جزیری، محمدبن حسن حر عاملی، وهبه مصطفی زحیلی، محمدبن احمد شمس الائمه سرخسی، و دور تسبیح دیگری از این گونه صاحبان کتاب، که غالبا صاحب شروح فقهی در باب برده و برداری در تمام فصول اربعه یفرقه های اسلامی اند، اما اگر بخواهید تاریخچه ای از بنیان برده داری بدانید، نخست باخبرتان می کنند که مسیحیان هرگز برده دار نبوده اند و اینروابطی است کهنزد عرب پیش از اسلامرواج داشته و در اسلام چنان رسم وسیعیشده، که بزرگوارانه و برای خلط مبحث و خام کردن ما،قرآن را کتابی برای حفظ حقوقبردگان می گویند!!؟

«بردگی همواره نهادی زنده به شمار می رفته که در خلقیات جامعه ریشه دوانیده بوده است. در میان ترکان، ظاهراً در مرحلة چادرنشینی، رسم بردگی چندان رواج نداشت، اما آنان رفته رفته با یکجانشینی، بیش از پیش برده دار شدند. با جهانگشایی های مسلمانان، مردان و زنان بسیاری اسیر فاتحان شدند که بسیاری همچنان در بردگی ماندند. مسلمانان در دوره یفتوح و پس از آن هنگام رعایت متارکه یرسمی یا همپیمانیِ موقّت، اسیرانی با خود همراه می آوردند... انتقال بردگان از نژادهای مختلف در جهان اسلام، از طریق خراج های والیان برای خلفا یا از راه داد و ستد بازرگانی چشمگیر بوده است. از سازمان این داد و ستد خبری در دست نیست، لیکن از جنبه هایی از آن آگاهیم. بازار برده درتمام شهرهای بزرگ وجود داشت. بازار برده ی سامرا در قرن سوم هجری، چهار ضلعیِ وسیعی بود با کوچه هایی درون آن و خانه های یک اشکوبه شامل اتاق ها و دکّه ها. برده فروش، به علّت حرفه اش تحقیر می شد، اما به دلیل ثروتش موردغبطه بود: وی منافع هنگفتی به چنگ می آورد که غالباً با تقلّب ماهرانه در فروش کالا افزایش می یافت . یعقوبی و ابن بطلان پزشک مسیحی و سَقَطی مالاگایی شرحهای جالبی در این باره نوشته اند. برده سازی مسلمانان به دست مسلمانان نیز به طور محدودتر وجود داشته است، به ویژه هنگامی که پیروان فرقه مذهبی متعصبی، دیگران را غیرمسلمان می شمردند و از این رو در اسیر کردن ایشان دغدغه یخاطری به خود راه نمی دادند. چنان که در رخ دادی کم نظیر، هزاران زن از یک قبیلة شورشی بربر علناً در بازار قاهره فروخته شدند. با پیشرفت اسلام در آفریقای سیاه، مسئله ی جایز بودن فروش برده که پی آمد آن به شمار می رفت، ناگزیر می بایست در برابر فقهای بزرگ مطرح شده باشد... نظام بردگی بیابانی، در صحرای افریقا و در عربستان، بی گمان به سود قبیله های چادرنشین، کم رنج تر لیکن به گونه ای وحشیانه مقرون به تبعیض بود. جامعه یطوارق که به سه طبقه سخت مسدود بخش شده بود، گروههای بردگان، خواه آزاد شده خواه آزاد نشده را که تقریباً همگی سیاه پوست بودند، زیر دست اشراف و دست نشاندگان آن ها، در سطح پایین نگه می داشت. این بردگان، به سود قبایل فرمانروا، یا به کار کشت زمین یا به خدمت به افراد و جانوران اختصاص داده می شدند. در میان بدویان شبه جزیره یعربستان و اطراف آن بردگان سیاه پوست با هم وصلت می کردند و اموالی به چنگ می آوردند؛ لیکن هر قدر هم با صاحب و خانواده یصاحب خود انس و الفت می یافتند یا صاحب مزایا ویا حتیآزاد می شدند، هرگز به چشم همشأن و همطراز به آنان نگریسته نمی شد». (تلخیص از بریتانیکا)

آیا ملتفت شدید؟ آنها از سازمان برده داری چیزی نمی دانند ولی ازابعاد اتاقک های مربوطه در بازار برده فروشان سامرهباخبرند! متن بالاخلاصه ای است از تاریخ برده داری در جهان، مأخوذ از بریتانیکای معروف، که گسترشبرده داریرا حاصل فتوحات اسلامی می داند و تنها در میان اعراب وخنده دارترازآن در میان قبایل سیاهشناسایی می کند واگر شاهد بخواهید دختران یزد گرد سوم را به یادتانمی آوردو بازارهای برده فروشان را که در این همه فیلم های هالیودی دکور بندی کرده اند و اگر قانع نشدید، لشکر شاعران و سیاحان و ناقلان بی سایهآماده اند تا شما را به راه راست هدایت کنندو اگر سرسختینشان دهیدفوجی از فقیهان از صدر اسلام تاکنون، صدا را در گلوی تان خواهند برید. اما برای رسوا کردن آنان شعبده ساده ای می شناسیم: اگر بردگان هم ناگزیر دارای خانواده ودنباله و خلفاند، آیانسل های متعددسیاهان را در آمریکا و کانادا و انگلستان و فرانسه می یابیم، یا درمکه و ریاض و سامرا و قاهره و بغداد و دمشق، که شهرهایی تازه رشد کرده اندو آیا این سیاهان درقرون اخیر به اختیار خود و برای سیاحت بهسرزمین های غربی در این وآن سوی اوقیانوس هاسرازیر شده اندو اگر روم، از دوران هایدور، بر پایه کار بردگان اداره می شده و سیاهان را به خدمت وا می داشته اند، پس چرا امروز، همچون آمریکا، میلیون ها سیاه پوست درایتالیا نمی بینیم؟!!حقیقت آن که تاریخ بشری کوچک ترین رد پایی از بردگان در جهان اسلام و یا سرزمین روم باستان ذخیرهندارد و اگر در همه جا بردگان را فقط در سیمای سیاه پوستاندیده ایم و نهسرخ و زرد و سفید پوست،به سبب آن ماجرای ساختگی زنان بربر نیست، بل از آن است که کنیسه و کلیسا، خاخام ها و کشیشان،کثیف ترین نوع برده داری را، کهبیش از سه قرندر جهان غرب حیات رسمی داشته است، از تسخیر خون آلود آفریقا و در قرون اخیر آغازو ابداع کرده اند!

از باب مغلطه در مورد همین حقیقت استکهگویا از حضور برده داری در جهان اسلام نشانه های فراوان دارند، که از جملهو ظاهرا در کتاب خداهم ذکر آن آمده استومثلا نقل ... و آتی المال علی حبه ذوی القربی و ایتامی و المساکین و ابن السبیل و السائلین و فی الرقاب... در آیه ی ۱۷۷ سوره ی بقره را نه بخشیدن مالبه گردنداران دین و بدهکاران، بل به بردگان می گویند، چنان کهلأمة در آیه ۲۲۱ همان سوره را و معلوم نیست با کدام قرینه و قدمت، باز هم به معنای کنیزگرفته اند، عبد مؤمن در همان آیه را برده ی مؤمن معنا می کنند، تحریر رقبه در آیه ی ۸۹ سوره ی مائده را، که در باب کفاره ی ادایسخن لغو است و اگر خدا بخواهد در باب آن سخنانی دارم، آزاد کردن برده گفته اند، نه رهانیدن بدهکار از بار قرض، همچنان که در آیه ی ۶۰ سوره ی توبه،کهاز محل مصرفصدقاتی خبر می دهد،که همه جا زکات معنا کرده اند، باز هم الرقاب، نه بدهکاران، که بردگاندر اساس محروماز حقوق مادی اند تا احتمالا صاحبان آن ها مال بخشیده ازآن منبعرا به سود کیسه ی خود مصادره کنند!؟ همان طور که و الصالحین من عبادکم و امائکم در آیه ی ۳۲ سوره ی نور رابه صورتی کاملا بی ربطو رسوا، احتمالا گونه یبه خصوصیبرده و کنیز تشخیص داده اند و البته در همه جا و با وجود این همه لفظ مستقیم و من درآوردی که برای کنیز و برده از کیسه ی کنیسه ساخته اند، باز هم ترکیب بسیار گویای ما ملکت ایمانهم را کنیز معنا می کنند!؟ بدین ترتیب باید دیدچنین مترجمین و مفسران و فقیهان منتقل کننده ی تاریخ برده داری به آیاتقرآن کبیر، دنبال چهبوده و از تغییر معنای روشن ما ملکت ایمانهم چه هدفیداشته و چه سودی می بردهاند؟!! (ادامه دارد)

داکتر محمد علی ابدالی

از کتابخانۀ:

داکتر محمد علی ابدالی

نویسنده:

ناصر پورپیرار











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us