څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

ستیز و سلب استقلال فکری


ستیز و سلب استقلال فکری

مصطفی عمرزی

روزي هنگام صحبت هایی كه زمينه ي اتفاقي داشتند، به یکی از رهبران جناح به اصلاح ستمي كه در پشتون ستيزي معروف اند و بخش عمده ي نقد هار غير پشتوني، محصول تفكر آنان است، با رعايت احترام هر دو جانب، يادآوري كردم كه موضع نقد شما در كنار میلان در ساير موارد، با ماهیت عدم رعايت اخلاق و حقايق، باعث شده اكثر مردم ما كه از گرايش هاي قوم محور نفرت دارند و به این دلیل احزاب قومگرا پس از سال ها فعاليت، تعمیم نمی یابند، در تله ي جناح هاي متعصب بيافتند و بدون هيچ رضايت و دلخواه، در احاطه ي نقد هار، براي هركسي كه از آنان بگوید، صرف نظر از اين كه چه مي گويد، الله و اكبر بگويند. ستمی مخالف كه از فرهنگيان زبان دري نيز است، با عزت نفس و حاكميتي كه بر خودش دارد، از تذكر اين مورد مهم جا نخورد، اما خوب فهميد كه چه مي گويم.

توده هاي عوام كه سواي نخبه گان و اقشار مسوول، تابع شرايط عام زنده گي استند و پيشينه ندارد همه از فهم کل مسايل سر درآورند، با وجاهت تحصیلی و سوادی كه از نخبه گان و افراد متشخص جامعه می شناسند، از آنان حمايت مي كنند و آنان را مي ستايند.

در تجربه ي سالیان حاكميت رييس جمهور كرزي، شناخت گرايش ها و ملاحظات قومی ما انواعي نیز دارد كه بر اثر ستیز، باعث سلب استقلال فکری شده اند. اين مُعضل زماني حاد می شود كه به اثر هجوم طرف مقابل، تفكيك صورت نمي گیرد و مردم ما در جمع كساني كه تر و خشك شان سوختانده شده است، قرار مي گيرند. در چنين اوضاعی می باشد که دچار مصيبت خلاء فکری می شوند.

مثال هاي زيادي وجود دارند كه بعضی، با هيچ پس منظر و پيشينه ي تاريخي، دنبال افراد و كساني مي افتند كه حتی تا نيمه ی نهادينه شدن نقد و فرهنگ ابتذال، جرات نداشتند مردم ما را كه در جريان تبارز تاريخي خويش،‌ زير چتر ارزش هاي ديني و اسلامي با ديگران برادرانه و مبني به احترام زنده گي كرده بودند، منحرف كرده تا کورکورانه، از آنان پیروی کنند.

شدت و حجم پشتون ستيزي هاي هار‌، غير اخلاقي و دور از شان انساني كه پيش از هدف، با منشای آن ها، از حیثیت می افتند در زمينه هاي گسترده اي كه براي كار هاي فكري و فرهنگي مهار گسيخته ميسر شده اند، مردم را در موضع دفاعي در كليت و حدودی منسجم مي كنند كه نه فقط خواست آنان در دایره ی حقوق و داعيه ي قومي بر حق نيست، بل موضع یا مواضع آن جريانك ها و گروهك هاي غير مردمي را تقویت می کنند كه يا چپي اند و يا راستي و يا هم تازه فاشيستان و راسيستاني می شوند كه كاويدن ماهيت انديشه هاي شان، طنز هاي استقراضی از مکتب های شوونیسم و فارسيسم جهان سوم است. آنان با گونه اي از تنقید كه به اصطلاح تر و خشك را مي سوزاند، مردم ما را و در كُل، ملت را به نفع جريان ها و گروهك هاي مطرود و منفور، ناچار از تمایل می کنند.

پیام ما براي كساني كه تبار ما را محور معضلات قرارمي دهند، اين است كه تا زمان تفكيك و تشخيص درست كه نياز نقد را توجیه مي كند و تا وقتی كه بدون تعصب و تبعيض هاي ناشي از تحاريف، موضع خویش را انسانی و غیر میلانی نساخته اند، مسووليت آنان در به بي راهه كشاندن توده ها، كمتر از كساني نيست كه از آدرس ما، مرغ مقلد شما در توهين به دیگران می شوند.

بهتر است به جای رويكرد غير اخلاقي و زشت كه اسمش را مبارزه و نقد گذاشته اند، در امر روشنگري هايی كه توام با مردم، دیگران را نيز از خير بهره مند مي سازند، براي ملت خود با قرار دادن آنان در برابر حقايق و واقعيت ها و با پرهیز از داوري هاي خصمانه كمك كنيم كه در شرايط و روزگار ما، بيشتر به اعضاي خانواده هاي خود شان كه در خانه اي به نام افغانستان و به نام افغان و از تمام اقوام جمع آمده اند، فكر كنند.

در واقع، بر اثر ستیز خصمانه ی سیاسی که ابعاد اجتماعی، فرهنگی و رسانه یی یافته است، مردم را تشویق می کنند بر اثر نفی آدرس های قومی که نام چندین واحد خورد و بزرگ می باشد، بدون توجه به نزاکت های اجتماعی، در حدود افراد و اشخاصی قرار بگیرند که از مشروعیت لازم اجتماعی بی بهره اند.

متاسفانه تاثیرات ناگوار کار رسانه یی بی بند و بار که باعث می شوند افراد و گروه هایی با دامن زدن به مسایل قومی، مردم را در برابر هم قرار دهند، عامه را که در سطوح مختلف، مسوولیت های اجتماعی مختلف دارند و از رهگذر تبیین، تجزیه و تحلیل تاریخی، علمی و روش شناسی آگاهی کافی ندارند، دنبال افراد و اشخاصی بکشانند که با سطح ابتدایی سواد تاریخی سعی می کنند فاصله ها بیشتر شود. به این دلیل است که به اثر موج سواری ستیز، بار ها باعث شده اند ناآگاهی روش شناسی مردم، آنان را در منگنه ی سلب استقلال فکری بیاندازد.

دنباله روی بعضی افراد و اشخاص از جریان مذموم ستمی در افغانستان، مبین این ادعاست که به اثر ستیز خصمانه، استقلالیت فکری آنان سلب می شود. بنابراین، جناح ها و افرادی را حمایت کرده اند که سعی می کنند با برهم زدن نظم اجتماعی، از آب گل آلود، ماهی بگیرند.

مثال های زیادی وجود دارند که هرچند بخش کوچک مردم را در بر می گیرند، اما محرز می کنند زیاده رویی های چند تن و چند آدرس، توان فکری آنان را سلب کرده است تا بدون ملاحظه ی نزاکت های اجتماعی و این حقیقت که اگر نفی قومی و اجتماعی، عملاً صورت نمی گیرد، داوری از حیث برداشت افراد متهم به سوء استفاده، به معنی بستن درب استقلال فکری است؛ هرچند عوامل مختلف از جمله سواد و تحصیلات عالی، استقلال فکری را توجیه می کنند، اما تنوع سوژه و چند بُعدی بودن مسایل، حتی کسانی را به دام می اندازند که باوجود سواد و تحصیل، مثلاً اگر در حوزه های غیر فرهنگی کار می کنند، بر اثر نبود آگاهی های جامع، در تله ی افرادی گیر می مانند که همانند ستمیان افغانستان، با تزویز، شر و منافقت، حقایق تاریخی دیگران را تحریف می کنند تا مقاصد شان برآورده شود. عدم درک این واقعیت که از کنار نزاکت های اجتماعی می گذرند و به افراد و اشخاص سوء توجه می کنند، افکار بسیاری را در گرو دیگران، مصادره کرده است.

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us