څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

«القاعده» در افغانستان و «الفايده» در پاكستان


«القاعده» در افغانستان و «الفايده» در پاكستان

نوشته ی محمد اسماعیل یون

برگردان از پشتو به دری: مصطفی عمرزی

یادآوری:

اين مقاله نيز در شماره ي 2- 1387 شمسی نشريه ي «قلموال»، به نشر رسيده است.

***

نزديك به يك و نيم دهه مي شود كه در جهان، بازار نوي به نام «القاعده»، گشوده شده است. اين بازار در هركجایي باز شده، ولي هوشيار كسي است كه در این بازار سیاه، سكه هاي ناچل را مروج ساخته و زر های بي بها را قیمت ببخشد؛ سفيد را سياه و سياه را به سفيدی مبدل كند.

بخش بزرگ بازار القاعده در افغانستان گشوده شده است، ولي افغانان، نه فروشنده استند و نه خريدار. کالا را مردمان ديگري مي آورند و بالای ديگران به فروش می رسانند. داد و ستد از ديگران است، ولي زمين افغانان را مانند یک منطقه ي آزاد، از آن خود کرده اند. مقدار معين محصول باید به صآحب زمين برسد، ولي اين بازار، محصولی نمی پردازد. امريكايي ها به گونه اي و اروپاييان به گونه ي ديگر بهره می برند. روسان به رنگی، ايرانيان به نحوی و پاكستان از مفاد هم مفاد مي گيرد. حاصل دست چين شده ی مفاد به پاكستان، روانه مي شود.

اگر بازار باز القاعده در افغانستان نبود و امريكايی ها هيچگاه كالا هاي خويش را در اين جا نمی فروختند، براي روسان نيز بهانه به وجود نمي آمد تا انتقام شكست گذشته ي خويش را بگيرند. ايران نمي توانست در برابر دشمنان بزرگ خود (امريكا و طالبان)، محیلانه دوستی کند. براي پاكستان هم زمينه مساعد نمي شد يكي را بفروشد و ديگري را خريد کند؛ كهنه را تخريب و جدیدش را بسازد.

هدف اين است تا شما را متوجه حقيقتي کنیم كه چه كسانی صدای دشمني با القاعده را سر می دهند؟ آنان از نام و وجود القاعده، بيش از هر كسي استفاده كرده اند، اما كساني كه به دوستي با القاعده متهم می شوند، بیشترین زیان را متحمل شده اند.

در ساليان جهاد، اسامه و دوستان او با حمايت و پشتيباني ايالات متحده ي امريكا با هيجان زياد بر ضد لشكر شوروي جنگيدند. پس از جهاد، اعضاي القاعده، تعدادي در سعودي، بعضی در افغانستان، شماری در سودان و بخشی هم در ساير كشور ها مقيم شدند، ولي اتحاد شمال كنوني و رييس دولت اسلامي آن زمان (برهان الدين رباني)، اسامه بن لادن را از سودان با طیاره ی شركت آريانا- افغان، به افغانستان منتقل کردند. افزون بر آن، به بيش از 120 عرب، تابعیت افغانستان را می بخشند.

در ساليان جهاد و پس از آن، استاد رباني با تاردوانی اخوانيسم، موفق مي شود با درهم ها و ريال هاي عربي نیز بقاي سياسي خويش را حفظ كند. در تخار، پوهنتوني به نام «عبدالله بن مسعود» را از راه سيروم عربی، تغذیه می کردند؛ ولي وقتی طالبان، يارانه ي نوی را با اسامه محكم كردند، بالای يارانه ي كهنه ي آنان با رباني، گرد نشست.

طالبان، حكومت سيار و به نام اسلامي رباني را از خاك افغانستان بيرون انداخته بودند، اما دوستي كهنه و دشمني نو القاعده، برای مخالفان آنان، حيثيت نوش دارو را یافته بود.

در يازدهم سپتامبر، بار ديگر ستاره ي اقبال مخالفان طالبان درخشيد. آنان زیر چتر طیارات بي- 52 امريكايي، جان تازه گرفتند. تمام رهزنان اتحاد شمال، مانند ياران غار، از سوراخ ها بيرون شده و به شهر ها سرازير شدند. بار ديگر پادشاه خیالی (ملا ربانی)، به قدرت واقعی رسید.

طالبان، مزه ي دوستي با القاعده را چشيدند. تخت و بخت ملا عمر، هر دو واژگون شدند. در كنار مخالفان داخلي، كشور هاي خارجي نيز از دوستي و دشمني با القاعده، استفاده هاي لذت بخشی کردند.

اگر از رهگذر داخلي،‌ اتحاد شمال به رهبري رباني، از آغاز از منظر اخوانيسم، بالای اسامه و استاد او (عبدالله عزام) افتخار مي كردند و از دوستي و دشمني آنان به خوبي استفاده ها کرده اند، به سطح خارجي، پاكستان، كشوري بود كه در ايجاد القاعده و ساير گروه هاي عربی،‌ امتيازات بيش از حد را از عربان و دنياي غرب به دست آورد.

پس از آن که جايگاه «جارستان» شد، اول تر از همه، پاكستان با روی گشاده از بهر شادماني امريكا، براي مقابله با القاعده، وارد میدان می شود. جنرال مشرف در بخش حمايت از جنگ بوش، در گزينش «بلي» و «ني»، خيلي زود گزینه ی «بلي» را برگزيد. او بعداً وضاحت می دهد كه در سياست، دوستي و دشمني پايدار نيستند. دوستي و دشمني به اساس منافع ملي كشور ها، صورت می گیرند. اكنون، منافع ملي پاكستان مهم مي باشند، نه القاعده و طالبان.

طالبان كه در جامعه ي ما، شبیه يتيمان و كودكان بي سرپرست استند، از رهگذر سياسي نيز در يك زمان بسيار دشوار، ‌بي سرپرست شدند. آنان حمایت ياران پنجابي و برادران اسلامي را با چشمان خويش مشاهده كردند. پاکستانی ها حتي از سفير طالبان، ملا عبدالسلام ضعيف، نگذشتند. او را براي اثبات دوستي خويش با امريكا، به عنوان لقمه ي چرب، هديه كردند. پاكستاني ها، دوستي كهنه با القاعده را به دوستي نو با امريكا، عوض كردند و در مقابل آن،‌ نزديك به بيست ميليارد دالر امريكایی به دست آوردند.

از آغاز سرکوب القاعده تا كنون، كمك هاي نهان و آشكاري كه امريكا با پاكستانی ها کرده است، شانس های طلايي آنان محسوب مي شوند تا چند عرب ياغي و طالب بي فکر را به بيست ميليارد دالر بفروشند و منافع پاكستان را تضمين كنند. پاكستان، به اين نیز بسنده نكرده است. آنان همزمان طالبان و القاعده را ايجاد و تخريب كرده اند. آنان در هر حالی، پاداش و مزد به دست آورده اند و براي منافع فردا هم عواملی را نگه داری می کنند.

پاکستانی ها بار ديگر مناطق قبايلي پشتون نشین را مهیای تحرکات ساخته اند تا بهانه ی جنگ مداوم را فرآهم آورند. به خاطر اين كه شبكه ي القاعده به گونه ي كامل از ميان نرود، شوراي رهبري آنان را در شهر هاي بزرگ سياسي و صنعتي، جا به جا كرده اند. آنان دسته هاي جنگي را در مناطق پشتون نشين، حفظ کرده اند تا همواره مهياي جنگ بوده، زيان ها و ويراني ها را متحمل شوند. با این وجود، مسووليت آن را نیز بر دوش مردم همان مناطق می اندازند تا كفاره ي تصادم با جامعه ي جهاني را هم متقبل شوند.

شگفت اين است كه اكثر اعضای مهم و سياسي القاعده در اسلام آباد، لاهور، پندي، كراچي، فيصل آباد و ساير شهر هاي پاكستان، گرفتار شده اند، ولي جنگ در مناطق پشتون نشين، ادامه دارد.

به اساس اظهارات جنرال پرويز مشرف، تاكنون 750 عضو مهم القاعده را در پاكستان گرفتار و به امريكا فروخته اند. اكثر آنان در شهر هاي ياده شده، گرفتار شده بودند. همين اكنون تعداد زياد اعضای القاعده تحت نظر استخبارات و ارگان هاي امنيتي پاكستان به سر می برند. آنان در شهر هاي مهم پاكستان، محفوظ استند. بهاي سر هر كدام، آشكار است.

وقتی امريكايی ها به قهر شوند و پاكستانی ها بی پول، جنرالان پاكستاني، يك عضو مهم القاعده را به عنوان يك لقمه ي چرب، به امریکا تحول می دهند. امریکایی ها نیز در بدل اين لقمه، انعام مي پردازند. اين بازار تا زمانی جريان خواهد داشت که سطح شعور ملي مردم بُلند برود.

افغانان بايد آگاه شوند كه جنگ براي چيست و بهره اش براي كي می رسد؟ دردآور اين است كه اگر جنگ به اساس يك احتمال فرضي، به زيان امريكا تمام شود، باز هم پاكستان، كشوري خواهد بود كه بيش از ديگران، بهره هاي فزون مادي و معنوي به دست مي آورد.

اين احتمال وجود دارد كه پاكستان در بدل قيمت گزاف، بار ديگر نيرو های جدیداً گردآوري شده ي طالبان و القاعده را بالای امريكا بفروشد و آنان را بار ديگر با سرنوشت شوم، گرفتار کند.

گمان دیگر این است که تبليغات جهانی پاكستان، اذهان قدرت هاي بزرگ را عوض کرده اند تا امنيت منطقه را اجاره بدهند. اين ظرفيت پاكستانی وجود دارد تا به ایجاد چنان نظام دینی- افراطي و عقب مانده دست ببرند كه روي اساسات اعتقادی و سياسي ضیق استوار باشد و تمام نشانه هاي زنده گي و تمدن را برچيند. آنان در قبال چنين نظامی، توجیه خواهند کرد که در واقع صلح و امنيت ناخوش آيندی را تامين كرده اند. بنابراین، منطقه به جزیره ای مبدل می شود که امنیت دارد، اما مردمش مانند جزامی ها زنده گی خواهند کرد. آنان از پیوند با بقيه ي جهان، محروم می شوند.

با در نظر داشت خطرات، افغانان و طالبان باید توجه كنند ميسر ساختن تحرکات القاعده در کشور، به نفع ما نيست. طالبان همچنان وجاهت اجتماعی خویش را از دست می دهند. تکرار تجربیات گذشته، تکرار زيان های افغانان، جامعه ي ما و خود طالبان است، اما بهره ی آن ها براي پاكستان و به كشور هايی مي رسد كه توان ساخت این ايديالوژي ها (مانند القاعده) را دارند.

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

محمد اسماعیل یون











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us