څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

القاعده يا الفايده


القاعده يا الفايده؟

نوشته ی محمد اسماعیل یون

برگردان از پشتو به دری: مصطفی عمرزی

یادآوری:

اين مقاله پس از سرنگوني نظام طالبان كه در هر گوشه اي آوازه ي سركوب القاعده گسترده شده بود و طرفداران قبلی اين گروه كه اكنون دشمنان جدید آنان استند و از كمك هاي انبوه امريكا استفاده می کنند، نوشته شده و در مجله ي «هيله» به نشر رسيده است.

***

در باره ي اصطلاح چشم سفيد، همه می دانند كه «وي آن قدر چشم سفيد است كه با جامه هايش داخل چشمان مي شود!» موشكافي اين اصطلاح، نشان می دهد كه اگر كسي عمل نادرستی انجام داده و همه بر آن آگاه باشند و خود نيز آگاه است كه چنين عملی را انجام داده، اما در قبال این پرسش که چرا انجام داده است؟ زود براي تان مي گويد كه كي انجام داده؟ من آگاهي ندارم! او با تمام عمل انجام داده شده اش، داخل چشمان شما مي شود. وی از قماش آن چشم سفيدان مي باشد كه از كار انجام داده منكر است و خود را بي خبر و ناآگاه وانمود مي كند.

اكنون چنان چشم سفيداني پيدا شده اند كه نه تنها از كردار انجام داده ي خويش منكر اند، بل مسوولیت آن را بر دوش تو، روي من و ديگران مي اندازند؛ يعني دزد را بگير! ورنه تو را می گیرد.

در جريان دو و نيم دهه جنگ در افغانستان، تنظيم هاي مختلف و رهبران همه سالار، جنايات بيرون از شمار انجام داده اند. آنان هنوز هم مشغول اند و جنايات خويش را گسترده تر مي سازند. جالب این جاست كه رنگ ها و زبان هاي اين دسته ها، آن قدر نوساني مي باشند كه انسان در شگفت مي ماند. ديروز، پُل ها را فرو ريختند، اما امروز خود را معمارگران كشور مي دانند. ديروز، جهاد را افتخار مي دانستند و نبرد بر ضد روس را فريضه مي شمردند، ولي امروز، جهاد را اشتباه مي دانند و دوستي با روسان را بقاي جان. ديروز، مردمسالاري را شرك مي دانستند، اما امروز خود را مدعيان مردمسالاري عنوان مي كنند. ديروز، 65000 كابلی را نابودكردند، ولي امروز خود را غمخواران و دوستان مردم كابل معرفي مي كنند. ديروز، اسامه «بن لادن» را با شان و شوكت عالي در طیاره ی شركت آريانا- افغان به افغانستان آوردند، ولي امروز براي كشتن و رهايي از او، از بمباران امريكا استقبال مي كنند. ديروز، جنبش طالبان براي آنان «تحريك خود جوش بود»، ولي امروز همه ي آنان تروريست شده اند. كوتاه اين كه شعار هاي ديروزي با اعمال امروزی، صد در صد در تضاد اند، ولي محرکان آن ها با چشم سفيدي بسيار، تلاش برائت می کنند. جالب است که تنظیم ها و افراد آن ها، نه تنها بر وعده ها و پيمان هاي خويش استوار نیستند، بل اعمال خويش را بر ديگران تحميل و بار می كنند.

تنظيم القاعده، آن نمونه اي ست كه از سوي خارجيان و داخلیانی كه اكنون بر ضدش برخاسته اند، به افغانستان آورده شده بود. زماني كه القاعده و اسامه بن لادن به افغانستان منتقل شدند، نه مردم آگاهي داشتند و نه هم ابراز علاقه مندي مي كردند؛ اما این، تنظيم ها و حاميان بيروني آنان بودند كه اسامه و القاعده را به دامان افغانستان رساندند. در آن زمان، برای تنظیم ها، صدقه و خيرات اسامه، سرازير بودند.

وقتی امريكاييان بر افغانستان يورش بردند و القاعده را زيانمند كردند، باز هم مفاد هجوم بر اسامه، به جنگسالاران رسید. مردم در آن زمان نيز در موجودیت القاعده، از محدويت هاي وضع شده بر افغانستان، زيان ديدند. بر اثر تقابل با القاعده، روستا ها و خانه هاي مردم ما همچنان بمباران مي شوند.

در واقع سازمان القاعده، به منبع خوب عواید جنگسالاران و كشور هايی مبدل شده است. وقتی امريكاييان بر افغانستان يورش بردند، كشور هايی مانند اندونيزيا، پاكستان، تاجكستان، ازبكستان و بقيه، بر اثر همكاري با امريكا، از ده ها ميليون تا صد ها ميليون دالر، دريافت كرده اند.

امريكاييان براي جنگسالاران داخلي ما، نه تنها انعام نقدي دادند، بل قدرت و حكومت افغانستان را نيز سپردند. بنابراين، سازمان القاعده براي دسته هاي بي قاعده و بی سر و پای افغانستان، به ابزار خوبي براي استفاده مبدل شد. اينان با استفاده از همين وسيله، تا كوچك ترين مورد زنده گي خويش را تامين کرده و سامان مي بخشند؛ يعني سازمان القاعده براي اين گروه ها به دستگاه الفايده مبدل شده است. به گونه ي مثال، گروه هاي نيمه مرده ي جمعيت و شوراي نظار كه از سوي طالبان به مرز مرگ رسیده بودند، بر اثر تقابل القاعده و امريكا، دوباره حيات يافته و به قدرت رسانده می شوند، ولي بر اثر جنگ امریکا، طالبان، قدرت و نيروي خويش را باختند؛ يعني القاعده به ابزار زيان باري براي طالبان، اما براي دسته هاي بي سر و پای جمعيت، شوراي نظار و ديگران، به الفايده تغيير يافت. شوراي نظار، نه تنها از القاعده به عنوان الفايده اي بهره می برد كه توسط آن از مرگ نجات یافته است، بل با دست آویز اين گروه، استفاده هاي ديگري نیز می کند.

اعضای شوراي نظار، مخالفان خويش را به نام طالب و القاعده نیز ياد مي كنند. آنان هر كسي را كه پسند نكنند، متهم به القاعده کرده با كمك و نيروي خارجي، از ميان مي برند. آنان خود عمل می کنند، اما به نام القاعده نیز منسوب کرده اند. خود قاتل اند، اما القاعده را مقصر می شمارند. آنان داكتر عبدالرحمن را به قتل مي رسانند، اما به نام القاعده مي كنند. حاجي قدير را کشته اند، اما طالبان و القاعده را متهم می کنند. در كابل و شهر های دیگر، ویرانگری کرده اند، اما بر دیگران بهتان بسته اند. شگفت اين است كه در تمام اين رويداد ها، به هيچ عضو بُلند رتبه و پايين رتبه ي شوراي نظار، آسيبي نمي رسد؛ فقط ديگران آسیب می بینند.

در اين جا پرسشی به ميان مي آيد كه اگر طالبان و القاعده، عداوت داشته باشند، در واقع بايد با شوراي نظار داشته باشند، نه با ساير مردم. اگر القاعده و طالبان، مخالفان شوراي نظار را از ميان مي برند، بنابراین، آنان دوستان شوراي نظار استند و نبايد امتياز دشمني آنان را به دست آورند.

شوراي نظار، فُرصت را طلايي مي داند تا براي انحصار قدرت نامشروع و براي درهم كوبيدن مخالفان، به هركار ناپسند و خلاف، دست ببرد. آنان بعداً دستان خويش را با طالبان و القاعده شسته و از اين راه بهره برداری می کنند. آنان مي خواهند در اين تلاش ها، براي امريكاييان وانمود کنند كه مشاهده كنيد! القاعده، وجود دارد و حضور شما حتمي مي باشد؛ زيرا آنان مي دانند كه اگر امریکاییان از افغانستان بيرون شوند، بر اثر خشم و نفرت مردم، تفنگسالاري شوراي نظار، عمر خیلی کوتاه خواهد داشت.

از نظر بعضی صاحب نظران، شوراي نظار تلاش مي كند خود به خلق رويداد ها پرداخته، اوضاع را تیره تر کند. بنابراین به تداوم نعمات گوناگون، هدايا و انعامات امريكا خواهد افزود.

القاعده براي مردم ما به معني آتش سوزان، اما براي شوراي نظار، «الفايده» و وسیله ی درامد است.

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

محمد اسماعیل یون











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us