څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

آن چه كه بايد دوستان خارجي بفهمند


آن چه كه بايد دوستان خارجي بفهمند

مصطفی عمرزی

ائتلاف بين المللي مبارزه با القاعده و طالبان، زماني كه باعث حضور بيش از چهل كشور در افغانستان شد، ما را در مسير تجربه اي نیز قرار داد كه پس از 17 سال، جاذبه اي كه براي مسرت از پیوند با جامعه ي جهاني داشتيم، بسيار ناچيز شود. در اين مقاله از مفادی که از این پیوند، متوجه افغانان شد مي گذرم و بر اين بسنده مي كنم كه آيا آن چه را كه دوستان خارجي به عنوان تامين حقوق انسانی در افغانستان، يادآور مي شوند، جفايي جهت تضعيف اکثریت نبود؟

حاكميت طالبان با كمترين فهم سياسي سقوط كرد و جامعه ي پشتون هاي افغانستان پس از تجربه ي تجاوز شوروي و كشيده گي هاي ناشي از حاكميت منفور تنظيمي، خود شان را در ميدان ديگري يافتند كه ظاهراً و به معني تامين عدالت و سهم ساير اقوام نیز سرنوشت آنان و اقليت هاي افغانستان را در گرو احزاب، تنظيميان، اشخاص وابسته و بقاياي حاكميت سياه ملا ربانی قرار می داد.

دوستان بين المللي كه اكنون اعتراف مي كنند هيچ برنامه ي مدون و درستي براي افغانان نداشتند، فقط پي گيري موضوع دشمنان خود را اولويت می دادند. آنان در اين مسير و در همراهي با جناح هايی كه دوسیه هاي قطور جنايي و پشتون ستيزي داشتند، موضوع تامين عدالت اجتماعي را به نفع گروه هاي همكار و تاراج های برنامه ريزي شده ای كه از سوي انجو ها تطبيق مي شدند، بيشتر از همه به زيان تبار ما رقم زده اند.

پس از گذشت فقط چند سال از حضور جامعه ي جهاني در افغانستان، پشتون هاي افغانستان با بيشترين زخم هاي ناشي از جهاد و حاكميت تنظيمي و بار اشتباهات طالبان،‌ فقط بر اثر همت معدود سياستگران و فرهنگيان خویش، قامت برافراشته اند. آنان در سرزميني كه با زور ابا و اجدا آنان، دوباره احيا شده بود، با سختي و دشواری، برای تامين حقوق خود در جايگاه سياسي، اجتماعي و فرهنگي ایستاده اند.

آن چه بر نارسايي كار ها مي انجامد و به گونه اي مانع رسيدن مردم به رفاه و تامين عدالت اجتماعي واقعي مي شود، تحميل برنامه هاي خارجي و ناتجربه شده بود كه با تقسيم غير عادلانه ي قدرت و ذهنيت هاي ايجاد شده ی آن، وانمود مي كردند آن چه زير سايه ي خارجيان انجام مي شود، شكستن انحصار پشتوني براي درآمد غير پشتوني نیز است.

پس از 17 سال تجربه، اكنون از آدرس دوستان بين المللي مي شنويم و مي خوانيم كه يكي از مهمترين دلايل براي كشاله دار شدن قضيه ي ناامني و بحران افغانستان، به حاشيه كشاندن پشتون ها و تفویض امتيازات بيش از حد براي مخالفان آنان بود كه به نام ديموكراسي و تامين حقوق اقليت ها نیز توجيه مي شد.

جامعه ي افغانستان را براي جفايی كه با پشتون ها کردند، از اين رهگذر، با بي توجهي و تبعيض، با بستر هاي بزرگي از سربازگيري مخالفان و كشت كوكنار به حاشیه کشانده اند. عدم توازن در تقسيم قدرت دولتي و انحصار گروهك هاي غير پشتون در مركز كه به دلخواه خود هرچيزي را از قلب كشور در چهار سوي مملكت هدايت مي كنند، در واقع نخستين ستم واقعي ملي با تحميل فشار بر اکثریت را شكل داده است که بُعد بسیار مهم قضایای چند سال اخیر می باشد.

پیام ما براي خارجيان اين است كه افغانستان، پيش از آن كه درگير ديموكراسي انجويي و سفارشي باشد و در آيينه ي دیگران، گویا قامت تمدني و رفاهي ببيند، از مسير تجربه ي افغاني، صاحب شان و عزت بود! بنابراين براي اين كه واقعاً و براساس معيار هاي اخلاقي، حداقل مفاد واقعي خارجی برسد، جامعه ي ما را با واقعيت هاي آن بپذيرید! اجازه دهيد براساس تجربيات و باور هاي خود ما، رشته ي قطع شده اي را كه با كودتاي ناخواسته و شوم سرطان 1352، باريك كرده بودند و در هفت ثور 1357 كاملاً قطع شد، دوباره وصل كنيم.

بهتر است با آگاهي از تجربيات تاریخی، ديموكراسي واقعي يا خاطرات خوشي را كه ده سال تجربه كرده بودیم و در ماضی اش دو جنبش فكري و آزادي خواهي مردم ما (مشروطيت اول و دوم)، پشتوانه بودند، با شناختي كه از سياست ها، همسايه گان و بيگان گان يافته ایم، ضمن توجه بر نياز هاي واقعي خود، در مسيري برویم (حق) كه استحقاق مردم دردمند و رنجديده ي ماست.

تامين عدالت اجتماعي در هيچ كجاي دنيا و در هيچ تاريخي سابقه نداشته است كه در ماجراي همانند تقابل طالبان و جامعه ي جهاني كه خود بحثي كاملاً مجزاست، كساني و افرادي را مجري سياست ها و تطبيق برنامه ها كنندكه به دنبال القاعده و طالبان، از سوراخ ها و کوه ها خود شان را داوران قضيه ي افغانستان ساختند. آنان با برچسپ طالب، بخشي از جامعه ي افغانستان (پشتون ها)‌ را به حاشيه كشاندند. آنان با توزيع غير عادلانه ی قدرت، ذهنيت هایي ايجاد كرده اند كه اينك در سالیان پيمان استراتيژيك با امريكا و ناتو كه دور دوم مناسبات مهم ما با جهان را رقم زد، گرايش هاي قومي در بستر چور و چپاول دارايي هاي عامه، مبدل به فرهنگ شده است.

دشمنان با اراده هايی كه به عمد و قصد، مساله ي طالبان را به بن بست مي برند، با گونه اي از ستم ملي واقعي و معضلات اجتماعي گوناگون، به ويژه پشتون هاي افغانستان را جهت تامين حقوق، برای تحریک افراطي و عصبي نیز تشويق مي كنند كه پيامدي جز تداوم بحران اجتماعي نخواهد داشت.

اميدوارم دوستان بين المللي با درك اوضاع و واقعيت هاي جامعه ي افغانستان، در اين نوبت كه بر اساس پيمان ها و تعهدات، خوداختياري هاي غير قانوني نيز ندارند، براي كمك به افغانستان و جامعه ي پشتون ها كه كمترين اغماض در برابر آنان، بستر ديگر مشكلات فرامنطقه يي نیز خواهند ساخت، ما را با درنظر داشت ظرفيت ها، نياز ها و خواسته هاي ما در مسيري كمك كنند تا با تجربيات داخلی عدالت اجتماعي، ديموكراسي واقعي و آزادي بيان متكي بر ارزش هاي اخلاقي و انساني را خود نهادينه سازیم.

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us